200 dòng đầu tiên.
پس خداوند فرمود
«من رنج قومم را در مصر دیدهام
«و فریادشان را به خاطر بیگاریشان شنیدهام.»
«از دردهایشان آگاهم و فرود آمدهام تا نجات دهم
«آنها را از دست مصریها نجات دهم و
«آنها را از آن سرزمین به سرزمینی خوب و وسیع بیاورم،
سرزمینی که شیر و عسل در آن جاری است.»
آره
خدا موسی رو میفرسته تا منجی باشه
بعد یه ضدحال میزنه.
خدا قلب فرعون رو سخت میکنه.
خدا قلب فرعون رو سخت میکنه تا فرعون اجازه نده بنیاسرائیل برن.
تا فرعون اجازه نده بنیاسرائیل برن.
موسی، قومم رو آزاد کن. فرعون، نگهشون دار زندانی بمونن.
هی، خدا، تو طرف کی هستی؟
شیلینگر، تبریک میگم.
واسه چی؟
یه پسره. یه پسر کوچولوی تپلمپل.
پسرت دیروز رسید.
تو کدوم بخشه؟
همون شهر زمرد مورد علاقهات.
باید گلین رو ببینم. همین حالا!
بیچر، کلر و اورایلی منتظرن پشت در
تا دخل منو بیارن.
حالا مکمنس بچهمو با سینی نقرهای تقدیمشون میکنه.
به دخترت حمله شد، درسته؟
کتکش زدن، بهش تجاوز کردن.
میدونی دلت بخواد از عزیزت محافظت کنی یعنی چی؟
و تو داری از من میخوای که
اندی رو بذار تو بخش B، پیش خودم.
تو باید واقعاً پسرتو دوست داشته باشی، شیلینگر،
که بیای اینجا و از من درخواست کمک کنی.
که بیای اینجا و از من درخواست کمک کنی. حتماً داره از درونت نابودت میکنه که مجبوری
حتماً داره از درونت نابودت میکنه که مجبوری
اینجا تو دفتر من وایستی و برای زندگی پسرت التماس کنی.
چون داری همین کارو میکنی، درسته؟
التماس کردن.
آره.
فکر کن به تمام دفعاتی که من از تو چیزی خواستم
و تو فقط با اون نیشِ خندهی احمقانه رو صورتت اینجا نشستی
و داری "دو-دا" میخونی.
این پسر منه، لعنتی!
این پسر منه، لعنتی! فکر کردم دو تا پسر داری.
فکر کردم دو تا پسر داری.
آره، دارم.
شاید با دومی خوششانستر باشی.
ببرینش بیرون.
چرا مکمنس باید بچه شیلینگر رو بذاره اینجا؟
چرا مکمنس باید بچه شیلینگر رو بذاره اینجا با اینکه سابقه رو میدونه؟
با اینکه سابقه رو میدونه؟
فکر میکنی میخواد دسیسه بچینه؟
فکر میکنی میخواد دسیسه بچینه؟ نه.
نه.
مکمنس از اون نازی کثافت بیشتر از ما متنفره.
شاید منتظره که ما حرکت درست رو انجام بدیم.
حرکت درست؟ چی هست؟
فکر میکنی میخواد بچه رو بکشیم؟
نه. شیلینگر متنفره که پسرش مواد مصرف میکنه.
نه. شیلینگر متنفره که پسرش مواد مصرف میکنه. اندی کوچولو دو روزه اینجاست و از همین حالا خریده
اندی کوچولو دو روزه اینجاست و از همین حالا خریده
یه عالمه جنس از من گرفته.
پس نظرت چیه بذاریم اندی کوچولو مواد مصرف کنه
تا اُوِردوز کنه؟
یا...
یا چی؟
اورایلی، از اون جنس خوبت بیشتر میخوام.
الان میآرم رفیق.
هو، ورن. چه بچهٔ آشغالی.
اندرو. اندرو.
هی، اندرو.
هی.
اوه، سلام بابا.
تو یه آشغال عوضی هستی.
هی، لوپرستی. بله؟
این زندان لعنتی هنوز سیاست ضد مواد داره؟
آره.
بیا با من.
لعنت به تو، بابا!
من پسرم رو تو گروه ترک اعتیاد تو میخوام.
خب، مشکلی نیست ورن، اما یه معتاد فقط زمانی ترک میکنه
که خودش تصمیم بگیره وقتش رسیده.
باید پرده نصب کنی.
ورن بیچاره. نگران پسرشی؟
گوش کن، توبیاس.
گوش کن، توبیاس. من قراره اندرو رو بیارم تو گروه.
من قراره اندرو رو بیارم تو گروه.
امیدوارم این برات مشکلی ایجاد نکنه.
اصلاً.
منتظرش میمونم.
آه، آره. خوبه.
خب، همه، به اندرو خوشآمد بگیم.
هی، اندرو. هی، اندرو.
خب، اندرو،
هدف اینجا اینه که در مورد خودمون صحبت کنیم،
احساساتمون، اعتیادهامون.
به امید اینکه بتونیم دلیلش رو پیدا کنیم.
پس چرا به ما نمیگی به چی اعتیاد داری؟
برو گورتو گم کن.
هی، عوضی، این یه راهبهست.
نباید اینجوری باهاش حرف بزنی.
