Oz

Oz

Download Farsi Persian Subtitle

Season 6

Release info

Oz S06E01 Dead Man Talking 1080p HULU WEB-DL AAC2 0 H 264-pawel2006
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 6 قسمت 1 Oz زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-21
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اوز، اسم خیابونیِ

ندامتگاه ایالتی آزوالد

سطح چهار

آره، خودمم.

فکر کردی مُردم، نه؟

خب، آره مُردم.

ولی این معنیش این نیست که نتونم زر بزنم.

حالا که از اون دنیا اومدم این طرف،

یه دیدگاه کاملاً جدید نسبت به چیزا پیدا کردم.

و دارم کلی صورت آشنا می‌بینم.

‐ لعنتی!

‐ آروم بگیر لعنتی.

‐ آره، اینقدرام بد نیست. بذار بهت بگم،

مُردن برای زنده‌ها خیلی سخت‌تر از...

مرده‌هاست.

مرگ فقط به اونایی صدمه می‌زنه که باقی موندن.

‐ تیم، داری چیکار می‌کنی؟

‐ هی، بیا اینجا.

نظرت چیه؟

‐ تو پیکاسو شدی مگه؟

نه، این هنر نیست.

این یه هزارتوئه. یه هزارتوی مدیتیشن.

آه، باشه.

هزارتوی مدیتیشن چیه؟

خب، اگه مشکلی داری

که می‌خوای حلش کنی،

میری توی هزارتو،

و

همونطور که راهتو پیدا می‌کنی،

تمرکز می‌کنی که مسیر درست رو پیدا کنی.

که این قدرت استدلالت رو تحریک می‌کنه.

و وقتی به آخرش می‌رسی،

امیدوارم مشکل رو حل کرده باشی.

آره، یادم رفت.

تو آخر هفته قبل به اون سمینار عصر جدید رفتی.

آره، آدما زیادی از وقتی شهرک اِم رو ساختن، مُردن.

می‌دونی، داشتم احساس می‌کردم بی‌حس شدم.

ولی آگوستوس هیل...

وای، اون داغونم کرد.

نمی‌دونم.

یه جورایی مزخرفه، ولی خب، کی می‌دونه، نه؟

منظورم اینه که اگه جواب بده

باید امتحانش کنیم، مگه نه؟ - حتماً، تیم.

فقط، می‌دونی، بدون دیوارهای واقعی

این احمق‌ها فقط میان

و از خط رد می‌شن.

بعد از اینکه آگوستوس مرد،

و ما رفتیم وسایلشو جمع کنیم،

این جعبه رو پیدا کردم.

حالا، روی درش نوشته شده بود:

"باز نکنید

تا شش ماه بعد از مرگم."

برای همین تصمیم گرفتم به خواسته‌اش احترام بذارم.

امروز صبح، درست شش ماهش شد.

داخلش رو نگاه کردم.

خب؟ چی شد؟

"من یه حس غیبی دارم که امروز

"آخرین روز زندگی منه،

"یا شاید هم حس غیبی نباشه.

"تو آوز، هر روز می‌تونه آخرین روزت باشه"

به هر حال، من احتیاط می‌کنم

و این جعبه رو مهر و موم می‌کنم.

درون اون، شماها... منظورم مک‌منس،

بر و سعید هست،

یک دست‌نوشته پیدا می‌کنید که من

شش سال گذشته مشغول نوشتنش بودم.

اگه دارید این نامه رو مطالعه می‌کنید،

پس پیشگویی من درست بوده

و من مُردم.

پس این صفحات رو وصیت‌نامه و عهدنامه نهایی من بدونید.

اراده‌ی من برای زنده ماندن،

عهد من درباره‌ی تمام چیزهایی که تو اوز تجربه کردم.

ازتون می‌خوام که خاطرات منو بخونید

و بعد هر کاری که فکر می‌کنید درسته، باهاش بکنید.

بر!

من هیچ گوهی از این قضیه نمی‌خوام.

هی، بابا.

خوش اومدی، چاکی.

خوب به نظر میای. حسابی سرحال و فلان.

حدس می‌زنم خیلی به مرگ نزدیک بودم.

ولی دکتر نیتن منو نجات داد

چه خبر؟

اوضاع حسابی روبه‌راهه و همه چی در دسترسه.

مخصوصاً حالا که اون عوضیا از بازی افتادن.

مرگ آگوستوس هیل واقعاً اونا رو داغون کرد

‐ ردینگ هم همینطور؟

‐ من اون مرد رو درک نمی‌کنم.

فرانکی اوربانو می‌ره ردینگ رو با چاقو بزنه، هیل رو می‌کشه.

ولی ردینگ حتی سعی نکرده تلافی کنه.

‐ ردینگ داره نقشه‌ای می‌کشه، اینو مطمئنم.

‐ آره، ولی چی؟

سفید رو بکش!

خیلی خب، جمع کنید.

چیزی برای دیدن اینجا نیست.

تموم شد، حرکت کنید.

ردینگ، داری می‌بینی؟

ردینگ!

تو داری آه و ناله می‌کنی، اونوقت آدَمات از کنترلت خارج شدن.

‐ اونا بابت از دست دادن آگوستوس ناراحتن.

انتظار داری چیکار کنم؟

‐ انتظار دارم رهبری رو به دست بگیری.

