The first 197 lines.
وقتی تو و کیسی پیدام کردین تازه از حفره دراومده بودم
«آنچه گذشت»
اگه اینجا نبودی، نمیدونم چه اتفاقی میفتاد
اولین سوالی که باید از خودتون بپرسین اینه که زیر اون زمین چی نهفتهست؟
نپرسیدم چون جوابی براش نداری
هنوز ندارم. ولی سوالاتی دربارهش دارم
من چهار سال تو دهه ۱۸۸۰ زندگی کردم
وقتی اونجا بودم، پسری به اسم رویال رو دیدم که جونم رو نجات داد
خانم تربی شما تمام کسایی که میان شهر رو میشناسین
احیانا این خانم جوان رو ندیدین؟
نه. فکر نکنم
پری ابوت کجاست؟
ایمی ابوت سه روز پیش ناپدید شده
تصمیم گرفت بره دخترش رو پیدا کنه
مسئله اصلی امروز مزرعه ابوته
پری ابوت شرایط وثیقهش رو نقض کرده
اون پونصد هزار دلار نیاز داره وگرنه مزرعهش رو از دست میده
- سیسیلیا، راست میگه؟ - اوهوم
خدا من رو ببخشه اگه اتفاقی برای نوهم بیفته
اگه ایمی بفهمه به مادرش چی گفتی
میبخشتت؟
میگن شیش روز طول کشیده تا زمین تشکیل شه
از کجا میدونن شیش روز بوده؟
قبل از اینکه مفهوم روز وجود داشته باشه چطوری تونستن همچین چیزی رو تعیین کنن؟
از کلمات برای توصیف نحوه حرکت زمان
خمش و تکرارش استفاده میکنن
ولی اینها صرفا یه مشت کلمهن
هیچکس نمیتونه زمان و ماهیتش رو به درستی درک کنه
چه توسط کرونوس هدایت بشه چه به تنهایی و مطابق میل خودش حرکت کنه
هیچکس درک نمیکنه که زمان باید شکسته میشد
تا انسان خلق شه و وجود داشته باشه
و هیچکس هم نمیدونه که بعد از اون خدا این شکستگی رو رفع کرده
یا میخواسته ببینه
ما چه جوری با این مشکل دست و پنجه نرم میکنیم
آیا هستیمون رو تعریف میکنه و شکل میده
یا بهخاطر تفکر محدودمون
ما رو مضحکه عالم میکنه؟
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
...لحظه
...افزایش
...اونها
براشون مهم نیست
ولی من اهمیت میدم
...اول
میتونم بهشون بگم
لوئیس با مادرم توی رودئو بود
...و تو
شما بابابزرگ
شما همه چیزمین
و واقعی بودین و این خیلی قشنگه
خیلی برام مهمه که این بینمون مشترکه
عمیقا
...میخوای
«محدوده بیرونی»
ممنون
حالش چطوره؟ - هنوز خوابه -
از کجا میدونستی؟
چی؟ که ایمیه؟
میدونستم
بهنظرت از کجا درگیر ماجرا شده و این چیزها رو میدونه؟
احتمالا دستش به اون کانی رسیده
همچین اتفاقی برای تو هم افتاد؟
از اینجور الهامات داشتی؟
تو دو سال پیش مُردی توی آغوش من
فرار کن
یه چیزهایی به صورت تیکه تیکه ولی نه اینجوری
بهنظرت میدونه ایمی کجاست؟
اگر هم بدونه به ما نمیگه
فکر نمیکنی بتونی از زیر زبونش بکشی؟
سعی کرد من رو بکشه سیسیلیا
بهخاطر یه سری کسشرهای مربوط به سرنوشت کیهانی
چیزی که از روز اولی که اومد اینجا تو سرش بوده
خب باید چه کار کنیم؟
نمیدونم
همینطوری ادامه بدیم تا ببینیم چی پیش میاد
به رت بگیم؟
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
سلام بابا
میخوام یه سر بیای اینجا
مسئله مهمیه پسرم
باشه سعی میکنم سریع خودم رو برسونم
ماریا؟
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
سلام
خوبی؟
حس میکنم خدا داره یه دل سیر بهم میخنده
چون واقعا فکر میکردم دارم وابنگ رو ترک میکنم
موقتیه
وقتی داشتیم فرار میکردیم مسیر درستی رو پیش گرفته بودیم
...فقط