آره؟ تو گه میخوری
من گه میخورم؟ تو گه میخوری
یه لحظه وایسا. هِی، برو عقب
نگهبان!
اوه، خدای لعنتی! این چه مزخرفاتیه؟
اوه، خدای لعنتی! این چه مزخرفاتیه؟ یالا، حرومزاده
یالا، حرومزاده
هِی، قرار بود بزنی تو شکمم
باید واقعی به نظر میرسید، مثل دماغ مارک مَک، درسته؟
باید واقعی به نظر میرسید، مثل دماغ مارک مَک، درسته؟ اون بچه کجاست؟
اون بچه کجاست؟
اونجاست
یعنی چی که دیگه عکس زن (لخت) نداری؟
من کلی مشتری دارم
تو داری موجودی منو مثل دیوونهها دود میکنی و میبری
پس تا وقتی محموله جدید برسه، چیزی بهت نمیدم
اوه، گه بخور
اوه، گه بخور. تو تنها کسی نیستی که جنس میفروشی
تو تنها کسی نیستی که جنس میفروشی
هِی، من هستم و اونا هستن (یعنی فرق میکنیم)
و میدونم با توجه به عقایدت، تو با کسی معامله نمیکنی
که همرنگ خودت نباشه
هِی، خوبی؟
میتونی برام چند تا عکس زن جور کنی، مرد؟
متأسفم
حتماً فکر میکنی من احمقم
تو میخوای کِلر رو از بندت بیرون ببرم
و اَندرو شیلینگر رو بیارم تو؟
داری فکر میکنی با پسر مردی که
دوبار به من رکب زده، چکار میکنم
تو ذهنم اومده بود
مکمَنِس، این بچه چند روزه اینجاست؟
من بهش آسیب نزدم، در حالی که فرصت زیاد داشتم
راستش، بعد از دیدنش تو گروه درمانی،
دلم برای اندرو میسوزه
با داشتن یه عوضی مثل شیلینگر به عنوان پدر،
میتونی بفهمی چرا یه بچه سراغ مواد میره
خدا میدونه، منم اونجا بودم
فکر میکنم میتونم کمکش کنم
میخوام بهش کمک کنم
ببین، بیچِر
خواهر پیت میگه تو ازش دفاع کردی
اندرو داره با یه آریایی دیگه تو یه بند زندگی میکنه
شیلینگر به رفقاش گفته که نادیدهش بگیرن
پس بچه داره روز به روز منزویتر میشه
و تو اینو نمیخوای
البته وانمود نمیکنم که میدونم تو چی میخوای
یا چرا اصلاً آوردیش به شهر اِم (بند)
باید وکیل خیلی خوبی بوده باشی
وقتی بخوای، میتونی کاملاً متقاعدکننده باشی
وقتی مهمه
اگه صدمه ببینه، گردن خودته
اندروی کوچولو انقدر در امان میمونه
که انگار تو آغوش مادرشه
هِی
راستی، ممنون که زدی اون یارو رو
میدونی، واسه اینکه از من دفاع کردی
مشکلی نیست
میدونم پایین تخت بودن چه حسی داره
تتو داری؟
تتو داری؟
آره، چند تا
خیلی خوبه
هِی، تو چی؟
من یه دونه دارم
آره؟ بذار ببینم
یه روزی
یه روزی. هنوز اونقدر همو نمیشناسیم
هنوز اونقدر همو نمیشناسیم
بلا
خداوند، فرعون قدرتمند رو به بلا گرفتار میکنه
به خاطر اینکه به اسرائیلیها اجازه نمیده برن
خداوند، اولین بلا از ۱۰ بلای آسمانی رو بر فرعون نازل میکنه
یه روز صبح، جناب فرعون پیر قدمزنان میره سمت ساحل
یه روز صبح، جناب فرعون پیر قدمزنان میره سمت ساحل، میدونی، واسه یه شنا یا آفتاب گرفتن، یه همچین چیزی
میدونی، واسه یه شنا یا آفتاب گرفتن، یه همچین چیزی
میره پایین، چک میکنه... اوه!
تمام آب نیل تبدیل به خون شده
مکمَنِس، ظهر تو دفتر من باش
واسه چی؟
جلسه با رئیس اتحادیه نگهبانا
و وکیل دادگستری ایالت
و وکیل دادگستری ایالت. شاید بخوای وکیلت هم حضور داشته باشه
شاید بخوای وکیلت هم حضور داشته باشه
چرا؟
کلر هاول به خاطر آزار جنسی ازت شکایت کرده
چی؟
وقتی ازم خواستی اخراجش کنم، باید بهم میگفتی
که باهاش رابطه داشتی
به عنوان رئیس اتحادیه نگهبانا،
من تضمین میخوام که همچین اتفاقی
دوباره تکرار نشه
همه کارمندان باید تحت آموزش
آموزشهای شدید در مورد حساسیتهای جنسی قرار بگیرن
و من میخوام نگهبان کلر هاول
فوراً به شغلش برگرده
یه لحظه صبر کنید آقای استراوخ
فکر میکنم داریم زود قضاوت میکنیم
موکل من نگهبان هاول رو آزار نداده
زندانیهایی هستن، خانم بایتِر، که شهادت میدن دیدهن
No comments yet. Be the first to leave one.