184 บรรทัดแรก
متئوام. پیغامتون رو بذارید
سلام متئو. بازم منم
واقعا متاسفم. لطفا بهم زنگ بزن که بتونیم صحبت کنیم، باشه؟
دوستت دارم. چند ساعت دیگه باز تماس میگیرم
موفق شدی؟
...تا حالا اینقدر به یه پسر زنگ نزده بودم، یعنی از وقتی
نه راستش رو بخوای هیچوقت به پسری اینقدر زنگ نزده بودم
همیشه خونسردیم رو حفظ کردم
همینطوره - آره -
میدونی چی حالت رو بهتر میکنه؟
چی؟
اونجا رو نگاه
میدونم هیجانزدهای ولی سعی کن آرامشت رو حفظ کنی
حواسم هست
صبح بخیر مرغعشقها - سلام دی -
حالت چطوره؟
تنها چیزی که میتونه این روز قشنگ رو زیباتر کنه
دیدن یه زوج زیبا از نژادهای متفاوته که پر ازشور و نشاطن
خیلیخب - نتونستم خونسرد جلوه کنم، نه؟ -
همیشه همینی عزیزم - تف -
.روز خیلی قشنگیه خوب میشه بریم ساحل
یه امروز بهخاطر من کار رو بپیچون دیگه
نمیتونم
دلم میخواد روی حوله لم بدم و تو بهم بگی خیلی خوشگلم
و بعد روی باسنم ضدآفتاب بمالی
باید برم سرکار - باید برم سرکار -
بس کن - بس کن -
بیش از اندازه همخونهای بودیم
بابا ما همیشهی خدا همه چی رو میپیچوندیم
اون بار رو یادته که ماشین دوستت رو دزدیدیم
بعدش رفتیم یه رستوران خیلی باکلاس
و بعد... شان رفت وسط یه رژه
نه بابا. اینکه داستان فیلم مرخصی فریس بولره - دقیقا -
فیلم رو دیدیم و عینا اجراش کردیم
.دیگه از این کارها نمیکنه این شانی که میبینی، کلا موجود ضدحالیه
ننهجون دیگه داری زیادی شلوغش میکنی
والا من هم ندیدم خودت حرکت خاصی بزنی
حداقل وقتی من همسن و سال تو بودم
حسابی آتیش میسوزوندم
چی کار میکنی؟ - دیگه باید برم سرکار -
دوستت دارم عزیزم - خداحافظ عزیزم -
من هم باید برم - میبینمت -
وایسا. تو که دیگه دانشگاه قبول شدی
چرا مدرسه رو نمیپیچونی بریم مارگاریتا بزنیم؟
بابام پشت سرت نشسته ها
یعنی بریم قهوه بخوریم - دارم صدای هردوتون رو میشنوم ها -
.امروز امتحان دوره رنسانس دارم یه جورهایی دوره موردعلاقهمه
خرخون
اینها چشونه ناموسا؟
ببین، من سعیم رو کردم به عنوان یه خرابکار اعظم الگوشون باشم
حقیقتا من هم ناامید شدم
پیش اون روانداروشناسی که معرفی کرده بودی هم رفتم
خب - دربارهی اینکه شاید بهتر باشه -
داروی ضدافسردگی مصرف کنم صحبت کردیم - عالیه -
این هم بهش گفتم که داریم روی این کار میکنیم که احساساتم رو حس کنم
اوهوم - در همین رابطه باید بگم که -
دیروز به خودم اجازه دادم موقع دیدن کلیپ یه شیری که
بعد از مدتها با مرد عجیبی که بزرگش کرده بود دیدار میکنه گریه کنم
بهت افتخار میکنم
...راستش دلم میخواد برگردیم به
مسئلهای که اون شب که باهم رفتیم مسابقه اطلاعات عمومی بهم گفتی
اون دو تا دوستی که بعضی وقتها که حالت خیلی گرفته
باهاشون میگردی
زاناکس و زینفندل
مگه میشه آدم عاشق زَنی و زینی نباشه؟
