Ghosts

Ghosts

Download Farsi/persian Subtitle

Season 5

Release info

Ghosts 2021 S05E22 WEB h264-ETHEL Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-23
Downloads: 6
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏اینجا چه خبره؟‏

‏داریم عکس‌های خونهٔ اجدادی نَنسی رو زیرورو‏ ‏می‌کنیم...‏

‏تا پرتره‌ای رو پیدا کنیم که...‏

‏گردن‌بند رو نشون بده و ثابت کنه نَنسی همون‏ ‏شاهدخت گمشده‌ست‏

‏و اگه ثابتش کنیم...‏

‏وودستون بنای تاریخی می‌شه...‏

‏و از تخریب نجات پیدا می‌کنه...‏

‏از چنگ شرکت آبِ حریص «اِور کریک»‏

‏مرد، من چند وقته داشتم کرمه رو موقع خوردن‏ ‏برگ تماشا می‌کردم؟‏

‏آره، همون خونهٔ قدیمی منه‏

‏اون پنجره رو می‌بینین؟ اتاق‌خوابم بود...‏

‏و اون یکی هم اتاق‌خواب دومم‏

‏اونجا هم اتاق کیکم بود...‏

‏که کیک‌هام رو توش نگه می‌داشتم و می‌خوردم‏

‏توی قلعه‌ای پر از کیک زندگی می‌کردی و فرار‏ ‏کردی؟‏

‏اشتباهاتی شد، پیت‏

‏کی به تو گفت با اون شلوارک بمیری، هان؟‏

‏هیچ‌کس بی‌نقص نیست‏

‏لعنت، هیچ‌کس...‏

‏تلفن اون قلعهٔ لعنتی رو جواب نمی‌ده‏

‏نمی‌فهمم؛ مگه حالا جاذبهٔ گردشگری نیست؟‏

‏نمی‌شه برای بازدید رزرو کرد؟‏

‏سایتش می‌گه تور برگزار می‌کنن، ولی‏ ‏نوشته...‏

‏ «بیاین هزارهٔ جدید رو با ما جشن بگیرین» ‏

‏پس معلوم نیست چند وقت یک‌بار به‌روزش‏ ‏می‌کنن‏

‏بالاخره باید یکی آنجا کار کند‏

‏نقدهای تازه در یلپ هم هست‏

‏دوروتی ام. از دستشویی‌های تمیزش کلی تعریف‏ ‏کرده‏

‏اوه، این یکی واقعاً‏

‏نسبت به دورهٔ من تغییر خوشایندیه‏

‏اون‌همه کیک بالاخره باید یه جایی می‌رفت‏

‏خب، پس کسی تلفن رو جواب نمی‌ده‏

‏سامانتا، تلگراف فرستادی؟‏

‏یا چرا کبوتر نامه‌بر نمی‌فرستی؟‏

‏از روی اقیانوس اطلس؟‏

‏پرندهٔ بیچاره را می‌فرستی ته دریا‏

‏چندتا ایمیل فرستادم‏

‏هیچ‌کس جواب نمی‌ده‏

‏ببین، کمتر از ۷۲ ساعت وقت داریم پرترهٔ...‏

‏نَنسیِ اشرافی با اون گردن‌بند رو پیدا کنیم‏

‏افراطی به نظر میاد، ولی فکر کنم مجبوریم‏ ‏بریم انگلستان‏

‏- فکر کنم حق با توئه‏ ‏- اوه‏

‏شاید بهتر باشه پیتر هم همراهمون بیاد‏

‏قبلاً هم ثابت کرده توی سفرها به درد‏ ‏می‌خوره‏

‏بذار برنامه‌ام رو ببینم‏

‏- خالی‌ام‏ ‏- عالیه‏

‏- پیت هم میاد‏ ‏- یه بازسازی کوچیک از شکرگزاری‏

‏به سبک بریتانیایی‏

‏جی، باید راه بیفتیم سمت فرودگاه‏

‏خب، دوباره: آسانسور می‌شه «لیفت»...‏

‏آپارتمان می‌شه «فلت»...‏

‏و سیگار... این یکی عجیبه...‏

‏خب پیت، فکر نکنم این یکی...‏

‏زیاد به کارمون بیاد، ولی ممنون‏

‏هی، حالا که اونجایین...‏

‏می‌شه یه سر برین...‏

‏و دخترم رو ببینین؟‏

‏و منظورم از «سرزدن»...‏

‏اینه که هر مرد فرانسوی چندش‌آوری رو...‏

‏با باگت‌ش ازش دور نگه دارین‏

