The first 200 lines.
راه طولانیای بود، ولی فکر کنم دیگه رسیدیم
شما یه رویان سالم و زنده دارید
مطمئنید؟ تا جایی که میشه اطمینان داشت، مطمئنم
ما هر نوع ناهنجاری کروموزومی عمدهای رو رد کردیم
و همینطور بیماریهای تکژنی که میتونیم غربالگری کنیم
تا زمانی که عمل لانهگزینی موفقیتآمیز باشه
میتونید یه بارداری موفق داشته باشید
وای
واقعاً، اوم... (آه میکشه)
ممنونم
متشکرم
باید به شوهرم زنگ بزنم و این خبر خوب رو بهش بدم
البته. ممنون از شما
خواهش میکنم، وظیفه بود
اینگرید: عجیبه. دوقلوهای همسان
یعنی شما همهی کارها رو با هم انجام میدید؟
من اول اینجا درخواست دادم. تخصصهای ما با هم فرق داره
یه چیزی بهم میگه دکتر واتسون قراره
حسابی با شما دوتا سرگرم بشه
خب، مطمئن نیستم منظورتون چیه
ولی امیدوارم بتونم از کارهای دکتر واتسون استفاده کنم
در مورد مسیرهای ایمنی برای مبارزه با عفونتها
ساشا: منم به چیز مشابهای فکر میکردم
شما ایمنیشناس هستید؟ منم همینطور. و همینطور روماتولوژی
من بورد تخصصی دوگانه دارم
من در واقع متخصص بیماریهای عفونیام. ساشا: اوه
جالبه
شاید بتونیم روی یه پروژه با هم کار کنیم
همه میگن که واتسون آدم خوب و منصفیه
معلومه که اهل رقابته
میخواید شرط ببندیم کی اول از همه حذف میشه؟
چرا باید همهی ما رو استخدام کنه که بعد بزنه زیرش و یکیو حذف کنه؟
اوه، بذار حدس بزنم... طب خانواده؟
نزدیک بود
طب عملکردی
اوه. (میخنده) باشه
بذار روشنت کنم
واتسون یا
یه میز کم داره یا
یه دستیار اضافه
و وقت کافی هم داشته که یه میز دیگه تهیه کنه
ساشا: یا شاید
قضیهی میز اشتراکیه
پس تو از اون آدمهای «نیمهی پر لیوانبین» هستی. افتاد
شینول: برای اولین روز رسمیمون آمادهای، رئیس؟
واتسون: هستم
فقط اول باید یه کم دکوراسیون رو درست کنم
ویولن هولمز
حس میکنم انگار همین الان میتونه بیاد تو
برامون یه قطعه بنوازه و یکی دو تا معما رو حل کنه
آره، کاش میتونست
ما فقط باید با کارمون به خاطرهش احترام بذاریم
دستیارها اومدن؟
پایین، توی اتاق کار دستهجمعی هستن
یه نگرانی دارم. ازم خواستی چهار تا میز سفارش بدم
ولی پنج تا دستیار داریم
هوم
انگار این میز قبلاً اشغال شده
پائولا: این مال منه
یه هفتهست اینجام و دارم روی اولین پروندهمون کار میکنم
فکر کردم اینجا رو مثل خونهی خودم بدونم
مطمئنم شما چهار نفر میتونید با اون سه تا میز کنار بیاید
تو همونی هستی که حذف میکنه، مگه نه؟
پائولا باراخاس. متخصص جراحی
اینگرید دیرین، متخصص مغز و اعصاب
شرط میبندم این خانمِ «نیمهی پر لیوانبین» اولین کسیه که میره
هیچکس هیچجا نمیره
و من رو هم دستکم نگیر
واتسون: دستیاران عزیز
صبح بخیر
اولین روزتون مبارک. خوش اومدید. و غیره و غیره
چطوره توی اتاق کنفرانس همدیگه رو ببینیم؟
کایرن گارنر. ۱۶ ساله
اون از قبل از تولدش بیمار من بوده
من در دوران دستیاری ژنتیکم با والدینش کار میکردم
تا بهشون کمک کنم بچهدار بشن
خب، مشکلش چیه؟
فقط فرض رو بر این میذارم که لابد یه وضعیت ژنتیکی نادر در میونه
اگه بعد از ۱۶ سال، داریم اینجا در موردش بحث میکنیم
واتسون: درسته، دکتر دیرین. نصف راه رو درست رفتی
کایرن دچار ناهنجاری «وکتِرل» هست
بیماران وکتِرل دچار چندین ناهنجاری هستن
این نام یک کلمهی اختصاریه
اختلالیه که در واقع یعنی
«مجموعهای از اختلالات.»
