The first 200 lines.
AmirH_Na زیرنویس از
.گریما، تو و آوسا با من برگردین - چرا؟ -
،باید درمورد اتفاقی که افتاد .باهاتون صحبت کنم
کیارتان، تو و اینار هم .ماشینش رو برگردونید مزرعه
حالت خوبه؟
چرا دیشب رفتید پایگاه؟
همین طوری الکی اونجا رو داشتید میکندید؟
.بهنظرم بهتره امشب پیش بابا باشی
.گریما
من کاری کردم؟
مشکلی بین شما دو تا پیش اومده؟
قسمت پنجم بادهای شمال
،پیشبینی کردن یه باد شمال قوی قراره بوزه .برای همین یه طوفان خاکستر تو راهه
،بهنظرم بهتره وقتی به مزرعه برگشتی .همۀ درها رو سفت ببندی
.تو هم بهتره به بابات بگی، آوسا
!بابا
راکل کجاست؟ مادرت کجاست؟
.داره دوش میگیره
راکل؟
چیه؟
.توی پایگاه یه جسد پیدا کردن
.بهنظرم به اون ربط داره
به میکائیل؟ - .آره -
چه ربطی؟
یه پسر توی پایگاهِ یه منطقۀ ممنوعه یهو ظاهر میشه
و میگه پسر ماست؛ .پسری که سه سال پیش مُرده
.بعدش دقیقاً همون جا یه جسد پیدا میکنن
یهکم عجیب نیست؟ - !اون عجیب نیست -
.اون میکائیل نیست، راکل
…میکائیل دوازده سالش میشد
.اگه هنوز زنده بود ،اگه اون میکائیله
،پس توی این سه سال !به اندازۀ یه روز هم پیر نشده
!اون پسر منه
!نمیذارم از دستم بره - !راکل -
چه فکری پیش خودت کردی؟
فکر کردی همین طوری قراره با ما بیاد خونه و اتفاقای گذشته رو فراموش کنیم؟
.ممنون که منو رسوندی
.حتماً همۀ پنجرهها و سوراخها رو ببندید
آوسا کجاست؟ - .تو خونۀ باباش -
…همهچی مرتبه یا
.نمیدونم
چرا نصفهشب روی یخچال بودن و کفِ اتاقک ژنراتور رو میکندن؟
خودت جسد رو دیدی؟ - .نه -
ولی عکس گرفتن .و قراره بعداً بفرستنشون
کی میتونه باشه؟
.باید صبر کرد و دید
.میخوان از خواهرا بازجویی کنم
.پلیس ویک، گیسلی
.صبح بهخیر. اسم من «دری»ه .از هتل ویک تماس میگیرم
.بله. سلام
یه بچه توی هتل هست .که ظاهراً کسی نمیشناستش
چی؟
.یه پسربچه
.بهنظرم بهتره سریع بیاید
.باید بهم میگفتی چی شده
،تا وقتی که گیسلی نیومد دنبالم .نمیدونستم حالت خوبه یا نه
اگه اون واقعاً کسی که میگه نباشه چی؟
کی؟
منظورت چیه؟
.خیلی پژمرده شده بود
.ولی اون جسد به خدا خیلی شبیهش بود
شبیه کی؟
.شبیه آوسا
،یادته یهکم بعد از اینکه غیبش زد
فکر کردی تو هتل دیدیش؟
یه بار دیگه هم که رفتی پیش دکترِ ریکیاویک .همین طوری شد
.ولی آخرش معلوم شد فقط یهکم شبیهش بوده
میدونم پیداکردن یه جسد .حتماً خیلی وحشتناک بوده
.شاید خسته شدی
.شایدم بهت شوک وارد شده
پنجرهها رو بستی؟
داروهاتو خوردی؟
صبح بهخیر. حالتون چطوره؟
.من دری هستم. بهتون درمورد پسره اطلاع دادم - .آره -
.بالا تو اتاقه. دنبالم بیاید
.تو راه توضیح میدم
.میکائیل. بجنب .ما باید بریم، عزیزم
.بدو. بجنب. پلیورت رو بپوش
چرا؟ - .چون باید بریم. چکمهت رو بپوش -
نمیدونید پسره کیه؟ - .نه -
پس پسر شما نیست؟ - .چی؟ نه دیگه. همین الان گفتم -
این دیگه چه مسخرهبازیایه؟ …چرا هیچی نگفتی اون موقع که
کجا داریم میریم، مامان؟ - .هیس -
میخواستم بگم …ولی راهوروش درستش رو نمیدونستم
.بیا
.دنبالم بیا پایین
.«باید زنگ بزنیم «سازمان حفاظت از کودکان
.پاتو بذار اینجا
.بدو
!بجنب
چیه؟
راکل؟
راکل همسرتونه؟
.آره ولی داریم طلاق میگیریم
