The first 200 lines.
...آنچه گذشت
دوستمون "مايکل براکستون" رو يادته؟
،خب، گم شده. ديشب
،گفت ميخواد به منطقه شما بياد
.تا حرف آخرش رو بزنه
.تا اين لحظه، با دو دورگه طرف هستيم
،بايد اون ديوونه که مُرد رو شناسايي کنيم .و بفهميم چه کسي گازش گرفته
يکي اون بيرون هست که .نسبت به ما اطلاعات بيشتري داره
."کارل مارستن"
.فقط ميخوايم بدونيم کي گازش گرفته
.آمار اين مشکلآفرين رو براتون در ميارم
.يه مجموعه يادگاري واسه خودش داره
،"يه پرستار توي "ميلواکي
."يه دانشجو در "کليولند
.همه شکنجه شدن و کشته شدن
يکي داره قاتلهاي رواني رو .وارد حيطه گرگينهها ميکنه
."زکري کين"
.يه جاي کار ميلنگه
اون اينقدر باهوش نيست .که بتونه نقشه بريزه
..."کارل مارستن"
از کي تا حالا دورگهها با هم کار ميکنن؟
.هيچوقت
."دانيل سانتوس"
جرمي" و "کلي" رو قانع کن" .بهم اجازه بدن تا به "استونهيون" بيام
بهش بگو ميخوام به هم بپيونديم .تا به اين مساله رسيدگي کنيم
.اول، دورگههاي جديد ساختن
.ما تو رو ساختيم، پس مالک تو هستيم
،بعد، مستقيماً به ما حمله کردن
.و مردم رو کشتن
.بذار زورش رو بزنه
...تبديل انسانها به يه ارتش گرگينه
.به اندازه کافي بد هست
اما به کار گرفتن قاتلهاي زنجيرهاي؟
مارستن" و "کين" با خشاب پر" .به طرف ما ميان
اين يکي رو ديدي؟
.پوستش رو کنده
.کافيه
ديگه بايد به اين کشتههايي ...که روي دستمون ميذارن
.خاتمه بديم...
وقتي "نيک" با "مارستن" تماس گرفت .اون خودش رو زود رسوند
پس به نظرم بايد فاصله بين .اينجا و "سيراکوس" رو بگرديم
...من چشمبسته هيچکس رو بيرون نميفرستم تا
.دنبال "مارستن" و "کين" بگرده
.بايد از يه روش استراتژيک استفاده کنيم
...لوگان" خبرايي از "دانيل سانتوس" داده"
.و ميخوام باهاش حرف يزنم
ها! "سانتوس" به جاي حرف زدن .فقط بلده دروغ بگه
...ميخواد يه اطلاعاتي رو بده و
.و در عوض در گله جايگاهي داشته باشه
،و ميدونم که نميشه بهش اعتماد کرد
ولي حداقل ميخوام ببينم .چي واسه گفتن داره
..."آخرين عضو خانوادهي "سانتوس
که وارد ملک ما شد .سعي کرد تو رو بکشه
.ما اينجا پشتمون به ديواره
به يه چيزي نياز دارم تا .شر اين "مارستن" و افرادش رو کم کنه
.پس بذار اين يکي رو من گول بزنم
.بذار من طعمه بشم
.من اون هرزهاي هستم که اون ميخواد
.نه
.با هم پيداشون ميکنيم
..."الينا"
.رفيق، فقط چند روز توي شهر ميمونيم
فقط بهش فکر کن، باشه؟
.دختراي کانادايي
.اونا سکسي و مودب هستن
خب که چي، واسه اينکه ديگه .بهشون زنگ نميزني ازت تشکر ميکنن
.دقيقاً
.بايد امتحانش کنم
کمکي ازم بر مياد؟
.نه، منتظر دکتر "دانورز" هستم. ممنون
."دکتر "دانورز
.يه جور آدم متفکريه
من...من فقط واسه شغل تايپيستي .به اينجا اومدم
تو...مطمئني ميخواي براش کار کني؟
مطمئنم که ميخوام شهريهـم .رو بدم، آره
.چرا از خانوادت نميخواي هزينش رو بدن
.اونا مُردن
،ببين، من تازه آگهي کار رو ديدم .اون رو برداشتم و اومدم اينجا
ببخشيد. رفيق، ميخوام يه چيزي رو ...بهت نشون بدم
به نظرم ميتونم خيلي سريع ...از پس کارهايي که
.دکتر "دانورز" ميخواد بر بيام
.اون اين کار رو ميکنه
...ببين، راجع به قضيهي خانواده
.اون يه داستان غمانگيز نيست
.نميخوام اونجوري فکر کني
.شرمنده، فکر ميکردم يه دانشجو هستي
.آره،...گاهي اين حس بهم دست ميده
.ببخشيد
...من..گوش کن، کمي درگيري دارم
...بايد با پسرعموم حرف بزنم، اما ميتونم... - .باشه -
ميشه فردا برگردي؟
.باشه
.خوبه - .باشه -
.روز خوبي داشته باشي - .ممنون -
!خب، اعتراف ميکنم
،اون دختر باعث سرخ شدن گونههات شد
.جوري که تا حالا سابقه نداشته
.نميدونم دربارهي چي حرف ميزني
.داداش، مراقب باش
اون يه حوزهي ذهنيه که .تو نميدوني چطور بايد در اون، چرخ بزني
.ميتونم چند تا نکته بهت بگم - .نه -
.قرار نيست چيزي اتفاق بيفته
.درسته، اين ماشين "براکستون"ـه
کي تماس گرفته؟
.اسمش رو نگفته
کلانتر؟
.ما با يه قاتل زنجيرهاي طرف هستيم
