Bitten

Bitten

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Bitten S01E04 Grief 1080p WEB DL DD5 1 H 264-NTb Zirkhaki IMDB-DL
A Commentary by zirkhaki
IMDB-DL زیرخاکی تقدیم می‌کند: کاری از تیم ترجمه

Tags

web
1080
Published on: 2014-02-07
Downloads: 26
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...آنچه گذشت

.بايد اين رو ببينيد

چيه؟ - .اون فقط يه بچه بوده -

شماها چه غلطي مي کنيد؟

.ما نقشي در اين نداشتيم

,اولين قتل در حومه شهر بوده

,دومي در حياط پشتي ما اون چه نقشه‌اي داره؟

...الينا پرونده دورگه‌ها رو بررسي کرده

مخصوصاً اونايي رو که اخيراً .با گله مشکل داشتن

.با "زکري کين" شروع کرده

هيچکس بيشتر از دانيل سانتوس .از گله، متنفر نيست

مي‌دونيم که يه دورگه‌ي جديد .باعث اين وقايع شده

يکي اون بيرون هست که اطلاعاتش .در مورد شابعه دورگه، از ما بيشتره

."کارل مارستن"

.فقط مي‌خوايم بدونيم کي گازش گرفته

.يه سوال يک ميليون دلاري

.تو سه آدم بي‌گناه رو کشتي

.اونا خيلي راحت از پا در ميان

تا حالا در لحظه مرگ به چشماشون نگاه کردي؟

يه دورگه‌ي قاتل ديگه هم .از صفحه‌ي روزگار محو شد

.يه خانمي هست که منتظرمه

.پس بيا هم رو بغل کنيم، پسر

.بغل کن

.صبح به خونه برمي‌گردم

.مي‌بيني، به همين نياز داشتم

.لحظاتي با تو بودن در تنهايي

چي شده؟

.بايد همين حالا برگرديم

،در آيين گله‌‌هايي که قبل از ما بودند

،و گله‌هايي که در پي مي‌آييند

...گرد هم آمده‌ايم تا به يکي از همنوعانمون

.بدرود بگوئيم

..."پيت"

.منحصر به فرد بود

...او هر روز و شب در پي اين بود

.که از زندگي به نحو احسن بهره ببره

.هم خانواده بودن با تو يه افتخار بود

...من خاطرات شگفت‌انگيزي

.با "پيت" داشتم...

...،اين زندگي

...هميشه برام اسون نبوده، اما

يجورايي "پيت" هميشه مي‌دونست ...که کار درست چيه

.و من رو راهنمايي مي‌کرد

.پيت" همه اطرافيانش رو خوشحال مي‌کرد"

.خيلي ناجور دلتنگت مي‌شم

.مرگت بي‌جواب نمي‌مونه

تنها چيزي که "پيت" مي‌خواست .نشون دادن عشقش بود

اون به قتل رسيده

توسط يه هيولا که از ما متنفره

و همچنين از تمام چيزايي که .ما بهش احترام ميذاريم، متنفره

مطمئنم اون همون دورگه است .که "پيت" رو کشته

.اون حروم‌زاده داره ما رو مسخره مي‌کنه

"آنتونيو"، تو و "نيک" ،به سمت شرق برين

.ما هم به سمت غرب مي‌ريم

کجاست؟

.همينجا بوده

.اين کاپشن "پيت"ـه

.داره برامون طعمه مي‌ذاره

.بوش رو از دست داديم

.اون رفته

.هنوز مي‌تونيم پيداش کنيم

،تا وقتي تغيير ‌کنيم

.اون خيلي دور شده

.حق با "آنتونيو"ئه

.امشب براي "پيت" سوگواري مي‌کنيم

.فردا مي‌ريم شکار

فصل يک قسمت چهارم "سوگ"

.متوجه شدم داري مياي

.ممنون

خوابيدي؟

.نه

مي‌خواي درباره‌ش حرف بزني؟

حرف زدن چه فايده‌اي داره؟

.يه دورگه اون رو کشته

...متاسفم، من فقط

.سخته

.مي‌دونم

مي‌دونم اين دنيا طبق ،قوانين مختلفي در جريانه

.ولي درک نمي‌کنم

چرا "پيت"؟

شايد در يه زمان نامناسب ،در يه مکان نامناسب بوده

.يا شايد اون رو از قبل زير نظر داشتن

.به هر حال، اين يه پيغام رو مي‌رسونه

چه پيغامي، اينکه آسيب‌پذير هستيم؟

.از قانون گله سرپيچي شده

نمي‌دونم تا قبل از تموم شدن اين موضوع .مي‌تونم به خونه برگردم يا نه

...ار وقتي تورنتو رو ترک کردي

تو با "فيليپ".........صحبت کردي؟

چي بهش بگم؟

بگم برادرم توي گله توسط يه دورگه به قتل رسيده؟

....اين هم از اون چيزاييه که نمي‌تونم با

.با مردي که عاشقشم، در ميون بذارم

...فقط تا قبل از برگشتن به خونه

.تکليف خودت را با اين موضوع روشن کن

.باشه

جرمي" رو نديدي؟"

.چرا، اون بيرونه

.هي

مي‌دوني که من به خاطر تو اينجام، متوجهي؟

.مي‌دونم

.ممنون

.پيت" اين بيرون رو خيلي دوست داشت"

