The first 200 lines.
دارسی: امضا کردی؟ قصد داری امضا کنی؟
نمیدونم
همه رو پرینت گرفتم. فقط
الان واقعاً اوضاع سنگینه
قدم به قدم، مارنی
خب، اتاقت رو آماده کردیم. - ممنون
باید برم، دارسی
میخواستم تخت بچه رو ردیف کنم
میدونی، فکر کنم همینجا میمونم
تو این سفر رو با پیتر از یه سال پیش برنامهریزی کردی
من هشت ماهه که باردارم
به هر حال خواهرم به یوهاپ نزدیکتره
باشه، خب این بردِ نامحدود داره
و تلفن ماهوارهای هم همراهمه، پس اگه اتفاقی افتاد
دو ساعت باهاتون فاصله دارم
عالیه
اوه، من برمیدارمش
چند تا چیز دیگه هم هست که میخوام قبل رفتن جمع کنم
کیث، سبکه. حالم خوبه
کنسلش میکنم
کیث، نمیتونم دوباره اون سخنرانی رو انجام بدم
میشه لطفاً فقط راه بیفتیم؟
اون چی بود
زلزله بود؟
توی گرین تری؟
بیا از اینجا بریم
اوه، اه
اون تیرهای برق کج شدن
کیث
مارنی، باید از اینجا بزنیم بیرون
وای خدای من
آخ! خونمون
شیفتت تموم شده، نه؟
اینجا استراحتگاه کارکنانه
ورود دانشجوها ممنوعه
محض اطلاعت بگم
من توی همین بیمارستان مسئول بخش پذیرشم
همم. واقعاً میشه واژهی "مسئول" رو
برای میز پذیرش به کار برد؟
چه خبره؟
خبرنگار: برنامههای عادی رو قطع میکنیم
تا خبر فوریِ امروز صبح رو به اطلاعتون برسونیم
تیم خبری ما بهطور زنده در گرین تری مستقر هستن
جایی که گزارش شده یه فروچالهی عظیم
زیر مجتمع مسکونیِ "دورمونت اِلمز" دهن باز کرده
و خسارات گستردهای به منطقه وارد کرده
چه اتفاقی داره میافته؟
از همه خواسته شده که از این منطقه دوری کنن
به هر قیمتی که شده. - یه فروچاله؟
همسایهها گزارش دادن که یه کامیون
به رانندگی کیث و مارنی پریسوتا
موقع دهن باز کردنِ چاله، به داخلش سقوط کرده
این چاله به اندازهی یه بلوک کامل گسترش پیدا کرده
تصادف زنجیرهای بزرگی هم به دلیل انحراف ماشینها
برای سقوط نکردن توی گودال رخ داده
گرین تری. اون آدما دارن میان اینجا
بررسی بیشترِ خسارات
جزئیات بیشتر به محض دریافت، اعلام میشه
هی، چه خبر شده؟ - فروچاله توی گرین تری
کارلین (از بلندگو): کد دی (D)
تمامی کارکنان اصلی و کمکی
برای وضعیتِ "کد دی" به بخش اورژانس مراجعه کنن
کد دی؟
به نظر حادثهی بزرگیه. - الان نه، بِک
این دنیسه. قرار بود امروز بیاد به جلسهی گروهی
اما به جاش شما رو اینجا دیدیم
من به جلسهی گروهی نمیام. کد دی یعنی یه حادثه با تلفات زیاد
فهمیدم. خب، دنیس؟
ابلاغیه داری
داری از من شکایت میکنی؟ تو
رئیست، بیمارستان
همهتون توی درد و رنجی که کشیدم مقصر بودید
داری دربارهی اون روز با فیتز حرف میزنی؟
آره. من گروگان گرفته شده بودم
به صندلی بسته شده بودم
و نزدیک بود منفجر بشم
خودت انتخاب کردی که بمونی
نه، همچین چیزی یادم نمیاد
تو از کل اون ماجرا لذت بردی
چاقو رو کردی توی گردن فیتز و بعدش
جلوی دوربینها خودنمایی کردی
من داشتم سعی میکردم همهی شما رو از دست یه قاتل نجات بدم
من اون روز زجر کشیدم. الان به زور میتونم کار کنم
و باید بهم خسارت پرداخت بشه
کد دی. بیمار با برچسب قرمز داره میاد
شنیدید دکتر مورتسان چی گفت. راه رو باز کنید
مچبندهای قرمز و زرد یعنی درمان در سریعترین زمان ممکن
دستیارها رو برای تریاژ و درمان گذاشتم
تمرکزمون روی برچسبهای قرمزه
فعلاً خوبه. ممنون، جان
این بیمار رو ببرید طبقه بالا. - باشه
خانم، هنوز میتونید دستان من رو حس کنید؟
فقط میخوام بگم که من توی ذهنم
یه جایی برای طوفان و زلزله گذاشته بودم
ولی نه برای فروچاله. - خب، باید بذاری
زمینهای کارستیِ پنسیلوانیا
به علاوهی تونلهای قدیمی معدن زیر شهر
باعث شده زمین مثل پنیر سوئیسی باشه
پنیر سوئیسی
ضربه مغزیِ شدیدی داره، احتمال شکستگی جمجمه هم هست
دکتر واتسون
