ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
اصلا نمیدونم چرا داریم اینکارو میکنیم
همین الانش هم یه پیرهن برای کار دارم
جیس، نمیشه که یه ست لباس کلا داشته باشی
شخصیت کارتونی که نیستی
الان مدیر مدرسهای
نباید با همون پیرهنی که عموت رو دفن کردی
بری مدرسه
نمیتونیم تو خونه منتظر خبر جدید درباره جیمز بشینیم
همه میدونن وقتی به چیزی فکر نکنی
همون چیزی که منتظرش هستی اتفاق میفته
نمیخوام از اون دسته از آدم هایی باشم که
وقتی به موفقیت میرسن، سنت شکنی میکنن
مدیر مدسه شدم و الان یه مرتبه شروع کردم به پوشیدن پیرهن 34 پوندی
انگار فراموش کردم از کجا اومدم
جیس، مسئله جدی ای نیست
فقط قراره تو اولین روز بعد از ترفیع شیک به نظر بیای
وای!
وای، نه، کارن بود
وای، ازم میخواد برای خرید لباس عروسی همراهش برم
تا حالا ازم چنین چیزی نخواسته بود
خب، باید سنگ تموم بذارم
فکر کنم بهتر باشه فردا رو مرخصی بگیرم و
"تابلوی ایده" بسازم
نه، ایده احمقانه ای هست. شب وقتی رسیدم چند ساعت روش کار میکنم
وای، نگاه کن! این خیلی قشنگه - آره -
وای، دوست داشتنیه - از این خوشت اومده؟ بذار ببینیم -
آره، واقعا خوبه. مگه نه؟
- واقعا؟ - آره، من...
نه، اه، نه، صبر کن یه لحظه - چی شده؟ -
اینکه طرح اردک داره - میدونم -
نه، نه، فکر میکردم نقطه هست - نه، اردک های کوچولو ان -
نیکی، بابام اهل "دگنهام" هست. وقتی 16 سالش بود از مدرسه اومد بیرون
نمیتونم پیرهنی با طرح اردک های کوچیک بپوشم - نه، اردک های خوشگلین -
کل روز باید مراقب باشم تا کسی نزدیکم نیاد
و اردک های کوچیک رو نبینه
نیازی به استرس الکی ندارم
هیچ راهی نداره. میخریمش
تورو شبیه بزرگسال ها نشون میده
با این مثل یه مدیر میشی. مثل یه بابا
درسته ولی میخوام بابای باحالی باشم - نه، نه، نه، نه -
کسی پدر و مادر خفن نمیخواد. رفیقم، سیسیل، پدر و مادر باحال داشت
و مجبور بود روی ترامپولین کوچیک تکالیفش رو انجام بده
چون مامانش برای پرداخت هزینه کارگاه آموزشی دلقکها میز آشپزخونش رو فروخت
ما باید پدر و مادر خستهکننده ای باشیم. باشه؟
برای جیمز - راستی -
میدونی که گرفتن جیمز قطعی نیست. مگه نه؟
آره، آره - واقعا؟ -
نه، فقط... حس خوبی دربارش دارم
بذار یه نگاه بندازیم - هوم -
باشه، اشکالی نداره پس - خوبه؟ -
سایزش... آره، درسته. بخریمش
به نظرم خوبه - باشه -
رفیق، فقط محض اطلاعت، اونا اردک های کوچیک هستن
خیلی کوچیک ساختنشون تا شبیه نقطه به نظر بیان ولی اینطور نیست
اردکن
محض اطلاعت
"جیمز 7 ساله. درخواست ثبت شده"
سلام - بسیارخب -
سلام - هوم -
خبری از جیمز نشده؟
نه، فعلا نه ولی امیدواریم امروز خبری به دستمون برسه
آها، باشه
مثل بعضی از آدم ها
نمیخوام زیاد درگیرش بشم
نه، معلومه که نه
اینطور نیست که از بچگی به این روز فکر کرده باشم
از اون دسته از خانوم ها نیستم
ببین، من حتی به خودم عطر نمیزنم
بوی کسی رو میدم که پیرهنش رو از فروشگاه خیریه خریده باشم
اشکال نداره. فقط یه لباسه
باشه
وای خدای من - وای خدا -
به عنوان چی اومده؟ - نمیدونم -
سلام - سلام -
وای - وای -
سلام عزیزم. لباسم به اندازه کافی شیک هست؟
برای رفتن به فروشگاه؟ آره، مامان
ولی مجلل هست. مگه نه؟
اگه شیک نیست، میتونم بیرون فروشگاه بمونم
اوه، احمق نباش - قرار نیست بیرون بمونی -
داشتی نقاشی میکردی؟ - چی؟ -
نه، پیرهنمه
میشه بریم؟ - وای خدا -
یالا. بریم
کجاست؟ - اونجا -
اوه، عالیه
سلام بچه ها
رو میز شیرینی گذاشتم. بسیارخب...
خب، بچه ها...
یالا. بچه ها یه لحظه به صحبت هام گوش بدین
رفقا!
