The first 200 lines.
این برنامه حاوی برخی کلمات تند است
تشویق حضار، کف زدن و سوت کشیدن
خب، سلام رفیق! خوش اومدید به QI برای کلی هیجان و اکشن
!تو ویژه برنامه وسترن وحشیمون. ییهو
بریم با این شیطونای بیقانونمون آشنا بشیم
!این چه وضعشه؟ ایشان اکبره
تشویق و کف زدن حضار
!تحت تعقیب، مرده یا زنده... الکس بروکر
تشویق و کف زدن حضار
!وااای، جو برند اینجاست
تشویق و کف زدن حضار
!و ییپی کای یای، مادر روحانی... آلن دیویسه
تشویق و کف زدن حضار
زنگاشون از رادیو رودئوی خودمون میاد. ایشان این صدا رو میزنه:
موسیقی متن بونانزا
حضار همراهی میکنند و دست میزنند
آه، چه باحال. الکس این صدا رو میزنه:
موسیقی متن "کشور بزرگ"
این عالیه
فقط داری زیادی هیجانزده میشی؟
!اون صندلی رو برای بقیه لازم دارم. آروم بگیر
خنده حضار
جو این صدا رو میزنه:
!موسیقی متن "هفت دلاور". اوه، آره
و آلن این صدا رو میزنه:
خنده حضار
.خیله خب. بریم سراغ سؤال اول
هروقت فهمیدین چی میگم، منو متوقف کنید. باشه؟
.از شلاق استفاده میکردند، شلوارهای چرمی محافظ، چکمههای بزرگ و کلاههایی حتی بزرگتر میپوشیدند
.از کمند استفاده میکردند، رودئو رو اختراع کردند
.عمدتاً پسرانی بودند که در قرن هجدهم گاوچرانی میکردند
خنده حضار
گاوچرانها
آژیر، تشویق و کف زدن حضار
.گاوچرانها نیست؟ نه، گاوچرانها نیست
گاوچرانهای زن
آژیر، خنده و کف زدن حضار
!موسیقی بونانزا. گاو-آنها
آژیر، خنده و کف زدن حضار
.یعنی، بیاید بگیم فقط گاوها
اکثر چیزهایی که ما به گاوچران تمامعیار آمریکایی نسبت میدهیم
.از "واکر"های مکزیکی، یعنی گاوچرانها، سرچشمه میگیرد
.پس "واکا" به معنی "گاو". از اسپانیا میاد
.حدود قرن پانزدهم شروع میشه
.تا قرن هفدهم کاملاً جا افتاده بود
پس گاوچرانی که ما بهش فکر میکنیم
که راستش رو بخواهید بیشترش از فیلمهاست
.در قرن نوزدهم به آمریکا میاد
.وقتی که شروع به ایجاد این مناطق بزرگ گاوداری کردند
.خب، همگی یه سری خردهریز دارید که بپوشید
.یه کوچولو لباس مبدل برای امروز
.آره. باشه. اوه، بله. بریم. آره
.حالا شد! چیزهای باحال
.اوه، مهمیز هست، سندی! مهمیزه! بله، بله
خیلی تیزن. باید اینو بپوشم؟
خنده حضار
.میگم، جو، اگه فقط اون رو بپوشی، حتماً برنده میشی
خنده حضار
الکس، چه نوع کلاهی سرته؟ اسمش چیه؟
.سؤال فریبنده نیست. کلاه گاوچرانی
...شبیه یه... نمیدونم، یه زن دیوونه و مرموز میشی که میخواد
خنده حضار
.اسم اون کلاهها چی بود؟ کسی میدونه؟ کلاه ده گالنی. کلاه ده گالنی
فکر میکنید ده گالن توش جا میشد؟
.بله. نه
.در واقع از سومبرروهای واکرها میومد
.و تا دهه ۱۹۲۰ واقعاً محبوب نشد
.که یعنی، خیلی بعد از دوران وسترن وحشیه
.بیشتر گاوچرانها کلاه لبهگرد میپوشیدند. بهشون کلاه دربی میگفتند
.و البته ده گالن توشون جا نمیشد
.شاید از اسپانیایی "تان گالانته" به معنی "خیلی شجاع" میومد
احتمالاً فقط یه اغراقه. پس، ما یه بار سعی کردیم یه کلاه بسازیم
.که واقعاً بتونه ده گالن توش جا بده
!حالا، این... وای
خنده و کف زدن حضار
.انگار داری میری مهمونی دخترونه و از توش میخوری
.منم هستم اگه تو باشی. آره! عجیب اینه که این فقط پنج گالنه
میخوای امتحانش کنی؟
.اگه ده گالن بود، به اندازه قد من بود
.پس، ریزهمیزه بودی
.اوه، این... فوقالعادهست
.اون قیف یه کشتی بخاره
خنده حضار
.پس، اون شلوارهای چرمی محافظ (چَپها) اسمشون رو از علفهای خاردار چاپارال گرفتند
.هدف این بود که خودتون رو از اون علفها محافظت کنید
.شبیه اولین تست بازیگری برای گروه "ویلیج پیپل" میمونه
.البته چیز دیگه ای که داشتند، شلاق و کمند بود
اگه اون پایین رو نگاه کنید
.اون یه کمند واقعی هست که از پوست گاو بافته شده
.این در واقع از آرژانتین سال ۱۹۱۴ هست
.اما وقتی کمند میانداختند، یه مشکلی وجود داشت
.باید به شدت مراقب میبودی چون طناب خیلی، خیلی محکم بود
.و ممکن بود شستت تو طناب گیر کنه
!اگه درست پرتابش نمیکردی و شستت کامل کنده میشد. اوه
.نمیدونم چرا دارم تو رو نگاه میکنم
خنده و کف زدن حضار
بهت بگم، من یه گاوچران بدردنخور میشدم. اونا میگفتن:
"هنوز با طناب یاد نگرفته، شستش رو کند."
