ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
توی این شهر آدم چطوری میتونه یه آدرس پیدا کنه
اونم وقتی تو هر گوشهاش یه کافیشاپ "پرت اِ مانجر" هست؟
نمیشه از اسکات بپرسیم کجاست؟
نه، خبر نداره که دارم میام
یه سورپرایزه
چرا اینقدر کند میان؟
وایستادن یه گربه رو ناز کنن
چی؟ گربه؟ - آره -
وای خدا
!عجله کنین
چرا واسه انتشار کتاب یه سبد کیک میاری؟
"تا اینطوری بگم، "آفرین
فردی همهاش اینا رو برامون میفرسته
فکر میکنه آدم خوب بودن اینطوریه
اوضاع بین تو جیسون چطوره؟
هنوز نبخشیدیش؟ - نه -
،در مورد خرید آپارتمان دروغ گفت ،الانم قراره از دستش بدیم
به بِو چیزهایی رو گفت که حالا سعی داره با همونا نذاره بچهها رو بگیریم
،و مخفیانه ده هزار پوند پولمون رو قمار کرد تازه اونم با یکی مثل اسکات
منظورم اینه، یکی مثل اسکات یکی از بهترین آدمها واسه این کاره
صحیح - ولی بازم -
اونجاست - خیلی خب -
!اگه میخواین بدونین... اونجاست
.یه کتاب اقتصادی نوشته واقعا تحسینبرانگیزه
آره، خیلی براش خوشحالم
،واقعا ثابت کرد به جیلی، نیکی ،تو، من، خانوادهاش
دوستهاش، دوستهامون، کارگری که توی خونهامون کار میکرد و کارن که اشتباه میکردیم
واقعا براش در پوست خودم نمیگنجم
درسته میگیم برامون مهم نیست ،شغل دامادمون چیه
،مهم اینه که دخترمون رو خوشحال کنه ولی این رو جدی نمیگیم
تا حالا به جشن نویسندهها نرفتم
به نظرت قراره جلف و پر از عیاشی باشه؟
فکر نکنم، جیل. نه
چه عجب
چقدر طول میکشه که یه گربه رو ناز کنین؟
خب، آخه خیلی خوشگل بود و همه صف بسته بودن
بیاین بریم
...چی
!چه بانکداریه
واو. باریکلا
محشره
وای نه
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
.: Arman333 ترجمه از آرمان اسدی :.
خیلی خوشحالم که تونستی بیای
فکر کردم... قرار نبود بعد از مدرسه تیم فوتبال رو سر تمرین ببری؟
نه، ایمی به جای من این کار رو کرد
اسکات، اینا دیگه چی هستن؟
نه، به خاطر من برنامههات رو به هم نزن، کارن. باشه؟
اگه لازمه برگردی، اصلا اشکالی نداره
نه، چیزی نیست
اینا دیگه چیه؟ چیکار داری میکنی؟
توی واقعیت هم عین شخصیتشه
منظورش چیه؟
و چرا توی این عکسها قیافهی عجیب گرفتی؟
آره
کاناپی؟
ممنون
میدونین که مجبور نیستین بردارین؟
واقعا مجبور نیستیم؟
یه لحظه
اون خوراکهای سالمون خوبن؟ - آره -
میخوای ازم بگیری و بدی به اسکات؟
شاید شش ماه دیگه، سه چهارمش رو بهت برگردونه
...بیخیال. نیکی... نیک
اگه میای، بازم سالمون بیار
پس، فکر میکنن تو یه شخصیت ساختگی هستی؟
آره، خب، یه مورد ادبیه، میدونی چی میگم؟
.مثل اسم هنری خیلی از نویسندهها این کار رو میکنن
جرج الیوت این کار رو کرد
خیلی هم نویسندهی قابل احترامیه
