Oz

Oz

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Oz S04E04 Works of Mercy 1080p HULU WEB-DL AAC2 0 H 264-pawel2006
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 4 Oz زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-21
Downloads: 23
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‐ بخشش، ترحمیه که ما احساس می‌کنیم

نسبت به بدبختیِ یه نفر دیگه.

بخشش ما رو مجبور می‌کنه اون بدبختی رو کم کنیم.

بخشش فرزندِ خیرخواهیه، ولی خواهرِ عدالته.

چون هر دوتاشون در مورد اون پیوند نامرئی هستن

که بین آدما وجود داره.

بخشش خودجوشه، چون بدبختی غیرارادیه.

‐ تقریباً ساعت ۳:۱۵ بعد از ظهر،

در حالی که بچه‌های شما از مدرسه به خونه می‌رفتن،

همراه با چهار نفر از همکلاسی‌هاشون، یه ون آبی کنارشون نگه داشت.

یه مرد سفیدپوست ازش پیاده شد.

مرد رفت سراغ "گری" و "هالی" و گفت که شما،

خانم بیچر، ازش خواستین که بیاد دنبالشون.

"گری" اولش دودل بود، ولی بالاخره،

مرد با استفاده از کارت‌های پوکمن متقاعدش کرد.

بعد ون به سمت شرق شهر حرکت کرد.

‐ خب، واسه پیدا کردنشون دارین چیکار می‌کنین؟

‐ گروگان‌گیری یه بازیِ انتظاره، خواهر.

باید منتظر بمونیم تا باهامون تماس بگیرن.

‐ و اگه تماس نگرفتن چی؟

‐ کارتن شیر. ‐ توبی...

‐ بابا، شیلینگر این کارو کرده.

‐ ما هیچ مدرکی نداریم. ‐ آخه کس کش، دیگه کی می‌تونه باشه؟

دیگه کی می‌تونه باشه؟

‐ شما از یه خانواده ثروتمند هستین.

به احتمال زیاد ما با یه وضعیت باج‌گیری طرفیم.

‐ داری گند می‌زنی بهش، عوضی!

بچه‌های لعنتی‌مو پیدا کن!

‐ اوه، خدای من!

‐ بچه‌های لعنتی‌مو پیدا کن!

‐ ببرینشون بیرون! بیرون!

‐ بچه‌هامو پیدا کنین!

اوه!

‐ من در مورد هیچ گروگان‌گیری‌ای خبر ندارم.

‐ بیچر فکر می‌کنه خبر داری.

اینکه تو پشت این قضیه‌ای.

‐ بین من و اون خیلی آشغال‌کاری پیش اومده، خب،

می‌تونم درک کنم که چرا این حرفو می‌زنه.

ولی من و بیچر یه چیز مشترک هم داریم.

هر دومون پدر هستیم.

من یه پسر از دست دادم.

می‌دونم داره چی می‌کشه.

‐ بابت اتفاقی که تو کتابخونه افتاد متأسفم.

فقط خیلی کلافه شده بودم.

‐ می‌دونم، می‌دونم.

شاید بهتر باشه با مادرت تماس بگیری.

خیلی ناراحته.

تو ماشین در موردش حرف زدیم.

توبی، دلایلی که به خاطرش اینجایی، اون...

اون الکلی بودن...

و کتک زدن دختر کوچولوی براک‌ول...

من و مادرت نمی‌تونیم فکرمون رو منحرف کنیم از اینکه

ما مقصرِ... خیلی از این چیزا هستیم.

‐ بابا... ‐ نه.

ما تو بزرگ کردن تو شکست خوردیم.

‐ ببین، هر چقدر هم دلم بخواد تقصیر رو بندازم گردن تو

بابت این زندگیِ مزخرفِ گندی که شده،

چیزی که مشکل داره، درونِ خودمه.

من مسئولشم.

یا باید کنترلش کنم، یا اون منو کنترل می‌کنه.

الان، فقط می‌خوام بچه‌هامو بغل کنم.

‐ خب... اون شیرین‌های کوچولوی ما سالمن و جاشون امنه؟

‐ آره.

‐ خیلی خب.

وقتشه این قضیه رو ببریم رو دور تند.

می‌خوام بسته‌رو بفرستی.

‐ بابا، مطمئنی؟

‐ آره.

‐ آخه من داشتم فکر می‌کردم...

مثلاً می‌دونی که من هیچ‌وقت مشکلی با قانون‌شکنی نداشتم.

منظورم حداکثر چند تا کمری دزدی بوده.

این گروگان‌گیری...

‐ صداتو بیار پایین.

‐ واقعاً این جور کارا مدل من نیست.

‐ دو برابر بهت پول می‌دم.

‐ باشه.

‐ شما "لس هیبیتز" هستین؟

‐ آره. ‐ توبیاس بیچر.

اجازه می‌دین پیشتون بشینم؟

‐ می‌خوای کنار من بشینی؟ ‐ آره.

‐ ها ها. هیچ‌کس هیچ‌وقت نمی‌خواد کنار من بشینه.

‐ شنیدم که به خاطر گروگان‌گیری مدتی زندان فدرال بودین، درسته؟

‐ آره، برام پاپوش دوختن.

‐ آره، حتماً همین‌طوره.

ولی من... نمی‌دونم شنیدین یا نه،

ولی دو تا بچه‌ی من اخیراً دزدیده شدن.

‐ من هیچ ربطی بهش نداشتم.

‐ می‌دونم، چیزی که دارم می‌پرسم اینه که...

می‌خواستم ببینم ممکنه بتونی یه نگاهی به قضیه بندازی؟

ببینی کسی استخدام شده برای این کار؟

‐ می‌تونم پرس و جو کنم ببینم چی دستگیرم می‌شه،

ولی... خیلی امیدوار نباش.

