The first 200 lines.
سلام
ببخشید دیر کردم مکس
آقای سیلورکریک - اشکال نداره عزیزم -
هر وقت آماده بودی شروع میکنیم
... باشه، یه لحظه صبر کنید من برم برم قهوه بگیرم
خواهش میکنم
صبح بخیر - سلام -
چه خبر شده؟ بچهها نگران هستن
مدام بهت زنگ میزدن کجا بودی؟
خونه بودم. فقط مدت 47 ساعت یکسره خواب بودم
هنوزم صندوق صوتیم رو چک نکردم
47ساعت؟
یه دارو رو بیش از حد استفاده کردم
ولی الان حالم خوبه
خب، چجور دارویی؟
حالت خوبه؟ - نگران نباش -
ممنون از نگرانیت
... پس من
به بچهها بگم نگران نباشن
باشه
بسیار خب، شروع کنیم؟
بله. بریم به کارش
قبل از اینکه در مورد تام و لیلا صحبت کنیم
یک مورد خانگی کوچک هست
موکل من مایل هستن که مار به آپارتمان رابرت منتقل بشه
آره
چرا؟
چون مارـه
بسیار خب
در مورد 5-2-2 چطور؟
منظورش 2 روز با شما، 2 روز با رابرت
و بعد 5 روز متوالی به صورت یک در میان
نه
محفظه نگهداری مار جابجا بشه یا سکونتگاه ثانویه تعین بشه؟
در واقع اون مار ماده هست و اسمش مورین ـه
و بایستی یک شاخه بیلبائو دیگه براش تهیه بشه
منظورت چوبه؟ - چوب عادی نیست -
بخش مهمی از سکونتگاهش هست
برای حفظ امنیت و گرم شدن از شاخه بیلبائو بالا میره
سکونتگاه ثانویه بایستی متناسب
با سبک زندگیای باشه که بهش عادت کرده
!من مار نمیخوام
!سرپرستی مورین رو تمام وقت قبول میکنم
معلومه اگر با فرانسیس بمونه مرگ دردناک و آهستهای خواهد داشت
بسیار خب، بگذریم
یک بررسی در مورد تام و لیلا داشته باشیم
کی اونا رو میرسونه مدرسه؟ - من -
خب، نوبتی میرسونیم
کی از مدرسه برشون میگردونه؟ - من -
چون داخل دفترم در شهر مشغول کارم
کی میبره پزشک اطفال؟ - من -
منم بردمشون دکتر اطفال
متخصص آلرژی؟ - بنده -
... خب متاسفانه متخصص آلرژی شنبهها وقت نمیده
دندانپزشک؟ - من -
!آره، ولی پری دندون کیه؟ من
کی یادداشت مینویسه؟ من
حتی اسماشون هم نمیدونه
من اسم بچههام رو میدونم
نه منظورم اسم پریهای دندون بود
!مگه بیشتر از یه دونه پری دندون هست؟
،پری دندون لیلا اسمش بیاتریچه مال تام بلا ـه
!اونا خواهر هستن و اهل توتسیلوانیا هستن
میزنم LSD انگار دارم توهم - پسرم 15 سالشه -
!توتسیلوانیا به چپش هم نیست
نخیر درست نیست
خب، پس فرانسیس داستانهای ساختگی در مورد جن و پری میسازه
ولی کی بچهها رو کلاس فوتبال و بسکتبال میرسونه؟
کی برای کارهای مدرسه داوطلب میشه؟ - من، من و خودم -
این چه استراتژیه که منو میخواد مثل یه مادر بیتوجه نشون بده؟
من هم اندازه تو متعجب شدم
معمولاً این سوالات مثل تیر خلاص برای مادرهاست
خب رابرت فقط این کارها رو انجام میده
چون شغل واقعی نداره
در حالی که من شاغلم
و پول در میارم تا بتونیم
هزینه دکتر و چوب مار رو تامین کنیم
فرانسیس، توصیه میکنم ضرر نداره
،که یه مقدار بیشتر حضور فیزیکی داشته باشی
مخصوصاً الان
وقتی دعوا سر حضانت بالا میگیره
کمتر به حقیقت و بیشتر به احساس توجه میشه
من اسمشو میذارم ابر ناشناختهها
!هی مکسی جون - چی؟ -
چتر نجاتت رو جا گذاشتی
دکتر
میگه برای ثبات وضعیتم خوبه
اخیراً یه سکته جزئی کردم - بله، سکته کوچولو -
دائماً در موردش صحبت کردیم
خب، خیلی بهتر شد
یه مقدار وزنه متعادل کننده باعث دریانوردی بهتر میشه، نه؟
بله
بکش
بکش، بکش
بکش، بکش
واقعاً میخوام زار بزنم
تو این فکر بودم که هر غرفه نشاندهندهی یک فرهنگ متفاوت باشه
اینطوری خوراکیها و بازیهای مختلف رو میتونیم ببینیم
یا حتی صنایع دستی - سلام -
ببخشید دیر کردم
مطمئنید اتاق رو درست اومدین؟
این جلسه برنامهریزی جشن بهاری هست؟
بله - خوبه. پس درست اومدم -
