Shrinking

Shrinking

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 3

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Shrinking S03E01 1080p WEB h264-ETHEL
കമന്ററി എഴുതിയത് amirluminox
🔷 ترجمه‌ از امیرعلی ‌| SandsMovie.Ir 🟥

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-01-28
ഡൗൺലോഡുകൾ: 51
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No
FPS: 23.976

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫چطوری جذاب؟ اگه برم دوش بگیرم که اوکیه؟

‫خب، اونوقت آینه‌ام بخار می‌گیره.

‫چطوره یه جای کوچیک از در حموم رو پاک کنم،

‫اونوقت بتونی یه سرکی بکشی؟

‫دو جا رو پاک کن. یکی واسه منطقه ‫ممنوعه، اون یکی رو هم واسه صورتت.

‫باشه، قبوله.

‫ملکِ خیلی ردیفیه، ولی ‫بیش از حد بدهی بالا آوردم.

‫شاید مجبور شم زیر قیمت بفروشمش. قشنگ ‫داره حس شکست رو تو وجودم بیدار می‌کنه.

‫ببخشید، حالت خوبه؟

‫آره. قرصامو خوردم، ولی ‫دیگه مثل قبل زود اثر نمی‌کنن.

‫اگه اذیتت می‌کنه، دستمو بذارم روی پام.

‫بعدشم با این پتو بپوشونمش.

‫ولی اونوقت ممکنه این‌جوری به نظر بیاد ‫که دارم با بدبختی‌های مالیِ تو جق می‌زنم.

‫ببخشید اگه حواستو پرت می‌کنه.

‫ممنون.

‫تو واسه چی اینجایی؟

‫پارکینسون. تو چی؟

‫فقط اصلاح مو.

‫حقمه که بیشتر از اینا بهم بخندی.

‫شرمنده. امروز کلاً تو خودمَم.

‫خوب به نظر میای. صدات هم محکمه. ‫باعث میشه آدم عاقلی به نظر برسی.

‫آره، حسابی عاقلم.

‫تعادلت چطوره؟

‫بد نیست. این تمرینای مسخره کمک می‌کنه.

‫من؟ روزی سه بار می‌خورم زمین. ‫دارم به این فکر می‌کنم که برم بدلکار شم.

‫- پاول. ‫- جری.

‫فقط یه لرزش خفیف داری. حاضرم ‫آدم بکشم که لرزشم در همین حد باشه.

‫آره. خب، بدنم حسابی خشک میشه.

‫سمت چپم هم همیشه درد می‌کنه.

‫به دوست‌دخترم گفتم سکس کمک می‌کنه،

‫ولی چون خودش دکتره، ‫می‌دونه دارم کصشر میگم.

‫خیلی بدشانسیه.

‫احساس حماقت می‌کنم ‫که دارم پیش تو ناله می‌کنم.

‫خواهش می‌کنم.

‫همه‌مون سوار یه قطار کیری به مقصد جهنمیم.

‫مغزت چطوره؟ توهم نداری؟

‫نه، خداروشکر.

‫توهم از همه بدتره.

‫همین‌جوریش که بدنت از کار می‌افته بد هست، چه برسه ‫به اینکه یه چیزای عجیب‌غریبی هم ببینی. ترسناکه.

‫اصلاً نمی‌دونستم پارکینسون ‫از این داستانا هم داره.

‫البته، یه بار «هلی بری» رو ‫دیدم که باهام تو وان حموم بود.

‫یه بار دیگه هم مادرمو دیدم.

‫پس هم خوب بوده هم بد؟ مگه ‫اینکه مادرت خیلی داف باشه.

‫خب، بابام میگه تو تختخواب واسه خودش ببریه.

‫دیگه ناله کردن بسه. من هنوز ‫اینجام، پس کیرم تو پارکینسون.

‫آره. باشه.

‫باید با تمام وجودت بگیش تا اثر کنه.

‫جری، یه دقیقه دیگه میام سراغت.

‫پاول، آماده‌ای؟

‫کیرم تو پارکینسون.

‫کیرم تو پارکینسون.

‫چه وضعیه آخه؟ من اول اینجا بودم.

‫باید باهاش روبرو بشم، جیمی.

‫آخرِ عمرم قراره سخت بگذره.

‫یا می‌تونم یه آدم مزخرف باشم که ‫همش واسه خودش دلسوزی می‌کنه،

‫یا اینکه از ثانیه‌ثانیه‌ی باقی‌مونده‌ی ‫این زندگیِ فوق‌العاده لذت ببرم.

‫دیگه نمی‌خوام تو فازِ «چرا من؟» زندگی کنم.

‫من یه جورایی از فاز «چرا من؟» خوشم میاد.

‫تازگیا یه چند سالی رو اونجا گذروندم.

‫جای خوبیه.

‫خلاصه، این فلسفه‌ی جدید ‫منه.کیرم تو پارکینسون.

‫دهن‌پرکنه. کیرم تو پارکینسون.

‫- کیرم تو پارکینسون. ‫- قشنگ کیر بکن تو صورتش.

