The first 200 lines.
این برنامه حاوی الفاظ رکیک، شوخیهای بزرگسالانه
و صحنههایی که ممکن است برای برخی بینندگان ناراحتکننده باشد.
بریم یه خداحافظی باحال بکنیم
با مرد دوستداشتنی، دیلن گلدینگ
برو رفیقت رو یه وداع باشکوه کن.
مراسمی که خودش میخواست.
یالا، بریم. اگه سرعت بیشتر میخوای جیغ بزن!
اوه لعنتی!
وای، وای، وای! کاردی، پسر، انقدر تکون نخور!
پام خواب رفته.
لعنتی!
من خیلی جوونم واسه مردن! من هنوز عشق واقعی رو تجربه نکردم!
آره، یا رانندگی یاد نگرفتی.
لاستیک ترکید!
سانی قراره بیسرپرست بشه، باید بره پیش مامانِ شوگر زندگی کنه!
واقعاً که این بده.
با اون وضعیت مشروبخوردنش و سلیقه بدش تو انتخاب مرد.
هیس! میشه فقط... میشه فقط حرف نزنیم؟
و لطفاً رو نمردن تمرکز کنیم؟
جیم و شرلی کدوم گوری اَن لعنتی؟
سیری - منو ببر به کالورت دِیل.
مسیرها به کلاب قایقرانی کالوری، اِستوک آن ترنت.
کالورت دِیل، کالورت دِیل تو کونیِ کونیِ کونی!
در حال پخش آهنگهای کانتری از اسپاتیفای.
اوه، تو رو خدا!
اونا اینجان! اونا اینجان. بچهها، جیم و شرلی اَن.
اوه لعنتی!
عجله کن!
نمیدونم اصلاً چرا به خودت زحمت دادی اومدی.
من اینو با تراکتورم هم میتونستم انجام بدم؛ تراکتورم یه گاوه.
تراکتور من قویتر از تراکتور توئه، هر روز هفته.
تراکتور تو یه تراکتور زنونهس.
تراکتور تو یه کونیه.
تراکتور تو یه کونیه!
اوی! والاس و اون تهوعیِ لعنتی بجنبید!
باشه، گوه نخور. یالا.
میشه عجله کنی؟
باشه.
باید هر دو همزمان شروع کنیم به کشیدن.
من میشمرم، رو سه آماده باشید.
یک، دو.
من که سه نگفتم.
داره ما رو میکشه لبه پرتگاه.
گندش بزنن. من جا میزنم.
اوه خدایا!
لعنتی!
اوه فا...
گندش بزنن، سقوطش رو کند کردیم، شاید هنوز زنده باشن.
کمک خبر کن!
داریم کمک مییاریم، صبر کن!
سیری - به امداد کوهستان زنگ بزن.
در حال تماس با مارتین ریسک.
# بارت استرانگ - پول # لعنتی!
# بهترین چیزها تو زندگی مجانیه
# ولی میتونی اونا رو به پرندهها و زنبورها بدی
# من پول نیاز دارم
هی وینی.
هوم.
لعنتی!
چه غلطی داری میکنی؟!
دارم اُم (Om) میگم.
داری ارضا میشی؟
نه، لعنتی ارضا نمیشم.
دارم اُم (Om) میگفتم، و تو خرابش کردی. این یه سنت هندوئه.
قراره کمکت کنه.
نمیدونم چاکرا یا یه همچین چیزی.
پس حقیقت داره، حرفی که همه میگن - تو عجیب غریب شدی.
عجیب غریب نشدم، فقط...
فقط میخوام یکم تأمل کنم، همین.
هممون اون روز نزدیک بود بمیریم، وین.
ولی هنوز خوکها هستن که باید غذاشون بدی و کثافت کاریها رو جمع کنی.
یالا، میبرمت یه آبجو بزنیم.
هی. من نمیرم مشروبخوری.
