Found

Found

Download Farsi/persian Subtitle

Season 2

Release info

Found 2023 S02E02 WEB Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-27
Downloads: 2
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 195 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏جایت امن است، بلا.‏ ‏بیا بیرون.‏

‏خواهش می‌کنم، عزیزم.‏ ‏بیا بیرون.‏

‏ماکارونی درست کردم؛‏ ‏همان که دوست داری.‏

‏حتی از ماکارونی‌های‏ ‏ستاره‌ای استفاده کردم.‏

‏عزیزم، لطفاً با من حرف بزن.‏

‏چه اتفاقی افتاد؟‏

‏ممنون که آمدی.‏

‏نمی‌دانستم باید چه کار کنم.‏

‏بلا تمام روز‏ ‏زیر تخت مانده،‏

‏اما حرف نمی‌زند.‏

‏فقط می‌خواهم دخترم‏ ‏یک چیزی بگوید.‏

‏همه‌چیز درست می‌شود.‏

‏کجاست، حروم‌زاده؟‏

‏گابریل، واقعاً این‌طور‏

‏برای جان یک نفر مذاکره می‌کنی؟‏

‏وقتی با یک آدم‌ربا مذاکره می‌کنی،‏

‏اولین کارت چیست؟‏

‏درخواست مدرک زنده بودن گروگان.‏

‏قبلاً نگاه کردم.‏

‏آنجا نیست.‏ ‏باهوش‌تر از این حرف‌هایی.‏

‏فکر کن.‏

‏خدای من.‏

‏این کافی نیست.‏ ‏بگذار با او حرف بزنم.‏

‏تو حق نداری شرط بگذاری.‏

‏دوستانم زنده‌اند.‏

‏نقشه‌ات برای کشتنشان شکست خورد.‏

‏فکر می‌کنی کنترل دست توست،‏ ‏اما نیست.‏

‏واقعاً فکر می‌کنی‏ ‏می‌خواستم دوستانت بمیرند؟‏

‏اگر مرگشان را می‌خواستم،‏ ‏الان مرده بودند.‏

‏هیچ به ذهنت رسیده که عمداً‏

‏دقیقاً آن‌قدر سم به زیک دادم‏ ‏که فقط حالش بد شود؟‏

‏که گفتم...‏

‏من قاتل نیستم.‏

‏پس مادرت چه؟‏

‏مراقب حرفت باش، گابریل.‏

‏دیگر در زیرزمین نیستم.‏

‏حالا در دنیای تو هستم‏

‏و به همه‌کس و همه‌چیز‏ ‏که دوست داری دسترسی دارم.‏

‏چه می‌خواهی؟‏

‏به من خیانت کردی.‏

‏هشدار داده بودم‏ ‏رابطه‌مان را تمام نکنی.‏

‏حالا...‏

‏حالا باید عذاب بکشی.‏

‏آنجا نیست.‏

‏باهوش‌تر از این حرف‌هایی.‏ ‏فکر کن.‏

‏آنجا نیست.‏ ‏دارد مرا تماشا می‌کند.‏

‏کجا بودی؟‏

‏تمام شب بیرون بودی.‏

‏می‌دانی که پیدایم می‌کنند.‏

‏کار ما همین است.‏

‏بگذار همین‌جا جلوی‏ ‏خودستایی رقت‌انگیزت را بگیرم.‏

‏من دلیل حل شدن پرونده‌هایتان بودم.‏

‏من بودم که می‌گفتم‏ ‏کجا را بگردید.‏

‏پس بلا یا لیسی‏ ‏یا هر اسمی که روی خودت گذاشته‌ای،‏

‏هیچ‌وقت پیدایت نمی‌کنند.‏

‏می‌توانم کمک کنم.‏

‏باشد.‏

‏بگذار عفونت کند‏ ‏یا آن‌قدر خون‌ریزی کنی تا بمیری.‏

‏در هر دو صورت تو می‌میری‏ ‏و من آزاد می‌شوم.‏

‏می‌خواهی کمک کنی؟‏

‏باشد.‏

‏اما یادت باشد از تو باهوش‌ترم،‏

‏قوی‌ترم و سریع‌ترم.‏

‏پس حتی فکر فرار هم به سرت نزند.‏

‏قیچی؟‏

‏می‌دانی، شاید از من سریع‌تر باشی،‏

‏اما من زخمی نیستم.‏

‏تو گابریل نیستی.‏

‏تو مصرف‌شدنی هستی.‏

‏پس حواست باشد چه به من می‌گویی.‏