،آره، اگه يارو يکه الکلي ولگرد باشه
ميتونه يه قبر واسه خودش بکنه .و خودش رو خلاص کنه
،با اتفاقاتي که افتاده
ديگه نميشه فکر کرد که اين يه بازي احمقانه است، درسته؟
فصل 1 قسمت 5 "گاز گرفته شده"
"شايد در مورد "مارستن .حق با تو باشه
بين اينجا و "سيراکوس"، کابينها .و انبارهاي زيادي وجود داره
.مهم نيست
.طبق دستور بايد رفتار کنيم
تظاهر ميکنيم که ميخوايم .به کلوپ "نيک" بريم
.اون هوامون رو داره
منطقه رو جستجو ميکنيم .تا ببينيم کي رو پيدا ميکنيم
ميخواي خلاف نظر "جرمي" رفتار کني؟
.الان حاضرم اين کار رو بکنم
براکستون" رو از وقتي که سگش" .به سمت "الينا" حمله کرد، نديدم
ميگن ميخواسته بياد اينجا .تا باهات در بيفته
.سگش هم هنوز پيدا نشده
.سگش هيچوقت اينجا نيومده .خودش هم همينطور
...خب، ماشينش خالي پيدا شده
.درست در حاشيهي منطقهي شما
دارين من رو به چيزي متهم ميکنيد؟
...يه رد خون هست
.که از ماشينش به سمت زمينهاي شما کشيده شده
،ميتونه يه جايي همين اطراف باشه
.زخمي يا زمينگير شده باشه
،اگه کاري با اون کرده بودم
چرا بايد ماشينش رو در حاشيهي ملک خودمون بذارم؟
.اين نزديکي محل حادثه رو نشون ميده
!پس ما برگشتيم اينجا، دوباره
ولي ما هم ربطي به اين موضوع نداريم .جز رابطه نزديکي به محلش
.ببين، رانندهي يدککش، دوست "براکستون"ـه
شايد تا 20 دقيقه خبرش به شهر برسه
و انگشت اشارهي مردم به .سمت تو گرفته ميشه
.بذار نشونه بگيرن
.من کاري نکردم
همهي ما ميخوايم که .اين موضوع زود تموم بشه
.شما ميتونيد تمام اين ملک رو بگرديد
...چون اينجا مساحت بالايي داره
.شايد لازم بشه يه گروه جستجو تشکيل بديم
.بعضي از بوميها، اعضاي خاوادهي خودم
.اونا با منطقه آشنا هستن
اگه "مايکل براکستون" اينجا باشه .ما پيداش ميکنيم
.بابت اين موضوع ممنونم
خب، من به شهر ميرم .تا چند نفر رو بيارم
،معاون "اُنيل"، همينجا بمون
.و وقتي رسيدن راهنماييشون کن
مطمئنم شنيدي که قراره .واسه جستجو کمک کني
،موضوع دربارهي "مارستن"ـه .خودم اطلاع دارم
،احتمالاً شنيده که "براکستون" از شهر زده بيرون
اون رو گرفته و بعد .ماشينش رو يه جا انداخته
.و ما رو توي دردسر انداخته
.ما نه
."فقط "کلي
...احتمالش قويه که
.جسدش اون بيرون باشه
دورگهها زنده نميذارنش .تا بتونه حقيقت رو بگه
واسه همين به پليس اجازه ميديم ،که وارد منطقه ما بشه
.و به همين دليل توي جستجو کمکشون ميکنيم
،اگه براکستون اينجا باشه
اين بهترين موقعيت براي بهتر کردن اوضاع هستش
.يعني بايد جسد پيدا بشه
خب چرا جلوشون رو نگيريم؟
بذار من برم يه چرخي بزنم .و ببينم که چه خبره
نه با وجود اين معاون که .همهي حواسش به ماست
پليس قصد داره واسه جستجوي اين خونه .از ما تضمين بگيره
،و آخرين چيزي که لازم داريم
.اينه که کسي بخواد اينجا فضولي کنه
.پس بهشون کمک ميکنيم
...با پولي که دارن رهن ميدن
دارن جوري اينجا زندگي ميکنن .که انگار توي بهشتن
.به هيچ وجه. راه نداره
خانواده "دانورز" پيشنهاد دادن .که توي جستجو به ما کمک کنن
.به هيچ وجه نميتونه توي اين جستجو شرکت کنه
اين شهر مشکلات زيادي داشته
.فقط ميخوام کمک کنم
اُه، واقعاً، ميخواي کمک کني؟
،چرا با دور شدن از جلوي چشمم کمکم نميکني؟
.آروم باشيد. يه روز طولاني پيش رو داريم
،"کلانتر "مورگان
من و "کلي" يه خرده حرف خانوادگي داريم .که بايد بريم داخل و در موردش صحبت کنيم
کلي"؟"
.قراره به اين روش پيش بريم
.پنجاه هکتار زمين در مقابل ماست
بايد پخش بشيم و بصورت شبکهاي .در مسيرها حرکت کنيم
فردي که در دو طرف شماست .بايد هميشه توي ديد شما باشه
اگع مايکل براکستون اون بيرون باشه .ما پيداش ميکنيم
.خب
.مساله پول نيست
...خب، البته به پول نياز دارم، اما
.ولي واسه من بيشتر از اين حرفهاست
.من کتابتون رو خوندم
.تمام صفحاتش رو
اين درست نيست. چرا نبايد تمام صفحاتش رو ميخوندم؟
No comments yet. Be the first to leave one.