"جادوگر خبیث" مُرده
و بالاخره مردم شهر آزاد شدن
!ایول - نه، نه، جدا -
اه، درباره یه چیز هایی میخوام صحبت کنم
مسائل حوصلهسربر. بیاین سریع تمومش کنیم
خب، برای همین کلاه مدیر هارو به سر میذارم
اه، یه چیز هایی یادداشت کردم. اوه، یه لحظه صبر کنین
"اگه خبری شد به من زنگ بزن"
"باشه"
خب، به هر حال، برگردیم سر صحبتمون
همهی برنامه های شما
باید تا الان با دفترچه الکترونیکی هماهنگ شده باشه. لطفا بخونین
رفیق، منی که دفترچه خاطرات "آنه فرانک" رو برای "جیسیاسای" خودم نخوندم
چقدر احتمال داره این یکی رو بخونم؟ فهمیدی که چی میگم؟
خوب بود. خوب بود
نه، جدی میگم
جدا یه نگاه بندازین
خب، میخوام درباره برنامه کلاسی صحبت کنم. چون...
اوه، ببخشید. باید جواب بدم
سلام - خبری نشده؟ -
من تو جلسه هستم - مطمئنی آنتن داری؟ -
من تو لندن هستم و الان دارم با تو پشت تلفن صحبت میکنم
کایا"، اون برای همهی بچه هاست. باشه؟"
مطمئنی گوشیت کاملا شارژ شده؟
آره ولی تو هی داری بهم زنگ میزنی
پیف!
جک"، رفیق" - اوه، یالا -
گوش کن، من باید برم
یالا
بله، ببخشید، ببخشید
بچه ها داشتم درباره برنامه کلاسی صحبت....
بسیارخب، این یکی هم انجام بدین بعدش برگردیم سراغ...
هی! بسیارخب، حالا بشینین
همگی، تمومش کنین...
"آسترا"، سینا"، لاوینیا"
اسم این لباس ها به آدم هایی میخوره که
تو مدرسه برام سلیطه بازی در می آوردن
این لباس ها خیلی خوبن. من باید برم
نوشیدنی میخواین؟ - اوه، شامپاین؟ -
مرسی - خواهش میکنم -
خیلی خوبه - انتظار این رو نداشتم -
به سلامتی تو - به سلامتی -
آره، نه، الکی استرس نداشته باشین
بسیارخب، خانوم ها، حالتون چطوره؟
سلام - درل" هستم" -
سلام - حالت چطوره؟ -
همسرم مریضه. ببخشید. من معمولا اینجا نمیام
زیاد از لباس ها شناختی ندارم
ولی یه امتحانی میکنم
من بیشتر با اگزوز خودرو سروکار دارم. آره
آره، میخواست اینجارو ببنده ولی راستش رو بخواین
قیمت یکی از این لباس ها برابر با 10 تا اگزوزه. پس...
برای همین تعمیرگاه رو بستم. میدونین که چی میگم؟
خب، بیاین ادامه بدیم. کی میخواد ازدواج کنه؟
کارن - دخترم -
بسیارخب، عالیه. تبریک میگم
اسم خاطرخواهت چیه؟ - اسکات -
اسکات؟ اسم وسط منه
وای
چقدر عجیبه - جالبه -
چقدر چنین چیزی احتمال داره؟ اعجاب انگیزه، عالیه
درسته
خب، از نظر سلیقه ای
کدوم رو انتخاب میکنی؟
خب، فقط نمیخوام آشغال به نظر بیام
خوبه، آره، منصفانه هست. قابل درکه
ام، "ملیندا"
اه، این خانوم نمیخواد زشت به نظر برسه
انجامش میدیم. موردی نیست - مرسی عزیزم -
میخوای دنبالم بیای؟ - یالا، کارن -
برو. خوش بگذرون
اه، بهش کلی خوش میگذره
هوم
وای - وای -
"بالاتنه تکهدوزی شده" - درسته. ازش خوشم نمیاد -
باشه
آره، من این هایی که... تیکه های بلند دارن رو ترجیح میدم
منظورت آستینه؟ - آره، آستین، خودشه -
آره، آستین
"لباس کلاسیک "اِیلاین" فرم، پارچه شیفون لایه لایه شده هست که به آسونی چین دار میشه"
!نه - ...این لباس -
دوباره رفت - آره -
پس گفتی همسرت مریضه؟ - آره، آره -
آره، استفراغ و اسهال داره. خدا شفاش بده
حالا شد. نگاش کنین
همین رو میخوایم - وای -
کارن - ازش خوشم اومد -
آره، با اون خیلی خوشگل میشه - آره -
همونطور که "سیندرلا" گفت "رویا، آرزوی قلبت هست"
اوه - خب، میدونی -
اوه، نمیدونم. خوبه. باید چه احساسی داشته باشم؟
خب، "کارول" میگه وقتی لباس مورد علاقت رو پیدا کنی اشکت در میاد و اینطوری متوجه میشی
خب، من از سال 2012 گریه نکردم
من تمایلی به اشک ریختن ندارم ولی وقتی گریه میکنم...
واقعا گریه میکنم. میدونین که چی میگم؟
واقعا؟ - آره -
ساعتت رو در بیار - چرا؟ -
نباید با لباس عروسی 2000 پوندی ساعت "کاسیو" بندازی
خب، چطوری بفهمم ساعت چنده؟
روز عروسیت هست. مردم بهت میگن
هوم
برای همین عروس ها سر موقع نمیرسن کلیسا
مردم ساعتشون رو ازشون میگیرن
به من دست نزن
اولین عروسیشه؟
آره - آره -
اوه، آره، آره، درسته. بهترینش همین اولیه. مگه نه؟
یالا، یالا، یالا
آره!
No comments yet. Be the first to leave one.