یه گله گاومیش کوهاندار بهمون حمله کردن
وقتی راه بیفتیم سمت وایتفیش
دیگه بازگشتی تو کار نیست
میخوام تا اون موقع برگردم سر کارم
مرخصی گرفته بودم
راستش اصلا استعفا نداده بودم
گمونم ترس بهم اجازه نداد
کجا بودی؟
نمیخوام بذارم کسی ببرتش
مخصوصا وین
نمیدونم چطور میخوایم تا دوشنبه پوله رو جور کنیم
چند ساعت خواب بودم؟
خیلی وقته. نگرانت شدیم
چطوری؟ - خوبم -
مطمئن؟ چیزی درباره آیندهت ندیدی؟
دیدی یا نه؟
اگه چیزی هست که باید بهمون بگی همین الان بگو
من همیشه باهات صادق بودم رویال
ولی این چیزیه که برای تو تازگی داره
ایمی رو ندیدی؟ نمیدونی ممکنه کجا باشه؟
نه
قبلا گفته بودی هیچی از قبل از نه سالگیت یادت نمیاد
ایمی هنوز نه سالش نشده
پس شاید این قسمت قضیه هنوز اتفاق نیفتاده
چی از جونم میخوای؟
که بفهمی گم شدنش چقدر دردناکه
من هرگز بهت آسیب نمیزنم سیسیلیا
میرم قدم بزنم
باشه
دقت کردی زخم روی سرش دیگه نیستش؟
آره
چطورین؟
خوب
حفره برگشته. میخوام نشونت بدم
تو انبار منتظرتم
این ماجراها نمیترسونتت؟
چرا خیلی
ولی چه بترسم چه نه خود به خود قرار نیست حل بشه
پس باید باهاش کنار بیام
راستی، من یه عذرخواهی به ماریا بدهکارم
وقتی اومد از خودش عذرخواهی میکنم
ممنون
پس آتم، همون ایمیه؟
آره
خب این چه مفهومی برای ایمی داره؟
نمیدونم
ولی باید ایمی و ربکا رو پیدا کنم
که مطمئن شم تا جای ممکن از اینجا دور میمونن
چه کمکی از دست من ساختهست؟
من و مادرت قراره بریم دنبالشون
میخوام تا وقتی برمیگردیم چشمت به آتم باشه
یه جوری میگی انگار مطمئنی قراره کار بدی بکنه
چون کرده
و تا جایی که من میدونم قراره ادامهش بده
مامان
هی
گرسنهمه
باشه
الان یه چیزی برات درست میکنم
حالت چطوره؟
خواب بدی دیدم
نه - چیزی نیست -
نه
نه
نه
آره. کابوس دیدی
ولی دیگه تموم شد
آفرین دختر خوبم
برو دندونهات رو مسواک بزن
هنوز خیلی زوده برگردی
این عکسه رو سال چهارمی که اونجا بودم گرفتن
دیگه نباید ازش طفره بریم
بهم بگو چه اتفاقی افتاد
بنگاه املاکی که این خونه رو ازش خریدیم رو یادته؟
املاک و مستغلات شلتون کیپ؟
اون چهارمین شلتون کیپ بود
شلتون کیپی که من دیدم
سعی کرد به یه دختر شوشونی تجاوز کنه
بعدش هم افتاد دنبال من و میخواست بکشتم
...لطفا
آروم باش و به حرفهام گوش بده
قاضی کی میاد؟
باشه. بهش بگو یه سر میام
میبینم که هنوز اینجایی
بیلی داره کم کم خوب میشه
امروز صبح صدای خوندنش رو شنیدی؟
نه
ازش پرسیدم صبحونه میخواد یا نه
فقط نگاهم کرد و سرش رو تکون داد
شاید هنوز هم بهخاطر اینکه اینطوری رهاش کردی ناراحته
مزرعه ابوتها چی شد؟
میخوام فورا بفروشمش
وقتی بهمون گفتی یه میلیون دلار بابتش بهشون پیشنهاد بدیم
میدونستی چی تو چراگاه غربیه؟
آره
پس چرا چیزی بهمون نگفتی؟
چون شما سه تا هنوز آمادگی درکش رو نداشتین
...اگه این بار اشتباه کنی
خودم میدونم چه اتفاقاتی در جریانه
همه چیز رو خوب یادمه
من از کما بیرون اومدم
و صدای بیلی هم داره برمیگرده
همهش بهخاطر چیزیه که تو چراگاه غربیه
خر نیستم. میدونم قراره چی نصیبم بشه
خب پس بهتره بذاری کمکت کنم
نیازی نیست بهم لطف کنی و سرم منت بذاری
به وقتش خودم بهت میگم
No comments yet. Be the first to leave one.