The first 200 lines.
در رو باز کنيد
يالا، در رو باز کنيد
زياد نميتونيم اين بيرون بمونيم
يالا، در رو باز کنيد
بتال
هي دختر، در رو باز کن در رو باز کنيد -
هي دختر هي سيروهي، يه کاري بکن-
فورا غيرنظاميها رو پوشش بديد در رو باز کنيد -
زياد فرصت نداريم، دارن بهمون نزديک ميشن
در رو باز کنيد، ما زخمي نيستيم در رو باز کنيد -
!در رو باز کنيد
!در رو باز کنيد
سيروهي، اينا کي هستن؟ ناگزالها اينطوري حمله نميکنند
اين کوه توسط يک روح تسخير شده
!چاندران! تريپاتي
سيروهي، چند نفر اون داخل بودن؟
بذاريد بيايم داخل ما زخمي نيستيم
قربان، شما بايد چيزي ديده باشيد
اون در کوفتي رو باز کنيد
!در رو باز کنيد
دستور چيه، سيروهي؟
بخوابيد
!سانوي
!لعنت بهش
بياين داخل بريد، من مراقب هستم -
بريم چه اتفاقي براي مامان افتاد؟-
بيا
اکبر
مامان
بابا، مامان کو؟ گوش کن
بابا، کجا دارن ميبرنش؟ جلوشون رو بگير، بابا
اون مُرده سانوي، اون مُرده نميتونيم کاري بکنيم
!عجله کنيد
اين ناگزالهاي لعنتي يه ارتش تمام و کمال دارن
!عجله کنيد
بريم
!اکبر، زودتر
..آروم
چاندران، تريپاتي.. من رو دريابيد اونا کُلي خون از دست دادن -
چه اتفاقي افتاد؟
مامان کجاست؟ پيش هم بمونيد، ابله -
گريه نکن، مادرت رو پيدا ميکنيم بابا -
اونا ما رو کشتن.. ما رو سلاخي کردن
دستور چيه سيروهي؟ سنگر بزنيم؟
...و
دوربينها؟ ساختمون رو محفوظ کنيم؟
بله
اوکي
هي، سيروهي
دوربينهاتون رو بديد
اينجا ديگه کدوم گوريه؟ !خيلي بزرگه
يه ارتش کامل اونجا بود
پس براي چي دست نگه داشتن؟ بابا -
فک نزن، از در مراقبت کن
مامان کجاست؟
هي، سيروهي
ببين مادرش کجاست؟
مامان کجاست؟
زود اون تختهها رو بيار اينجا
مامان آروم باش، عزيزم -
بوميها خانم مودالوان رو کجا بردن؟
نميدونم، اما اگر ببينمشون اون عوضيها رو ميکُشم
بابا، مامان کجاست؟
حاشيه درختان خبري نيست
مامان هي، سيروهي -
جلو پوشش داده شده ميريم براي پشت
جسد خانم مودالوان، همسرتون رو برميگردونم لطفا مراقب بچه باشيد
مامان
در رو باز کن وگرنه ميشکنمش
هرچقدر ميخوايد زور بزنيد
هرطور که بتونيم آماده مقابله هستيم
آروم، چيزيت نيست
در اولين عملياتت از دهن کوسه اومدي بيرون
خوش شانسي
من کجام؟
مکدونالد، برگر ميخواي؟
زخمت رو تميز کردم و بخيه زدم
پس نيازي نيست نگران باشي بعدا يه پيک مشروب هم بهت ميدم
آروم باش
گاز ناجوري زده
گاز؟
نگران نباش
کانجي، حرکتي ديدي؟ نميتونم چيزي ببينم، هيچي معلوم نيست -
اکبر؟
حق بيدار شده يه نگاهي بهش بنداز
چه مرگت شده؟ ميخواي بميري؟
!کله خراب
روز اولي مدال افتخار ميخواي؟
جوري من رو ترسوندي که هوش از سرم پريد
اون داخل چه اتفاقي افتاد؟
نميدونم
هيچي يادم نمياد
مهم نيست
سرباز شجاع
شجاع اما احمق
ديگه همچين کاري رو امتحان نکن
اگر اتفاقي براي تو بياُفته من بايد به خاله جواب پس بدم
باشه، مراقبم
بله، لطفا باش
چي شد؟ فقدان بزرگيه-
اونا فکر ميکنند ناگزال پشت اين جرياناته
بايد بهشون بگيم که ما بوديم؟ -
زده به سرت؟
دهنت رو بسته نگه دار و چشمات رو باز
اين که اون بيرون چه اتفاقي مياُفته به ما هيچ ارتباطي نداره