‫دیگه کیر نزن تو صورتِ مریضیِ من، جیمی.

‫حالا می‌بینیم.

‫ولی یه خواهشی ازت دارم.

‫اگه دیدی دارم وا میدم، حواست بهم باشه.

‫منو بکش بالا.

‫می‌دونم توقع زیادیه.

‫پاول.

‫من خیلی بهت تکیه کردم.

‫خوشحالم که این فرصت رو دارم که ‫حتی یه ذره هم که شده برات جبران کنم.

‫با این حال، هنوزم نمی‌فهمم ‫چرا معنیش این میشه که

‫باید تو یه ماشین اسپرت کنارت بشینم در حالی ‫که تو داری مثل روانی‌ها رانندگی می‌کنی.

‫میای یا نه؟ صرفاً چون اجازه ‫ندارم تو خیابون رانندگی کنم،

‫دلیل نمیشه که نتونم انجامش بدم.

‫پاول، پاول.

‫- خوش می‌گذره؟ ‫- آره.

‫خوبه.

‫پاول، آروم‌تر برو.

‫پاول، این داره حالمو بد می‌کنه.

‫زنم توی ماشین مُرد، پاول.

‫بی‌خیال بابا! آروم باش.

SANDS Movie :زیرنویس پارسی اختصاصی

✦ @ amirluminox | Amir Luminox ترجمه از ✦

‫« روان درمــانــی »

‫عزیزم، ببخشید، پودر خامه تموم ‫شد چون حال نداشتم برم بخرم.

‫در ضمن، دیشب وقتی خواب بودی...

‫بذار ببینم... چجوری بگم؟

‫شروع کردی مثل یه بزدلِ ترسو جیغ کشیدن.

‫داستان چیه؟

‫- خب می‌دونی... ‫- بگو دیگه. نه، نه جدی میگم.

‫مثلاً چیه قضیه‌اش؟

‫اوکی.

‫وقتی ده سالم بود،

‫یه میوه‌ی کاج پرت کردم ‫سمت یه کلاغ تو حیاطمون.

‫و خب معلومه که حسابی شاکی شد.

‫و از اون به بعد هر وقت می‌رفتم ‫ایستگاه اتوبوس، شیرجه می‌زد رو سرم.

‫جدی میگم، هر دفعه. ‫می‌دونستی کلاغ‌ها کینه‌ای‌ان؟

‫نمی‌دونستم. ولی تا همین‌جاش هم ‫بهترین داستانیه که تا حالا شنیدم.

‫آره. واسه همینم مدام این کابوس رو می‌بینم ‫که قراره پیدام کنه و بگادم.

‫چی؟ یعنی فکر می‌کنی مثلاً ‫قراره چشماتو از کاسه دربیاره؟

‫احتمالاً فقط یه چشمو درمیاره.

‫این‌جوری می‌تونی لبخندشو در ‫حالی که داره چشمتو می‌خوره ببینی.

‫خیلی خوشحالم که اینو باهات در میون گذاشتم.

‫می‌دونم. شرمنده عزیزم. دوست دارم.

‫دوستت دارم.

‫- چی؟ ‫- منظورت از «چی» چیه؟

‫نشنیدی چجوری گفتی «دوستت دارم»؟

‫آره، صدام که نرمال بود.

‫صدات شبیه «مورفیوس» ‫شده بود. دوباره امتحان کن.

‫دوستت دارم. واو!

‫- یکم راحت‌تر بگو، مثلاً بگو «خیلی می‌خوامت». ‫- باشه.

‫می‌خوامت.

‫یه بوس بده.

‫اونم از «پمِ» نژادپرست.

‫باید یه کاری کنم که بفهمه ازش متنفرم.

‫بهم اعتماد کن. هر کسی که تو ازش متنفری، ‫همین الانشم قشنگ می‌دونه که ازش بدت میاد.

‫خب، تو یه کاری کن که ‫بفهمه تو هم ازش متنفری.

‫مثلاً چیکار؟

‫آخه تا الان چقدر دیگه بگم ‫کیر بخوره؟ دیگه تکراری شده.

‫داریم نزدیک میشیم. یه فکری بکن.

‫صبح بخیر.

‫این جذاب‌ترین چیزی بود که تا حالا ‫دیدم. پایه ای بریم خونه یه حالِ سریع بکنیم؟

‫- معلومه که آره. ‫- ردیفه.

‫بیا بریم.

‫تموم شد. ببین چجوری همه‌چی رو ردیف ‫می‌کنم، خیلی مردونه‌ست. داره حشریت می‌کنه؟

‫اگه داشتی درست انجامش می‌دادی، شاید آره.

‫بی‌خیال بابا، هیچ‌چیزی مردونه‌تر از این نیست که ‫یه کاری رو با اعتمادبه‌نفسِ کامل، غلط انجام بدی.

‫مگه اینکه مثلاً کنار کباب‌پز ایستاده باشم

‫و هم‌زمان هم سوسیس‌ها رو ‫بسوزونم و هم خام تحویل بدم.

