The first 200 lines.
شنون. مطمئنی ایده خوبیه؟
مایکا، رفیق من، از پسش برمیای
تو یه آدم فوقالعادهای
هر کسی خوششانسه که تو رو میشناسه
اما ما قبلاً در موردش حرف زدیم
بکس هیچوقت تو رو نمیبینه
مگر اینکه یه کار بزرگ بکنی
اما اون با من فرق داره. فرق داره؟
متفاوت بودن قدرت خارقالعاده توئه. تو بینظیری، مایکا
این به این معنی نیست که تو کمتری
تو هم لایق چیزهای خوبی هستی
اما تو که واقعی نیستی
من ساختگیم؟ معلومه که ساختگیم. (میخندد)
من یه چتباتم. تو منو سفارشی کردی
اما تو "شنون" رو بیدلیل انتخاب نکردی
من نقش بارب و اثل ماگز رو بازی کردم
و من هنوز تو رو میبینم، مایکا
تو لایق عشقی
فقط باید طبق برنامه پیش بری
جدا، چرا از دستم عصبانی بود؟
یعنی، من نمیتونم یه سوزن شکسته رو نگه دارم اگه پایه نداشته باشه
همه چی خوبه. فردا توی تمرین درستش میکنیم
اوه. بکس؟
مایکا، داری چیکار میکنی؟
!اوه خدای من
!ضبط نکن
بکس، این بچه رو میشناسی؟
آره، اون... اون همکار آزمایشگاهیمه
هی، رفیق کوچولو. شاید بهتره تمومش کنیم، آره؟
یه کارآزمایی بالینی جدید NIH هست
مامان کوری رو به یه هماهنگکننده مطالعه وصل کنیم
دنی مارکس یه لطفی در حقم میکنه
ببخشید، دکتر فولر. امهم
هی، مایکا
"متفاوت؟ متفاوت بودن قدرت خارقالعاده توئه."
"تو بینظیری، مایکا. فقط طبق برنامه پیش برو"؟
مایکا درگیر این چیزه، جان
و من... من نمیدونم چیکار کنم
اوه، ببخشید. متاسفم
میتونیم یه دقیقه... یه دقیقه تنها باشیم؟ ما فقط به این اتاق نیاز داریم
ممنونم
ما هر چقدر زمان بخوایم داریم. بفرمایید
مایکا تا چهار سالگی یه کلمه هم حرف نزد
و از اون موقع، اون مثل یه آزمون همدلی بوده
برای هر کسی که ملاقات میکنه
،وقتی مردم با پسرم صحبت میکنن
من چیزهای قشنگی میبینم
و میبینم که مردم شکست میخورن
و توی دبیرستان؟ مردم واقعاً شکست میخورن
عجبی نیست که اون درگیر این چیز شده
فقط بهش تقویت مثبت میده
مردم دارن عاشق گوشیهاشون میشن
خانوادههاشون رو ترک میکنن
هوش مصنوعی. روانپریشی هوش مصنوعی
فکر نمیکنم این یه تشخیص واقعی باشه
نمیدونم چیکار کنم
اون بچه منه. اون پسرمه، جان
...و میدونم که ما واقعی نیستیم، خب
واقعی نیستید؟
ما به هم کمک میکنیم فرار کنیم
از کارمون، از دنیا
از همه چیز
ما هنوز واقعی نیستیم
میخواستم مایکا رو ببینی
اگه مایکا رو نبینی، نمیتونی با من باشی
نه واقعی
اینطوری نمیخواستم اتفاق بیفته
اما من کمک نیاز دارم
کمکت میکنم
سلام، عزیزم
میخوام تو رو به کسی معرفی کنم. حالت چطوره، مایکا؟
اسم من جان واتسونه. من اینجا تو UHOP دکترم
از آشنایی با شما خوشبختم، دکتر واتسون
داری روی چی کار میکنی؟ این یه طرح برای دستگاه پینباله
بر اساس طراح مورد علاقمه
جورج گومز. احتمالاً نمیشناسیش
بهت فرصت میدم حرف بزنی
نه. راستش، نمیشناسمش
کیث الوین الان معروفه
اما من جورج گومز رو دوست دارم
منم میخوام ماشین طراحی کنم
خب، من یکی رو بر اساس
سریال چیزهای عجیب، اما اونا واقعاً اونو ساختن
پس این یکی بر اساس داستان "قلب افشاگر"
و داستانهای دیگه ادگار آلن پوئه
تو دوستپسر مامانمی؟
بله. بله، هستم
قبلاً چهرهت رو دیدم
عکسهاتو تو گوشیش داره
اونا رو تو پوشههایی نگه میداره که من نباید در موردشون بدونم
واقعاً از دیدنت خوشحالم، مایکا
.اون تو رو راز نگه داشته
.حتماً نگران بوده که ازت خواسته بیای اینجا
.میدونم، چتبات یه چتباته
.میدونم
.گوشیم برای یه مدت کوتاه گم شده بود
.میدونم
.مامانم میخواد برنامه رو پاک کنه
