The first 200 lines.
بازم اضفهکار وایمیسی؟
.نه، اشکالی نداره
...میگم، پاپا
.نه، چیزی نیست
.تو کارت موفق باشی
.من حالم خوبه
ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه
قسمت چهارم خجالت نمیکشی؟
،ببین گلم، اگه نمیخوای چیزی بخری میشه بری خونتون؟
آخه میدونی چیشده؟ ...امروز با هیوری چان رفته بودیم دریا واسه ماهیگیری، بعدش
.بالاخره زبون باز کرد
هاه؟ هیوری چان؟
میخوای بری غذا دستفروشی کنی؟-
!غذای آماده
!ناهارتونُ از اینجا بخرید میخوای بری غذا دستفروشی کنی؟-
!ناهارتونُ از اینجا بخرید اینُ از کجات درآوردی دیگه؟-
.به این میگن جعبهی نَخ
،وقتی مشغول فلای-فیشینگ تو دریا باشی
این به سلامت نَخِـت کمک و میکنه و .همچنین نمیذاره که طعمه هات فرار کنن
.نَخـتُ باید بذاری این تو
...هــهه
،تازشم، به این عینکآفتابیه .میگن عینک متقارن
لنزاش باعث میشن همهی انعکاسای انحرافی .از بین برن و اینطوری میشه ماهیا رو راحت تر تو آب دید
پس یعنی که، واسه امروز حسابی مجهز اومدی، مگه نه؟
...نـ-نه دقیقا
،سنگینه. جدا که بخاطر باد .پرتاب کردن تو دریا، خیلی سخته
!هیوری چان، یکی گرفت
!کوهارو! وقت تغذیهـشونه
واقعنی؟
.چوبتُ بده من
.هاه؟ اوه، باشه
...واو
با اینکه داره از همون چوب خودم استفاده میکنه .ولی به کُل استایلش فرق کرده
.بفرما
،قبل از اینکه بِکِشیش .بذار حدودا پنج ثانیه تو آب بمونه
.فهمیدم
فکر کنم ماهیگیری اینجا، با .ماهیگیری تو دریاچه یا کمپ ماهیگیری، خیلی فرق میکنه
.یک...دو...سه...چهار....پنج- فکر کنم ماهیگیری اینجا، با- .ماهیگیری تو دریاچه یا کمپ ماهیگیری، خیلی فرق میکنه
.یک...دو...سه...چهار....پنج-
!حالا
...وای
چیزی گرفتی؟
.نه نتونستم
.خبپس، بِدِش من
.هاه؟ باشه
.بفرما
...د_دستت درد نکنه
گرفتی؟
.نگرفتم
__پس-
!یه لحظه وایسا ببینم- __پس-
.د_دیگه بسه. تو سرت تو ماهیگیری خودت باشه
.هاه؟ ولی اگه عجله نکنیم، زمان تغذیهـشون تموم میشه
!خودم انجامش میدم
!ولی تو نمیدونی که کجا باید پرتابش کنی
!اشکال نداره
!من به روش خودم پرتاب میکنم !روش من اینطوریه
.عصبی شد
...هیوری چانِ
!خورهی ماهیگیریه خَـــــــــــــــر...
کوهارو؟
،اینطوری شد
.هیوری چانُ تنها لب دریا وِل کردم
...از اون مهم تر
!از اون مهم ترم هست؟
میخوای عکسای ماهیگیری اون روزمونُ، ببینی؟
!اوهــهه، میخوام! میخوام
عکس ها
عکس ها
.اهــهه، وقتی رو قایقـم بودیم ازمون عکس گرفتی
.اهــهه، وقتی رو قایقـم بودیم ازمون عکس گرفتی
خیلی خوش گذشت، مگه نه؟
.میگم
دخترای زیادی نیستن که به ماهیگیری علاقه داشته باشن، مگه نه؟
،جدیدا که دیگه شوروشُ درآورده ،ولی از وقتی که یاماهی پدرشُ ار دست داد
.همیشه خودش تنهایی ماهیگیری میکرده
،تا قبل از اینکه باهات آشنا بشه
دختر دیگهای نبودش که مثل تو .به ماهیگیری علاقه داشته باشه
واسه همینم واسه اینکه مطمئن بشه .به تو خوش میگذره، حسابی داره خودشُ به آبُ آتیش میزنه
...خودم میدونم، ولی
...پوووف
این دیگه چه قیافهایه؟
...آخه میدونی
من از اینکه هیوری چان از وقت ماهیگیری خودش .بخاطر من میزنه، احساس زیاد خوبی ندارم
...منظورتُ گرفتم، ولی
یاماهی ...فکر کنم کوهارو دیگه از ماهیگیری خوشش نمیاد
،راستی، کوهارو
با همچین سَرُ وَضعی رفته بودی ماهیگیری؟
هـع؟ عجیب به نظر میاد؟
سعی کردم یه لباسی بپوشم که .جنبُ جوش باهاش آسون تر باشه
،تا جایی که میدونم .بهتره با لباسای معمولیت نری ماهیگیری
.بوی ماهی میگیرن
!چـــی؟
همم...لباس ماهیگیری، ها؟
،فکر کنم اگه بری یه فروشگاهِ معمولی .لباسای قشنگ تری نسبت به لباسای اینجا پیدا کنی
تو واقعا مطمئنی که کارمند اینجایی؟
!این چکمهها چه نازن
،اینا چکمههای ضد آبیـن که .همین تازگی از بانه آوردیم
خوشکلن، مگه نه؟
یاماهی ...فکر کنم کوهارو دیگه از ماهیگیری خوشش نمیاد
...چه خاکی تو سرم کنم
!خیلی خوبن اینا
