The first 200 lines.
یه آدم میبینی؟
آره، اونجاست
خوبه
فکر کنم ممکنه بعداً خفتت کنن
دمت گرم بابت غذا، بچه. فعلاً
راستش پل، اصلاً فرصت نشد بپرسیم حالت چطوره
خب، به نظرت حالم چطوره؟ تو خونه حبس شدم و توهم میزنم
آره. دیروز دوستم آنجلا رو نیشگون گرفت که ببینه واقعیه یا نه
واقعی بود
معلوم بود خیلی وقته یه مرد بهش دست نزده
پسر، باورم نمیشه یه عفونت ادراری بتونه این بلایا رو سر آدم بیاره
آره، اونم با داشتنِ پارکینسون
یه عفونتِ زمینهای میتونه به بدن فشار بیاره
و باعث بشه اتفاقات خیلی عجیبی بیفته
خب، حداقل یه مدت استراحت میکنی
نمیخوام استراحت کنم. کارمو از هر چیزی بیشتر دوست دارم
تو چی کار میکنی؟ اصلاً کاری میکنی؟
خب
سابقهی کاریم از عمرِ تو بیشتره
خوب جمعش نکردی
گوش کن پل، میدونم سخته
ولی خودت گفتی میخوای رو همهمون حساب کنی، همه هم پایهان
پس من و گبی مریضهاتو راه میندازیم
جولی هم حواسش به داروها و بهداشتِ خوابت هست
و هر فعالیتِ دیگهای... مربوط به اتاق خواب
که ممکنه به روحیهت کمک کنه، اگه بگیری چی میگم
همه میدونن. باشه، عالیه
بقیهمون هم نوبتی برای ورزش میایم پیشت
و کمکت میکنیم یه برنامه داشته باشی تا زودتر به روال برگردی
و شان هم رانندگیت رو میکنه
و بعدش هم ناودونهای خونهی استخر رو تمیز میکنه
این چه کمکی به پل میکنه؟ این یکی به نفعِ خودمه
برنامهریزی نقطه قوتم نیست، چون حوصلهی سر و کله زدن با بقیه رو ندارم
دوست ندارم تو کارِ بقیه دخالت کنم
واسه همین یه آدمِ کاربلد آوردیم
اوه خدا. خواهش میکنم
تا فردا صبح برنامهی هفتگیت رو آماده میکنم
ممنون از همهتون، بابت کمکتون
ما خیلی ممنونیم. مگه نه؟
از طرف خودت حرف بزن
بیخیال پل، طوری نیست
این تمرینِ خوبیه که پرستارِ بچه بشم، چون تو یه بچهی گندهای
آره، هستی. تو پسر کوچولویِ گندهی منی
میکشمت
باز شروع کرد
نگاش کن. چقدر بامزهست
واقعاً برات خوشحالم. باورم نمیشه "وسلین" قبول شدی
خیلی باحاله. این یکی مهمونِ منی
انقدر خوبه، نه؟
همیشه با ظاهرِ خوشمزهش گولم میزنه. ترفندمون همینه
گبی میخواد بدونه در چه حالم. بیا اینجا
سعی کن واسه یه بار هم که شده لبخند بزنی
چه نازی
ببخشید
هی. این هفته اوضاعتون چطور بود؟
عالی
باز هم ممنون که قبول کردی هوای دوستمون مایا رو داشته باشی
البته. معلوم بود داره اذیت میشه
از تراپیستها متنفره ولی راضیش کردیم
که تو تراپیستِ مخصوصِ کسایی هستی که از تراپیستها خوششون نمیاد
یه شعار برای محصولاتِ تبلیغاتیم
خب، دفعهی قبل تا اونجا پیش رفتیم که مارک، داشتی توضیح میدادی
که چرا از دست دونا عصبی بودی چون آخرِ فیلمی که داشتی میدیدی رو لو داده بود
قصد قضاوت ندارم ولی امیدوارم اون بحثِ خاله زنکی رو تموم کرده باشین؟
تموم نکرده
فقط به نظرم خیلی بیاحترامی بود. ۲۵ سال گذشته
همه میدونن بروس ویلیس کلِ مدت مرده بود. یعنی، همه
در ضمن، تو معلم تاریخی. میخوای بهش گیر بدی
چون بهت گفته آخرِ تئاتر همیلتون، اونا کشور آمریکا رو تشکیل میدن؟
