The first 200 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
پلوتو
!عقب وایسید
!خطرناکه! لطفاً عقب وایسین
خسارات چه قدره؟
اوه بازرس ناکامورا
باورتون نمی شه
،اینکه اینجا گردباد به وجود بیاد یه حرفه اینکه فقط یه کامیون رو هدف بده یه حرف دیگه
،و بین اینهمه چیز کامیون انتقال حیوانات رو هدف قرار داده، درسته؟
بله قربان
شیرها، ببرها و چیتاها.، همه با هم
چی؟
!بازرس ناکامورا، یه مشکلی داریم
!یه بچه
نمیتونیم کاری کنیم؟
یه تیم نجات توی منطقه به حالت ،آماده باشه
ولی باید هرپنج تا گربه رو همزمان از پا دربیاریم
!لعنتی! تک تیراندازای بیشتری رو خبر کن
اون چیه؟
!یه دختربچه از خط پلیس ها عبور کرده
چیکار داره میکنه؟
نترس
چیزی نیست. بیاید اینجا بچه ها
همینه. چیزی واسه ترسیدن نیست
!حالا
!پسره رو نجات دادیم
!بسه دیگه
!دارید با اون تفنگا می ترسونیدشون
!اورانه
بیخیال شید تو رو خدا
یعنی ترسیده بودن؟
آره
خب بذار ببینم درست فهمیدم، اوران
یعنی میگی شیر و ببرهایی که اونجا بودن ترسیده بودن؟
نمیدونم. لابد
و به خاطر همین دومایل از مسیر مدرسه ات دور شدی و اومدی اونجا؟
آره، که چی؟
از اون فاصله میتونی ترس حیوانات رو حس کنی؟
آره فکر کنم
واو
چه توانایی خارق العاده ای
...خب
میتونیم برم؟
!اوه
بابت تمام دردسرهایی که خواهرم درست کرده متاسفم بازرس ناکامورا
.اوه نزن این حرفو راستش کمک بزرگی کرد
دقیقاً. به لطف من گربه های گنده بک آروم گرفتن و پسره نجات پیدا کرد
.شایسته ی جایزه ژنرال برتر ساله
همچین چیز ضایعی باشه مال خودت
!اوران
ترجیح میدم اون شیر رو بهم هدیه بدن
.لطفاً ببخشینش ما دیگه میریم
!بازرس
اینجاست، دم ورودیه
چی؟ سردار تاواشی کجاست؟
باهاش تماس گرفتم
!خوبه
اوران، تا کی باید بهت بگم که از مسیرهایی غیر از مسیرای اصلی استفاده نکن؟
آخه نمیشد کاریش کرد
هب صبر کنید
شما دوتا باید از این ور برید
نه، ما باید از اینور بریم
ها؟ جدی؟
...این روزا دیگه تشخیصش سخت شده
از این ور لطفاً
بهم گوش میدی اتم؟
ها؟ آره
،همونطور که گفتم، از راه دیگه ای نرفتم و باورت نمی شه چی دیدم
خیلی ممنون که اومددی
،من تاواشی هستم از دپارتمان کلان شهر توکیو
هی، یه ماشین ترجمه برام بیار- بله الساعه-
نیازی نیست. میتونم ژاپنی صحبت کنم
که اینطور. همون چیزی که از یه جاسوس آسیای مرکزی انتظار میره، درست نمیگم؟
بله همینطوره
لطفاً بشینید
بابت انتخاب این فضا ازتون معذرت میخوام پرفسور ابوالله
.نفرمایید تمام جاهای ژاپن بی نظیرن
خصوصاً در مقایسه با وضعیت الان .کشور زادگاهم، ایران
این دیدار هم به خاطر تلاش های پساجنگه؟
همینطوره
اومدم تا به کنفرانس علوم جنگی در توکیو برسم
،راستی، پرفسور ابوالله
سه ماه پیش هم اومده بودین ژاپن درسته؟
درسته
و با یه محقق حقوقی به اسم جونچیرو تازاکی دیدار کردین، درسته؟
اخبار شوکه کننده رو شنیدم
چرا مردی به اون بزرگی خودشو کشت؟
شما آخرین کسی بودین که آقای تازاکی رو زنده دیدین
.لطفاً آسوده باشین به هیچ وجه، ظنی روی شما وجود نداره
وقتی هم که این اتفاق افتاده هواپیمای شما توی فرودگاه در حال پرواز بوده
فقط میخوایم بدونیم که که متوجه چیز عجیبی شدین یا نه
اون حرفای خارق العاده ای برای زدن بهم داشت
آقای تازاکی اولین نفری بودن که لایحه حمایت از حقوق حیوانات رو مطرح کردن
تنها خواسته عمیق و واقعیش
این بود که ربات و انسان ها در کنار هم زندگی کنن
