The Simpsons

The Simpsons

Download Farsi Persian Subtitle

Season 37

Release info

The Simpsons S37E12 The Fall Guy Yi Yi 720p HDTV DD5 1 x264-Slurpuff
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 37 قسمت 12 The Simpsons 1989 زیرنویس فارسی سریال

Tags

hdtv
Published on: 2025-12-29
Downloads: 28
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

وقتشه بارت. اگه اوتر رو اوت کنی

تیم می‌ره پیتزا پارتی و تو هم یه افسانه می‌شی

ببازیم هم فقط همون پیتزا پارتی رو داریم

من ضربه‌زن‌های بهتری دیدم

اونم توی پنکیک‌فروشی بین‌المللی

این یه بازی بچه‌گانه‌ست آقای کمیک‌بوک‌باز

خب که چی؟

و این پسرِ مِینه که داری براش کری می‌خونی

پسرتونه؟ ای وای. اگه می‌دونستم

این خواجه رو برگردونید مونیخ

حمله برق‌آسا

کلاً ۲۰۰ سال طول کشید

ولی بالاخره بیس‌بال یه کم جذاب شد

ایول، یارو عجب آدم کله‌خر و خفنیه

بابای ما می‌تونه بزنتش

اون توی زوم جوجیتسوی برزیلی درس می‌ده

بابای من محافظ جیمز کوردنه

می‌دونی چند نفر دلشون می‌خواد بزنن توی صورت جیمز کوردن؟

خب، بابای منم خیلی خفنه

شرط می‌بندم می‌تونه کل اهل شهر رو به کشتن بده

اونم با بی‌عرضگی‌ توی محل کارش

آخه بارت

«احمق» با «خفن» هم‌معنی نیست

آره؟ خب بابای تو چیکارست؟

زندانی‌ها رو با تزریق مرگبار اعدام می‌کنه

ها-ها

بابای من کله‌گنده‌ست. مگه نه؟

لطفاً بهم آسیب نزن

فقط پولام رو بگیر

اگه کمه، می‌تونیم بریم عابربانک

هی قهرمان. چی نگاه می‌کنی؟ بازی رو؟

هیس. مسابقه‌ی «آشپزی با ماسک بریتانیا»

فکر کنم «کوسه پرستار» همون نانسی پلوسیه

هی، واسه مسابقه‌ی ام‌ام‌ایِ امشب بلیط گرفتم

باید خیلی خفن باشه

اه، چرا لیسا رو با خودت نمی‌بری؟

یه کم خشن شدن براش لازمه

هومر، یا با پسرت وقت بگذرون

یا بیا توی تا کردن لباس‌ها به من کمک کن

هوم

اممم

هوم

باشه

استادیومِ دعوای اسپرینگ‌فیلد

آماده‌ی بزن‌بزن هستین؟

سلبریتی‌هایی که امشب کنار رینگ با ما هستن

قهرمان بازنشسته‌ی سنگین‌وزن و منکرِ آسیب‌های مغزی

دردریک تیتوم

خلبان و آدمِ سرشناس شهر

آرنی پای

و ستاره تلویزیون لاتین و صاحب اسپانسر امشب

مِزکالِ "آخ سَرَم!"

مرد زنبوری

اما اول، وقتشه بین جمعیت بگردیم دنبال

مردترین طرفدارمون

این آقا است؟

این یکی چطور؟

یا نکنه

ایشون؟

نگاه کن عزیزم، افتادیم تو دوربین بوسه

بس کن بابا. داری آبرومو می‌بری

چه مرگته آخه؟

مشکلِ من؟

من سوسول‌ترین بابای شهر رو دارم

سوسول؟

اوه-اوه

ای پدرسوخته‌ی

هی کارل، بند کفشت بازه

مال تو هم همین‌طور

ضربدری! ضربدری

دِ-اوه

برنده کسی نیست جز... چاقالویِ پشمکی

اون فوق‌العاده بود

بابا، بابا

لطفاً جلوی این همه بیننده گریه نکن

سنیور تپلی

این خنده‌دارترین زمین خوردنی بود که تو کل عمرم دیدم

اون مسخره‌بازی‌ها، فیزیکِ حرکت، اون ناله‌های عصبی

جناب، می‌خوام یه نوشیدنی مهمونتون کنم

یه لقمه غذا هم بذار روش تا معامله‌مون بشه

واو. مرد زنبوری

تو واسه خودت اسطوره‌ای هستی تو اسپرینگ‌فیلد، پسر

مثل کراستی یا داف‌من یا خفه‌کنِ "تیکی بار"