چی... لا لا لا لا لا. میبینی؟
میبینی با کی طرفم؟ لا لا لا
پسر! این آخرِ همیلتونه
ما داریم توش زندگی میکنیم
همین الان. به صورت زنده
حرفش تموم شد؟ آره
خب
مامان
ترسوندیم. ببخشید
عادت ندارم در رو باز کنم و یکی تو صورتم جیغ بزنه
خب، بخشیده شدی
آره، در واقع دیشب هم اینجا بودم
با ماشین اومدم، تا جلوی ورودی پیاده رفتم
و یهو فهمیدم سرتاپا لباس ورزشی مشکی پوشیدم
و شبیه یه نینجای عرقکرده شده بودم
حیف شد. من خیلی نینجاها رو دوست دارم
ای بابا. لعنت بهش
این کلید یدکِ ماشینه. فکر کردم شاید لازمش داشته باشی
راستش محض احتیاط سه تا یدک ساختم
لزومی نداشت اینو بهت بگم
میتونستم فقط بگم ممنون. میتونستم فقط بگم ممنون
ممنون. خیلی لطف کردی
آره، دیگه بهتره برم
باشه. حله. باشه
شاید چون تو خونهی من آیستی خوردی
بتونی بهم یه فنجون قهوه تعارف کنی؟
باید برم سرِ کار ولی ۱۵ دقیقه وقت دارم
خب، الان فقط ۱۴ دقیقه وقت دارم
دیدی؟ چه حسی داره؟ چندان جالب نیست
نه. بیخیال
زمان داره میگذره. باشه
لیز، داشتی به این موضوع فکر میکردم
تو مریضِ منی
پس اصلاً درست نیست که من اینجا باشم
تلاشِ خوبی بود
اسموتیِ سبزِ مخصوصِ مغزت رو بخور
امروز صبح فیزیوتراپی داری
و بعدازظهر هم برایان میبرتت باشگاه
نمیتونی همینطوری سالاد رو بریزی تو مخلوطکن و بهش بگی اسموتی
اسموتی توش بستنی و سس شکلات داره و
اضافهش هم تو یه لیوان فلزیِ کوچیک میاد
اون میلکشیکه، پل
عالیه. من یه میلکشیک میخورم
الان یه میلکشیک رو درسته قورت میدم
مالتدار هم درست میکنی؟
من یه مالتدار میخورم، مامان
من مالتدار درست نمیکنم
اگه جیمی پرسید، بگو اون توپِ فوتباله که تو درختش گیر کرده
بعداً میام میبرمش
خوشحالم داری ورزش میکنی، رفیق
فردا یه مصاحبهی کاری تو "پنرا" دارم
عاشق لیمونادهاشونم. عالیه
این الان همینطوری اومد تو و لباسهای چرکشو ریخت اینجا که تو بشوری؟
نه. بعداً خودش میاد میشوره
چرا دروغ میگی؟
میبینی با چه نگاهِ قضاوتگری نگاهم میکنه؟
شبیه کوسهایه که بوی خون شنیده
آره. این همون بچهایه که اومد عروسی من
و هیچی تنش نبود جز یه شورتِ تنگِ ماماندوز؟
آره خودشه
دوباره کارشو از دست داد و مجبور شد یه مدت برگرده خونه
خیلی دوستش داریم ولی خدایی اصلاً نمیتونه گلیمشو از آب بکشه بیرون
ولی بالاخره موفق میشه، نه؟
بستگی داره
بزرگترین اشتباه والدین اینه که زیادی به بچههاشون سرویس میدن
تا مشکلی پیش میاد، سریع میپرن وسط و حلش میکنن
اینطوری هیچوقت تابآوری رو یاد نمیگیرن
شما دو تا دارین لوسش میکنین؟
کی میلکشیک میخواد؟
مالِ من با خامهی اضافه، لطفاً
خب، کلاغها کینه به دل نمیگیرن. نه، میگیرن
همین هفتهی پیش یاد گرفتم
واسه همینه دارم سعی میکنم مراقب اون یارو باشم
چرا؟ چون دهنشو سرویس کردم
هنوز پشیمونم که بهت گفتم دیروز اومدم اینجا
مثل اون موقعی که تو خواربارفروشی بودم
و داشتم تامپون و دستمال کاغذی و یه شیشه شراب میخریدم
و پسره بهم گفت: "روزِ سختی داشتی؟"
منم گفتم: "پریودِ وحشتناکی دارم."
