The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
عزیزم؟ - بله؟ -
بیرون هوا سرده و خیلی وقت هم هست داریم پیاده میریم
چرا مثل مردم عادی نمیریم پیش یه درخت کریسمس؟
چون نمیخوام اولین کریسمسی که باهم هستیم عادی باشه
میخوام فوقالعاده باشه
خب، وقتی اینجوری میگی آره - آره -
ولی جدی، چقدر دیگه مونده؟ چون پاهام درد گرفته
ایناهاش - چی؟ -
درخت کریسمس خانواده شریدن
نگاش کن
صبر کن ولی - چیه؟ -
خب، من هنوز شریدن نیستم و خانوادهام دارن میان
پس اینجوری
نمیشه درخت کریسمس خانواده مونرو-برنر-شریدن؟
باشه، ولی اون موقع باید خواهرم مری رو هم حساب کنیم
پس الان درختمون میشه
درخت کریسمس خانوادگی برنر مونرو کلیورزدل شریدن
...این - شبیه شرکت حقوقی شده -
فکر کنم خوبه که دانا و جینی نتونستن بیان
اگرچه خیلی هیجانزده بودم که خواهرهات رو ببینم
میدونم، به قسمت خوبش فکر کن الان بیشتر میتونیم تنهایی
با والدین تازه طلاق گرفتهات بیشتر وقت بگذرونیم
حسابی عالی میشه
باشه؟
و از وقتی مادرم مرده کریسمس خانوادگی بزرگی نداشتم
خب، اینم یه دلیل دیگه که حسابی این کریسمس رو عالی کنیم
بهت میگم چی دیگه خیلی خوبه
اینکه مامانت با یه نفر از ویرجین ریور
رابطه یواشکی داشته
و تو هم کارت رسید به اینجا
داشتم بهش فکر میکردم
برام سواله که شاید یه سری کارت پستال گذاشته باشه
یه جایی که بتونیم ببینیمشون و یه تصویری تو ذهنم دارم
شاید بخاطر همین کشیده شدم اینجا نمیدونم
شاید
و جویی مطمئنه که مردی که اون نامههارو نوشته بابای واقعیت هست؟
میگه هست، ولی نمیدونم
اول باید نامههارو بخونم و بعدش تصمیم میگیرم چیکار کنم
یعنی منظورت اینه که تلاش کنی پیداش کنی یا نه؟
یا اینکه وانمود کنی وجود نداره؟ آره، آره
خب، یه چیزی که میتونم بهت بگم اینه که کریسمس کامل ازت حمایت میکنم
هر چیزی که بخوای - ممنون -
و شاید یکم جواهرات؟
بیا درخت رو بیاریم
زود باش، یکم کار کن - چیکار کنم؟ عقبش رو بگیرم؟ -
باشه - باشه، خیلی خب -
خیلی خب
فکر کنم همه چیز رو تو خونه محافظ کودک کردم
پس بچههای مری جاشون امنه
آره، انباری رو هم در برابر مایک محافظ کردی میشه یکم چیپس بخورم من
خواهرت کی میاد؟
خب، پروازش به تاخیر افتاده پس هنوز پرواز نکردن
ولی والدینم الان باید داخل هتل بی اند بی باشن
...اگه کاری از دستمون برمیاد این هفته
فقط باهاشون خوب باش
...نه خیلی جدی، ولی
آره، ممنون که مشخص کردی
کریسمس نزدیک بود خیلی سریع عجیب بشه
چیه، من خیلیم جذابم، مگه نه؟ - آره، متوجه شدم -
همینطور چیزی که زیر شلوارمه
حتما شوخیت گرفته - مشکل چیه؟ -
مری تو بوستون برف گیر شده قرار نیست برسه
نه، خیلی ناراحت کنندست
خب، خیلی ناراحتکنندهست
وقتی بچههاش اینجا نیستن
مامان بابام فقط همدیگه رو دارن که روش تمرکز کنن
شاید، نمیدونم برگردن به هم؟
بیخیال، الان تو فصل امید بیپایانه
درسته؟
خودم میرم - باشه -
مایک - آقای شریدن -
بابا، کریسمس مبارک اینجا چیکار میکنی؟
رفتم داخل هتل بی اند بی و یهو مادرت
و دوست پسر جدیدش رو دیدم
معلم هنر؟ - خودشه -
میدونستیم قراره بیاد؟ - نمیدونستیم -
و امکان نداره وایسم اونجا و بوسیدنشون زیر دارواش رو نگاه کنم
باشه، خیلی خب، سینت مری تو برف گیر کرده پس قرار نیست از اتاق مهمون استفاده کنه
فرض کنید خونه خودتونه
و منم با مامان صحبت میکنم
رفتن سمت بار جک
و لطفا به مادرتون بگو
که اگه خاویر برای نقاشی خانوادگی شریدن اومده اینجا میتونه بمونه
در غیر این صورت باید فورا برگرده به ساکرامنتو
فکر نکنم بتونم دقیقا اینجوری بگم
باشه، باشه خودت یه جوری بهش بگو
و شروع شد
واو
خیلی خب، بهم خبر بده اگه چیزی شد
چه خبر شده؟
ظاهرا مری برف گیر شده
و مامان تصمیم گرفته دوست پسر جدیدش رو بیاره
که باعث شده بابام خیلی ناراحت بشه
خب، به نظر میرسه شروع خیلی خوبی داشتیم
شاید کریسمسی بشه که هیچوقت فراموش نمیکنیم
بفرما - هی -
عمو جک - سلام بچهها -
خاله مل - هی بچهها -
سلام