قرار نيست چيزي رو فاش کنيم که ما رو به دردسر مياندازه
اما اين اشتباهه
اشتباه بره به درک
من تو رو از فاضلاب کشيدم بيرون
برام کاري نداره برت گردونم همونجا، افتاد؟
اين گلولهها خيلي عجيباند
کاليبر 0.75
ناگزالها از مهمات محلي عليه ما استفاده ميکردند
ببين
!فيتيلهايه
کاملا قديميه
حرکتي ميبينيد؟ نه قربان -
اونا دارن از سلاح قديمي استفاده ميکنند
!عوضيا
ممکن بود اسم برادرم روش نوشته ميشد
يالا، برگرديد سر جاهاتون
خوبي؟ آره خوبم -
ياداو، خبر جديدي هست؟
حالش چطوره؟
ضربان قلبش عاديه اما خانم تياگي جواب نميدن
شايد بخاطر شوک باشه؟
زخمي دارن؟ چيزي نميبينم -
موهاش چي شده؟
شايد براي شوک باشه؟
آهلو، گزارش بده
تمام دوربينها نصب شدند ساختمون امنه
ديد داريم، تکرار ميکنم ديد داريم
خانم تياگي، باهام حرف بزن
نميفهمم چي ديدم
لطفا باهام صحبت کن
اون چيزي که ديدم رو ديدي؟
..داخل تونل
درست جلوي من بود، سيروهي
به چشمام خيره شده بود
داشت باهام صحبت ميکرد
ميگفت از دستورات پيروي کنم
سالهاست دنياي بيرون رو نديده
..ضعيف بود
اما قدرتش داشت برميگشت، سيروهي
اون کيه؟
قدرتش داره برميگرده، سيروهي
اون کيه؟
خانم
خانم
لطفا باهام حرف بزن
جوخه باز هستم در حال تماس با 34جيامدي
شش نفر از سربازان ما شهيد شدند ما به نيروي پشتيباني احتياج داريم
کوشال، به ياداو کمک کن که اجساد رو بياره داخل
بله قربان
ما در سربازخونه متروکه انگليسيها پناه گرفتيم
مختصات ما: 05786543
روستاييان برق اوليه رو تامين کردن از اين رو ما برق داريم
ما برق داريم
بيا کوشال، بذارش اينجا خيلي سنگينه -
اين اتاق خوب بنظر مياد آروم
...دو مظنون ناگزال داريم که
که در اتاق مرکزي رو بستند و مخفي شدند
انگيزهشون فعلا مشخص نيست
الو؟
الو؟
من ويکرام سيروهي جانشين فرمانده از جوخه باز هستم
به تخليه و نيروي پشتيباني نياز داريم
الو، ما محيط رو ايمن کرديم و منتظر پاسخ شما هستيم
لعنت بهش! يه چيزي مانع آنتندهي ميشه
الو؟
کسي صداي من رو ميشنوه؟
جوخه باز هستم در حال تماس با 34جيامدي
الو
الو؟ چي شده؟ -
پيام ميره ولي کسي جواب نميده
تمام چيزي که ميشنوم اين صداي عجيبه
ويکرام، اين چجور تجهيزاتيه؟
در يک چشم بهم زدن نصف جوخه رو شتک کردن
چطور؟
هر اتفاقي که افتاد خيلي سريع بود
اونقدر سريع که دوربينها ضبطش نکردن
بيسيمها کار نميکردن
و هرکسي که اون توو باهاش مواجه شديم
نه عادي بودن و نه ميشه گفت حمله رو در رو بود
سرباز حق هم ميتونه تاييد کنه
حق چيزي يادش نيست
به لطف جنابعالي از دهان مرگ اومد بيرون
متاسفم، جناب سيروهي
دارم سعي ميکنم به ياد بيارم
اما تمام چيزي که يادمه اين بود که خانم تياگي رو ديدم
...ما
و خبري از باقيش نيست
کمتر از 12 ساعت تا نجات مونده
فکر کنم بايد اينجا رو مقر اصلي کنيم و منتظر باشيم تا وزير بياد
بمحض اين که برسه جوخه نظامي هم مياد
زده به سرت؟
دشمنان ما در حال تجديد قوا هستن
اگر با تمام نيرو برسن اينجا ديگه راه فراري براي ما باقي نميمونه
اينجا تبديل به سلاخخونه ميشه
فکر کنم درست ميگه، ويکرام
No comments yet. Be the first to leave one.