پس بچه رو برداشته برده؟
چی شده بهنظرت؟ - .معلومه سر حضانت دعوا دارن -
!راکل
میخوای به سازمان حفاظت از کودکان گزارش بدیم؟
.چی؟ نه - .پس حواسمون رو جمع نگه میداریم -
.اگه با من کاری داشتید، بیاید کلیسا
سلام؟
ماشینی دارید که بتونم قرض بگیرم؟
.یه طوفان خاکستر تو راهه
.من باید برم یه جایی
،سوئیچ توی خود ماشینه .ولی الان اصلاً نباید رفت بیرون
کجا داریم میریم؟
داریم میریم خونه؟
.آره
بابا با ما نمیآد؟
.نه، عزیزم. اون باید بمونه
.نه. نه. نه. نه. نه
کسی اینجاست؟
.سلام - .سلام -
ویگدیس کجاست؟ - .یه جایی همین طرفاست -
.سلام
.سلام
.میرم آشغالا رو بذارم بیرون - .باشه -
همهچی مرتبه؟
.آره
…من
امیدوار بودم که شاید بتونم .یه چند ساعتی اینجا باشم
.میتونم روی کاناپه بخوابم
چیزی خوردی؟
.نه
شبیه آدمای مستم؟
.نه. ولی قضیه همیشه همینه
…آوسا، من
.خودت میدونی که احساس من به تو واقعیه
…نمیشه که همیشه گزینۀ آخرت باشم
.این هر دفعه خیلی ناراحتم میکنه
.ببخشید
.نباید میاومدم اینجا
الو؟
.سلام، گریما .ببخشید. گیسلیام
.ببین. بهم گفتن ازت بازجویی کنم
چرا؟
.این جزوی از روندشه
صرفاً باید بگی که .چطوری اون جسد رو پیدا کردین
میشه لطفاً بیای کلیسا؟
.آره
.باشه. ممنون
سوئیچ ماشین دست توئه؟
جایی میری؟ - .میخوان ازم سوال بپرسن -
نمیشه بعداً بری؟
.معلومه که نمیشه
پس با من نمیآی بریم یونجه بگیریم؟
همین الان؟ - .نه. بعد از طوفان -
.نه
.باشه. پس تا شب نمیبینمت
در طویله رو بستی؟
.دارم میرم ببندم
.حتماً در رو قفل کن
.نگران نباش. نمیآن بیرون
چرا تو و خواهرت رفتید روی یخچال؟
میخواستیم بفهمیم .آوسا توی این یک سال کجا بوده
به همین دلیل رفتید پایگاه؟
.من توی پایگاه پیداش کردم دیگه
چرا داشتید زیر اتاقک ژنراتور رو میکندیدید؟
…پنجره ترک خورده بود و
.و روش جای خراش بود …انگار یکی بهش چنگ زده بوده و میخواسته بازش کنه و
گمونم شک کردم که
یکی دنبال یه جای امن بوده .و رفته زیر اتاقک
.یه حسی بهم دست داده بود
چه حسی؟
.حس اینکه اونجا یه چیزی پیدا میکنیم
پس میدونستی که یه چیزی زیر اتاقکه؟
.نه، گیسلی
.صرفاً یه حسی بهم دست داده بود
این زن رو میشناختی؟
.گریما
.خیلی شبیه آوسائه
.راست میگی. واقعاً شبیهشه
هیچکدوم از بستگانتون گم نشدن؟
این سیستمِ هشدار پایگاهه؟ - .آره. ولی کسی اونجا نیست -
لیفر و ایا چی پس؟
.اونجا نیستن. همه رفتن هتل
پلیسا چطور؟
.همشون برگشتن ریکیاویک
پس این جسد خیلی شبیه آوسائه؟
پایگاه چی پس؟
.شاید جون یکی در خطر باشه
.کسی توی پایگاه نیست
،وقتی از شمال باد میآد .سیستم هم مشکل پیدا میکنه
.بیا از بحثمون منحرف نشیم
پس گفتی هیچکدوم از بستگانتون گم نشدن؟
گریما؟
.نه
هیچکس نبود که شبیه آوسا باشه؟ …یکی تو تیم نجات یا
.نه
.من دیگه باید برم
.کارمون هنوز مونده - .دارم میرم روی یخچال -
.میرم ببینم کسی توی پایگاه هست یا نه - .گریما -
کجا داری میری؟
چقدر دیگه مونده، مامان؟
حدوداً پونزدهبیست دقیقه دیگه .به رودخونه میرسیم
.خوشحالم بابا با ما نیومد
چرا؟
.چون ازش متنفرم
.این حرفو نزن، میکائیل
.راست میگم دیگه. امیدوارم بمیره
No comments yet. Be the first to leave one.