چطوری؟ - تو واقعا عمو من هستی؟ -
خب، هنوز نه، ولی به زودی میشم
ولی ضرر نداره آزمایشی این اسم رو امتحان کنی، نه؟
هی، کریسمس مبارک
هی، از دیدنت خوشحالم
بچهها، خیلی خوبه بچهها خیلی خوشحالن که اومدن اینجا
آره، خیلی ممنون که دعوتمون کردید - بیخیال، شوخی میکنی؟ -
خوشحالیم که همهتون تونستین بیاین
و خیلی مشتاقم که با خانواده جک آشنا بشید
یعنی، میدونید کسایی که ازشون موندن
داستانش طولانیه بیا، من برات آویزونش میکنم
بیا، کاپشنت رو بیرون بیار
کسی قهوه یا کاکائو داغ با مارشمالو میخواد؟
آره؟
کی میخواد بازی کنیم؟ - من -
آره، بیاین بازی کنیم، خیلی خب - آره -
خدای من، خیلی بزرگن
میدونم - واو -
خب، من نامههارو آوردم
...آره، خیلی خب
بیا بعدا یه نگاهی بهشون بندازیم
باشه، آره - باشه -
حسابی قراره سر و صدا کنن
کی؟ - نیک و جو الن -
نمیدونستم رقابت مسابقه دکور درخت کریسمس اینقدر شدیده
جایزه نفر اول چیه؟
یه کیک و یه سال حق پز دادن در موردش
و اگه چیزی خوشمزهتر ازون کیک باشه
طعم شیرین بردن هست
این روح کریسمسه
...حالا که صحبت از روح کریسمس شد
تخممرغهای ما کجاست؟
رم رو که فراموش نکردی، نه؟ - معلومه که نه -
...چون تخممرغ بدون رم
فقط کاستارد کریسمسی هست
به سلامتی - به سلامتی -
به سلامتی
صبر کن، صبر کن، داخل مال خودت رم ریختی؟
معلومه که نه
برای بچه بده
باورم نمیشه قراره یه بچه کوچولو داشته باشیم
جفتمون خیلی هیجانزده هستیم
بالاخره
هی، این از قبل برنامهریزی نشده بود و بچهدار شدن یه تعهد خیلی بزرگه
فقط میخواستم مطمئن بشم که برای این اتفاق آماده هستید
و لعنتی، حتی کانی رو هم راضی کردید
ناراحتم که به کریسمس نرسیده
خب، خیلی کار با ارزشی کرده که حواسش به خواهرزادهاش تو یوریکا بوده
خوشحالم که مامانت قراره بیاد
به طور تعجببرانگیزی منم همینطور
این اواخر خیلی با هم خوب بودیم
خیلی دوست داره که یه کار مهم دارم
و برای اولین بار تو زندگیش بهم افتخار میکنه
مطمئنم اینکه بهش بگی حاملهای چیزی رو عوض نمیکنه
صبر کن، متاسفم
هنوز به مامانت نگفتی که حاملهای؟
فقط میخواستم یه کریسمس خوب باهاش داشته باشم
قبل از اینکه دوباره به تصمیمات من شک کنه
لیزی، باید بهش بگی
اگه یه جور دیگه بفهمه خیلی بدتره
قبول دارم
ما به مامانبزرگ رز گفتیم و مامانت بالاخره میفهمه
بهتره تا وقتی تو روحیه تعطیلات هست بهش بگی
آره، فکر کن یه هدیه هست
شاید مثل ما خوشحال بشه که نوهدار شده
شما از لحاظ فنی نتیجه ندارید الان؟
بیا موهای خاکستری رو جدا نکنیم
فکر کنم اگه قراره مامان بشم
نباید از حرف زدن با مامان خودم بترسم
خوشحالم که همچین حرفی میزنی
چون منم به اندازه جو الن اصلا تو رازداری خوب نیستم
خیلی خب، قبل از اینکه بریم نمایش بهش میگم
خیلی خب، بیاید به سمت راست انجامش بدیم ...و یک
دوباره بگو چرا باید درخت کریسمس انسانی باشم؟
میتونستم نقش کمرون رو بازی کنم
چون میوریل مسئول انتخاب بازیگرها بوده
و اون و دکتر رابطه خوبی با هم دارن
باشه، خیلی خب
خوبه
میشه درخت کریسمس بیاد لطفا
برت، نوبت توعه
واقعا نسبت به هم جاذبه دارن، نه؟
اصلا نمیشه چشم ازشون برداشت
برام سواله رابطه می دسامبرشون چقدر طول میکشه؟
بالاخره تو ماه دسامبر هستیم
به نظرم تا همیشه میتونه دووم بیاره
هر روز نمیشه یه شریک رقص بینقص پیدا کرد
هی
تاریخ اولین نامهای که فرستاده رو ببین
به نظرت این برای وقتی هست که مامان و بابا کلویی رو از دست دادن؟
حتی متوجه تاریخ روش هم نشدم
به نظرت بابا پیش مامان نبوده؟
نمیدونم، به نظرم جفتشون نا امید شدن
یعنی، میدونیم از دست دادن یه بچه میتونه دو نفر به هم نزدیک کنه یا از هم دورشون کنه
فکر کنم برای اونا دومی پیش اومده، میدونی
ببین... این خودشه
این خودشه قطعا در مورد تو بهش گفته
میخواسته تو زندگیت باشه
ولی مامان میخواسته با بابا بمونه تا خانواده رو دور هم نگه داره
پس از دست دادن کلویی اونارو از هم دور کرده
No comments yet. Be the first to leave one.