خب، گروه دِف لِپارد رو دوست داری؟

‐ سال‌ها و سال‌ها و سال‌ها پیش،

کلیسای کاتولیک یه فهرست درست کرد

از تمام روش‌هایی که می‌تونیم ترحم نشون بدیم.

به گرسنه غذا بده، به تشنه آب بده،

به لخت لباس بده، از این چرت و پرتا.

یکی دیگه‌شون این بود: "اسیر رو باج بده."

در اون روزا، دزدان دریایی و کافرها و امثال اونا...

دوشیزه‌های پاک و زوّارهای مسیحی رو می‌دزدیدن

ملت خداپرست انتظار می‌رفت که واسه آزادیشون پول بدن

کی تو این دوره زمونه باید واسه یه گروگان باج بده؟

در عوض، از ما می‌خوان بریم به زندانی سر بزنیم

همینه

بیا پایین!

تمومش کنید، شما دو تا

‐ حالت خوبه؟ ‐ آخ لعنت، آره

هی رفیق، بهم خنجر بزنن، تیر بزنن...

من زمین نمی‌خورم

چطوری؟

‐ بچه‌هام

‐ شنیدم. افتضاحه

متأسفم، رفیق

‐ خیلی احساس درماندگی می‌کنم، لعنتی

‐ مطمئنم

‐ حداقل بچه... هری جاش امنه

‐ توبی، اونا حالشون خوب می‌شه، می‌فهمی؟

اونا خوب می‌شن

حالشون خوب خواهد بود

آخ

‐ وای، رفیق

‐ دلم برات تنگ شده بود

‐ منم همینطور

‐ کلر برگشته به شهر زمرد

دو تا عاشق دوباره به هم رسیدن

‐ و امیدوارم از شبشون کنار هم لذت ببرن

این قراره آخرین شبی باشه که خواب داره

یا آرامشی که بیچِر تا مدت‌ها طولانی قراره داشته باشه

‐ کریس؟

‐ ببخشید، بیدارت کردم؟

‐ هی

چی شده؟

‐ توبی، من مُردم

و هیچ نور سفیدی هم نبود

من اونجا بودم ولی منو برگردوندن

ولی من اونجا بودم، توبی

من تو جهنم بودم و همه چی رو حس کردم

درد و آتیش رو تا ابدیت حس کردم

‐ هی، هی. همه چی درست میشه

‐ نه، درست نمیشه. الکی به من دروغ نگو

من اونجا بودم، توبی. دارن منو برمی‌گردونن

‐ می‌دونی چی جالبه؟

تو از دستم شاکی شدی چون داشتم با سعید در مورد خدا حرف می‌زدم

ولی من دقیقاً داشتم راجع به همین حرف می‌زدم

چون اگه تنها چیزی که تو این زندگی برامون مونده همین "آز" باشه

پس بهتره به فکر این باشیم که بعدش چی میشه

چی بعد از این میاد

‐ منو ول نکن

‐ باشه، باشه

‐ توبیاس

با توجه به اتفاقات، انتظار نداشتم امروز اینجا ببینمت

‐ آره، خب، کار کمک می‌کنه ذهنم

از اینکه از هم بپاشه، دور بمونه

‐ آره، درکت می‌کنم

بیرون دیوونه‌خونه‌ست

هرچند جمعیت معترض‌ها کمتر شده

می‌ترسم مردم دارن به مجازات اعدام عادت می‌کنن

‐ خواهر پیت، باید یه خواهشی ازت بکنم

‐ اگه بتونم، می‌دونی که انجام می‌دم

چی؟

‐ با کریس حرف بزن

‐ چطور ممکنه از من بخوای

کاری رو انجام بدم که تحت هیچ شرایطی نمی‌کنم؟

‐ حالش خیلی بده

‐ توبیاس، اون تلاش کرد از من استفاده کنه تا به تو برسه

حالا داره از تو استفاده می‌کنه تا به من برسه

من تو بازی اون شرکت نمی‌کنم

‐ اون می‌ترسه اگه صومعه رو ترک کنی

تا ابد تو آتیش بسوزه

‐ اوه، آره، اون حتماً می‌سوزه، ولی نه به خاطر این چیز

اون به خاطر تمام آدمایی که بهشون آسیب زده می‌سوزه

تمام زندگی‌های دیگه‌ای که نابود کرده

از جمله زندگی خودت

‐ داشتیم سوابق رو بررسی می‌کردیم

زندانی‌های مختلف شهر زمرد

یکی‌شون به عنوان یه ارتباط احتمالی به آدم‌ربایی مشکوکه

‐ کی؟

‐ کریستوفر کلر

‐ نه

کریس دوست منه

‐ بذار ببینمش

‐ کلر تمام استخونای بدنتو شکست

‐ اونه؟

‐ اون جون منم از دست شیلینگر نجات داد

بهت میگم، شیلینگر مقصره

‐ "سرقت مسلحانه، ضرب و شتم، آدم‌ربایی."

‐ محکوم نشده

‐ "پلیس بهش مظنونه که تجاوز، شکنجه و قتل

چند مرد همجنس‌گرا رو انجام داده؟"

‐ نمی‌تونه اون باشه. اون نیست

‐ چطور می‌تونی اینقدر مطمئن باشی؟

‐ من کریس رو می‌شناسم، مادر

خیلی صمیمی

‐ خیلی صمیمی؟

‐ اون معشوق منه

‐ وای لعنتی

ورن، بهتره بیای اینو ببینی

‐ چی پیدا کردی؟

‐ یک بسته برای توبیاس بیچِر

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left