رباتها احساسات بیشتری نسبت به تصورِ انسان ها دارن، موافق نیستین؟
آره
ولی ما نمیتونیم خوب احساساتمون رو بروز بدیم
میگن اگه گیتِ سنسوردار نباشه، نمیشه انسان رو از ربات تشخیص داد
ولی من میتونم بلافاصله بفهمم
انسان ها حالات چهره پیچیده تری دارن
.اینطوری
...اون مرد
کدوم مرد؟
اونی که توی گیت از کنارمون رد شد
نتونستم بفهمم
که انسان بود یا ربات
از بابت همکاریتون ممنونم
حرفشم نزنین. ببخشید که نتونستم بیشتر از این کمک کنم
!هی! گفتم که خاموشش کن
!متاسفم ..پرفسور-
توی جنگ اخیر بیشتر اعضای بدنم رو از دست دادم
!عذرخواهی میکنم
اوه نگرانش نباش
راستی، شنیدم امروز توی توکیو یه گردباد دیگه هم اتفاق افتاده
.آره
کجا بوده؟
...ترس
ولی گربه بزرگا که حالشون الان خوبه نه؟
حسی که امروز داشتم با سرعت نور بهم رسید
!اینطوری، ووش
منظورت از منبعی غیر از گربه هاست؟
مطمئن نیستم
و هنوزم این حسو داری؟
خیلی کمرنگه
از کدوم طرف؟
زیادی کمرنگه نمیشه تشخیص داد
میدونی، وقتی شیرها خیلی بترسن ترسشون رو پنهان میکنن
...ولی الان
کسی که بیشتر از همه ترسیده
!تویی، اتم
دوباره داشتی نگاهش میکردی
اینقدر خودتو مقصر ندون
هی هلنا بله؟-
بیا بریم مسافرت
مسافرت؟
اون روز در موردش حرف زدیم
ولی میتونی مرخصی بگیری؟
بالادستیا معتقدن که حملات رباته فعلاً قراره قطع شه
درسته. و عوض شدن آب و هوا هم مهمه
درسته
مطمئنم همینطوره
ژاپن چطوره؟
ژاپن؟
،واسه کار رفته بودم و خیلی جای دوست داشتنی ایه
میسپارمش به تو
توریستِ مارکوپولو هستم
سلام، من قبلاً از خدماتتون استفاده کردم
آقای گچیشت بودین، درسته؟
میخوام دوباره یه رزرو انجام بدم
خیلی ممنونم
من و همسرم میخوایم بریم ژاپن
خیلی خب
اول باید ایشون رو هم ثبت نام کنم
هوم، در واقع زنتون قبلاً ثبت نام شده
فکر نمی کنم تا حالا فدراسیون یورو رو ترک کرده باشه
،هردوتون قبلاً پیش ما ثبت نام شدین
ولی رزروتون رو کنسل کردین
واقعاً؟ کِی؟-
دوسال پیش. دقیقاً درخواست سفر به ژاپن هم بوده
دوسال پیش به ژاپن؟
،دوسال پیش، ما توی اسپانیا بودیم
تا تمریناتم برای یوروپول رو تموم کنم
.درسته
یه سال کاملو توی مادرید بودیم
می بینی؟ کلی عکس داریم
آه، این ساگرادا فامیلیاست
این آندلوسه
توی مزرعه آفتابگردون افتادی و دیگه نمیتونستم پیدات کنم
!یادم اومد !واسه پیدا کردنم مجبور شدی از جیپیاس استفاده کنی
چه قدر عکس گرفتیم
آره
شاید زیادی عکس گرفتیم؟
درسته، ما سعی میکنیم مثل انسان ها رفتار کنیم ولی هیچوقت اینقدر عکس نمی گیریم
خوش گذشت، نه؟
.آره خیلی
ظاهراً اون موقع برنامه داشتیم بریم ژاپن
تموم شد، گچیشت
هیچ چیز غیر عادی ای وجود نداره
ممنونم پرفسور هافمن
،حالا که اینقدر برای اومدن اصرار داشتی
مطمئنم که دلیلش اینه که حس کردی یه سری مشکلاتی توی عملکردهات به وجود اومده
،ولی براساس دیتایی که من دارم همه چیز خوبه
هنوزم به این باورم که به خاطر خستگیه
و اینقدر به خاطر اتفاقی که برای براندو افتاد به خودت سخت نگیر
حافظه انسان ها خیلی چیز ساده ایه
ما قابلیت فراموش کردن رو داریم
،اگه زیادی درگیر خاطرات دردآور شی زندگیت هم سخت میشه
اصلاً فراموش کردن واسه همین وجود داره
ولی ربات ها اینطور نیستن
حافظه شما همیشه تازه ست
تنها راه حل برای حافظه ربات ها
حذف کردنشونه
پرفسور
بله؟
سابقهای از پاک شدن خافظه من هست؟
نه، همچین سابقه ای نیست
نصب خاطرات بدون عملکرد چی؟
یعنی خاطرات قبلای؟
آره
No comments yet. Be the first to leave one.