The first 200 lines.
بعضیا از همکارشون که رسوندتشون سر کار تشکر میکنن
تشکر میکنن
با «ویک» تو یه محیط بسته بودی؟ تسلیت میگم
ماشینم هنوز تو تعمیرگاهه
ولی مجبورم کرد صندلی عقب بشینم
«ماریا» جلو میشینه
چون غر نمیزنه. ماریا
یه عروسک بادیه
همسفرِ لاینِ ویژه
گرگ: هیس
شما هم اون صدا رو میشنوین؟
صدای غرشِ یه موتور دیزلیِ
تنیِ ۷.۶ لیتری از دور؟ ۱۲
من که چیزی نمیشنوم. ساکت
همینه. اون صدای فسفس
شاید بادِ ماریا داره خالی میشه
نه، اون... نه. گرگ: صدای تخلیه هوای
یه درِ تاشوی دو لنگهست
پنجرههایی که
کامل پایین نمیان
رنگش هم زرد صنعتیه
این همه چیز رو فقط از یه صدا فهمیدی؟
همهشون رو از توی یه کابوس میشناسم
چرا وایستادیم؟
هورمون
داروی جوش
ادکلنِ «لاو اسپلِ» ویکتوریا سکرت
روزِ «ارتباط با نوجوانها» مبارک
وای خدا، معرکهای. ترکوندی
میدونستم
دبیرستانیها
همونطور که از ایمیلم میدونین
که البته از قیافههاتون معلومه
نخوندینش، امروز
روزِ ارتباط با نوجوانهاست
اهداف:
ترغیبِ نوجوانها به رانندگی و
تبلیغاتِ مثبت واسه شعبهمون
یادِ دورانِ معلمیم افتادم
آخی... «آخی» نداره
تا صدای زیپ کولهپشتی میشنوم، کهیر میزنم
میدونی اون کار چقدر باید
افتضاح بوده باشه که کار تو اداره راهنمایی رانندگی
برات یه پیشرفت به حساب بیاد؟
بارب، تو این رژه جوشها رو راه انداختی اینجا؟
کلِ روز باید فتوشاپ کنم
پارکینگ رو تبدیل کردم به پیستِ آموزش رانندگی
بچهها، خیلی هیجانزدهام
امروز قراره بترکونیم
نوآ: هی، این
این کارتها چیه؟ «ایول، حله، جدی؟»
راهنمای کاربردیِ اصطلاحاتِ نوجوونی
گرگ، انقدر ضدحال نباش
همین الانم لازمشون ندارم. ده دوازده تا پسرخاله دخترخاله کوچیک دارم
که همش بهم پیام میدن
یعنی کُشتهمُردمن
یه جورایی غمانگیزه
«یه جورایی». یعنی «تا حدی» یا «پنهانی». اینا عالین
مرسی بارب
چقدر خَزه. «خز»
آخ... اوه نه، این اصلا خوب نیست
میخوام همه تو فازِ خفن باشن
امروز فقط میخوایم بترکونیم، بیلاف. جدی
خب، من میرم از دستتون به منابع انسانی شکایت کنم
اگه کسی بهم بگه «عشقم» یا «رفیق»
اگه بهت بگیم «عصبی» چی؟
آره، اون مشکلی نداره
داری چیکار میکنی؟
دارم سعی میکنم کمرمو رگبهرگ کنم تا بارب منو بفرسته خونه
گرگ، داری مسخرهبازی درمیاری
صبر کن... خیلی داغونی. اوه نه، این کلمه درست نیست
من یه روزِ تمام رو با یه مشت نوجوون نمیگذرونم
بیخیال
اگه امروز قراره کسی
امتحانِ رانندگی بگیره، اون تویی
شرط میبندم معلمِ خیلی خوبی بودی
شاگردات چی صدات میکردن؟ آقای موزلی؟
آقای گرگ؟ آقای «م»؟
لو رفتی! همون آقای «م» بوده
و اونجوری صدام نکن. چرا هیچوقت
درباره معلمی حرف نمیزنی؟ اتفاق بدی افتاده؟
با مدیرِ مدرسه رابطه داشتی؟
باز همون نطقهای طولانیت درباره بنجامین فرانکلین رو راه انداختی؟
نه، و دیگه هم نپرس
فقط به شرطی که قبول کنی امروز حداقل
یه امتحان رانندگی بگیری، آقای «م»
باشه. یه دونه امتحان میگیرم. (نفسش بند میآید)
نکنه شلوارِ ضایعی پوشیده بودی و
بقیه یه لقبِ خیلی بد روت گذاشتن و
مجبور شدی کلاً بیخیالِ مدرسه بشی؟
پسر، همین الان پسرمو دیدم
ببخشید، چی؟
پسرم
حتماً تو مدرسه «ایست هالیوود» درس میخونه
رفیق، تو اصلاً پسر نداری
منم تا الان همین فکرو میکردم
ببین، این نزدیکیها یه بانکِ اسپرم هست و
سال پیش ۱۷
یه ذره «اهدا» کردم