و کاش هیچوقت اون حرف رو بهش نمیزدم
باز هم همون کارو کردم
ای بابا
خب، سریع، حالا تو یه چیز خجالتآور بگو
وقتی آلیس شش سالش بود، یه بچهی دیگه رو اشتباهی از مهدکودک آوردم خونه
وای. دزدیدنِ یه بچه که خیلی بدتره
آره. و رسماً با تعارف کردنِ شکلات کشوندمش تو ونام
چی؟ باشه، باشه. جهتِ دفاع از خودم بگم که هالووین بود. آره
اونجا چندین نفر لباس "اپتیموس پرایم" پوشیده بودن
وای. اصلاً یادم رفته بود
باورم نمیشه اپتیموس پرایمِ کوچولویِ من داره میره دانشگاه
وای، دانشگاه؟
بچهی من فقط نُه سالشه و از همین حالا دلم براش تنگ شده
تو چطور باهاش کنار میای؟
نمیدونم. فقط دارم تلاشمو میکنم
نگو. اون ۱۴ دقیقهم تموم شد
خب، حالا میدونیم مکالمهی بعدیمون رو چطور شروع کنیم
آره، اگه مکالمهی دیگهای در کار باشه
خوش گذشت
از کلید یدک لذت ببر
دیگه سر به سرِ کلاغها نذار. آره، بذار تا دمِ در همراهیت کنم
عجب خداحافظیِ معرکهای کردم
نذار خرابش کنم
باشه. خداحافظ جیمی
باشه. خداحافظ سوفی
لعنتی، کیفم. خب، اون طرفو نگاه کن
منو نادیده بگیر. همون خداحافظیِ عالی رو یادت بمونه
پسر
چطور ازش نخواستی با هم برین بیرون؟
لیز، میدونی که متنفرم از اینکه زاغسیاهمو چوب بزنی
ولی راست میگه، رفیق
دیدنش دردناک بود
آخه چرا؟
من که بهت گفتم از همون موقعی که ماشینو خرید، ازش خوشش میومد
هی، هی. باشه. فهمیدم. میدونین چیه؟
همگی از حیاطم برین بیرون! من که تو حیاطت نیستم
هی، هی. فکر کنم فعلاً همین بالا بمونم
نمیتونی بیای پایین، نه؟ دقیقاً همینطوره
کمک میخوای بیای پایین؟ نه. تو کمک میخوای بیای پایین؟
میدونی چیه؟ برو بابا. گمشو
برو بابا. سرِ من داد نزن عوضی
کمک میخوام بیام پایین
خب، میخواستی منو ببینی که بگی یه خانومِ زیبا ازت خوشش میاد
و تو هیچ غلطی نکردی؟
بهش گفتم با یه پرنده رابطه داشتم. خب، دمت گرم پس
نمیتونم به این فکر نکنم که چقدر فلج و ناتوان شدم
و شرط میبندم تو هم همینطوری
هنوز هم همهش به سارا فکر میکنی؟
نه همهش
فقط وقتی خوابم
و وقتی بیدارم
ولی اون ۳۰ ثانیهای که بین این دو تا حالتام، اصلاً
No comments yet. Be the first to leave one.