شکسته نفسی می‌کنی جوون

و لطفاً، منو پدرو صدا کن

نمی‌دونستم شما... اومم

تیپ‌های "باکلاس و شیک‌پیک" هم برنامه منو می‌بینن

شوخی می‌کنی؟ من اسپانیایی بلد نیستم

ولی وقتی یه راهبه می‌زنه وسط خشتکت

دیگه به زبان بین‌المللیِ خشتک حرف می‌زنی

باور کنی یا نه

قصد نداشتم یه کمدینِ لوده بشم

با رویای بازیگر جدی شدن از مکزیک اومدم

تو هالیوود

متأسفانه، منو آوردن

پای یه تابلوی اشتباهی، اونم توسط یه قاچاق‌برِ احمق و پول‌پرست

بدترین روز زندگیم بود

تا اینکه به مراسم افتتاحیه برخوردم

واسه یه شبکه تلویزیونی جدیدِ اسپانیایی‌زبان

بهترین روز عمرم بود

پریدم تو، چون سرنوشتم این بود که ستاره بشم

حالا هرچقدر هم که می‌خواد طول بکشه

یا هر کاری که واسه رسیدن بهش لازم باشه

زنبورها! دارن نیشم می‌زنن، زنبورها

آی یای یای

شما آقا، قراره یه ستاره بشی

و این‌جوری بود که «مرد زنبوری» متولد شد

یه شخصیت کمدی-تراژیک که زمین و زمان نفرینش کردن

درست مثل سیزیف یا بنی هیل

زندگی هر چی هم جلو پاش بندازه

اون همیشه بلند میشه و دوباره تلاش می‌کنه، درست مثل

همون آدم‌های زحمت‌کشی که بیننده برنامه‌م هستن

این‌طوری شد که روز به روز و سال به سال

من این هیکل زنبوری‌م رو

به پای کمدی و خنده قربانی کردم

فکر می‌کردم رویین‌تنم

مثل «کورلی» توی سه‌کله‌پوک

اما حیف، من فقط یه «شمپِ» فانی بودم

ظاهراً پیری یقه همه‌مون رو می‌گیره و حریف زمان نمی‌شیم

حالا دیگه برنامه‌ی درب‌وداغونم زیر سایه‌ی دوران اوجش داره لنگ‌لنگان پیش می‌ره

سیمپسون‌ها، اصلاً خبر دارید

که این چه حسی داره؟

قراره... بکشی کنار؟

همین قصد رو داشتم، تا اینکه دیدم

باباتون چقدر خنده‌دار از اون پله‌ها تلپ شد پایین

یه خراش هم برنداشتی و از جات پاشدی

این منو یاد یه چیزی انداخت

هومر، این افتخار رو بهم می‌دی

که بدلکار من بشی؟

بدلکار؟

این خفن‌ترین شغلیه که یه بابا می‌تونه داشته باشه

انجامش می‌ده

مگه دیوانه‌ای؟

فکرشو بکن هومر. می‌تونی بزنی ماشینا رو داغون کنی

و بطری‌ها رو روی سرت خرد کنن

همون کارایی که الان می‌کنی رو می‌کنی، ولی این‌بار پولشم می‌گیری

می‌شی خفن‌ترین بابای دنیا. بگو باشه

¶ ¶

یه بدلکار واسه خودت پیدا کردی

قبول کرد

اینم از همون بدلکاری

که قراره شغلم رو نجات بده

بیا تو. دیگه وقتشه

این فقط یه لباسِ ساده نیست

این زرهِ امیده

فانوسِ نوره

نمادِ حقیقت، عدالت

و مَرامِ مکزیکی-آمریکایی

اِم، هومرو، نیش رو انداختی جلو

اوپس. آدم که می‌تونه رویا ببینه

گارد بگیر

قبل از اینکه شروع کنیم، باید ازت بخوام

یه قرارداد عدم افشا امضا کنی

چون طرفدارام داغون می‌شن

اگه بفهمن بدلکاری‌هام رو خودم انجام نمی‌دم

مشکلی نیست، پدرو

تا حالا یه خروار از این قراردادها امضا کردم

راستش همین الان سر کار یکی‌شون رو امضا کردم

ظاهراً آب آشامیدنیمون پر از مواد رادیواکتیوِ

هیچی نیست

ممم، عجب کیک خوشمزه‌ای

کات. بدل بیاد

از پسش برمیای، قلدر

حرکت

آخ! آخ

اوه

آخ

آی یای یای

باورنکردنیه. واو

درست مثل قدیما

این بورِ چاق خوب می‌تونه ضربه بخوره

هومر

و بعدش همه تو صحنه با بابا بزن‌قدش کردن

حتی تهیه‌کننده‌هایی که نویسنده نیستن

اوه، اونا سخت‌گیرترین آدمن

¶ بارت به باباش افتخار می‌کنه ¶

¶ بارت به باباش افتخار می‌کنه ¶

اوه، واقعیت داره

طاقت ندارم که به بچه‌های مدرسه بگم

که بابام بدلکارِ «مرد زنبوریه»

راه نداره پسر. این یه رازه

یادت نره، من اون قرارداد «ام‌دی‌ام‌ای» رو امضا کردم

ای بابا

چه فایده‌ای داره یه آدم خفن تو خانواده داشته باشی

اگه نتونی باهاش پز بدی؟

حالا می‌فهمم خانواده «مانجونی» چه حسی دارن

بابا، برای یه مرد سفیدپوست مشکل‌ساز نیست

که بدلِ یه بازیگر مکزیکی بشه؟

کارگردان هم همین فکرو می‌کرد

واسه همین این آستین‌های قهوه‌ای رو داد بپوشم

ولی این که گریم نژادیِ قهوه‌ایه

نه، این فقط «دست‌وپای قهوه‌ایه»

تازه، با این اوضاعِ اداره مهاجرت تو این روزا

بهتر نیست یه سفیدپوست زجر بکشه

تا یه مکزیکی؟

خب، اینجا رو راست می‌گی

زجرش زیاد نیست، مگه نه؟

چون نمی‌خوام آسیب جدی ببینی

بی‌خیال عزیزم. همه‌اش شوخی و کیک تو صورته

و لیز خوردن روی پوست موز

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left