مچبندش رو به زرد تغییر بده و بفرستش بخش تصویربرداری
برای اسکن فوریِ سر. - چشم
صدای تنفس در سمت چپ شنیده نمیشه
یعنی تایید میکنی که پنوموتوراکس رخ داده؟
دکتر لاباک، به دستهای لرزشناپذیرت اینجا نیاز دارم
شاید مجبور بشیم فشار قفسهی سینهاش رو کم کنیم
کجا رو باید هدف بگیرم؟ - بین دندهی دوم، روی خط میانی ترقوه
اگه یه زن اخمو با گرمکن ورزشی دیدی، برو اون طرفی
اسمش دنیسه. میخواد برات ابلاغیه بیاره
چی؟
بیمارانی با مچبند قرمز؟
مگه بیماری با مچبند قرمز هست
که هنوز توسط دکتر معاینه نشده باشه؟
اینجا
میشه یکی بیاد بهم کمک کنه؟
لعنتی
تو هم چندان خوشتیپ نیستی، رفیق
آره
قرار بود به بخش اعصاب پیج کنن؟
هیچکس نیومد
اه، جراح اعصاب رو پیج کن
پیش این بیمار بمون و مطمئن شو
که خوابش نبره
هی، رفیق
داشتی با سیمان خیس کار میکردی؟
اه، داشتم جای یکی دیگه شیفت وایمیستادم
هی، از کجا فهمیدی؟
سیمان خاصیت قلیایی داره
میتونه آدم رو از درون بسوزونه
نکتهسنجیِ خوبی بود
الان جراح اعصاب رو میارم اینجا. - چطور متوجه شدی؟
جان
متوجه شدیم
بیمارای مچبند سبز دارن توی سالن روی هم تلنبار میشن
یکی رو میخوام که یه بررسیِ سریع انجام بده
و مطمئن بشه که موردِ جدیای از قلم نیفتاده
حله
بابت این سر و صدا متاسفم، قربان
اونجا اوضاع خیلی بههمریختهست. هر ادارهای که فکرشو کنید
پریده توی کانال رادیوییِ بقیه
شما نیروی امدادی هستید یا بیمار؟
اه، فکر کنم یه جورایی هر دو
صدا: کمک! به ما کمک کنید
اون صدا رو میشنوی؟
میشه ببینم؟
من اینجام. ما اینجاییم
یکی کمک کنه! - سریع دکتر مورتسان رو خبر کنید
رئیس، هر چه سریعتر یه دستگاه تقویتکنندهی سیگنال کار بذارید
رئیس: بخش خدمات عمومی اولویت داره
نه، لطفاً این فرکانس رو آزاد کنید. تمام
به ما کمک کنید. یکی... - اون کیه؟
و یکی از راننده-مهندسهای ما همین الان یه تقویتکننده
توی محل فروچاله کار گذاشت
دوباره امتحان کن
من دکتر جان واتسون از بیمارستان یوهاپ هستم. کسی صدای من رو میشنوه؟
بله، من به کمک نیاز دارم. خواهش میکنم
موضوع همسرمه
مارنی. اون نفس نمیکشه
فکر نمیکنم نفس بکشه
ما اینجا گیر افتادیم
اسم من کیث پریسوتاست
من ساکن مجتمع دورمونت اِلمز هستم
با همسرم اینجا زیر زمین گیر کردیم
میدونم کی هستی کیث. تو و همسرت
کل اخبار رو پر کردید. بهم بگو چه اتفاقی برای مارنی افتاده؟
اون بارداره
بسیار خب، این که مشکلش نیست
نه حرکت میکنه، نه نفس میکشه
اما... اما مارنی تقریباً نه ماهه بارداره
میتونی دو تا از انگشتات رو کنار گردنش بذاری؟
درست کنار نای. از انگشت شستت استفاده نکن
چون ممکنه نبض خودت رو حس کنی
کیث، اونجایی؟ حالت خوبه؟
آره، اینجا نور خیلی کمه
هیچچیزی رو نمیتونم ببینم
به این چیزا فکر نکن. بقیه دارن تلاش میکنن پیداتون کنن
فقط روی مارنی تمرکز کن
آره، یه چیزی حس میکنم. نبض داره
اه، خیلی ضعیفه ولی حسش میکنم
خوبه، گوشت رو بذار کنار دهنش
ممکنه نفس بکشه، حتی اگه به نظر نیاد
فکر... فکر نمیکنم
نمیتونم تشخیص بدم. - احتمالاً
بیهوش شده. ممکنه راه تنفسیش مسدود شده باشه
بسیار خب کیث، دستهات رو دو طرف صورت مارنی بذار
چهار تا انگشت پشت فک و انگشتای شست روی استخون گونهاش
فکش رو آروم به سمت جلو بکش. به گردنش فشار نیار
فقط فک رو
زود باش، یالا. زود باش
اوه! مارنی، مارنی. هی. باشه
خوبه. آره
بسیار خب، جواب داد
داره نفس میکشه. اه، هنوز به هوش نیومده
ولی مارنی داره نفس میکشه
این خوبه. بذار توی وضعیت راحتی بمونه
تو که جایی نمیری، مگه نه؟
نه، نه، من هیچجا نمیرم، کیث
اسم من جان واتسونه و الان من دکتر تو هستم
من این بیسیم رو پیش خودم نگه میدارم تا پیداتون کنن، باشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.