.بگير

...چنين نيرويي از زندگي

...تبديل شده به

.يه مشت خاکستر

تا حالا واسه يه عضو خانواده .سوگوار نبودم

فقط در مراسم تدفين پدر و مادرم شرکت داشتم ...و من

.واقعاً نمي‌دونستم چه اتفاقي داشت مي‌افتاد

.تو پنج ساله بودي

...خودم رو متقاعد کردم که

...يه روز صبح بيدار ميشم و

.اونا رو توي خونه مي‌بينم

.زنده

،ديدن "پيت" در اون وضعيت خيلي داغونم کرده

طوري که از 5 سالگي تا الان .اينطور نشدم

تمام اون احساسات بي‌خانواده بودن .دوباره در من بوجود اومده

.بيا، بيا نزديک

،"الينا"

هيچوقت نمي‌تونيم جايگزين ،خانواده‌ي اصليت بشيم

اما هميشه کسايي در اينجا هستن .که دوستت دارن

.و مي‌خوان ازت مراقبت کنن

.من به اينجا تعلق ندارم

تو يک بخش مهم از اون چيزي هستي .که در اينجا داريم

.چيزي که اينجا داريم، مرگ و خشونته

.و عشق و خانواده

.و زندگي داره تعادلش رو پيدا مي‌کنه

...و پيدا کردن

.جايگاهت در بين اين دو موقعيت، ساده نيست

من نمي‌خوام بين اين دو موقعيت .اسير باشم

.من فقط يه زندگي عادي مي‌خوام

.عصبانيتت رو درک مي‌کنم

!البته که عصباني هستم ....چطور مي‌توني

اينقدر از خود راضي باشي؟

اگه من جاي اون بودم چي مي‌شد؟

باز هم همين احساس رو داشتي؟

داري مي‌پرسي که آيا سوگوار مي‌شدم؟

که واسه از دست دادنت غمگين مي‌شدم؟

.طوري که انگار فرزندم رو از دست دادم

...درباره انتقام مرگم چي

"همونطوري که درباره‌ي "پيت رفتار مي‌کني؟

.اين حس خون‌خواهي توي ذاات تو نيست، الينا

.و من ازش متنفرم

...من از هر چيزي که بعد از برگشتنم

.به درخواست تو رخ داده، متنفرم

.اين باعث برگشتنش نميشه

فکر مي‌کني نمي‌دونم؟

.تا حالا تو رو اينطوري نديدم

چون تا حالا کسي که عاشقش باشم و اينطور وحشيانه کشته شده باشه

.رو نداشتم

.آروم باش

.واسه بحث کردن نيومدم

از اون زمان که مي‌تونستيم درباره .اين چيزا حرف بزنيم زياد نگذشته

.هيچوقت توي حرف زدن خوب نبوديم

.شايد "حرف زدن" واژه مناسبي نباشه

يادمه وقتي خيلي حالمون خراب بود

.کل هفته رو توي تختخواب مي‌مونديم

.اون مال قبل بود

.همه چيز عوض شده

.نبايد اينطور باشه

...من جا و زماني بدتر از اين براي

.صحبت در اين باره، بلد نيستم

.واسه حرف زدن نيومدم

واسه خلاصي از اين عصبانيت فقط يه راه هست

.راهي که بشه اين ناکامي رو از بين ببري - ..."کلي" -

.بريم واسه تغيير

!توي روز روشن

خب، با کلانتر و شکارچي‌ها چيکار مي‌کني؟

.توي قسمت شمال غربي منطقه مي‌مونيم

.هيچوقت نمي‌تونن ما رو ببينن

،"الينا"

.از ديروز جفتمون به هم ريختيم

.با اين نياز داريم

.صبح بخير، کلانتر

تاره کارتون اينجا تموم شده؟

.همين الان

،خب، حالا که اون گرگ مرده

.اميدوارم اين قضايا تکرار نشه

.من هم اميدوارم

.هنوز چند تا سوال بي‌جواب مونده

مثلاً؟

.ما متوجه شديم که اينجا محل قتل نبوده

.يعني اون پسر، يه جاي ديگه کشته شده

...چرا بايد يه گرگ، يه بچه رو بکشه

.و بدنش رو تا اينجا بياره

.نمي‌دونم. واقعاً سوال خوبيه

.خوشحالم که اينطور فکر مي‌کني :يه سوال ديگه هم هست

کسي رو مي‌شناسي که باهات خصومتي داشته باشه؟

کسي که من بشناسم، نه. چرا؟

خب، حتي اگه اون بچه ،توسط يه گرگ کشته شده باشه

.توسط يه نفر به اينجا کشيده شده

،چرا يه نفر بايد همچي کاري کنه .مگه اينکه بخواد پيغامي برسونه

.من يه نقاش هستم

وحشي‌ترين آدمايي که باهاشون برخورد دارم .تجار کارهاي هنري هستن

.نه اونطور آدمي که همچي کاري کرده

.ما اينجا سرمون به کار خودمونه

.خودتون که مي‌دونيد

آره...اين رو هم مي‌دونم ...که در هفته‌ي گذشته

،چهار تا مقتول داشتيم ،يه گمشده داشتيم

.و اين موقعيت که نميشه باهاش جمع بست

More Farsi Persian subtitles for Bitten

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left