آره، ولی این دوتا واقعاً نباید با هم دوست باشن
مثل من و دوستم ونسا تو کلاس ششم
نمیذاشتن کنار هم بشینیم چون اونوقت حسابی شر به پا میکردیم
،نمرههامون میاومد پایین تنبیه میشدیم و مجبور میشدیم بیشتر مدرسه بمونیم
یا شلوار جیدا رابینسون کشیده میشد پایین
چرا خب؟ - تقصیر خودش بود -
خیلی به کونش مینازید
لب کلام اینکه، این دوتا، ترکیب خوبی نیستن
وقتی مدام کنج عزلت بشینی و خوددرمانی کنی
تنهایی به خودش حقیقت میبخشه
هر وقت احساس کردی داری چنین کاری میکنی، حتما بهم زنگ بزن، خب؟
باشه - خوبه -
میخوای بدونی چی اشک من رو درمیاره؟ - چی؟ -
کلیپهای اون قاضی بداخلاقه اهل اوهایو که با متهمها حرف میزنه
و اگه زندگیشون به خودی خود سخت باشه ازشون جریمه نمیگیره
میدونم کدومه
همیشه دوست داشتم چنین پدری داشته باشم
افسردگی شدیدی داره
و داره خوددرمانی میکنه چون فکر میکنه دوستهاش تنهاش گذاشتن
و این خوشحالت میکنه چون یه جامعهستیز روانیای؟
عزیزم، به این خاطره که این دقیقا کاریه که باید انجام بدم
خدای من، حس میکنم مثل بیانسهم وقتی ته دلش میدونست دیگه باید تکی بخونه
آره - میدونی، پاول داره بازنشست میشه -
و من یه سره تو این فکرم که شاید باید مرکز درمان ترومای خودم رو باز کنم
مثلا یه جور استراحتگاه که مراجع بیاد یه دوره بستری بشه
برای ترک و سمزدایی و جلسات گروهدرمانی هم داشته باشیم
میدونم دارم خیالبافی میکنم ولی راستش رو بخوای
همین فکر کردن بهش هم داره حسابی حشریم میکنه
جدی؟ - آره -
پس کمک به مردم برای غلبه بر تروماشون اون پایین مایینت رو غلغلک میده؟
آره، مثل حس خواب رفتن پام میمونه ولی به جای پا، اون پایینم آتیش گرفته
آره - ...خب -
من انواع و اقسام تروماهای قدیمی برات دارم
هوم - چیزهای خیلی وحشتناک، بدبختیهای مربوط به سیاهپوستها -
خب پس
چی کار میکنی؟
میخوام بذارمت رو پیشخون - ...راههای دیگهای هم هست -
واقعا؟ بیا انجامش بدیم پس - نه. خودم میرم -
مطمئنی؟ باشه - آره مشکلی نیست. ولی تلاشت رو دوست داشتم -
باشه. بیشتر برام بشکافش - باشه -
داستانش مفصله ولی من اولین مورد هشدار امبر بودم
وای. این خیلی جذابه
قبل از بازنشستگیت کلی کار داریم که باید انجام بدیم
ولی من کمکت میکنم از پس همهشون بر بیای
،تو روند واگذاری بیماران مدیریت سوابق مراجعین
پایانی شاعرانه برای کارنامهی حرفهای بینقص
و من هم تحت فشار قرار گرفتم که جوانب حقوقی ماجرا رو به عهده بگیرم
از اونجایی که تو مالک ساختمانی
باید تصمیم بگیری که اگه گبی و جیمی همچنان بخوان توش کار کنن
میخوای قرارداد بیمه چطور باشه
یا میتونی مالیات ملک رو واگذار کنی
دارم حوصلهت رو سر میبرم؟
به شدت
گور بابای جفتتون
...ببین، مگ داره آخر هفته میاد اینجا و
