Katla

Katla

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Katla S01E06 ICELANDIC WEBRip x264-ION10
A Commentary by Night_walker77
🔴 30nama | وحید فرحناکی 🔴

Tags

webrip
web
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x264
480p
480
Published on: 2021-06-23
Downloads: 34
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 184 lines.

‫سلام.

‫بعععع...

‫بعععع...

‫بهتر نیست بری پیش دکتر؟

‫فقط می‌خوام برم خونه.

‫متوجهی که ما کاملأ شبیه همیم دیگه؟

‫فکر کنم هر دو یه‌نفر باشیم.

‫- چطوری؟ ‫- نمیدونم.

‫فکر کنم خواهرمم مثل تو باشه.

‫آوسا؟

‫آره.

‫پیش اون بودم؟

‫نمی‌دونم.

‫امیدوارم کمکم کنی بفهمم جریان چیه؟

‫میکائیل؟

‫میکائیل!

‫میکائیل!

‫میکائیل!

‫میکائیل!

‫سلام پسر جون...

‫تنهایی اینجایی؟

‫کیارتان کجاست؟

‫رفته علف بیاره.

‫یادته از کجا اومدی؟

‫نه.

‫باید یه چیزی یادت باشه بالأخره.

‫نمی‌دونم چی باید بهت بگم.

‫آخرین چیزی که یادته چیه؟

‫رفتم ریکیاویک دنبال آوسا.

‫بعد از اینکه مست و پاتیل شده بود.

‫چرا اینجایی؟

‫- خب خونه‌ زندگیم همین‌جاست. ‫- نه منظورم اینه که...

‫اصلا چرا به ‌وجود اومدی؟ ‫هدفت از زندگی چیه؟

‫هدف خودت چیه؟

‫- می‌دونی که چطور باید باهاش زنگ بزنی دیگه؟ ‫- آره، ممنونم.

‫مامانش جواب نمی‌ده.

‫اصلاً؟

‫نه، یه‌راست میره روی پیغام‌گیر.

‫شماره‌تلفن بابات رو داری؟

‫نه.

‫گفتی اسم بابات دریه؟

‫توی هتل اقامت دارید؟

‫زنگ بزن 118 شمارهٔ هتل رو بگیر.

‫تلفن داری.

‫الو؟

‫الو سلام، شما دری هستی؟

‫بله.

‫سلام. من «استفنیا رافسدوتیر» هستم.

‫پسرت میکائیل پیشمه.

‫من و همسرم از «ویک» با ماشین داشتیم ‫می‌رفتیم سمت ریکیاویک.

‫دیدیم تنهایی داره تو شن‌وماسه پرسه می‌زنه. ‫ما هم سوارش کردیم.

‫- مامانش پیشش نبود؟ ‫- نه. طفلکی تک و تنها بود.

‫آهان.

‫الان کجایی شما؟

‫ما لب ساحلیم.

‫می‌تونید منتظر بمونید؟

‫آره، می‌تونیم صبر کنیم.

‫می‌گم پسرتون الان با ما تو ماشینه، ‫می‌خواید باهاش صحبت کنید؟

‫نه، نه. لازم نیست.

‫ممنون.

‫باشه پس، خواهش‌می‌کنم.

‫سلام.

‫اینجاست؟

‫- چرا باهاش فرار کردی؟ ‫- دری، فقط می‌خواستم ازش محافظت کنم.

‫به‌نظرت پلیس همین‌کارو نمی‌کرد؟

‫کار خیلی بدی کردم.

‫چکار کردی؟

‫خب ما توی طوفان گیر افتاده بودیم...

‫و منم ولش کردم همونجا.

‫وقتی برگشتم دنبالش

‫نتونستم پیداش کنم.

‫و الان نمی‌دونم کجاست.

‫گمش کردم.

‫حالش خوبه.

‫یه زن‌‌ و شوهر پیداش کردن.

‫کجان؟

‫لب ساحل، می‌تونیم بریم دنبالش

‫ببخشید امری داشتین؟

‫سلام عزیزدلم.

‫سلام. چندبار بهت زنگ زدم.

‫گوشیت خاموش بود؟

‫گوشیم؟

‫دارم سوپ گوشت و سبزیجات درست می‌کنم. ‫غذای موردعلاقه‌ات.

‫وایسا ببینم...

‫چی...

‫چطوری...

‫حالت خوب شده؟

‫چی... منظورت چیه؟

‫چکار داری می‌کنی؟

‫گیسلی؟

‫حالت خوبه تو؟

‫می‌خواستم زنگ بزنم اینار بیاد اینجا. ‫خیلی وقته ندیدمش.

‫پیرزن بیچاره. ‫از وقتی اومدم یه کلمه هم حرف نزده.

‫خب بابات دیگه الانه که بیاد.