‏اگه منظورم رو می‌فهمین‏

‏ثور حسابی منظور دوپهلو رو فهمید‏

‏فکر کنم وقتی مدرکی رو که لازم داریم پیدا‏ ‏کردیم...‏

‏بتونیم یه سر کوتاه هم بریم «پاری»‏

‏اوه، نمی‌شه، سَمی‏

‏یعنی اروپا که یه قدم اون‌طرف‌تر نیست‏

‏نمی‌خوام زیادی شانسِ قدرت روحی‌م رو امتحان‏ ‏کنم‏

‏نمی‌تونم اونجا هی سفر فرعی برم...‏

‏وگرنه باگتم شروع می‌کنه به ناپدیدشدن‏

‏باز هم ثور فهمید‏

‏این یارو خوب پا به پامون میاد‏

‏تازه وقتی پیت برگرده، یه روز مهم در پیش‏ ‏داریم...‏

‏سالگرد یک‌سالگی شروع رابطه‌مون‏

‏اولین بوسه‌ای که پسش نزدی‏

‏درس خوبیه برای بچه‌ها...‏

‏اگه خواستین کسی رو ببوسین و مقاومت کرد،‏ ‏فقط ادامه بدین‏

‏فکر نکنم نتیجهٔ درست همین باشه‏

‏هوم‏

‏پائولا؟‏

‏اوه، همون تهیه‌کنندهٔ هالیوودی؟ بترکون، سم‏

‏سلام‏

‏چه خبره؟ تو به من زنگ زدی؟‏

‏نه، فکر کنم تو به من زنگ زدی‏

‏- عجب شروع داغی‏ ‏- داشتم سعی می‌کردم...‏

‏ایمیلت رو کپی کنم‏

‏دکمهٔ لعنتیِ ویدیو رو خیلی نزدیک گذاشتن‏

‏چرا این کارو می‌کنن؟‏

‏به‌هرحال، خبر دارم‏

‏دربارهٔ فیلمنامه‌ت، «قطب‌های مخالف»‏

‏اگه می‌دونستم تماس تصویریه...‏

‏می‌گفتم لباس عوض کنی‏

‏ولی خیلی خوب داری پیش می‌ری‏

‏به استودیو نشونش دادم؛ عاشقش شدن‏

‏خدای من، جدی؟‏

‏یعنی می‌خوان بخرنش؟‏

‏هی پائولا، من تازه رسیدم‏

‏سلام، جی‏

‏نه، هنوز نمی‌خرنش...‏

‏ولی می‌خوان گفت‌وگو رو ادامه بدن‏

‏اوه، قراره خیلی پولدار بشیم‏

‏دیوار آکواریومی، داریم می‌آییم‏

‏استودیو یه مجموعه‌فیلم می‌خواد‏

‏نمی‌خوام با جزئیات خسته‌تون کنم...‏

‏ولی خلاصه می‌خوان بدونن دو فیلم بعدی...‏

‏توی سه‌گانهٔ «قطب‌های مخالف» چی‌ان‏

‏می‌تونم چندتا ایده آماده کنم‏

‏ولی می‌شه بذاریمش برای هفتهٔ بعد؟‏

‏چند روز خیلی مهم در پیش دارم‏

‏نه، باید همین آخرهفته با هم زوم داشته‏ ‏باشیم‏

‏سر صحنهٔ «کریسمس در کابو» اتفاقی افتاده‏

‏معلوم شد ماریو لوپز با دلفین‌ها کار‏ ‏نمی‌کند‏

‏به‌هرحال، می‌خوان جایگزینش رو...‏

‏با سرعت جلو بندازن؛ می‌تونی یا نه؟‏

‏نگران انگلستان نباش، عزیزم‏

‏من می‌رم؛ تو از پسش برمیای‏

‏- شروع می‌کنم به ایده‌پردازی، پائولا‏ ‏- عالیه‏

‏ممنون، سم‏

‏خب پیت، انگار فقط من و توییم، رفیق‏

‏بزن بریم‏

‏- چطور انجامش بدیم؟‏ ‏- مگه جی نزدیک نبود...‏

‏توی سفر خرید پیت رو بکشه؟‏

‏به کایل زنگ می‌زنیم‏

‏اگه دنبالم بیاین...‏

‏سیاه‌چال رو نشون‌تون می‌دم‏

‏یه لحظه عقب بمون‏

‏مرد، عجب توری بود‏

‏باورم نمی‌شه فرق شمشیر بلند...‏

‏و شمشیر پهن رو نمی‌دونستم‏

‏تفاوتش ناچیزه، ولی جالبه‏

‏پرترهٔ نَنسی رو دیدی؟ چون تازه دارم‏ ‏می‌فهمم...‏

‏اصلاً نمی‌دونم چه شکلیه‏

‏کایل، تمرکز کن‏

‏ببخشید، من یهویی تا انگلستان پرواز کردم...‏