بسیار خب
ببخشید. فقط شما رو به جا نیاوردم
مادر تام و لیلا هستم
لیلا سی؟ - نه، لیلا دی -
دوفرن، دوفرن
همسر رابرت هستم
البته یجورایی - !آهان، رابرت -
ما عاشق رابرتیم
رابرت حالش چطوره؟ - خوبه، خوبه -
ما خوبیم. ما خوبیم
یجورایی در حال تغییر هستیم
به نوعی شرایط پس از مشاوره
و قبل از ... چمیدونم والا، هرچی
داشتم میگفتم
هر غرفه نماینده یک فرهنگ متفاوت میشه
مثلاً غرفه ژاپنی میتونه بازی مورد علاقهشون
و جایزه اون بازی، یک بسته اوریگامی میتونه باشه - !اوه -
مثلاً غرفه روسیه میتونه عروسک ماتروسکایی چیزی باشه
عجب فکر خوبی
... خیلی هم خوبه، بخاطر جهانی بودنش، میدونین
منطقهای فکر کنید، جهانی عمل کنید
آره - و بعدش بحث اقتصاد جهانی، یجورایی مثل -
آشنایی مختصر با فرهنگهای دیگه
.شناخت اون فرهنگها و همه "رامن" دوست دارن، درسته؟
آره - آره. زیادم گرون نیست -
خوبه - دیگه چی؟ دیگه چی؟ -
داشتم فکر میکردم؛ نظرتون در مورد نمایشگاه رنسانس کوچک خودمون چیه؟
خوبه - نه؟ -
میگرفتم V8 باید
خدای من! و بعد میتونیم رون بوقلمون بزرگ بخوریم
آره - خیلی دوستشون دارم -
بچههام عاشقشون میشن - خیلی خوبه -
خیلی خوبه. بعدش همهمون میتونیم سر «گوشت سرخ شده» دعوا کنیم
چی؟ - هان؟ -
:میدونین دیگه، مثلا همه میگن "من گوشت سرخ شده میخوام"
"من گوشت سرخ شده میخوام"
میدونین چی میگم؟
اینا ایدههای بسیار خوبی هستن - خیلی خوب -
تمامشون عالی هستن - میدونم، حرف ندارن، عالی -
صبر کن، صبر کن، یه فکری دارم
نظرتون در مورد تم رستوران زیر آب چیه؟
!میدونین، مثل ... اوه
،میتونیم همه اسفنجهای قدیمی آشپزخونهمون رو جمع کنیم پس دور نندازینشون
و میتونیم با کاغذ کادو سقف رو
به شکل صخرههای مرجانی قایمباشک بپوشونیم
پارسال اینکار رو کردیم
پارسال کاغذ کادو به شکل صخرههای مرجانی قایمباشک زدین؟
اوهوم - آره -
دقیقاً همینجوری - اوه -
ازش فیلمبرداری کردیم
توی یوتیوب 700 بار دیده شد
آره - اوه -
و همهتون به این عدد افتخار میکنین؟
خب حالا کجا بودیم؟
خیلی قشنگه - میدونم -
خداحافظ - خداحافظ -
هی جنیس؟
بله؟ - سلام -
سلام - فرانسیس هستم -
بله، داخل جلسه خودتونو معرفی کردین
بله. اونقدر که خودم دوست دارم نمیتونم تو مدرسه وقت بذارم
چون تمام وقت توی شهر کار میکنم
واقعاً میخوام بیشتر فعالیت کنم
به همین خاطر خیلی بابت خدمت توی این انجمن بسیار الهامبخش هیجان زدهام
و از ایده رون بوقلمون بزرگ خیلی خوشم اومد
... اون - ممنون -
آره. و میخواستم بهت اطمینان بدم که
هر اتفاقی بین تو و رابرت افتاده
نیاز نیست بابتش ناراحت باشی
چون من بخاطرش ناراحت نیستم
یعنی الان توی لیست اولویتهام اون آخر قرار داره
،و صرف نظر از اون موضوع انجمن در اولویته
باشه - نه، نه، نه -
نه، نه، بچهها اولویت اول هستن
در واقع انجمن بخاطر بچههاست
،پس، خدای من انجمن اولویت اوله، آره
در مقابل اینکه تو با شوهر من خوابیدی
... پس به هر حال خوشحالم که فرصت شد
... سنگهامون رو وا بکنیم و
حالا میتونیم رو به جلو ادامه بدیم بدون قید و بند
البته
خب، من باید برم
فعلا
ای خدا
نه، دوباره برگشتم
پارکینگ والدین .. از این طرف ...؟
اون طرف - سمت راست؟ -
سمت راست من؟
فهمیدم، فهمیدم میدونی چیه؟
تو انجمن شرکت کردم و حواسم پرت شد چون دیوونه انجمنم
لیلا عزیزم زودباش
اومدم - باشه -
چرا باید بریم به این مهمونی؟
چون من اجازه دارم یه مهمون ببرم
و شماها آدمایی هستین
،که دوست دارم کنارشون وقت بگذرونم
و آدم همچین کسی رو میبره مهمونی
No comments yet. Be the first to leave one.