اسکات، دارن بهت میخندن
خب، اولش مسیح رو هم مسخره میکردن
ولی الان همه جا اسمش رو میگن. خب؟
So if I can get half the Christmas market share he had--
!نه
اسکات، یه محافظ بیضه و کلاه ایمنی برات آوردم
هدف از توپ جنگی پولی رو اشتباه متوجه شدن
به جای یادداشت داخلش رو پر از سکه کردن
اگه اینا رو بپوشی دردی حس نمیکنی
نه. تو دلت نمیخواد همچین نویسندهای باشی
خب، سعیم رو کردم، کارن و از این بیشتر نتونستم پیشرفت کنم
و انگیزهاش رو ندارم که دوباره سعیم رو بکنم
متاسفم که در مورد آپارتمان دروغ گفتم
متاسفم بدون این که بهت بگم اون پول رو به اسکات دادم تا سرمایهگذاری کنه
قمار کردی - قمار نبود -
چرا، معلومه که بود
همه نمیتونن پولدار بشن، جیسون
به آدمهایی مثل ما این رو میگن تا همهاش پولمون رو بهشون بدیم
حتی به فکرت نرسید ازم بپرسی
میخواستم با راهحل بیام سراغت نه با مشکل
من یکی از بچهها نیستم که همه چیز رو برام حل کنی
توی پیدا کردن راهحل کمک میکنم - راهحلی وجود نداشت، عزیزم -
...ما
میتونستیم از پدر و مادرم پول بخوایم
اونا که همچین پولی ندارن
اونا حتی شعلهی بزرگ اجاقگاز رو روشن نمیکنن
به هر حال، نمیخوام پسانداز بقیه رو ازشون بگیرم
.اسکات بهترین گزینه بود فکر کردم میتونه کوتاهش کنه
این یعنی چی؟ - کوتاهش کنه -
سرمایهگذارها واسه پول درآوردن این کار رو میکنن
توی مدت کوتاه میفروشن و میخرن. کوتاهش میکنن
منظورت از "کوتاه کردن" چیه؟
میدونی، کوتاهش میکنن
!کوتاهش میکنن - !"اینقدر نگو "کوتاهش میکنن -
پولمون رو با لوبیای سحرآمیز طاق نزدم که
.ناسلامتی اون سرمایهگذار بانکیه نمیتونه یه احمق تمام عیار باشه
زمانبندیت عالی بود، رفیق. دستت درد نکنه
ببین، سعی دارم درستش کنم
.واسه همین دارم مسافرکشی میکنم پول خوبی درمیارم
آره، یه تصمیم دیگه که بدون من گرفتی
،و بدتر از همه چیز
تمام مشکلاتمون رو به بِو گفتی
شخصی که بین ما و بچهها ایستاده
اینا رو بهش گفتم
چون نمیخواستم فکر کنه ،ما فکر میکنیم ازش بهتریم
فکر نکنه یه خانوادهی بینقصیم که بهش ارزش قائل نمیشیم
ولی کارت احمقانه بود
واقعا؟ - !آره -
و قبلا تصمیمات احمقانه رو باهمدیگه میگرفتیم
و دیگه مثل قبل باهم حرف نمیزنیم
!حوای خدا - ببین، این سفر قیمتش خوبه، باشه؟ -
ببین، من دیگه میرم
ببین، من اون بیرون باشم
فایدهام واسه خانواده بهتره تا اینکه اینجا وایستم، خب؟
پس دیگه میرم، ولی میشه بعدا صحبت کنیم؟
نیک؟
خیلی خب
به نظرم وقتی رفتیم خونه یه تخممرغ آبپز میخورم
آره
.آره، ولی شرمنده واقعا این راه خوبی واسه فروش یه کتاب اقتصاده؟
.چه بدونم من که کتاب اقتصادی نمیفروشم
البته فکر نمیکنم کسی این کار رو بکنه
...میدونم، ولی تو... داری مجبورش میکنی - نه -