یعنی تو... تو اهدا کردی؟
اوهوم. اونا هم قبول کردن؟
خیلی وقتها. بعد امروز این بچهها میان تو و
یکیشون هست که کُپیِ خودمه
اونهاش، اونجاست
اون؟
فکر نکنم پسرت باشه
ووهو
هوم
اینجا «مکاناِ» واسه «امتحاناِ»؟
ویک، فکر کنم حق با توئه
یکی از اسپرمت واسه «لقاحاِ» استفاده کرده
وای خدای من
دو تا از تو وجود داره. آره
سسی: ببخشید، دارین چیکار میکنین؟
قضیه روزِ نوجوانها رو به «سالیِ ساکرامنتو» گفتم
و اونم گفت اگه یه کلیپِ ۲۰ ثانیهای بهش بدیم
میذارتش تو شبکه تلویزیونی راهنمایی رانندگیِ لسآنجلس
اون شبکه خیلی خَزه
هیچکی به تاریخچه آسفالت اهمیت نمیده
یا اون مسابقهی مسخرهای که
باید اسمِ تابلوهای رانندگی رو بگی
آه، مسابقهی «بُرد، باخت یا احتیاط»؟
عاشق اون برنامهام
مجریاش یه مخروطِ ترافیکیه
فقط احمقها تلویزیونِ راهنمایی رانندگی نگاه میکنن
شنیدم «رِی هندرسون»، رئیس راهنمایی رانندگیِ کالیفرنیا
همیشه نگاه میکنه
اوهوم
نکته اینجاست که این یه فرصتِ
طلایی واسه ماست. من همین الانم
کلی فیلم گرفتم
فقط به بازیگرِ اصلیم نیاز دارم. ستارهی من
ستاره؟
وای خدا. بارب! حواست کجاست؟
من کلی
سابقهی جلوی دوربین رفتن دارم
من مدلِ نوزاد بودم
اون تبلیغِ غلاتِ صبحانه رو یادتونه
که نوزادش یکم زیادی واسه یه نوزاد جذاب بود؟
اون من بودم
باشه، استخدامی
آخجون! جدی؟
ولی فقط یه خط دیالوگه
یه خط؟
ولی کلی صحنهی اکشن داره
نظرت درباره اینکه خودت بدلکاری کنی چیه؟
با یه انفجارِ کوچیک و جزئی
پشتِ سرت مشکلی نداره؟ (صدای انفجار درمیاره)
کلاً فازِ من همین انفجارهای کوچیکه
خب ایجی، قبل از شروع چند تا قانون داریم
گوشی ممنوع، دابسمش ممنوع
پخشِ زنده از «دورانِ رانندگیت» هم ممنوع
«آخه فالوورهام محتوا میخوان.»
این محتوا نیست. متوجه شدی؟
هر چی تو بگی
عالیه. عاشقِ این همه ذوقتم
میخوام یکم آهنگِ مخصوصِ رانندگی بذارم
چیزِ خاصی مد نظرته؟
برام فرقی نمیکنه چی گوش بدیم
چی؟
یه نوجوون که نظرِ خاصی درباره موسیقی نداره؟
آهان، فهمیدم. تو کلاسِ انگلیسی
«سارتر» خوندی و الان داری ادای آدمهای بیتفاوت رو درمیاری
داداش، من پیامهای خودمم زورکی میخونم
باشه
خب، بیخیالِ آهنگ
و هر وقت آماده بودی امتحان رو شروع کن
(صدای استارت موتور)
خب، همینجا وایسا
چکلیستِ ایمنیِ قبل از حرکت رو فراموش کردی
این یعنی مردودِ قطعی
اینجاست که باید التماسم کنی
یه فرصتِ دیگه بهت بدم چون مثلاً قراره
اکیپت رو از جلوی «تاکو بل» سوار کنی
ا-اکیپ؟ نه مرسی
آره، تو از اون آدمهای تکرویی
کلاسهای آنلاینِ دوران کرونا روت اثر گذاشته
و حالا پشتِ «فورتنایت» قایم شدی
اهلِ بازیهای ویدئویی نیستم
نه اهلِ بازی، نه اهلِ موسیقی
برات مهم نیست اگه رد بشی
اصلاً چیزی برات اهمیت داره؟
نه
«نه»؟
هیچکس به من نمیگه «نه»
من خودم مخترعِ «نه» هستم
کولت: اوه گرگی
امتحانِ رانندگی چطور بود؟
به اون آرامشی که نیاز داشتی
درباره گذشتهی معلمیت رسیدی؟
وقتی که بااستعدادترین شاگردت ناامیدت کرد و
میدونی چیه، به من ربطی نداره
کتابهاش رو با بساطِ هروئین عوض کرد؟
آمادگی نداری بگی. فهمیدم
اون امتحان خیلی عجیب بود. هوم؟
من با هر جور بچهای سروکله زدم
آدمهای نچسب، تنبل، معتاد
لوده، خودشیرین
اوه نه، نه. به ما میگن «تلاشگرهای افراطی»
این پسره یه جوری بود
No comments yet. Be the first to leave one.