وای خداجون. باباهای دختردار
میشه لطفاً کمی وقت بذاریم
تا در مورد اینکه چطور زنها قویای تربیت کردین که پدرشون رو میپرستن
ولی نه در حدی که با پیرمردها دوست بشن صحبت کنیم؟
میدونین چون... پیرمردها واقعا چندشن
،بهت برنخوره ها به تو هم
میشه یکی از شما دوتا کلهپوک من رو برسونه فرودگاه که برم مگ رو بردارم بیارم؟
چرا که نه. هرچی تو بگی
اگه من هم مجبورم بیام آهنگ رو خودم انتخاب میکنم
باشه
از خودتون درش آوردین؟
آره، آره. از خودمون درآوردیم - آره. از خودمون درآوردیم -
،هی پاول جیمی تا حالا چندتا خداحافظی سوزناک باهات کرده؟
خیلی خیلی زیاد
دست خودم نیست، خب؟
هربار که میخوام خداحافظی کنم بیش از حد احساسی از آب درمیاد
من خداحافظیم رو نگه داشتم واسه وقتی که واقعاً میری
...اما محض اطلاعت
میخوام بهم بگی چقدر دوستم داری
و چقدر روی زندگیت و روتین پوستیت تأثیر گذاشتم
من عاشق اون کره کاکائوام
دستهات مثل یه جوون 25 ساله میمونه
،هی بچهجون میشه برام یه جدول درست کنی
که بتونم بیمارهایی که ارجاع میدم رو راحتتر پیگیری کنم؟
هیچ مشکلی نیست. هرچی تو بخوای
میبینمتون - خداحافظ پاول -
خدایا
لعنتی
هرچی تو بخوای؟
ببین با اینکه تقریبا میفهمم چرا نیاز داری همه جوره
در خدمت پادشاهت که قراره ترکمون کنه باشی
این رو از کسی که خودش رو بیش از اندازه وقف مراقبت از دیگران کرده، بشنو
اونطوری که فکر میکنی پیش نمیره
گب، انتظار زیادی ندارم
فقط برای چند ماه آینده، میخوام در رکابش باشم تا از نبوغش بهره ببرم
شاید یه مقاله مشترک هم در این مورد بنویسیم
بعد، در آخرین روز کاریش، دلم میخواد تو چشمهام نگاه کنه و بگه
مرسی جیمی، من هم ازت چیزهایی یاد گرفتم
صحیح
پیرمرد پیرزنها تو دو چیز استادن
انتشار ویروس کامپیوتری و قدر چیزها رو ندونستن
برای مثال، مامانم الان خونهمه
چون پرستاری که براش گرفته بودم با خانوادهش رفته تعطیلات
زنیکه حتی بهم خبرم نداد
اومدم خونه و دیدم مامانم تو آشپزخونهست
و درحالی که فقط یه تیشرت و شورت تنشه داره واسه خودش ماهی سرخ میکنه
میدونی بدترین قسمتش چیه؟
چیزی بدتر از ترکیب ماهی با لباس زیر هم داریم مگه؟
هیچ وقت اون تشکر رویاییای که منتظرشی رو نمیشنوی
برم تو دفترت منتظر بمونم؟
.دن، سلام بیا تو
سلام - سلام گبی -
بگو
هی، گبی
برنامهت برای تعطیلات چیه؟
کدوم یکیش؟
هرکدوم خودت صلاح میدونی
خیلیخب. هنوز باید روی گپزدنهات کار کنیم ولی شروع خیلی خوبی داشتی
مرسی - خواهش میکنم -
تا وقتی دن رو دارم چه احتیاجی به تشکر پاول دارم؟
میدونم گفتی به عنوان دستمزد تاکو بل میخوای
ولی پیش خودم گفتم برای پیادهروی خیلی کثیفکاری میشه
واسه همین بهجاش برات این گیره مو طرح تاکو رو آوردم
وای. چقدر بامزهست
No comments yet. Be the first to leave one.