‏و نگاهم کن؛‏ ‏سراپا کثیفم.‏

‏می‌دانی دیشب کجا بودم؟‏

‏داشتم قبری می‌کندم؛‏ ‏قبری که برای تو بود.‏

‏مدرک زنده بودنش را دارم.‏

‏خدای من.‏

‏با او حرف زدی، مگر نه؟‏

‏سرنخ‌هایی را که داخل کتاب گذاشته بود‏ ‏دنبال کردم.‏

‏نمی‌دانستم آخرش به مکالمه‌ای‏ ‏پای یک تلفن همگانی می‌رسد.‏

‏حالا می‌دانم چه می‌خواهد.‏

‏اگر وانمود کنم بازی‌اش را می‌پذیرم،‏ ‏برای لیسی وقت می‌خرم.‏

‏چه می‌خواهد؟‏

‏می‌خواهد عذابم بدهد؛‏ ‏یک بازی احمقانه موش‌وگربه‏

‏که مدام مضطربم نگه دارد.‏

‏تا وقتی بازی کنم، لیسی زنده می‌ماند.‏

‏چطور می‌توانی چنین حرفی بزنی؟‏

‏نمی‌شود به او اعتماد کرد؛‏ ‏به تو هم نمی‌شود.‏

‏من با گابی موافقم؛‏ ‏باید فعلاً همراه بازی‌اش شود‏

‏تا بفهمیم سِر لیسی را کجا نگه داشته.‏

‏زیک، حالت خوب است؟‏

‏ـ سِر دیگر چه چیزی به تو داد؟‏

‏عمداً چیزی نداد،‏ ‏اما داشت تماشایم می‌کرد.‏

‏آن طرف خیابان، روبه‌روی تلفن،‏

‏یک جور دوربین مخفی نصب کرده بود.‏

‏می‌توانی از آن به محلش برسی؟‏

‏ـ ردیابی نشانی آی‌پی‌اش‏

‏بدون اینکه بفهمد سخت است.‏

‏و این لیسی را بیشتر به خطر می‌اندازد.‏

‏لعنتی، باشد... خب...‏ ‏ـ تلفن همگانی چطور؟‏

‏می‌توانی تماسی را که با گابی گرفت‏ ‏ردیابی کنی؟‏

‏ـ فقط بدانید زمان می‌برد.‏ ‏ـ از هیچ بهتر است.‏

‏شماره تلفن و نشانی را‏ ‏برای تو می‌فرستم.‏

‏باید پیش از اینکه سِر دوباره‏ ‏جابه‌جا شود، حلش کنیم.‏

‏من جینا را در جریان می‌گذارم.‏

‏هی، چند دقیقه وقت دارید؟‏

‏درباره لیسی است؟‏

‏نه، و می‌دانم باید‏ ‏تمام تمرکزتان روی او باشد.‏

‏اما اگر مستأصل نبودم، نمی‌آمدم.‏

‏یک نوزاد گم شده.‏

‏اسمش رِین است.‏

‏دو روز پیش، فرزند وایولا‏ ‏و فرانکلین لَشی به دنیا آمد.‏

‏والدینش داشتند از بیمارستان‏ ‏مرخص می‌شدند که او را‏

‏از بغل مادرش قاپیدند.‏

‏صورت آدم‌ربا را هم ندیدند.‏

‏به گفته مادر و دختر بزرگ‌ترش،‏

‏فرد ناشناس نقاب داشته.‏ ‏ـ چرا به ما نیاز دارید؟‏

‏گم شدن نوزاد از این‏ ‏پرسر‌وصدا‌تر نمی‌شود.‏

‏ترنت کجاست؟ محال است‏ ‏درگیر چنین پرونده‌ای نباشد.‏

‏ترنت روی یک پرونده مهم دیگر‏ ‏کار می‌کند.‏

‏پلیس دی‌سی دوازده ساعت است‏ ‏دنبال نوزاد می‌گردد‏

‏و جز یک عالمه کاغذبازی‏ ‏چیزی نصیبمان نشده.‏

‏به تصاویر دوربین پارکینگ نیاز داریم.‏

‏بدون حکم تحویلمان نمی‌دهند.‏

‏داریم حکم می‌گیریم، اما...‏

‏ـ چون مراکز درمانی مشمول‏ ‏قوانین حریم خصوصی‌اند،‏

‏ممکن است یک روز طول بکشد.‏

‏صبر کن. چرا به من نگاه می‌کنی؟‏

‏همان چیزی را می‌خواهی‏ ‏که فکر می‌کنم؟‏

‏من چیزی نخواستم.‏

‏شما شنیدید چیزی بخواهم؟‏

‏فقط می‌گویم اگر کسی اتفاقی‏

‏تصاویر بیمارستان را پیدا کند،‏ ‏خیلی کمک می‌کند.‏