‐ اوه، کریم.

فکر می‌کردم خوشحال می‌شی من عقب بشینم.

فرصت بده تا همهٔ بچه‌های منو مسلمون کنی.

‐ آره، خب، بعضی‌ها هستن که هیچ‌وقت خدا رو پیدا نمی‌کنن.

با این حال، اونا به یه رهبر نیاز دارن.

و تو رهبرشونی.

ولی در حال حاضر تو واقعاً رهبری نمی‌کنی.

اینجا نشستی و داری واسه آگوستوس عزاداری می‌کنی.

و حق هم داری.

و خودتو مقصر می‌دونی.

و حق هم داری.

ولی چه فرقی داره؟

مگه اینکه احساساتت با عمل همراه بشه.

اگه قتل آگوستوس واقعاً به خاطر موادفروشی بود،

و تو می‌گی نمی‌خوای دیگه شاهد مرگ جوون‌ها باشی،

خیلی خب.

آدم‌هاتو از مواد بکش بیرون.

‐ چطور؟

نمی‌دونم

جواب توی خودته

وقتی پیداش کنی

اون‌وقت بالاخره

تمام و کمال یه رهبر می‌شی

تا اون موقع، تو فقط یه آدم اضافی بی‌مصرفی

آخ!

هی، می‌خوام در مورد اتفاقی که بعد از مرگ میفته باهات حرف بزنم

دنیای بعد از مرگ.

ببین، یونانی‌های باستان اعتقاد داشتن وقتی یکی می‌میره

فقط سوار یه قایق می‌شه،

از رودخونه‌ی استیکس رد می‌شه،

و میره جایی که هادس صدایش می‌کردن

حالا، همه می‌رفتن هادس

مهم نبود چقدر خوب بودی یا چقدر بد

اینجا جایی بود که همه می‌رفتیم و خوش می‌گذروندیم.

اما یونانی‌ها این رو فهمیده بودن،

صرفِ زندگی کردن،

صرفِ تحملِ گندِ محضِ بیدار شدن...

و گذروندن یه روز کامل،

برای پاداش ابدی کافی بود

‐ صبح بخیر، پسرا

امروز روز بزرگیه

همه‌تون احمق‌ها باید ناله و زاری کنید

جلوی هیئت‌های بررسی

به امید اینکه بذاریم از انفرادی در بیاین

البته خدا می‌دونه چرا می‌خواین این بهشت رو ترک کنین

‐ رفیقم، مک‌منس، قراره ضامنم بشه

اون منو نجات می‌ده، می‌دونی

‐ می‌گم شانس من پنجاه پنجاهه

‐ گلین یه کله‌خره

اون حروم‌زاده هیچ‌وقت منو آزاد نمی‌کنه

‐ تو به من رأی میدی، مگه نه، افسر هاول؟

‐ اوه، گورتو گم کن عوضی!

صبحونه کو؟ صبحونه!

‐ چی داری نگاه می‌کنی لعنتی، مارتینز؟

‐ تو رو. ‐ برو عقب

‐ مجبورم کن

‐ از کجا می‌دونستی هوس کرده بودم

یه کم غذای مکزیکی؟

‐ من پورتوریکویی‌ام.

‐ فرقی نمی‌کنه.

لخت شو.

‐ اوه، مارتینز داره هاول رو می‌گاد.

‐ دوباره داره می‌گادش؟

‐ حتماً کارش به یه تلفن گیر کرده.

‐ لعنتی.

‐ همانطور که می‌دانید، زمان بررسی نیم‌سالانه‌ی ما فرا رسیده است.

مربوط به زندانیان انفرادی.

که بدم می‌آید اعتراف کنم، ظرفیت پر است.

پس یا باید این الدنگ‌ها رو دوباره به جمعیت عمومی برگردونیم.

یا انتقالشون بدیم به یه بازداشتگاه اصلاحی دیگه.

نفر اول کیه؟

‐ هنری استنتون.

اون به خاطر چاقو زدن به گردن مارتین مونتگومری تو انفرادیه.

‐ دیگه حرفش نباشه! ‐ آخ!

‐ مونتگومری حتی نمُرد.

فقط دیگه نمی‌تونه آواز بخونه.

‐ نفر بعدی؟

‐ ورن شیلینگر.

برای تجاوز به فرانکلین وینتروپ و آدام گونزِل

ـ دارم بهت میگم اون رابطه جنسی با رضایت بود

از وینتروپ بپرس

ـ میگل آلوارز

اون یکی از اعضای هیئت عفو رو زد.

‐ حدس می‌زنم زیادی امیدوار شده بودم.

دیگه این کارو نمی‌کنم.

‐ عمر وایت. اون، اِ...

‐ عمر یه آریایی رو خفه کرد.

‐ و بعدش جون یه نفر رو نجات داد.

‐ نفر بعدی.

‐ گرِگ پِندِرز.

سگ راهنماشو تعلیم داده بود که به افسر لوپرستی حمله کنه

‐ لوپرستی خوبه.

یه خط هم برنداشته.

‐ کارلوس مارتینز یه کوکتل زد تو صورت دِیو بْراس.

‐ حرومزاده!

‐ آره، و در نتیجه...

نگهبان‌ها حسابی مارتینز رو کتک زدن.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left