Elsbeth

Elsbeth

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Elsbeth S01E09 Sweet Justice 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 9 Elsbeth زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-24
Downloads: 29
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خب، بزن ببینیم.

باشه.

نه. چند اُنس جین توش ریختی؟

شاید دو تا. چشمی ریختم.

چشمی ریختی؟

که شیر رو باز نمی‌کنی

مثل دستگاه نوشابه!

این یه مارتینی هشتاد دلاریه.

دقت می‌خواد.

ببین، دایان.

اون اونجا چارلیه.

اون تازه از یه روز کاری سخت تو وال استریت اومده.

اون می‌خواد طعم الدرفلاور رو حس کنه.

اون دنبال اون ته مزه زعفرانیه.

آره. متاسفم. روش کار می‌کنم.

باشه.

هی.

دختر ما اومد! زود رسیدی.

داریم جشن می‌گیریم؟

هی، دایان.

می‌تونی نوشیدنی همیشگی خانم رو بدی؟

آره.

چی شده؟ همه چی رو بگو.

کلاً گند زدم.

نه. شوخی می‌کنی. بعد از اون همه مصاحبه تمرینی؟

و وقتی رفتم اونجا، خشکم زد.

تنها حرف معقولی که زدم

این بود که چقدر از اون آهنگ تبلیغاتی سندرم روده تحریک‌پذیرشون خوشم اومد.

باشه، آروم باش.

مطمئنم اونقدرها که فکر می‌کنی بد نیست.

اون نوتیفیکیشن لعنتی بود.

حواسمو پرت کرد. چه نوتیفیشکنی؟

خب، قبل از مصاحبه داشتم گوشیم رو نگاه می‌کردم

و فیسبوک پیشنهاد داد

با بدترین آدم دنیا دوست بشم.

جما نلسون.

کی؟ هم‌اتاقی سال اول دانشگاهم.

که زندگیم رو به جهنم تبدیل کرده بود.

چی انقدر بد بود در موردش؟

جما نلسون یه عفریته بود.

دفتر خاطراتم رو دزدید، با صدای بلند خوند

تو سالن غذاخوری، آرزوهام رو مسخره کرد

نویسنده شدن. به نظر میاد که...

یه عوضی به تمام معناست. ببخشید، مشکلی نیست؟

این در واقع بین من و آیویه.

ممنون.

صبر کن، چرا بهش گزارش ندادی؟

گزارش دادم. و بعد اون شروع کرد

عکس‌های منو آنلاین پست کردن.

در حال بیرون اومدن از حموم.

چیپس می‌خوردم وقتی تو دستشویی بودم.

اون یک بار.

همه شروع کردن منو "دختر ناچو" صدا کردن.

وحشتناک بود.

اما پدر و مادرش خیرین بزرگ مدرسه بودن.

این بهش حق نمی‌ده که اذیتت کنه.

بالاخره، ترک تحصیل کردم.

و الان حتی نمی‌تونم تو یه آژانس تبلیغاتی درجه سه کار پیدا کنم.

فکر کنم حق با اون بود.

من یه بازنده‌ام.

نه.

این جما نلسون...

باید باور کنم که تقاص کارشو پس داد.

کارما هم یه عوضیه.

کارما؟

آره. اون الان یه کارآفرینه.

مدیرعامل شرکت Tykoons.

تای-چی؟ یه شرکت لباس بچه‌ست.

اونا کفش‌های بچه‌گانه مارک‌دار رو ۵۰۰ دلار می‌فروشن.

یعنی...

کی می‌خواد اون همه پول بده

برای کفش بچه؟

خب، همونایی که مارتینی ۸۰ دلاری می‌خورن؟

هی، حواست باشه!

آره، یه دوست‌پسر خوشگل داره.

و با رپرها و اینفلوئنسرها می‌گرده.

قبول کن، جو. آدمای بد برنده می‌شن.

قبلاً اینطور نبود.

اگه به کسی ظلم می‌کردی، عواقبی داشت.

کاش همه مثل تو بودن، جو.

همینطور بیار.

خب، خوبه که بالای بار زندگی می‌کنی.

اوهوم.

صبر کن، صبح قطار نداری؟

آره، درسته.

برای دیدن نوزاد کامل و جدید خواهرم.

دقیقاً همینی که نیاز داشتم.

آره، شاید دیگه برنگردم.

این شهر مال جماست.

من هیچ‌وقت نمی‌تونم اینجا کاری کنم.

نه.

گوش کن.

کائنات راه‌هایی برای درست کردن خودش داره.

حتی با آدمایی مثل جما نلسون.

خودت می‌بینی.

عدالت تو این دنیا هست.