این یه کتاب کمدیه
و حقیقتش، اینکه واسه نوشتههاش ...پولی هم میگیره
خودش یه پیروزیه
خب، کی قراره پولش رو بگیره؟
،وقتی که بدهی بازاریابیمون رو صاف کنه
چون میدونی، این چیزها ارزون درنمیاد
پس، اون پول این چیزها رو میده؟
آره، میدونم و واقعا ممنونش هستیم
خیلی داره بهم خوش میگذره
میدونی، این شرکت بدهیهای خیلی سنگینی داره
صنعت نشریات کتاب در معرض فروپاشیه
بیشتر کتابها هزینهای که براشون شده رو نمیتونن دربیارن، مگه اینکه سرآشپز باشی
تو اصلا آشپزی میکنی؟
نه - خب -
،خب، اگه سرآشپزی میشناسی ،یا یه موقع با یه سرآشپز آشنا شدی
میشه یه زنگی بهم بزنی؟
...شرمنده، ولی
این از اون کتابهایی نیست که میخواد باشه
ببین، من مانع بین اسکات و جایزهی "بوکر پرایز" نیستم
من با آدمهایی مثل تو بزرگ شدم، اسکات
بدون من، تو فیلیپ راث نیستی
تو یه سانفرانسیسکویی با ریش بزی ،و یقهاسکی هستی
که شعر میخونه و واسه زنها که با لباس چسبون سیاه میرقصن طبل میزنه
تو یه آدم جدی نیستی
و این تنها کتابیه که میتونی چاپ کنی
میشه ما رو ببخشید؟
از آشناییتون خوشحال شدم
خوش بگذره
خب، فکر کنم الان انگیزهات رو پیدا کردی
بجنب
واسه نصف رویاهات قانع نمیشی
خیلی متاسفم، ولی فکر کنم متوجه میشین که اینا مال ما هستن
داره بهتون خوش میگذره، دخترها؟
خیلی خب، بلند شین. دیگه میریم
هر چی میتونین بردارین. یالا
آره، اینا رو من میگیرم. مرسی
.زیاد بخوری چاق میشی. یالا شامپاینها رو بردارین
بعدا میفهمین که پول اینا رو ما دادیم
!یالا. بریم
!داریم میریم
مشاور مالیمون رو نگاه کن
داره با یه بشقاب ماهی سوخاری تو خیابون میدوه
!بجنبین
خیلی منتظرم فردی دیگه از اینا نفرسته تا دوباره ازش متنفر باشم
بهش میگم دیگه نفرسته
.کار عجولانهای نکن این کیکها خیلی باکیفیت هستن
خیلی خب، این چیه؟
به عنوان سورپرایز واسه تایلر گرفتم تا با آچار جایگزینش کنه
جیس، نمیتونی اینطوری عشق رو تحمیل کنی
اون به هر حال زیادی کوچیکه
بیش از حد کوچیکه - به نظرم بانمکه -
.نه، ازش خوشم نمیاد اینقدر کوچیکه که نمیشه درست بغلش کرد
میخوای چیکارش کنیم؟
واسه تایلر متاسفم، ولی باید برش گردونیم و یه بزرگترش رو بگیریم
خیلی بد شد، چون بانمک بود
اینا دیگه واسه چیه؟
جن قراره واسه یه شب دخترونه بیاد اینجا
میخوام فوقالعاده آرامشبخش باشه
بعدش اخراجش میکنم
ولی جیس، قبل از اینکه بیاد، میشه حرف بزنیم؟
شرمنده، عزیزم. دیگه دارم میرم
شوخیت گرفته؟ هنوز اصلا حرف نزدیم
میدونم، ولی الان مسافر زیاده
.پولِ دو ساعت الان با چهار ساعتِ زمان دیگه برابره میشه فردا حرف بزنیم؟
اشکالی نداره؟ - جیس -
شرمنده، نیک. شرمنده
No comments yet. Be the first to leave one.