‫نمی‌خوام بیاد دنبالم.

‫عه؟ چرا آخه؟

‫من مامانمو می‌خوام.

‫میدونم، ولی متأسفانه نتونستیم ‫باهاش تماس بگیریم.

‫بابات الان دلش مثل سیر و سرکه می‌جوشه. ‫خود منم اینجور می‌شدم

‫اگه پسرم تو سن و سال تو گم می‌شد.

‫اون بهم اهمیتی نمی‌ده.

‫خودش گفت پسرش نیستم.

‫- مطمئنم از ته‌ دل نگفته. ‫- چرا گفت.

‫به مامانم گفت من مرده‌ام.

‫بعدش اذیتم کرد.

‫یه سوزن بهم تزریق کرد، ‫و منو توی یه اتاقک زندانی کرد.

‫چی داری میگی؟

‫کم‌ مونده بود از شدت سرما بمیرم.

‫نباید باهاش فرار می‌کردم.

‫آخه... دلشو نداشتم دوباره از دستش بدم.

‫ولی فکر کنم حق با تو باشه.

‫ممکنه خطرناک باشه.

‫آره.

‫ببین...

‫این‌جوری ساقه از اینجا رو می‌بری، ‫و بعد جداش می‌کنی.

‫وای عزیز دلم.

‫- چی شده؟ ‫- هیچی فقط...

‫خیلی خوشحالم...

‫که تو دوباره....

‫برگشتی.

‫باید یه دستی به سر و روت بکشیم.

‫آره.

‫سلام.

‫حالت چطوره؟

‫گرسنه‌ای؟ واسه‌ات یه چیزی درست کردم بخوری.

‫ببین.

‫بفرما، اسموتیه ‫با یه‌کم کلم‌پیج و چندتا سیب.

‫من...

‫آخ، آخ، آخ.

‫بذار خودم تمیزش می‌کنم، ای بابا.

‫بذار بیینم...

‫چیه؟

‫اینو می‌خوای؟

‫هممم.

‫جواب بده دیگه.

‫سلام، کیارتانم.

‫الان نمی‌تونم جواب بدم.

‫سلام.

‫سلام، داشتی زنگ میزدی؟

‫چیزی شده؟

‫نه، فقط... ‫می‌خواستم بدونم کی برمیگردی.

‫نه من هنوز شرقم، ‫حدوداً دو-سه‌ ساعت دیگه برمی‌گردم خونه.

‫باشه پس، می‌بینمت.

‫مطمئنی حالت خوبه؟

‫آره، آره خوبم. ‫برگشتی می‌بینمت.

‫باشه، می‌بینمت.

‫خیلی‌خب. خدافظ.

‫دیگه پیانو نمیزنی؟

‫وقتش نشده یکم تغییرات بدی؟

‫از وقتی مامان مُرده هیچی رو ‫از جاش تکون ندادی.

‫از کجا میای؟

‫چی؟

‫کی تو رو درست کرده؟

‫- فکر کنم مثل بقیه به‌دنیا اومدم دیگه. ‫- نه، تو به‌دنیا نیومدی. من به‌دنیا اومدم.

‫به‌دنیا اومدنت رو یادته؟

‫دورترین خاطره‌‌ات که یادته چیه؟

‫دورترین خاطرۀ خودت چیه؟

‫مال وقتی که مامان رو ‫تو فروشگاه گم‌کردم.

‫همونجا جلو چشمم بود.

‫و تو یه چشم به‌هم زدن، دیگه نبود.

‫با اینکه مردم اطرافم بودن، ‫هیچ‌وقت این‌قدر احساس تنهایی نکردم.

‫نمی‌خوای به پیانو دست بزنی.

‫به‌خاطر اینه که دیگه کسیو نداری واسه‌ش پیانو بزنی؟

‫سلام.

‫گوشیم آنتن نمی‌ده، ‫میشه از تلفن اینجا استفاده کنم؟

‫آره، حتما.

‫آنتن ندادن اینجا

‫هم برکته

‫و هم بدبختی.

‫آره درسته.

‫- الو؟ ‫- سلام.

‫سلام.

‫چرا این‌قدر طول کشید جواب بدی؟

‫- دارم غذا می‌خورم. ‫- آها.

‫پیتزاهای یخ‌زده‌ رو پیدا کردی؟

‫آره همین الان آخریش رو خوردم.

‫یادت باشه وقتی کارت تموم شد ‫فر رو خاموش کنی.

‫می‌خوای زنگ بزنم یکی از همسایه‌ها ‫بره واسه‌ت یکم خرید کنه؟

‫خودم می‌تونم.

‫آها، باشه.

‫مامان...

‫می‌تونم حس کنم که

‫داری یه چیزی رو مخفی می‌کنی.

‫مگه اونجا چه اتفاق مهمی افتاده؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left