من در موردش خوندم.
فقط به همه اینا دامن میزنه مگه نه؟ افسردگی و...
لعنتی اضطراب و از این جور چیزا.
لعنتی، این جدیتر از اونیه که فکر میکردم.
ببین، من مشاور نیستم، وین.
ولی همون کونیِ توی مورک و میندی گفت...
وقتی اون بچه پروهای کونی رو مجبور میکرد وایسن رو میزا...
تو اون فیلم شعر - کارپه دیم (Carpe Diem).
تو خوب میشی. من فقط...
لعنتی مرد.
سرم رو... نمیدونم چرا اینجوری میکنه. فقط...
واقعاً از خودم حالم به هم میخوره.
و بعضی وقتا فقط میگم گور پدرش، میدونی؟
آرزوی این فراموشی شیرین رو داشتم.
و بعد بهش میرسم، و فقط...
تو میخوای زندگی کنی.
آره.
منم همینطور.
و این سالِ بوکاکی (Bukkake) ه.
# گروه The Specials - پیامی به تو، رودی #
رفیق. چته لعنتی؟
ما تو موقعیت خوبی هستیم بچهها، داریم خوب پیش میریم.
میدونی، مککانِ لعنتی نیست، مرده، مانولیتوی لعنتی هم...
اونم گند زده.
هیچکس نمیخواد کُیرِ کسی رو قطع کنه.
من میگم برگردیم به روشهای قدیمی.
منظورم رو میفهمی؟
علف میکاریم، علف میفروشیم، یه کارِ خرکی هم کنارش داریم.
روزا رو همینجوری میگذرونیم. خوبه دیگه.
چرا دستتو بردی بالا، داداش؟
با زنم و کارول حرف زدیم، داشتیم فکر میکردیم که...
شاید وقتشه تا اوضاع خوبه بیخیال شیم.
این چه کسشریه؟ یعنی چی؟
منظورم اینه که الان تو وضعیت بهتری هستیم.
من و اون، دیگه سنمون داره میره بالا، وین!
میخوام باهاش پیر شم، قبل از اینکه بمیریم.
حق باهاشه وین. اون قضیه اتوبوس، درسته؟
این اولین بار نیست که نزدیک بود کشته بشیم. بیخیال بابا.
خب باشه، یه مثال دیگه بزن.
از وقتی که نزدیک بود کشته بشیم. یالا بگو.
اون دفعه بود تو فاضلاب...
نه؟ اون فیتیلهی چربی گندهه و اینا، گیرمون انداخته بود، یادته؟
باشه، فاضلاب و اون اتوبوس لعنتی. دیگه چی؟
شیره. شیره خطرناک بود. یا خدا!
نه بابا اون... تو قفس بود.
بیشتر اوقات تو قفس بود.
باشه، اون دفعه چی که سر تیلرتون کنده شد؟
اون باند لعنتی که بهمون شلیک میکردن!
گوه بخور! اه.
حالا که فکرشو میکنم، میدونی که بهمون شلیک کردن...
تو خیلی وقتا.
وقتی اینجوری لیستشون میکنی خیلی بد به نظر میاد. باشه.
دیگه زندان رفتن رو ریسک نمیکنم.
آره. ما الان یه سانی داریم. دیگه نمیتونیم این ریسکا رو بکنیم.
و راستش من دارم روی یه شخصیت یوتیوبی کار میکنم.
و در واقع کلی فالوئر هم پیدا کردم.
تو چی؟ من؟
آخ تو که منو میشناسی، وینسنت.
دستم تو خیلی کارهاست، بهم میگن فرای بنتوس.
عالیه. پس برید سر کار.
برید سر کار و مثل کلهخرها مالیات بدید.
و با اون دریل لعنتی از بخش حسابداری گپ بزنید.
من هنوز آمادهم... اه تو و این قیافهت!