ممنون که هوامو داشتی.

من هوای همه مشتری‌هام رو دارم.

حتی اونایی که هیچ‌وقت ازشون پول نمی‌گیرم.

حالا، من صبح این در رو می‌کوبم.

که مطمئن شی به قطار می‌رسی

و بهتره جواب بدی

بله قربان

اوکی

خداحافظ. خداحافظ

جو؟ هی، آیوی، منم

یه کم دیره. همه چی خوبه؟

آره، همه چی خوبه

فقط می‌خواستم مطمئن بشم خیلی خماری نداشتی

وقتی رسیدی خونه خواهرت

آره، دیشب حسابی مست بودم، به لطف تو

اما گریه خواهرزاده کوچولوم حالمو جا آورد

اوه، خب، حتماً چند تا عکس از بچه بذار

اونا همیشه کلی لایک می‌خورن

حتماً

ممنون که حالمو پرسیدی

خوب بخوابی

این برای آیوی بنسونه

یه جورایی ترسناکه، نه؟

خیلی آروم به نظر می‌رسه

آره. مرده‌ها معمولاً همین‌طورین

خانم تاسیونی

می‌ترسم این پرونده

براتون یه کم کسل‌کننده باشه

اوه. قتل هیچ‌وقت کسل‌کننده نیست

خب، این یکی خیلی واضحه

یه مزاحم وارد شده

و، ام، مقتول رو خفه کرده

که اسمش، ام...

جما نلسون

توی تخت خودش

مدرک فیزیکی، ام، چیزی هست؟

یه رد پا احتمالی داریم

اما صحنه جرم هنوز در حال بررسیه

و اگه می‌خواید بگید چقدر کراواتم رو دوست دارید

بیخیال شید

اوه. نه، نمی‌خواستم

این کراوات رو دیگه اینقدر دیدم

با این حال، هنوزم دوستش دارم

نه، عقب نمی‌رم. من اینجا زندگی می‌کنم

این آپارتمان منه. وای! شما کی هستین؟

جما نلسون. به نظرت دیگه کی باید باشم؟

پس اون کیه؟

جین دانهیل. اون اینجا اقامت داشت

چی... خانم، شما باید بیرون منتظر بمونید

اون مرده؟ یه دزدی شده بود

پس یه نفر اونو کشته؟

تو تخت من؟

عالیه!

و اون بلوز منو پوشیده؟

برد!

م-من بهش گفتم تو

اتاق مهمان روی مبل تاشو بمونه

اما حدس می‌زنم اینجا رو بیشتر دوست داشت

دوست توئه؟ نه، لطفاً

مگه میشه؟ ما خونه‌هامون رو با هم عوض کردیم

دوست‌پسر نابغه من حرفاشو باور کرد

راجع به اینکه می‌خواد شهر بزرگ رو تجربه کنه

و از دست شوهرش فرار کنه یا هرچیزی

و من احمقانه به جین اجازه دادم بمونه

جین. جین

این دهاتی احمق اینجا بمونه و در عوض

ما رفتیم تو یه خرابه‌جا

وسط آیووا. ایندیانا

یه شب بیشتر نموندم

فکر کردم برای جما خوبه که از شلوغی

و هیاهو دور باشه و یه شهر کوچیک رو تجربه کنه

مثل اون جایی که من بزرگ شدم. احمق

می‌دونستم نباید به حرفت گوش می‌کردم

انگار هیچ کار خیری جزاشو نداره

اِه، فکر کنم جین بود که مجازات شد

گفتی که اون می‌خواست فرار کنه

از دست شوهرش. فکر می‌کنید که

اون داشت از دستش فرار می‌کرد؟

واقعاً برام مهم نیست

و اونا نمی‌تونن اون چرخ دستی کثیف رو نذارن

روی اون قالیچه؟

اون پوست گوسفند استرالیاییه

سریع رسیدگی می‌کنم

حالا، لطفاً اگه میشه صحنه جرم رو خلوت کنید

داری یه رقص تفسیری اجرا می‌کنی

یا نظریه خاصی داری؟

اِه...

من... آره

اینو تصور کنید

قاتل یواشکی وارد این آپارتمان میشه. اِم‌هوم

تاریکه

اِم‌هوم

جین دانهیل خوابیده

توی تخت جما

لباسای جما رو پوشیده

پس شما فکر می‌کنید

قاتل قصد داشته جما رو بکشه، نه جین رو

بله

این وحشتناکه

اوه، غر نزن، برد

تقصیر خودشه که آلارم نذاشته

اینجا منهتن، نه وُویل

می‌دونید، فکر کنم من می‌تونستم ببینم

یه نفر می‌خواد اون زن رو بکشه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left