Ghosts

Ghosts

Download Farsi/persian Subtitle

Season 5

Release info

Ghosts 2021 S05E15 WEB h264-ETHEL Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-23
Downloads: 8
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏غم‌انگیزه، ولی جای فوق‌العاده‌ای برای مردن‏ ‏انتخاب کردی‏

‏این کتابخونه‌ست‏

‏آثار ادبی فاخر زیادی هست که بخونی‏

‏ولی طبیعتاً محدودیم...‏

‏به هر چیزی که زنده‌ها دارن می‌خونن‏

‏چون نمی‌تونیم...‏

‏با دنیای فیزیکی ارتباط داشته باشیم‏

‏آره، این روح بودن واقعاً عجیبه‏

‏راستی، اون مرد گندهٔ وایکینگ...‏

‏داشت دربارهٔ قدرت‌های ارواح یه چیزهایی‏ ‏می‌گفت‏

‏تو هم از اون قدرت‌ها داری؟‏

‏نه‏

‏اوناهاش‏

‏پس حقیقت داشت‏

‏اِم... سلام‏

‏من نایجل‌ام و این هم دیرک ترسناکه‏

‏ما توی زیرزمین زندگی می‌کنیم‏

‏تقریباً قشر ممتاز اجتماعی خونه‌ایم‏

‏تا حالا با کسی وارد رابطه شدی؟‏

‏من دو روز پیش مُردم‏

‏هر وقت یه روح تازه میاد...‏

‏یه مدت همه می‌افتن به جون هم‏

‏خوش اومدی. من بکستر از ارواح کلبهٔ جنگ‏ ‏انقلابم‏

‏شنیدم موسیقی‌دانی‏

‏وجه مشترکیه که با هم داریم‏

‏من نی‌لبک می‌زنم‏

‏اوه، چه خوب‏

‏باشه، خب...‏

‏حالا رقابت خیلی شدید شد‏

‏پس اگه این‌قدر دیر وارد میدون بشم...‏

‏اصلاً فایده‌ای نداره‏

‏لعنت! لعنت!‏

‏به‌هرحال، بهترین مرد برنده بشه‏

‏مگه اون...‏

‏- آره، شدیداً‏ ‏- خیلی زیاد‏

‏جی، داریم به تروِر کمک می‌کنیم...‏

‏برای هدیهٔ رئیسش ایده پیدا کنه‏

‏اگه پنجاه‌ساله می‌شدی، چی می‌خواستی؟‏

‏اکشن‌فیگور بتمن‏

‏دقیقاً بتمن خم‌شوندهٔ مارکس مدل ۱۹۶۶‏

‏اینکه این‌قدر سریع جواب داد...‏

‏کششت بهش رو کشت؟‏

‏باشه، برای انتخاب هدیه از پسر خوره کمک‏ ‏نمی‌گیری‏

‏برای غول مالی مثل برت‏

‏باید درست انتخاب کنم‏

‏فشار رومه‏

‏این برای رئیس منه!‏

‏هدیه‌دادن سخته، مخصوصاً برای بالادستی‌ها‏

‏یک بار پیشخدمتی بهم شال ابریشمی داد‏

‏و در عوض حقوقش رو کم کردم‏

‏اصلاً نباید آن‌قدر پول داشته باشه که شال‏ ‏ابریشمی بخره‏

‏دقیقاً. نباید زیادی سنگ تموم بذاری‏

‏وگرنه چاپلوس به نظر میای‏

‏ولی نباید خیلی هم ارزون باشه‏

‏مثل اون کاور قوطی آبجویی که سم برای مادر‏ ‏جی گرفت‏

‏قرار بود کنایه‌آمیز باشه‏

‏چون اون چای می‌خوره‏

‏پس شوخی اینه که به هیچ دردش نمی‌خوره.‏ ‏بامزه بود‏

‏اوه! جگوار چطوره؟‏

‏فکر کنم ماشین زیادیه‏

‏چی؟ نه، منظورم حیوونه‏

‏جگوارها اگه تربیت بشن، حیوان خونگی عالی‌ای‏ ‏می‌شن‏

‏البته نه برای پستچی‏

‏جگوار تو به پستچی‌تون حمله کرد؟‏

‏باشه، حتماً هِتیه‏

‏گوشت‌شون هم خوشمزه‌ست‏

‏البته برای ذائقهٔ من کمی بوی زُهم می‌ده‏

‏ولی جمجمه‌شون کاسهٔ شیکی برای کوکائین‏ ‏می‌شه‏

‏شاید یکی از همونا خوب باشه‏

