The first 200 lines.
اوه
میتونم برات نوشیدنی بیارم؟
اوهو
کاناپهت کجاست؟
چی انقدر خندهداره؟ هیچی
فقط خیلی داری لفتش میدی
اوه. مطمئنی حالت خوبه؟
جنبهی دو تا مارتینی رو دارم
تازه، من از تو بزرگترم
بشین
اوه
داری به من میخندی؟
از تماشا کردن من خوشت میآد؟
اوه
واقعاً از تماشا کردن خوشت میآد
هی، هی، هی، هی
جدی، حالت خوبه؟
فقط دارم خوش میگذرونم. تو هم همینطور
تونی: هی، دکتر کرافت، دوباره تونی سایکس هستم
گوش کن، میخواستم دعوتنامهم رو پیگیری کنم
برای حضور در پادکست مانتی موریسون
الو؟ - و اگه موافقت کنی که تایید کنی
خط تولید مکملهای ما رو
مایل هستیم که
صدای خودکار: پیام حذف شد
پیام جدیدی ندارید
و ظاهراً، هیچ زندگیای هم ندارم
چون شنبهشب اولین نفری هستم که اومده اینجا
شما دو تا از کجا میآین؟
فقط... بیرون بودیم
تقریباً ساعت ۴ صبحه
پیتسبرگ واقعاً زندگی شبانهی نسبتاً خوبی داره
تا قبل از این نمیدونستم
از تاندربرد شروع کردیم و بعد رفتیم هاتمس
اوهوم... کاوو
بلودرز
شما دو تا اصلاً کی میخوابین؟
جواب نده
سهمیهم پر شده
از اطلاعات شخصی این دو تا
خط چشم مردونه کشیدی؟
برای خرید از "هاتتاپیک" دیگه خیلی پیر شدی
آخی، فقط داری حسودی میکنی
راستی، واتسون کجاست؟ اصلاً اینجاست؟
پوزش میخوام. غرق شده بودم
در مطالعه دربارهی ابوالقاسم الزهراوی
کسی میتونه بهم بگه چرا؟
چون حتی از آدام هم بیزندگیتری؟
پسر، من همینجام
الزهراوی یکی از قهرمانهای شماست
پزشک قرن دهم
که به عنوان پدر جراحی مدرن هم شناخته میشه
حافظهی خوبی داری، دکتر لاباک
اما به این خاطر صداتون نکردم بیایین اینجا
توی پیامک گفته بودی داری از "قانون یک درصد" استفاده میکنی
توافق همیشگیمون برای اومدن
بدون توجه به ساعت روز، برای مشاهدهی هر روش درمانی در UHOP
که نرخ وقوعش کمتر از یک درصده
و حالا برای مشاهدهی چی اینجا هستیم؟
الزهراوی اولین پزشکی بود که درمانهاش رو ثبت کرد
برای دهها بیماری مختلف
واتسون میخواد نادرترینشون رو در نظر بگیریم و حدس بزنیم
اما من کافئین لازم دارم، آدام نیمهخوابه
و این بچههای کلاب هم دارن از فاز پارتی میان بیرون
پس فقط بهمون بگو
پارگی جسم غاری
اوه
شکستگی آلت تناسلی
خوبه. خوشحالم که گوگلش نکردم
شکستگی آلت تناسلی در ۰.۲۹ مورد از هر ۱۰۰ هزار نفر رخ میده
یک ساعت پیش، پیتر جانز بستری شد
دقیقاً با همین آسیب فوقالعاده نادر
پیتر جانز. چقدر اسمش شبیه پیتر جانسونه
بذار حدس بزنم، تو قانون یک درصد رو اعلام کردی؟
شنبهشب. مگه شبِ قرار گذاشتن نیست؟
تو هم که اینجایی
صرفاً جهت احتیاطه
بحث مسئولیت قانونی مطرحه
بیمار طبق انتظار نگرانِ
چشمانداز آیندهش بود
اشاره کرد که پدرش وکیل شاکیه
چطوری باهاش کنار اومدی؟
مورفین
قشنگ آروم شد
به هر حال، باید کاملاً بهبود پیدا کنه
اینگرید؟
تماشا نمیکنی؟ داری از دست میدی
مهمترین بخش کل این پروسه رو
راستش فکر کنم همین الان چیز مهمتری پیدا کردم
دکتر مورستان، باید با پرستاری صحبت کنم
که این پروندهی بیمار رو نوشته
فکر کنم ممکنه مشکلی وجود داشته باشه
در مورد بیمار؟
نه بیمار
زنی که اون رو به اینجا آورد
و من تمام هتلها، متلها
هاستلها، بارها و روسپیخونهها رو گشتم
توی خیابونها راه میرم و کارتنخوابها رو بیدار میکنم
فقط برای اینکه شاید یکیشون خودش باشه
رئیس، طرف غیبش زده
و با ریسکِ گفتنِ واضحات
از بین تمام آدمهایی که تا حالا شناختم
اگه شرلوک هولمز نخواد پیداش کنی، پس موفق باشی
اون مرد قطعاً انزوا رو دوست داره
اونقدر که مرگ خودش رو جعل کرد
اما با این کار خودش رو از توانایی
