Oz

Oz

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Oz S04E07 A Town Without Pity 1080p HULU WEB-DL AAC2 0 H 264-pawel2006
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 7 Oz زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-21
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

یه کله‌گنده پولدار یه بار گفت

"کسب و کار آمریکا، کسب و کاره."

و خوشحالم اطلاع بدم

که تجارت عدالت کیفری داره رونق می‌گیره

با افول صنایع سنگین

شهرهای کوچیک دارن برای قراردادهای دولتی

برای ساختن زندان رقابت می‌کنن

کی همچین فکری می‌کرد؟

شهروندهای خوب و آبرومند

التماس کنن که متجاوزا، قاچاقچیا و قاتلا

درست بیخ گوششون باشن

‐ برادرت چطوره؟

‐ دکتر گفت از اوردوز کاملاً ریکاوری کرده

شب نگهش می‌دارن تو بیمارستان

برای تحت نظر بودن، ولی سیریل حالش خوب می‌شه

‐ خدا رو شکر.

‐ هی، او‌رایلی

بابت دوست‌دخترت متأسفم

‐ دوست‌دخترش کیه، ادبیسی؟

‐ دکتر نیتن

آره، مرخصی گرفته

ظاهراً نزدیک بود خفه بشه

وقتی رفیقمون رایان، همین‌جا، تو دهنش خالی کرد

‐ گوه نخور!

بیا جلو!

‐ خودت گوه نخور!

‐ واسه چی داری دستبندم می‌زنی؟

من شروع نکردم!

‐ دهن گهتو ببند، او‌رایلی!

‐ برو بمیر، ک*کش بی‌ناموس!

‐ من اینو می‌برم

‐ گوه نخور!

دیوونه‌ای؟ لعنت بهت، تف!

‐ فقط بخواب زمین! گمشو بخواب زمین!

‐ کس نگو

‐ دوباره؟ ‐ آره

آه، لعنتی

‐ حاخام

خب، حالت بهتره؟

‐ یه مرده باید همه احتمالات رو در نظر بگیره

‐ مطمئنی که یه مرده‌ای؟

‐ آقای کوئرنز

یه کم بعد از اینکه منو برگردونی به اِم سیتی

یه روز، یه هفته، شاید

او‌رایلی یه راهی برای کشتن من پیدا می‌کنه

‐ ازت خوشم میاد، استانیسلوفسکی

نمی‌دونم چرا، ولی خوشم میاد

می‌تونم بذارم چند روز دیگه اینجا بمونی

‐ چه فایده‌ای داره؟

مرگ اجتناب‌ناپذیره

‐ لزوماً نه

من قصد دارم یه صحبت کوچیک با رفیق قدیمیت

رایان او‌رایلی داشته باشم

‐ می‌دونی

من دارم سعی می‌کنم خشونت رو از اِم سیتی حذف کنم

‐ و داری کار فوق‌العاده‌ای انجام می‌دی، قربان

‐ کس شعر نگو!

وقتی استانیسلوفسکی برگرده

اگه هر اتفاقی براش بیفته، منظورم هر اتفاقیه...

حتی اگه موقع اصلاح صورتش ببره

تو رو مسئول می‌دونم

‐ هویست دنبال استانیسلوفسکیه، نه من

‐ برام مهم نیست. تو مسئولی

فهمیدی؟

‐ آره

اگه نیکولای برگرده اِم سیتی و بلایی سرش بیاد

کله‌پا می‌شم

‐ خوبه. حالا گمشو برو

‐ کلر؟ ‐ بله؟

‐ عزیزم؟ ‐ بله؟

‐ هی، چقدر عاشقم هستی؟

‐ اوه، خیلی زیاد

‐ آره؟ انقدر که هرچی بگم انجام بدی؟

‐ آره

‐ آفرین دختر

‐ سیریل، هی!

چطوری، هان؟

خوبی؟ حالت بهتره؟

‐ بله. ‐ خوبه

‐ او‌رایلی؟ ‐ هوم

‐ اون فرد خاصی که خواستی ازش خبر بگیرم؟

‐ بله

‐ آره

فردا برمی‌گرده اِم سیتی

‐ همونجا بمون

گندش بزنن

‐ آماده‌ای؟

از کوئرنز یه خواهشی کرده

‐ چی؟

‐ می‌خواد حمام کنه

‐ توی "آز" وان حموم نیست

‐ اتاق درمان بیمارستان

‐ این عالیه

می‌دونی باید چیکار کنی، درسته؟

‐ من اومدم استانیسلوفسکی رو ببرم

ممنون

تقریباً تموم کردی؟

‐ پنج دقیقه، لطفاً. دارم حال می‌کنم

‐ شرط می‌بندم می‌تونم کمک کنم حتی بیشتر حال کنی / ‐ آخ، خوبه

‐ چطوره؟

‐ تو گولاگ (هم) اصلاً این‌جوری نبود.

‐ شما مردا همه‌تون عین همین.

این‌قدر زود و راحت راضی می‌شین.

اکثرتون هیچی سرتون نمی‌شه چطور یه زنو خوشحال کنین.