‏نه خیلی گرونه و با توجه به...‏

‏علایقی که از رئیست گفتی، باملاحظه هم هست‏

‏آره، حتماً. سم، می‌ری تارگت ببینی...‏

‏از کاسه‌های کوکائینِ جمجمهٔ جگوار...‏

‏چیزی موجود دارن؟‏

‏دیدین؟ این بحث بالاخره نتیجه داد‏

‏چی‌کار می‌کنی؟‏

‏منتظر برگشتن پیت‌ام‏

‏رفته جامائیکا ببینه از فامیل‌های من کسی‏ ‏روح شده یا نه‏

‏پیت برای ثور هم از اقیانوس رد شد، ولی خیلی‏ ‏دورتر‏

‏خطر ناپدید شدنش بیشتر بود‏

‏- منظورت چیه؟‏ ‏- فقط اینکه ثور هم خاصه‏

‏باشه‏

‏سلام!‏

‏اوه، ببخشید، یه کم دست‌وپام پُره‏

‏اوه پیت، برگشتی!‏

‏ثور خوشحاله که از جامائیکا برگشتی‏

‏که خیلی نزدیک‌تر از نروژه‏

‏خب، همه‌چی رو تعریف کن‏

‏سفرت چطور بود؟ کسی از خانواده‌ام رو پیدا‏ ‏کردی؟‏

‏اتفاقاً پیدا کردم‏

‏مادربزرگت، هورتنس، روحه‏

‏- وای خدای من، باهاش حرف زدی؟‏ ‏- آره‏

‏زن نازنینیه‏

‏و برات پیغام داره. می‌خوای با لهجهٔ خودش‏ ‏بگم؟‏

‏- نه‏ ‏- فهمیدم‏

‏خیلی خوشحال شد که فهمید خواننده شدی‏

‏هنوز یادتشه وقتی سه‌ساله بودی...‏

‏یه یکشنبهٔ تابستونی سرودهای مذهبی رو با‏ ‏تمام وجود می‌خوندی‏

‏آلبرتا، از شدت افتخار بهت برق می‌زد‏

‏اینکه این کارو برام کردی واقعاً منو منقلب‏ ‏کرد‏

‏- راستش دارم بغضم می‌گیره‏ ‏- آخ، آره‏

‏دانا فکر می‌کرد همین‌طوری واکنش نشون بدی‏

‏ببخشید، چی؟ دانا رو دیدی؟‏

‏همون دوست‌دختر سابقت دانا؟‏

‏آره، همون اطراف بودم‏

‏گفتم «چرا که نه؟»‏

‏آره، چرا که نه؟‏

‏چون قبلاً با هم رابطهٔ جنسی داشتن‏

‏- ممکنه معذب‌کننده باشه‏ ‏- بی‌خیال‏

‏ما فقط دوستیم. اصلاً هم معذب‌کننده نیست‏

‏هرطور خودت می‌گی‏

‏اِم، سم؟ باید حرف بزنیم‏

‏تروِر با قیافه‌ای نگران اومد تو‏

‏خب، بالاخره برای تولد رئیسم برت یه هدیه‏ ‏فرستادم‏

‏ولی اون‌طور که امیدوار بودم پیش نرفت‏

‏- چی براش گرفتی؟‏ ‏- چیزی به اسم «استریپرگرام»‏

‏وای خدای من‏

‏تروِر برای تولد برت یه استریپرگرام فرستاده‏

‏برتیناتور؟ شرط می‌بندم عاشقش شده، نه؟‏

‏خودش خوشش اومد؛ منابع انسانی نه‏

‏خب، از قرائن می‌فهمم استریپرگرام...‏

‏یه جور تلگرامه‏

‏که پیامش رو یه زن بدکاره تحویل می‌ده‏

‏لباس تعمیرکار سیستم تهویه پوشیده بود‏

‏شوخی این بود که دفتر برت اون‌قدر گرم‏ ‏بود...‏

‏که نمی‌تونست با لباس کارش رو انجام بده‏

‏بی‌خیال لخت‌شدن؛ من درگیر داستانش شدم‏

‏ظاهراً لیندای احمق از حسابداری همون موقع‏ ‏از اونجا رد شد‏

‏و همه‌چی رو گزارش داده‏

‏حتی نذاشت کَندی به بخش آخر برنامه برسه‏

‏خب حالا چی می‌شه؟ اخراج شدی؟‏

‏نه دقیقاً، ولی اوضاع بده‏

‏منابع انسانی می‌خواد فردا حضوری منو ببینه‏

‏ولی تو نمی‌تونی حضوری بری‏

‏حتی اگه می‌تونستی هم نمی‌دیدنت‏

‏منابع انسانی گفته تروِر فردا حضوری بره‏ ‏نیویورک‏

‏باشه‏

‏خیلی ساده‌ست‏