‏گابی، مادر هیچ کار اشتباهی نکرده؛‏

‏جز اینکه از حق خودش‏ ‏و بچه‌اش دفاع کرده.‏

‏فکر می‌کرد بچه‌اش بیمار است.‏

‏پزشک‌ها مخالف بودند.‏

‏از اینکه مدام نظرشان را‏ ‏زیر سؤال می‌برد خوششان نیامد.‏

‏پس چه کردند؟‏ ‏با او مثل آشغال رفتار کردند.‏

‏به تجربه زن سیاه‌پوست باردار‏ ‏در آمریکا خوش آمدید.‏

‏ـ لیسی چه؟‏ ‏نباید او در اولویت باشد؟‏

‏اگر نوزاد واقعاً بیمار باشد،‏

‏نمی‌توانیم پیدانشده‏ ‏رهایش کنیم.‏

‏موافقم.‏

‏اگر بگذاریم یک نوزاد بمیرد،‏ ‏لیسی هیچ‌وقت ما را نمی‌بخشد.‏

‏روی هر دو پرونده کار می‌کنیم.‏

‏تا وقتی لیسی و رِین به خانه برنگشته‌اند،‏ ‏هیچ‌کس استراحت نمی‌کند.‏

‏سال گذشته تصمیم گرفتیم‏ ‏از تخمک اهدایی استفاده کنیم.‏

‏و اگر آن هم جواب نمی‌داد،‏ ‏آماده بودیم بپذیریم‏

‏که قرار نیست خانواده‌مان بزرگ‌تر شود.‏

‏روزی که فهمیدم باردارم،‏

‏شادترین روز زندگی‌ام بود.‏

‏بارداری سختی داشتم،‏

‏اما هر کاری کردم‏ ‏تا بچه‌ام در امان بماند.‏

‏ولی همان لحظه که رِین به دنیا آمد،‏

‏فهمیدم یک جای کار می‌لنگد.‏

‏حس می‌کردم درد می‌کشد.‏

‏مامانم حس ششم خیلی قوی‌ای دارد.‏

‏این دکترهای لعنتی...‏

‏وقتی گفتم رِین بیمار است،‏ ‏هیچ‌کس اینجا باورم نکرد.‏

‏تا وقتی بدنش ورم نکرد،‏

‏حاضر نشدند آزمایش بگیرند.‏

‏بعد گفتند آماده شدن جواب‌ها‏ ‏کمی طول می‌کشد‏

‏و بهتر است در خانه منتظر بمانیم.‏

‏هیچ‌وقت به خانه نرسیدیم.‏

‏همان موقع نوزادتان را‏ ‏از پارکینگ ربودند.‏

‏متأسفم. سعی کردم کمک کنم.‏

‏تقصیر تو نیست، عزیزم.‏

‏رایا دنبال کسی که...‏ ‏دوید...‏

‏کسی به ذهنتان می‌رسد‏ ‏که بخواهد نوزادتان را ببرد؟‏

‏نه. دوروبرمان فقط...‏

‏فقط عشق و حمایت بوده.‏

‏مامان؟‏

‏حالت خوب است؟‏ ‏ـ خوب می‌شود، عزیزم.‏

‏ـ اینجا کمک می‌خواهیم.‏ ‏ـ بخیه‌های وایولا باز شده؛‏

‏وقتی دنبال آدم‌ربای رِین دوید.‏

‏متوجه جراحت یا حال بد جسمی‌اش نشدی؟‏

‏دیگر هیچ‌چیز را حس نمی‌کنم.‏

‏از کار افتاده‌ام؛ به‌خاطر تو.‏

‏چه خبر؟‏

‏آمدم در جریانت بگذارم.‏

‏حال وایولا خوب می‌شود.‏ ‏پزشک‌ها خون‌ریزی را بند آوردند.‏

‏بله، مارگارت پیام داد.‏

‏فکر کردم برای نفوذ به‏

‏دوربین‌های امنیتی کمک لازم داری.‏

‏از دوازده‌سالگی هک می‌کنم.‏

‏کمک لازم ندارم.‏

‏بدنت هنوز دارد باقی‌مانده سم‏ ‏را دفع می‌کند.‏

‏نگرانت هستم.‏ ‏ـ خیلی خب.‏

‏اما دست به فایل‌های لعنتی من نزن.‏

‏فکر کردی نمی‌فهمم‏

‏ایمیل استعفایم را پاک کرده‌ای؟‏

‏نه، می‌دانستم می‌فهمی.‏

‏فقط نمی‌خواستم از تصمیمی که‏

‏در اوج درد گرفته‌ای پشیمان شوی.‏

‏بهتر است روی پرونده‌ها تمرکز کنیم.‏

More Farsi/persian subtitles for Found

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left