Oz

Oz

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Oz S02E03 Great Men 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-pawel2006
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 3 Oz زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-22
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آخر قرن داره می‌رسه، رفقا!

پایان هزاره

کلی لیست داره چاپ میشه در مورد اینکه

کی بزرگترین آدم هزار سال گذشته بوده

منظور از بزرگ اینه که کی بیشترین تأثیر رو داشته

اینشتین، ادیسون، فروید

یه چیز رو مطمئنم بهتون بگم

اسم من تو اون لیست نیست

نه اسم هیچ کس دیگه اینجا تو "آز"

هی

می‌دونی فکر کنم یه چیزی برات دارم

فکر کنم یه تیکه اطلاعات برات گیر آوردم

واقعاً؟ آره

در مورد گلین و دخترشه

منظورت اینه که وحشیانه بهش تجاوز شده

و تو بیمارستانه؟

لعنتی، از کجا می‌دونستی؟

خب، من یه چیزی می‌دونم که مطمئنم تو نمی‌دونی

چی؟

کی به دختر گلین تجاوز کرده

حق با توئه، نمی‌دونم

آره، ولی من می‌دونم

از کجا می‌دونی کی این کار رو کرده؟

آهان، واسه اینکه همین الان باهاش حرف زدم

پشت تلفن

بفرمایید داخل

ریچی

پدر

چیه؟

من عاشق اینم که از پشت بکننم

اوهوم

می‌دونم خیلیا فکر می‌کنن این یه انحرافه،

ولی انتخاب خودمه، پس می‌گم به درک، درسته؟

ریچی، داریم به جایی می‌رسیم با همه این حرفا؟

من انتخاب می‌کنم که از پشت بهم تجاوز بشه

ولی تجاوز، رفیق.

کسی بهت تجاوز کرده؟

آره حتماً، ولی واسه این نیومدم اینجا

یه اطلاعاتی در مورد یه تجاوز دیگه دارم

بله، من در مورد دخترش خبر داشتم

و تو به من نگفتی؟

خب، اون ازم خواست که نگم

هی، کارم داشتی؟

آره، لئو

در مورد آردثه

هر چی می‌دونی رو قراره به من بگی

در مورد چی؟ دخترم؟

به دخترت تجاوز شده و کتک خورده

و به خاطر همین تو سر من خالی کردی؟

بگو کی بهش تجاوز کرده

هیچی بهت نمی‌گم، مزخرف

تو همه قدرتو داری، هان؟

منظورم اینه که، فکر می‌کنی می‌تونی سر مردم خراب شی

سر مردم خراب شی و قسر در بری؟

این بار نه

و می‌تونی بری گورتو گم کنی

میگل، به خاطر خدا!

بهش بگو در مورد دخترش چی شنیدی

چی؟

اینکه یه سکس افتضاحه؟

بهش دستبند بزنید

پدر

به کمی حریم خصوصی نیاز داریم

لئو، لئو فکر کنم...

انجامش بده

انجامش بده

لئو

برو بیرون... ببرش از اینجا!

لئو، نه!

انجامش بده

اون عوضی حقش این مزخرفاته

گوش کن، مطمئنی؟

این تماس همین هفته گذشته گرفته شده

از شهر اِم توسط میگل آلوارز

رئیس، خودت به خوبی من می‌دونی

ما تماس‌های زندانی‌ها رو به صورت تصادفی کنترل می‌کنیم

این یکی رو به طور خاص نگرفتیم

لعنت!

لئو

بابت اتفاقی که واسه دخترت افتاده متأسفم

همه خبر دارن؟

تقریباً، آره

ببین، می‌تونم آلوارز رو متقاعد کنم

که اسم اون عوضی رو که این کارو کرده لو بده

نه، ممنون

چرا که نه؟

هی، چرا نه؟

چرا نه؟

اولاً، نمی‌خوام دیگه بهت بدهکار باشم

ثانیاً، و می‌دونم اینو درک نمی‌کنی،

این کار درست نیست

درست، غلط، درست، غلط

خط خیلی باریکی بینشونه

نه برای من

آدم‌های بد هم تأثیر خودشونو دارن

ولی باید واقعاً بد باشی. ایوان مخوف.

جک قاتل، آدولف هیتلر

آره، آدولف پیر یه حرومزاده شیطان‌صفت بود

و بیا قبول کنیم،

شرارت تنها چیزیه که سالم مونده.