‏که کمکت کنم؛ پس ببخش اگه باید وقت جرم‌گیری‏ ‏دندونم رو جابه‌جا کنم‏

‏این زره رو ببین‏

‏چه خبر، قوطی حلبی؟‏

‏راستش، خیلی خوب نیستم‏

‏- اوه‏ ‏- یه نقطهٔ خیلی مشخص بدنم می‌خاره...‏

‏که ۶۰۰ ساله نتونستم بخارونمش‏

‏وای جی، یه روحِ زره‌پوش اینجاست‏

‏جدی؟ خیلی خفنه‏

‏چطور مرده؟‏

‏توی مسابقهٔ نیزه‌زنی؟ یا مثلاً جنگ با‏ ‏اژدها؟‏

‏متأسفانه نه‏

‏همین که این خرت‌وپرت‌ها رو پوشیدم...‏

‏خم شدم باسنم رو بخارونم...‏

‏تعادلم رو از دست دادم و... از پله‌ها‏ ‏افتادم‏

‏مرگ باشکوهی بود‏

‏آقایون، اینجا توی انگلستان...‏

‏دوست داریم همه توی تور کنار هم بمونن...‏

‏پس لطفاً دنبالم بیاین، باشه؟‏

‏- عالی می‌شه‏ ‏- راستش ما...‏

‏بیشتر دنبال چندتا پرترهٔ قدیمی بودیم‏

‏جزو تور هست؟‏

‏اوه، متأسفم‏

‏دههٔ هفتاد یه آتش‌سوزی بزرگ شد‏

‏بانوی خونه یه نون کُرمپت رو...‏

‏توی توستر ول کرده بود‏

‏همهٔ پرده‌های منقش و پرتره‌ها از بین رفتن‏

‏به‌هرحال، لطفاً دنبالم بیاین سمت سیاه‌چال‏

‏راستش فکر کنم فقط برای دیدن نقاشی‌ها اومده‏ ‏بودیم...‏

‏پس احتمالاً دیگه می‌ریم‏

‏خود دانین‏

‏ولی با پنج پوند می‌تونین روی دستگاه کشش‏ ‏عکس بگیرین‏

‏واضحه که ماجرای نقاشی یه عقب‌گرده...‏

‏ولی حرف کسی رو قبول کن که...‏

‏به‌اندازهٔ کافی جشنوارهٔ رنسانس رفته...‏

‏با این قیمت، دستگاه کشش بهتر گیرت نمیاد‏

‏نقاشی نَنسی رو می‌خوایم‏

‏این یه فاجعه‌ست‏

‏حالا چی‌کار کنیم؟‏

‏فکر کنم فروشگاه هدیه دارن‏

‏شاید کتابی بفروشن که عکس...‏

‏پرترهٔ شاهدخت آدلین توش باشه‏

‏منم بدَم نمیاد یه بسته چیپس میگو بو کنم‏

‏دنبال پرترهٔ شاهدخت آدلین می‌گردین؟‏

‏آره، در واقع می‌شناسیمش‏

‏حالا اسمش نَنسیه و گونی سیب‌زمینی پوشیده‏

‏من حاضر بودم آدم بکشم که با گونی سیب‌زمینی‏ ‏مرده باشم‏

‏حتماً هرجای بدنش بخاره، می‌تونه بخارونتش،‏ ‏نه؟‏

‏آره، و همین کار رو هم می‌کنه‏

‏روح زره‌پوش چیزی می‌گوید؟‏

‏می‌شه ازش بپرسی توی اون زره چطور دستشویی‏ ‏می‌کرد؟‏

‏باید کامل درمی‌آوردش یا یه دریچهٔ کوچیک‏ ‏داره؟‏

‏پرتره‌ای رو که می‌گین می‌شناسم‏

‏می‌گه پرتره رو یادشه‏

‏این گردن‌بند دور گردنش بوده؟‏

‏بله، دقیقاً همین یکی‏

‏ولی برخلاف حرف راهنمای تور...‏

‏توی آتش‌سوزی بزرگ کُرمپت سال ۱۹۷۳ نابود‏ ‏نشده‏

‏چون چند سال قبل از اون حادثهٔ شوم...‏

‏به موزهٔ انگلستان توی لندن اهدا شده بود‏

‏می‌گه نسوخته؛ حالا توی یه موزه‌ست‏

‏- عالیه‏ ‏- خب، بریم...‏

‏روی دستگاه عکس بگیریم و بعد راه بیفتیم‏

‏تو که در عکس‌ها نمی‌افتی‏

‏آره، ولی خودم می‌دونم اونجا بودم‏

‏سلام، بچه‌ها‏

‏چه خبره؟‏

More Farsi/persian subtitles for Ghosts

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left