The first 200 lines.
تصادف کردم و بخش زیادی از حافظهام رو از دست دادم
آنچه گذشت، در سریال «دکتر»
تو سونیا رو برای پست دستیار ارشد در نظر داری
در حالی که من خیلی از اون سرترم
هر کدوم پروندههای خودتون رو خواهید داشت
و کارهای همدیگه رو نقد میکنید
قطعاً نمیتونی یه شغل پرفشار رو ادامه بدی
حالت خوبه؟
اون بیماری خودایمنی داره و داره پنهانش میکنه
تو از فراموشی من علیه خودم استفاده کردی. خیلی متاسفم
اون پیشنهاد توافق «دیکسون» رو رد کرد
و خواستار برگشتن به سر کارش شد
پیشنهاد میکنم یه راهی برای همکاری باهاش پیدا کنی
چون از فردا کارش رو شروع میکنه
جسیکا، بیا کمک کن شام رو حاضر کنیم
غذا که هنوز نرسیده
پس چرا اینقدر طول کشید؟
هی، ما تو این خونه اینطوری حرف نمیزنیم
اوم، مامان که همیشه همینطوری حرف میزنه
فکر میکنی از کی یاد گرفتم؟
به این یارو دو ستاره میدم
اگه تا ۳۰ ثانیهی دیگه نرسه
یه روزی خودت هم باید بری سر کار، پس مهربون باش
میفهمی که ممکنه واقعاً از گرسنگی بمیرم، نه؟
این نمایشبازیهاش به تو رفته
بالاخره اومد! داره میپیچه تو کوچه
خیلی متاسفم که دیر کردم
واقعاً، واقعاً معذرت میخوام
رفیق، حالت خوبه؟
خوبم. غذا هم هنوز گرمه
خواهش میکنم، من هنوز به اون پنج ستاره احتیاج دارم
فکر کنم به دکتر احتیاج داری
یه سفارش دیگه رو قبول کردم، ولی ممنون
مطمئنی؟ چون اصلاً ظاهرت خوب نیست
اوه، خدای من! باشه
گوش کن، فکر کنم باید برات آمبولانس خبر کنیم، باشه؟
من خوبم. زنگ بزنید به آمبولانس
ولی یه سفارش دیگه دارم
دوچرخهام رو هم لازم دارم. قفل نیست
باشه، من دوچرخهات رو میارم، خب؟
فکر کنم کمک لازم داری
هی
دوباره بزنیم به دل خطر
فقط خودِ واقعیت رو به مردم نشون بده
اونوقت دوباره میان سمتت
خوش بگذره
ریچارد؟
بعد از اینکه رفتی، اون همه پیام دادی
که چقدر پشیمونی
که هر کاری کردی از روی ناچاری بوده
اینکه چقدر میخواستی برام جبران کنی
اگه فقط بهم فرصت میدادی
ولی بعدش اومدی اینجا و منو فروختی
تا کارت رو پس بگیری
تو هیچوقت به هیچکدوم از اون پیامها جواب ندادی
فقط یه اشتباه کافیه تا از نون خوردن بندازمت
واو. اون اینجا چیکار میکنه؟
ایمیلهات رو نمیخونی؟ نه
نزدیک بود پاپکورن بیارم
اون برگشته
دکتر میلر، صبح بخیر
امیدوارم خیلی دلسرد نشده باشی
که از رژه استقبال و بادکنک خبری نبود
حقمه
لطف داری که اینقدر راحت بهش اعتراف میکنی
هیچوقت فکر نمیکردم روی اون صندلی ببینمت
یا اصلاً هر جای دیگهای، واقعاً
حتی یه روح بیقرار هم
گاهی دلش برای آبهای آروم لک میزنه
و مناسبتش چیه؟
تو اونقدر افتضاح شکست خوردی که اونها کوه طلا رو بهم وعده دادن
اشتباه کردم
امیدوارم فرصتی برای جبران داشته باشم
در واقع، تو از یه موقعیت بهشدت دردناک سوءاستفاده کردی
به نفع خودت؛ پس منو میبخشی
اگه این فروتنیت به نظرم یه ذره ساختگی میاد
ولی راحتی باش، برو روی بقیهی کارکنان امتحانش کن
ببین جواب میده یا نه
تمام کاغذبازیهای منابع انسانی رو انجام دادم
میتونم مریضها رو ویزیت کنم؟
وظایفت تو ایستگاه پرستاریه
ممنون
رفتی سر میزش؟ چارهی دیگهای نداشتیم
و اگه مجبوره تو کشوش سرنگ نگه داره
نشون میده که وضعیتش چقدر حاده
باشه، ولی یه لحظه صبر کن
اون کارش واقعاً عالی بود
با دانته و چارلی
لرزش دستش دقیقاً بعد از عمل چارلی بود
و خیلی هم شدید بود
فکر میکردم برگشتن ریچارد
خبر اول امروز باشه
جیک، اون داره بیمارها رو به خطر میندازه
باشه، آره. باهاش حرف میزنم
قبل از اینکه عمل دیگهای انجام بده
بله، سونیا
کار درستی کردی که اینو به من گفتی
حالا، برین به کارهاتون برسین
و این موضوع پیش خودتون بمونه، باشه؟