این ۱۰۰۰ سال گذشته

زندانی شماره ۹۸B242، آگاممنون بوسمالیس

معروف به موش کور

محکومیت: ۱۰ مارس ۹۸، سرقت و دزدی بزرگ

و ورود غیرقانونی

حکم: ۱۰ سال حبس

واجد شرایط عفو مشروط در چهار سال

بوسمالیس، داری چکار می‌کنی؟

گفتم که، دارم راه خروجمو می‌کنم.

نمی‌تونی. غیرممکنه.

آره؟ تماشا کن.

فکر می‌کنی چقدر طول بکشه؟

نمی‌دونم.

ولی حساب کردم که چهار سال وقت دارم تا

اولین جلسه عفو مشروطم.

چهار سال می‌خوای بکنی؟

فقط اگه مجبور باشم.

افسر نگهبان داره میاد.

ممنون.

قابلی نداشت.

آگوستوس! اوه، تخم سگ!

بیچر! چی؟

بیچر!

چی؟ گوزیدی!

من نبودم.

بو گند دهنت!

من نگوزیدم.

کس کش، پنج ساعت تا طلوع مونده

و من باید تو یه جعبه شیشه‌ای لعنتی باشم

با سلطان گندوها.

سندروم جنگ خلیج فارس کوفتی رو می‌گیرم.

تو گوزیدی. اوه، من؟

آره.

تو داری میگی من گوزیدم که گندکاری خودتو بپوشونی.

نه، تو داری میگی من دارم گندکاری خودمو می‌پوشونم تا گندکاری تو رو بپوشونم.

کیرم دهنت. یه کبریت روشن کن.

به خدا بیچر، باید بری دکتر، مرد.

گوزهای بدبو نشونه اینه که یه چیزی

داخل بدنت شدیداً ایراد داره.

من نگوزیدم.

اوه، گه توش، مرد!

هی. هی.

الان شیفتم شروع میشه.

اولین روز برگشتم به اِم سیتی.

داشتم فکر می‌کردم امشب بهت اجازه بدم

منو برای شام ببری بیرون تا جشن بگیریم.

اوه، راستش نمی‌تونم.

چرا، قرار داری؟

در واقع، آره.

خب، باشه، خوش بگذره.

آره، خوش برگشتی.

ممنون.

زندگی چند روز پیش حسابی کلافه‌ام کرد.

زد رو همه اعصابم.

منم گوشش رو گاز گرفتم.

هُلش دادم کنار طناب‌ها و گفتم بس کن.

دیگه با کله به من ضربه نزن

وقتی داور حواسش نیست.

دستمو انداختم دور گردنش

و گفتم، بس کن، بس کن سر من عربده نکش

قبل از اینکه هوک چپ رو شروع کنم.

گفتم دست از بازی دادن من بردار قبل از اینکه خفت کنم.

چون دور گردنم جای سوختگی طناب زیاده.

ناخونام از پنبه پر از بریدگی شده.

من هزاران سال رو گذروندم،

هزاران سال تو زندون.

بیشتر به خاطر گندکاری‌هایی که اصلاً انجام ندادم.

بیشتر به خاطر کارایی که اصلاً نمی‌دونستم اشتباهه.

یه نگاهی به مقاله تایگر وودز توش بنداز.

این سگه داره چه پول تپلی در میاره.

اووه، بی‌خیال، یه ثروت.

می‌بینی در مورد پدر و مادرش چی نوشته؟

نه، کجا؟

دقیقاً همونجا، پاراگراف دوم.

از اینجا شروع کن.

"بزرگترین تأثی..."

تأثیر

"تو زندگی من

پدر... مادرم هستن."

خیلی خوبه، ادامه بده.

"صب، صب..."

صبر

"بهم داده..."

منابع... "منابع

"که قهرمان بزرگی

باشم."

عالیه.

مرد خودمه. این سیاه پوست کوچولو می‌تونه بخونه.

داشتی تمرین می‌کردی، هان؟

آره، یه کم.

عالیه، گوش کن، مقاله رو نگه دار

و بعد از کلاس می‌تونی بخونیش، باشه؟

ممنون مرد، لطف داری.

بزنیم شروع کنیم، هان؟

کوشین بهم گفت که امروز خیلی خوب عمل کردی

تو بلند خوندن سر کلاس.

خب، اون یه مجله ورزشی بهم داد، پس...

خب، فکر کردم تو لیاقت یه چیزی رو داری

چون این همه زحمت کشیدی.

"برخاسته از بَر..."

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left