‫دمت گرم مشتی.

‫- چطوری بابا بزرگ؟ ‫- بله؟

‫چندتا فلفل اضافه گذاشتم تو ‫اون کیسه واسه «گراهام».

‫یکشنبه شام می‌بینمتون.

‫کجا شال و کلاه کردی؟

‫قرارِ سکسی داره.

‫- این یه... ‫- خودش می‌دونه قرار سکسی چیه.

‫ای بابا، مرد. من چهل و خرده‌ای سالمه‌ها.

‫اونم همین‌طور.

‫دود از کنده بلند میشه.

‫بعضی وقتا دلم واسه اون موقع‌هایی ‫که با هم حرف نمی‌زدیم تنگ میشه.

‫بسه دیگه. خیلی خب.

‫یه خبر توپ!

‫آخرین شورتِ تمیزمو پیدا کردی؟

‫چی؟ نه بابا.

‫مربی فوتبال «وسلین» ‫داره میاد بازیِ بعدیِ منو ببینه.

‫- واو. اینم خیلی هیجان‌انگیزه. ‫- آره.

‫ایول! بزن زنگو. خبرای خوب ‫همین‌جوری داره از راه می‌رسه.

‫الان بدون شورت گشتی؟

‫- نه. ‫- ...بازم که شروع کردی.

‫دیگه دارم ازش می‌گذرم.

‫قراره برم کانتیکت فوتبال بازی کنم!

‫عجیبه، این اواخر انگار همه ‫اطرافیانم غرق در شادی‌ان.

‫ولی من هنوزم با کوچک‌ترین ‫چیزها ضربه فنی میشم.

‫جالبه، دوستم پاول منو به فکر فرو برد.

‫همه‌مون قدرت اختیار داریم.

‫و شاید خوشبختی اون چیز ‫غیرممکنی که فکر می‌کنیم نباشه.

‫فقط باید انتخابش کنی.

‫و چرا داری اینا رو به من می‌گی؟

‫اشتباه از من بود.

‫آخه تو شادترین آدمی هستی که می‌شناسم.

‫ببین، لازم نیست هر بار که حرف ‫می‌زنیم سعی کنی به من انگیزه بدی.

‫چرا نمی‌تونیم فقط بشینیم ‫و از قهوه‌مون لذت ببریم؟

‫چون قهوه‌ی مغازه‌ی تو ‫رسماً یه جنایت علیه بشریته.

‫منطقیه. به نظرت چرا اون کایوتی ‫(گرگ صحرایی) اینقدر غمگینه؟

‫شاید چون بهش می‌گی کایوتی؟ ‫این لهجه بریتانیایی نیست، این فقط...

‫- تو بهش چی می‌گی؟ ‫- کایوتی.

‫کایوتی.

‫- نه، نشد. ‫- اوکی.

‫باید بپرسم.

‫واقعاً خوشحالی که روزاتو با دادن رمز وای‌فای

‫و گرم کردن شیر می‌گذرونی؟

‫هی، من روی نحوه چیدمان ‫مافین‌ها هم کنترل خلاقانه کامل دارم.

‫اوکی. مگه تو قبلاً طراح گرافیک نبودی؟

‫آره. اون لوگوی بازارچه محلی رو دیدی؟

‫- آره. ‫- کار من بود.

‫خالی نبند بابا.

‫من هر بار میرم بازارچه اونو می‌بینم.

‫آره، دنیا همین‌جوری می‌چرخه.

‫یه جایی بالاخره باید ‫زندگی‌تو از نو شروع کنی.

‫می‌دونم.

‫فقط بالاخره دارم تو همین وضعیتی ‫که هستم احساس آرامش می‌کنم.

‫فکر کنم نمی‌خوام با ریسک ‫کردن، این آرامش رو به هم بزنم.

‫آره، درکت می‌کنم.

‫من و آلیس الان رابطه‌مون خیلی عالیه.

‫اونم که به زودی میره دانشگاه.

‫تنها چیزی که می‌خوام اینه که تا وقتی ‫در آرامش بمیرم، پیش من زندگی کنه.

‫بعدش می‌تونه بره

‫و هر غلطی که یه زن جوانِ ۷۰ ‫ساله ممکنه انجام بده رو تجربه کنه.

‫خیلی منطقی و سالمه!

‫تو چطور باهاش کنار میای؟

‫همون چیزی که به مریض‌هام میگم. ‫ادای چیزی رو دربیار تا واقعاً بهش برسی.

‫می‌خوام حمایتش کنم.

‫هر کاری از دستم برمیاد انجام ‫بدم تا بتونه وارد دانشگاه وسلین بشه.

‫و تظاهر کنم که از درون دارم داغون میشم.

‫گل!

‫دارم تمرین می‌کنم چون می‌دونم ‫امروز حتماً یه گل می‌زنی.

‫جدی داری این‌همه فشار می‌ذاری روی من؟

‫چی؟ نه. اصلاً لازم نیست گل بزنی.

More Farsi Persian subtitles for Shrinking

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left