هر حرف نشاندهندهی بخش متفاوتی از بدنه
که ممکنه تحت تأثیر قرار بگیره. ساشا: ولی این ژنتیکی نیست
هیچ علت مشخصی نداره و چون نمیشه براش آزمایشی انجام داد
تشخیصش قبل از تولد سخته
درسته
ما از طریق سونوگرافی میدونستیم کایرن نقص دیوارهی بینبطنی داره
پس میدونستید مشکل قلبی داره
اما باید سه مورد از این ناهنجاریها وجود داشته باشه
تا تشخیص وکتِرل داده بشه
موقع تولدش بود که فهمیدیم
کایرن دو مورد دیگه هم داره
فیستول نای به مری و
ناهنجاری در بخش پایینی دستگاه گوارش
که این یعنی دچار وکتِرله
بچهی طفل معصوم
این یعنی بلافاصله بعد از تولدش
چندین عمل جراحی داشته
بله، همینطوره
کایرن راه رفتن رو توی بخش اطفال یاد گرفت
بعد از جراحی اصلاح لولهی تغذیه
و بعد، تولد هفت سالگیش رو
همینجا توی یو-هاپ جشن گرفت، وقتی که
به خاطر یکی از عفونتهای ادراری مزمنش دوباره بستریش کردیم
اون و خانوادهش احتمالاً شبهای بیشتری رو
توی بیمارستان گذروندن تا توی خونه
خب، الان دیگه عمدتاً فقط خودش و مادرش هستن
نیازهای پزشکیش برای پدرش خیلی سنگین بود
کایرن بیش از ۱۲ عمل جراحی داشته
فقط برای اینکه بدنش رو بازسازی کنن
با این وجود، در ۱۶ سالگی
در دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا برای رشتهی رباتیک پذیرفته شد
هرچند مجبور شد ثبتنامش رو به تعویق بندازه
اما فردا من آخرین جراحیش رو انجام میدم
برای جوش دادن ستون فقرات و اصلاح اسکولیوز شدیدش
واتسون: کایرن رو راهی دانشگاه میکنیم
خیلی زودتر از اون چیزی که فکرش رو بکنه
اما میخوام همهتون با این پرونده آشنا بشید
من و دکتر باراخاس قراره با کایرن و مادرش ملاقات کنیم
اونا زمانی که من دستیار بودم، اولین بیمارای من بودن
حالا دیگه اونا بیمارای شما هستن
ببخشید، دکتر واتسون
متوجه شدم که اینجا فقط چهار تا میز هست
هوم
باید پیگیرش بشم
مارلیز: اوه، ممنونم. واتسون: خواهش میکنم
وای، اینجا قطعاً خیلی بهتر شده
نسبت به اون دفتر کوچیکی که اول دیدمتون
مگه نه؟
آره، واقعاً دارید پلههای ترقی رو طی میکنید
کل این کلینیک رو برای شما ساختن؟
خب، برای پیشرفت علم ژنتیک
و آموزش گروه منتخبی از دستیاران تخصصی
دکتر پائولا باراخاس. سلام
من عمل جوش دادن ستون فقرات کایرن رو انجام میدم. از آشناییتون خوشبختم
آره. میدونید، منم یه روز کلینیک رباتیک خودم رو خواهم داشت
درست مثل همینجا
شاید هم بهتر از اینجا
خب، اگه کسی هوش و پشتکار لازم رو
برای رسیدن به رویاهاش داشته باشه، اون تویی کایرن
آره. حالا فقط به یه بدنِ سالم نیاز دارم
کایرن! - چی؟
دکتر واتسون نیاز من به بهبود وضعیت جسمی رو درک میکنه
نقشهی ما هم دقیقاً همینه
ما از میلههای فلزی استفاده میکنیم تا ستون فقراتت رو صاف نگه داریم
و از پیوند استخوان برای جوش دادن مهرهها استفاده میکنیم
وقتی جوش بخوره، ستون فقراتت دیگه هرگز خم نمیشه
این یه تکنیک بسیار موفقیتآمیزه
ما همیشه این کار رو انجام میدم
واقعاً؟ و اوم... کی میتونم برم دانشگاه؟
بعد از حدوداً یک سال فیزیوتراپی
واتسون: خب، دورهی نقاهتش سخته
ولی وقتی تموم بشه، منظورم اینه که
از شر همهی مشکلات اساسی
مربوط به وکتِرل خلاص میشی
درسته
نمیدونم. واقعاً همینطوره؟
یه جورایی حس میکنم هیچوقت از دست این خلاص نمیشم، دکتر واتسون
میدونم چنین حسی داری کایرن، ولی دیگه چیزی نمونده
و بهت قول میدم که تموم میشه
حالا یادت باشه، من... کایرن: آره، آره، آره
شما قولی نمیدید که نتونید بهش عمل کنید. میدونم
همه چیز تموم شد
راه طولانیای بود ولی دیگه رسمی شد
برای رفتن به دانشگاه اجازه داری
اوه خدای من
واقعاً؟ بله. بله
بالاخره. وای
مامان، جلسهی معارفه هفتهی آیندهست
باید تیمهامون رو انتخاب کنیم
و برای مسابقه بریم سراغ طراحی کاوشگرمون
حالا مطمئن شو که به رژیم غذاییای که
دکتر کرافت برات در نظر گرفته پایبند باشی. - آره، آره
و ما رو هم فراموش نکن، باشه؟
آره. (واتسون با خنده کوتاه)
خدای من، خیلی عجیبه که فکر کنم
قراره دیگه تو رو نبینم
تا دو هفتهی دیگه برای چکآپ
خب، کایرن تو الان دیگه به خط پایان رسیدی
سختترین چالشهای وکتِرل رو پشت سر گذاشتی
هوم
ممنون بابت تمام کارهایی که انجام دادید
دکتر واتسون، متشکرم. واتسون: خواهش میکنم
بیخیال مامان، احساساتی نشو دیگه
داری حالش رو بد میکنی. (میخنده) ببخشید
عافیت باشه
ممنو... (عطسه میکند)
(صدای تق کمر)
آخ. (نفسنفس زدن) کایرن؟
آخ، کمرم. مارلیز: کایرن
کایرن چی شده؟ چی داره میشه؟ (نفسش بند میآید) کمرم، کمرم درد میکنه
شینول
کمرش چش شده؟
کایرن: چی شده؟ چی داره میشه؟
به نظر میرسه یکی از میلههات شکسته
و داره پوستت رو میکشه. (فریاد کایرن از درد)
No comments yet. Be the first to leave one.