یاماهی چند روز پیش .از همونا یه زردشُ خرید
.واقعا؟ شاید منم یه جفت خریدم
.فکر کنم قرمزش خوب باشه ...بذار قیمتشُ ببینم
شامل 10% مالیات بر ارزش افزوده
...شاید اگه قولک عیدیامُ بِشکنم بتونم
.محض اطلاعت، من یه جفت مشکی از همونا، دارم
!یه تُک پا میرم دم خودپرداز فروشگاه رفاهُ برمیگردم
.خدا بده برکت
...چه خاکی تو سرم کنم
کوهارو زودی برمیگرده
کوهارو زودی برمیگرده
همونجا منتظرش باش
!هیوری چان
...کـ-کوهارو. آه
رفته بودی مغازهی کوی چان؟
.آره، یکم خرید کردم
از اون موقع تا حالا تونستی چیزی بگیری؟
.آره، کُلی ماهی خالخالی گرفتم
خالخالی؟
.هیوری چان
...یه چیزی هست که میخوام امتحانش کنم، ولی
،خبپس، من ماهی رو آماده میکنم توهم ترتیب سُس تارتارُ بده، باشه؟
پس سُس تاتارو هم میشه تو خونه درست کرد، نه؟
.مثل آب خوردنه
یکم تخم مرغ و پیاز آبپزُ خورد میکنی و ،با سُس مخلوطش میکنی
.بعدش با یکم نمکُ فلفل مزه دارش میکنی
.هوم-هوم
...خب دیگه، اولش
.باید ماهی خالخالی رو یه بررسی کوچیک بکنیم
.بعدش، سرشُ جدا میکنم
،بعد حسابی با آب میشوریمش تا خونش پاک بشه
،بعد با چاقو از وسط برشش میدیم
بازش میکنیم، بَرش میگردونیم و .با دقت استخونای داخلیشُ جدا میکنیم
،بعد در آخر
...تیغای توی شکمشُ میگیریمُ
!حالا یه مقدار ماهی خالخالی فیله شده داریم
!دیگه تو فیله کردن ماهی استاد شدم
.میگم، کوهارو
این تخم مرغا چقدر باید ریز خورد بشن؟
،بذار ببینم...از اونجایی که روی بافتش تاثیر میذاره .پس میتونی هرچقدر که عشقت میکشه ریزشون کنی
هـه؟ هرچقدر که عشقم میکشه؟
.شاید همینقدر بزرگ بذارمشون
به فیله ها نمکُ فلفل اضافه میکنیمُ !میـــو، میــــو
،بعد واسه پختنـش، تو آردُ ...تخم مرغُ، پانکو، میخوابونیمش
بعد تو روغن با دمای 170 درجه، سرخـشون میکنیم تا .قهوهای مایل به طلایی بشن
حالا یه مقدار ماهی سوخاری داریم که !با فلای-فیشینگ صید شدن
!برنده شدم
.آه، پس اون کاری که میخواستی انجامش بدی، این بود
3...2...
!...بسمالـ
!میخوام یه عالمه تارتار رو بریزم
یعنی خوشمزه شده؟
.خوشمزهـست
!چقد تُرد شده !سُس تاتارشم خوشمزه شده
...مـ-ممنون
من...هیچ وقت فکرشُ نمیکردم که .به اینطور آشپزی کردن رو بیارم
،از وقتی که مادرم تجدید فراش کرده .همه چیز نسبت به قبلش تغییر کرده
،اگه والدینمون باهم آشنا نمیشدن ما الان اینطوری اینجا پیش هم نبودیم، مگه نه؟
.آره
،یه سری چیزای کوچیک .میتونن باعث تغییرات بزرگ تو آینده بشن
...به همچین چیزی، چی میگفتن؟ اگه یادم باشه
!اثر ماهی سوخاری
منظورت اثر پروانهایه، نه؟
!همون، همون
راستی؛ از مغازهی کوی چان اینا، چی خریدی؟
!چکمههای ضد آب !حاالا دیگه میتونیم باهم ستـشون کنیم
.ولی اونا که خیلی گرون بودن
.خودمم دودِل شده بودم
ولی وقتی به این فکر کردم که .دفعهی بعد که میخوایم بریم ماهیگیری، میپوشمـشون، حسابی هیجان زده شدم
.که اینطور
چیه؟
.چیزی نیست
!بیا، کوی چان! تولدت مبارک
.اوهـــه، دستت مرسی
،من یه بسته پر از آبنبات خریدمُ
طعم مورد علاقت، انگورُ .از بینشون واست جدا کردم
،دیدم تازگیا هی بهم آبنبات میدیا قضیهـش این بود؟
داشتی پس موندههاشُ بهم میدادی؟
!!اینا واسه توعه !هورا
داشتی پس موندههاشُ بهم میدادی؟
!!اینا واسه توعه !هورا
.دقیقا
!!اینا واسه توعه !هورا
!از دست تـــو، میمردی بهم بگی؟
!از دست تـــو، میمردی بهم بگی؟
.منم میخوام یه کادویی چیزی بهت بدم
.زیاد خودتُ اذیت نکن
یه وعده چیز برگر ویژه
.زیاد خودتُ اذیت نکن
یه وعده چیز برگر ویژه
!یه کوپن واست پیدا کردم
یه وعده چیز برگر ویژه
.حالا یکم خودتُ اذیت میکردی، بد نبود
.حالا یکم خودتُ اذیت میکردی، بد نبود
پس، بریم جشن بگیریم یا چی؟
،ببخشید. امروز با مادرم که از سفر کاری برگشته .قراره بریم خرید
.اوه
.من زودتر میرم خونه
No comments yet. Be the first to leave one.