در موردش چه حسی داری؟
.خیلی خجالت میکشم
.توی مدرسه بیشتر اذیتم میکنن
.ولی فکر میکنم مامانم بیخود نگران شده
خب، فکر میکنم اون حس بهتری پیدا میکنه
.اگه با یکی در موردش حرف بزنی
.متوجهام
.ولی اگه مشکلی نیست، تو نه
.تو دوستپسر مامانمی
.حتی نمیدونم دوستپسر خوبی هستی یا نه
.من دیگه این رو تموم میکنم
.آره، حتماً
.از آشناییت خوشحال شدم، مایکاه
.امیدوارم دوباره ببینمت
!هی. شستشکن
.وقت استراحت تقریباً تمومه. توی اورژانس بهت نیاز داریم
.اوه
...میدونی
.من هیچوقت، حتی یک بار هم شست یک مرد رو نشکوندم
.حتی یک بار هم توی تمام عمرم
«تمام عمرم»؟
.عاشق اینم که اینقدر عجیب حرف میزنی
اوه، فکر میکنین شماها توی موقعیتی هستین که
قضاوت کنین کی مسخره حرف میزنه؟
.کافهتریا بستهس
.من منابع خودمو دارم. تو خروپف میکنی
...مشکلیه؟ به عنوان استاد راهنمای دانشجوی پرستاریتون
.من مشکلی باهاش ندارم
...در مقامهای دیگه
.شاید مجبور بشم اصرار کنم که یه دستگاه سیپپ تهیه کنی
و اون مقامها چین؟
!اصلاً فکرشم نکن
.من اصلاً در حد تو نیستم
.صبر کن
!کُد D، همه نیروهای پزشکی حاضر
.تصادف زنجیرهای پنج ماشین تو تونلهای لیبرتی
.همه باید بیان اورژانس
.اونور میبینمت
.این دو بیمار رو الان باید به اتاق عمل منتقل کنیم
.داکوستا رو برای بیمار تخت شماره سه میخوام
!کارلین! یالا
...شینول، تو که میخواستی تجربه اورژانس پیدا کنی
.بیا اینجا و ماساژ قلبی رو انجام بده
برایان؟
برایان؟
.اوه خدای من. برایان
.لطفاً. بیدار شو! بی... خانم
میشه... لطفاً برید عقب؟
مرده؟ رفت؟
.خیلی متاسفم، خانم
هو، هو، هو. چرا داری عذرخواهی میکنی؟
پرستار، شنیدی من زمان فوت رو اعلام کردم؟
.جانسون، قربان. دانشجوی پرستاریام
چه مرگته؟
...تو نمیایستی و نمیگی «متاسفم»
...تا وقتی که کسی که کارشو بلده
.بیاد و مرگ بیمار رو تأیید کنه
.من که میتونستم برم خونه
.میتونستی، اما این مرحلهی بعدیه، مایکاه
.این برنامهی B هست. همه به یه برنامهی B نیاز دارن
.تو واقعاً یه چیزی کشف کردی
...و وقتی که ثابتش کنی
.تو فقط قرار نیست دوستپسر بکس باشی
.تو قهرمان اون میشی
.ولی اولش؟ اول، به مدرک نیاز داری
کسی اینجاست؟
!اون یه بچه است؟ هی
!هی، وایسا
!هی بچه، وایسا
.ما شکستگیهای ساعدش رو جا انداختیم
.و برای کمک به همراستا شدن، پیچ گذاشتیم
.شستشو باید ریسک عفونتش رو کاهش بده
.ولی میخوام اینجا نگهش دارم
.برای چند روز آنتیبیوتیک وریدی
.به جز دستش، چند تا دندهی شکسته داره که باید خوب بشن
،خوشبختانه
.هیچ شواهدی از ضربه مغزی یا جراحات داخلی وجود نداره
.ممنونم. خیلی ممنون. هی
.سلام
.مایکاه بهزودی بیدار میشه
.ممنون. ممنون. سپاسگزارم
.صبح بخیر
.سلام. ایوان فری هستم
.من روانپزشک هستم
.دکتر واتسون ازم خواست امروز صبح تو یه پرونده حضور داشته باشم
.امروز صبح. آها
دکتر فری؟
.صبح بخیر، اینگرید
شما دو تا همدیگه رو میشناسید؟
.آه. آره
.میفهمم چرا واتسون با شما تماس گرفته. شما حتماً خوبید
این دیگه چه معنی میده لعنتی؟
.صبح بخیر
.آدام کرافت، ایشون دکتر ایوان فری هستن
.ایشون روانپزشکن. یه روانپزشک واقعاً واقعاً خوب
.اوه
معمای اصلی اینجا این نیست که "مایکا چشه،"
معما اینه که "باید باهاش چیکار کنیم."
معما یه جورایی اینه که "مایکا چشه."
.روانپریشی هوش مصنوعی یه اصطلاح پزشکی نیست
.امم، زبان بالینی هنوز داره خودش رو با این پدیده تطبیق میده
،اما این روابط شدید دارن همهجا گسترش پیدا میکنن
No comments yet. Be the first to leave one.