‐ رایان اورایلی بلده. ‐ اوه، جدی؟

‐ اینم یه نشونهٔ کوچیک از علاقه‌شه.

این چیه دیگه؟

یه اردک پلاستیکی.

اردک پلاستیکی؟

زنگ بزن به بهیار؛ فکر کنم اون یارو روسه مرده.

سلام، آقای کوئرنز

خبرِ استنیسلُفسکی رو شنیدم

خیلی عجیبه

یه نفر قبل از اینکه برگرده به اِم سیتی می‌میره؟

آره

‐ پیکاسو، خم شو.

‐ هی مایلز، ارسال ویژه اومده.

‐ رنگ‌ها! شکر اون خدای لعنتی رو!

دارم تمومش می‌کنم

‐ داره خیلی خوب پیش می‌ره

‐ "خوب"؟

این یه شاهکار هنری مال قرن بیست و یکمه

این دیوار باید بره موزه لوور

‐ هی، شیلینگر!

دفعه بعد سعی کن به دستم بدی

‐ گمشو بابا

‐ ناهار!

‐ هی، چی داری لروی؟

‐ ناگت مرغ. ‐ دوباره؟

شما سیاه‌سگ‌ها نمی‌دونید چطور یه چیز دیگه‌ای بپزید؟

‐ یَو، ما باید از دستورالعمل‌های رژیم غذایی ایالت پیروی کنیم، رفیق

‐ مواظب باش! ناگت‌هامو ریختی زمین!

‐ گمشو بابا

‐ وقت رفتنه، دِیِل

‐ بره؟ کجا می‌ره؟

‐ جلسه با وکیلش داره

‐ هنوز داری سعی می‌کنی حکـم اعدامت رو لغو کنی، بچه سیاهه؟

‐ کیرم دهنت، جنده!

‐ لعنت بهش، رفیق، اونا هیچ‌وقت ولت نمی‌کنن.

‐ کسی نظر تو رو نخواست، عوضی.

‐ آره، مایلز، دهنتو ببند، باشه؟

‐ قاضی فی درخواست تجدیدنظر ما رو رد کرده.

‐ لعنتی.

لعنتی، لعنتی، لعنتی!

‐ مشکلی پیش اومده؟

‐ حالش خوبه، افسر. ما خوبیم.

‐ خب، قدم بعدی چیه؟

‐ ما می‌ریم دیوان عالی ایالت.

و به تصمیم دادگاه تجدیدنظر اعتراض می‌کنیم.

‐ چقدر طول می‌کشه؟

‐ با توجه به حجم پرونده‌های فعلی دادگاه،

می‌گم حداقل یک سال.

‐ یک سال؟

دان، من نمی‌تونم حتی یه روز دیگه هم تو بند اعدامی‌ها باشم.

چه برسه به یه سالِ لعنتی!

‐ من که این سیستم رو نساختم، موزس.

من فقط دارم توش دست و پا می‌زنم.

‐ نمی‌تونی این روند رو یه کم تندتر کنی؟

‐ حتی نمی‌دونم پرونده‌مون رو قبول می‌کنن یا نه.

رئیس دادگستری، گینتر...

...که جیمز دولین منصوبش کرده،

معمولاً گوشش بدهکار نیست

به هیچ چیزی که به نظرش نرمش در برابر جرم باشه.

‐ پس منظورت اینه که کارم تمومه؟

‐ چیزی که من می‌گم اینه که شاید زمان به نفع ما باشه.

شایعه شده گینتر سرطان پروستات داره.

بمیره، بازنشسته بشه...

یه رئیس جدید ممکنه جور دیگه‌ای به حکم اعدام نگاه کنه.

‐ و تا اون موقع چی؟

‐ تا اون موقع، تو حداقل برای یه سال دیگه زنده‌ای.

از این وضعیت بد، نهایت استفاده رو ببر.

‐ هی، دی‌یِل.

می‌دونی که همیشه بهت می‌گم "پسر سیاهه"؟

خب، وقتی تو پایین بودی با اون سگ وکیل‌ت،

با خودم گفتم، "اه، یه عالمه اسمای

دیگه هست که می‌تونم استفاده کنم."

"کاکاسیاه"، البته.

یا "میمون"،

سیاه بدترکیب،

نیزه‌پران،

"شوآتزا"،

"مولونیِن."

اما روی "نِگرو" موندگار شدم.

نِگــــــرو!

یه جور سادگی داره.

نِگرو کلمه اسپانیایی برای سیاه‌هاست، یه نِگرو...

نِگرو.

نِگرو

نِگرو، نِگرو، نِگرو، نِگرو، نِگرو، نِگرو!

‐ احمق، برو اون طرف، احمق!

اینجوری انجامش می‌دن، سریع‌تر!

اینو می‌بینی؟ حالا، حرکت کن!

‐ گریه‌کن

‐ زندانی شماره ۹۶زِی۸۵۸، ایلی زابیتز

محکومیت یکم آوریل ۱۹۹۶

ضرب و جرح با تشدید مجازات

مدت حکم: نه سال

واجد شرایط مشروطی در شش سال.

‐ زابیتز. ‐ اوه، کلر.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left