آروم باش عزیزم. خونسرد باش. فقط از دست همهتون به شدت عصبانیم.
در حالی که من داشتم فکر میکردم چجوری جمعمون رو حفظ کنم...
شما عوضیها داشتید تلاش میکردید برید پی کارتون.
باور نکردنیه لعنتی. همین بود.
این شروع پایان لعنتیه، همینجا.
هیچی تا ابد دوام نداره.
اوه لعنتی... خانم بیشاپه.
دافنه. سلام پسرا.
خب ببین، هرچی که هست ما بساطمون رو جمع کردیم لعنتی.
چی میخوای؟ چی میخوام؟ من؟
من فقط اومدم چند تا از دوستامو ببینم.
فعلاً.
دوستاش. اون که دوست نداره.
اون که فاکینگ... داره یه غلطی میکنه.
تنها وقتی که اون اینجا میاد اینه که یه چیزی میخواد...
یه کار کثیف برای یکی از اون عوضیاش.
یالا. داره یه غلطی میکنه، الان بهت میگم رفیق.
اوه خدا. باشه.
ای بابا لعنتی. این تازهکارای لوس کین؟
بچهپرروهای لعنتی! داره بهشون پول میده!
گندش بزنن، این یه باند جدیده. بهت گفتم لعنتی!
ما جا باز کردیم و اینا پیداشون شده.
و جامون رو گرفتن. کارم تمومه. اینو ببین دیگه!
اوه، پات و بکوب زمین. بکوب، بکوب، هاگرید.
این گه کاریا چیه دیگه، ها؟
دوستی کدومه ک*س ننه.
واسه چی بهت پول میده که اینجا این عوضیبازی رو دربیاری؟ ها؟
تو دیگه کی هستی پیرزنِ خالکوبیشدهی هرزه؟
اوه... این واقعاً خیلی بیادبانه بود خانم.
بیادب، خیلی بیادب. مث خر بیادب. آره.
البته راستشو بخوای، تو خیلی زیاد خالکوبی داری و خودت میدونی...
هیشکی از این خالکوبیِ چونه خوشش نمیاد. پشیمونم ازش.
من دارم ازدواج میکنم، وینسنت، و این جوونای دوستداشتنی...
تا کمک کنن روز من کاملاً عالی بشه.
خب. یه سوال کوچیک.
کدوم کثافتِ الدنگ میخواد با تو ازدواج کنه؟
دلت نمیخواد بدونی تومو؟ ولی این بار عشق واقعیه، و...
بعد از تمام سالهایی که هدر دادم...
پای اون عوضی، فکر میکنم بالاخره لیاقت دارم.
شروع شد دوباره!
منظورم اینه، این گهو نگاه کن. منظورمو میفهمی؟
این همونیه که باهاش سر و کار خواهی داشت، یه کابوس لعنتیه.
به من گوش کن، هی، بسه دیگه.
وقتی این عوضیها این کارو خراب کنن...
لطفاً نیاید پیش من ناله کنید. من مثل هوکوس پوکوس غیب میشم.
پوووف! پوووف!
عوضیها!
من با ناز رفتم بیرون؟ آره، یکم با ناز و ادا رفتی.
چی بود این... اوه، اعصابمو خورد میکنه.
اوه سلام. وینسنت او'نیل.
حالت خوبه؟
منو یادت نمیاد، نه؟
نه.
میخوای بگی کی هستی؟
اگه بابامو دیدی، بهش سلام برسون، باشه؟
بابای این دیگه کیه... من که نمیشناسم لعنتی!
اون و باباش میتونن برن کونمو بخورن.
اوه خدای من لعنتی، میدونی که...
چی؟ اون دختر جیمه.
آلیسون؟
آره. برگشته اینجا؟
آره.
من از وقتی که مامانش اونو علیه من پر کرد، ندیدمش.
چطوری شده؟ لعنتی خوشگله.
No comments yet. Be the first to leave one.