استفاده از داراییهاش محروم کرد
که یعنی از نظر منابع در مضیقهست
یعنی چی؟
فکر میکنی توی همین منطقه بمونه؟
شاید در مجاورت کسایی که میدونه میتونه روشون حساب کنه؟
ببین، گرهِ کار دقیقاً همینجاست
اینکه چی میدونه و چی نمیدونه
ممکنه تحت تاثیر وضعیتش باشه
اگه قدرت تفکرش مختل شده باشه
کل این ناپدید شدن ممکنه حتی عمدی نباشه
درسته. بسیار خب
این دلیلِ بیشتریه که تلاشمون رو سه برابر کنیم
من فوراً برمیگردم سر کار
شینوِل
باید زودتر بهت میگفتم
اوه، بیخیال رئیس
درک میکنم چرا راز هولمز رو نگه داشتی
اون دوستته
دوست من هم هست
پس تا پیداش نکنیم دست برنمیدارم
ممنون، شینوِل
نمیفهمم
راستش خیلی سادهست
اما پـ... پرستار بیدارم کرد و گفت فوریه
که با یک دکتر حرف بزنم... یعنی شما
اما شما دکتر من نیستید
و به وضعیت من هم علاقهای ندارید
من به حادثهای علاقهمندم که باعث شد بیای اینجا
مخصوصاً این زنی که توصیف کردی
به پرستار پذیرش... "نیکول"؟
نیکول
اون همونیه که منو به این روز انداخت
توجه کردی که چشمهای نیکول در طول قرارتون میلرزید؟
قرار نبود. فقط رفتیم چیزی بنوشیم
باشه. چشماش چی؟
آره، هر از گاهی. فکر کردم یه جور تیکه
در واقع بهش میگن نیستاگموس
همینطور، طبق گفتهی تو، سرش رو به شکل عجیبی تکون میداد
ممکنه تیتوباسیون باشه
اینکه افتاد روت، شبیه به آتاکسی به نظر میرسه
مورد دیگهای هم بود که به نظر برسه تعادل نداره؟
گمانم آره. ببخشید، اینها چه ربطی
به درست کردن آلت من داره؟
گفتی نیکول مدام میزد زیر خنده
قبل از اینکه بیاد به آپارتمانت یا بعدش؟
هر دو
راستش خیلی میخندید
خب، این اثر سودوبولبار هست
اگه اون رو داشته باشه، در کنار بقیهی علائمی
که توصیف کردی، لازم دارم اسم نیکول رو بنویسی
شماره تلفن و هر چی که ازش میدونی
بنویسم...؟ نه، صبر کن، مـ... مـ... من نمیشناسمش
ببین، اون فقط یه دختر خفنیه که توی تیندر باهاش آشنا شدم
صبر کن. هی، اصلاً چرا باید پیداش کنی؟
چون اگه پیداش نکنم، اونم به زودی
اون "دختر خفن" میمیره
به نظر من زندگی این زن در خطره
یک جستجوی آرمانگرایانه برای پیدا کردن کسی که حتی بیمار ما نیست
این شبیه قلمروی واتسونه
"آرمانگرایانه"؟ تو اصلاً آلت داری؟
اوه، قطعاً داره
نظرت در مورد "بیهوده" چیه؟
احتمالاً "بیفایده"؟
بیا سر دایره لغات بحث نکنیم
میخوام استدلال اینگرید رو بشنوم
نیستاگموس، تیتوباسیون
آتاکسی، اثر سودوبولبار
تمام این علائم که همزمان دارن ظاهر میشن
معجزه است اگه مشکلی نداشته باشه
که میتونه چی باشه...؟
فکر میکنم یک بیماری عصبیِ درماننشدهست
احتمالاً یک تومور
موافقم
ممکنه با یک "مدولوبلاستوما" طرف باشیم
بیمار نیکول در خطر جدی قرار داره
اون باید بره بیمارستان
اگه تومور نباشه، ممکنه دچار
سکته، خونریزی یا آنوریسم بشه
پس بیایین پیداش کنیم. سرنخی هست؟
من و اینگرید پروفایل دوستیابیش رو زیر و رو کردیم
به نظر میرسه "نیکول" فقط یه اسم مستعاره که برای قرارهای گذری استفاده میکنه
با دونستن این، رفتم با دوستمون صحبت کنم
آقای جانسون که در حال بهبوده
جانز. وقتی باهاش حرف زدم کمک زیادی نکرد
منم همینطور، اما منو به سمت این راهنمایی کرد
این هودیایه که نیکول دور فاقش بسته بود
توی جیبهاش چیزی بود؟
فقط چند تا رسید مچاله شده
پمپ بنزین، خواربارفروشی
این کار شاید یه جورهایی آرمانگرایانه باشه؟
ممنون از حمایتت
چند تا از عکسهای پروفایل دوستیابیش رو هم چاپ کردم
خوبه. یکی از اون عکسها رو بردار
و توی مرکز فنی مانوکا پرسوجو کن
No comments yet. Be the first to leave one.