نذارید اشتباه سهلانگارانهی یه دکتر زندگیتون رو نابود کنه
اگه شک دارید که قربانی قصور پزشکی شدید
با «گلیک» مشکل پزشکیتون رو حل کنید
اوه خدای من، و اِیمی اونو کشیده کنار؟
اوه، خیالت راحت باشه. من خودم خواستم که تو باشی
چون تنها کسی هستم که اینجا ازت متنفر نیست؟
چون تو بهترین هستی
حتی با وجود آسیب مغزی، طبق شنیدههام
پس من و تو هیچوقت با هم کلکل نداشتیم؟
خب، من تلاشم رو کردم ولی تو همیشه حواست جمع بود
صبح بخیر. انگار امروز با همیم
به نظر یه الگوی میگرنی میاد
آره، ولی غیرعادیه
که تو این سن خودش رو نشون بده
شاید فقط سنگینی وجدان درد باشه
اوه اوه، انگار یکی اینجا از ما بدش میاد
خب، اون اشتباه هم نمیگه
شغلت حسابی پراسترسه
من خوب مهارش میکنم
هر فصل یه هفته میرم ویلام تو «فلوریدا کیز»
یه رژیم روزانهی پاستیلهای آرامبخش
و آبتنی تو اسپای طبیعیِ بغلی، سرحالم نگه میداره
خب، ما علائم سردردت رو درمان میکنیم
و یه سیتی اسکن مینویسم
و یه امآرآی، فقط برای اطمینان
با «گلیک» مشکل پزشکیتون رو حل کنید
نه، اون گفت که اونجاست
اون تو خونه کار میکنه
به شمارهای که بهت دادم زنگ بزن، اون بهت میدهش
همهچی روبهراهه؟ پسرعمومه
داره دنبال دوچرخه برقیم میگرده
وقتی آمبولانس اومد، مجبور شدم ولش کنم
دیشب برای دوچرخهسواری خیلی سرد بود
من غذا میرسونم. درآمدم از این راهه
اگه اون دوچرخه رو نداشته باشم، هیچی ندارم
دکتر میلر؟
انگار نوبت ماست. بسیار خب
آزمایش خونت نشون میده که
نارسایی مزمن کلیه داری
این سونوگرافی کمک میکنه بفهمیم مشکل چیه
و بعدش تصمیم میگیریم چیکار کنیم، باشه؟
باشه
تو یه روز معمولی، چند بار ادرار میکنی؟
من، اوم، سعی میکنم نکنم
منظورت چیه؟ متوجه نمیشم
بیشتر رستورانها نمیذارن از دستشوییشون استفاده کنیم
با اینکه نصف کاسبیشون با ماست
باید کلی راه برم تا یکی پیدا کنم
و این یعنی ضرر مالی برای من
پس موقع کار هیچی نمینوشی؟ نه آب؟ نه هیچی؟
یککم مینوشم ولی سعی میکنم استراحت نکنم
قبلاً یه بار ۵۰۰ دلار به خاطر ادرار تو ملاءعام جریمه شدم
واسه همین دیگه ریسک نمیکنم
درکت میکنم، ولی
همینجوریاش هم به زور خرج زندگیم اینجا رو درمیارم
و بقیهاش رو میفرستم کشورم
تا خونوادهام رو بیارم اینجا
همسر و پسرم رو
هوم. چه عالی
منم پدر هستم
پس میفهمم برای خونوادههامون مجبوریم چیکار کنیم
ولی یه چیزی باید عوض بشه
داری بدنت رو بیآب میکنی
و ادراری که تولید میشه تو کلیههات جمع میشه
چون خودت رو تخلیه نمیکنی
پس، ما نیاز داریم که
پیداش کردی؟
خوبه، عالیه
بیارش اینجا
نه، همین امشب لازمش دارم، عمو! ابه
پس بگو مهاد بیارش! ابه
یه لحظه صبر کن
یه لحظه دوچرخه رو فراموش کن
تو خیلی مریضی
و اگه به این وضعیت ادامه بدی
خودت رو به کشتن میدی
اوم، اِ... صمیمیترین دوستِ مت دیمون
همونی که تازه نقش بتمن رو بازی کرده! اوم، بن افلک
آره! خودشه
اوه، مایکل، خدای من. فقط تو میتونی اینطوری باشی
خب، این شخصیت کارتونی مورد علاقهی دنیه
اونها همیشه دارن اینور اونور رو نگاه میکنن
یه
اوه! اوم... دورا، دختر کاوشگر
آره
وقت تمومه، وقت تمومه
عالی بود
دورا کاوشگر که سلبریتی نیست
تو خونهی ما هیچکس مشهورتر از اون نیست
چند تا شد؟ نُه تا بود؟
من هشت تا شمردم. نُه تا
نُه تا
آخ، دارید ما رو لِه میکنید
اوه اوه. از بیمارستانه
حس میکنم یه جور تلهپاتی اونجا بینتون برقراره
هیچوقت نباید دو تا از رقابتیترین آدمها رو تو یه تیم میذاشتیم
اونقدرها هم جلو نیستیم
اوه... آره، در واقع خیلی جلوایم
شرمنده که وسط مهمونی باید برم، ولی باید برم بیمارستان
مونی درد قفسه سینه و تنگی نفس داره
اون مریض منه. من میرم
No comments yet. Be the first to leave one.