‏جیِ جوان فقط باید دوباره بره توی نقش مایکل‏ ‏جکسون‏

‏همون نقشی که توی اردوی کاری وودستون عالی‏ ‏اجرا کرد‏

‏و به‌جای تروِر بره شهر‏

‏ارواح می‌گن...‏

‏می‌دونم چی می‌گن، سم‏

‏می‌خوان به‌جای تروِر برم منابع انسانی سرم‏ ‏داد بزنه‏

‏خب، حدس بزنین چی؟‏

‏این کار رو نمی‌کنم!‏

‏اِم، جی...‏

‏نه، این‌طوری «جی» صدام نکن، باشه؟‏

‏اصلاً امکان نداره‏

‏به من چه که یه روح کارش رو از دست بده؟‏

‏راستش به نظرم اصلاً عجیبه که یه روح شغل‏ ‏داشته باشه‏

‏و فکر هم نمی‌کنم نظر جنجالی‌ای باشه!‏

‏تو بهش می‌گی یا من بگم، سم؟‏

‏موضوع اینه که ما یه جورهایی... چطور بگم؟‏

‏برای اینکه از نظر مالی سرپا بمونیم...‏

‏به حقوق تروِر وابسته‌ایم‏

‏ببخشید؟‏

‏فقط اینکه با کلی خرج پیش‌بینی‌نشده روبه‌رو‏ ‏شدیم‏

‏و من سعی کردم حساب‌وکتاب رو جور کنم‏

‏ولی اعداد با هم جور درنمی‌اومدن، جی‏

‏پس بی‌شلواره داشته ما رو سرپا نگه‏ ‏می‌داشته؟‏

‏برای کسی که از ته دریاچه بیرونش کشیدن،‏ ‏طعنهٔ جالبیه‏

‏می‌خواستم بهت بگم‏

‏ولی نمی‌خواستم بیشتر مضطربت کنم‏

‏خیلی سخت کار می‌کردی‏

‏تا رستوران رو راه بندازی‏

‏پس اون فهرست چی؟ ما وارد فهرست شدیم‏

‏یه کم کمک کرده و مهمون‌هامون بیشتر شدن‏

‏که روند خوبیه و باید ادامه‌ش بدیم‏

‏ولی هنوز سودده نشدیم‏

‏کتابت چی؟ مردم برای جوراب کریسمس می‌خریدنش‏

‏بازم عالیه، ولی پول بادآورده‌ای نصیب‌مون‏ ‏نکرد‏

‏بیشتر نویسنده‌ها یه کار روزانه هم دارن‏

‏کَندی هم نویسنده‌ست‏

‏کاملاً هرزه‌نگاریه، ولی خوب نوشته شده‏

‏پس چی می‌خوای بگی، سم؟‏

‏می‌گم بالاخره یه روز دیگه به پول تروِر‏ ‏احتیاج نداریم‏

‏ولی اگه بخوایم تا تابستون دوام بیاریم‏

‏باید شغل تروِر رو نجات بدیم‏

‏مثل اینکه مایکل جکسون داره می‌ره منابع‏ ‏انسانی‏

‏بذارین یه چیزی ازتون بپرسم‏

‏به نظرتون درسته آدم مخصوص راه بیفته...‏

‏بره دوست‌دختر سابقش رو ببینه، وقتی با کس‏ ‏دیگه‌ایه؟‏

‏سفر مخصوصی نبود؛ همون اطراف بودم‏

‏ولی سِنت لوشا واقعاً همون اطراف حساب‏ ‏می‌شه؟‏

‏من متخصص جغرافیا نیستم‏

‏ولی حس می‌کنم باید کلی راهت رو کج کنی‏

‏خب، کارائیب که اون‌قدرها بزرگ نیست‏

‏جزایر کارائیب از شرق تا غرب بیش از هزار‏ ‏مایل امتداد دارن‏

‏این رو از سفرهای وایکینگی‌ت می‌دونی؟‏

‏نه‏

‏کاپیتان سندی کشتی رو از آنتیگوا راه انداخت‏

‏توی فصل هشتمِ «زیر عرشه» ‏

‏تلویزیون واقع‌نما گنجینهٔ داناییه؛ حقش ادا‏ ‏نمی‌شه‏

‏من و دانا فقط دوستیم‏

‏بازم عجیبه؛ شاید هنوز بهت علاقه داشته باشه‏

‏ولی من بهش علاقه ندارم، پس مهم نیست‏

‏خب، من و بکستر، اون روح بریتانیایی کلبه...‏

‏سال ۱۹۲۹ یه ماجرایی داشتیم‏

More Farsi/persian subtitles for Ghosts

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left