"اون دو تا کوفتی دیگه رو هم برد."
.بهش میگن شست رودئویی. شست رودئویی؟! میدونم، فکرشو نمیکردید
.اگه انقدر محکم بود، طناب رو میگرفتی؟ ترسناکه
.آره میدونم، دقیقاً. خب، آلن، تو مهمیزها رو بهم نشون دادی
به نظرت مهمیزها چه فایدهای دارن؟
.و منظورم یه سخنرانی طولانی درباره فوتبال نیستا
برای اینه که تو پهلوی اسب فرو برن تا تندتر بدوه؟
...خب، این یه جور تئوریشه، ولی راستش رو بخوای
.بیشتر جنبه تزئینی داشتن. ببین تو عکس چقدر خوشگل و باکلاس به نظر میان
.یعنی، واقعاً قشنگ به نظر میرسه
.کار قشنگی نیست که با اسبت بکنی. اصلاً کار خوبی نیست
...و بعضیهاشون یه چیزی میپوشیدن به اسم
.این خیلی شبیه ویلج پیپله به نظرم – جینگل بابز
.فقط یه تیکههای فلز کوچیک بودن که صدای دینگ دینگ میدادن
.منظورم اینه که قرار بود به گاوها بگه که نزدیکشون هستی
چون گاوها نمیتونستن اسبی رو ببینن که داره سمتشون میدوئه؟
.آره، اون رو نمیتونستن ببینن، ولی صدای جینگلبابز رو میشنیدن. آره
آره، آره، آره. ولی یکی از چیزایی که تو فیلما هست چیه؟
درباره اینکه کابویها تقریباً همیشه چجوری به تصویر کشیده میشن؟
.همیشه دارن دعوا میکنن، مگه نه؟ آره
.همیشه اونجان، تو پاپ... یه سری طرفدار فوتبال بودن. آره
.خب، تقریباً همیشه به عنوان مردان سفیدپوست به تصویر کشیده میشدن
.ولی حقیقت نداشت. حدود یکسوم از گلهداران، مکزیکیهای بومی بودن
.یا مستیزوهای دورگه، و حدود یکچهارم هم سیاهپوست بودن
.یه آقایی بود به اسم نت لاو. به ددوود دیک معروف بود
خنده حضار
.همهمون یه زمانی این اسم رو داشتیم
.اون بعد از اینکه از بردگی آزاد شد، یه کابوی شد
.و یه زندگینامه خودنوشت فوقالعاده داره
.این تنها داستان کامل از یه کابوی سیاهپوسته
.اون معرکه است. با بیلی د کید مشروب میخورد
.۱۴ بار گلوله خورد. یه بار هم با کمند یه قطار رو گرفت
.وای! آره. تازه همسر آیندشو ملاقات کرده بود
.و به گمونم کاملاً مست عشق و ویسکی بود
.و به زور کشیدنش توی یه گودال
و تو زندگینامهاش نوشت: «بستن یه لوکوموتیو زنده،
.خیلی، خیلی بدتر از کمند انداختن به بوفالوی وحشیه
ولی عشق من مثل همیشه قوی بود و از ستاره اقبال خودم ممنونم
که اون منو ندید وقتی داشتن از گودال میکشیدنم بیرون.»
.عجب! قضیه اینه که اگه ۱۴ بار گلوله خورده باشی و زنده مونده باشی... آره
مطمئناً به خودت اعتماد میکنی که یه قطار رو با کمند بگیری، مگه نه؟
.آره، فکر میکنی. تو اساساً در اون نقطه 50 سنت هستی
خنده حضار
.خوشحالم که یه اشاره به 50 سنت رو تو جمع مخاطبین QI انجام دادم. حتماً ازش خوشتون میاد
.تقاطع بزرگ! مخاطبین QI و 50 سنت... 50 سنت
باشه، یه سوال دیگه. اون درگیری مسلحانه معروف کجا اتفاق افتاد؟
بین گروه کلنتون و گروه وایات ارپ؟
.خب، میخواستم صدایی از خودم دربیارم، پس میگم او.کی. کرال
صدای کلاکسون، تشویق و کفزدن
.خب، اینجا آیک کلنتون رو در سمت چپ میبینیم، یه آدم خلافکار
...و وایات ارپ، که در زمان این عکس
.مارشال داج سیتی در کانزاس بود
.پس ما آدمای بد رو در مقابل آدمای قانون میبینیم
و ما از او.کی. کرال حرف میزنیم، ولی واقعاً کجا اتفاق افتاد؟
.کرویدون
خنده حضار
.او.کی. کرال نزدیک تامبستون بود، مگه نه؟ آره
.در واقع تو یه زمین خالی کنار یه آتلیه عکاسی اتفاق افتاد
.و باید اسمش میبود: درگیری مسلحانه جلوی آتلیه عکاسی فلای
خنده حضار
در واقع، اون عکسی که از کلنتون در تامبستون نشون دادیم،
.تقریباً مطمئناً تو آتلیه عکاسی فلای گرفته شده بود
.پس اون درگیری مسلحانه سال ۱۸۸۱، تو تامبستون، آریزونا اتفاق افتاد
ولی وقتی روزنامهها دربارش نوشتن، اولین چیزی که نوشتن این بود که
«یه دعوا تو خیابون فریمانت بود،»
.و این حدود ۵۰ سال ادامه داشت
.و بعد وایات ارپ زندگینامهاش رو تو سال ۱۹۳۱ منتشر کرد
.و اون موقع بود که شد «درگیری در او.کی. کرال»
پس به عنوان یه درگیری مسلحانه به یاد آورده میشه
.بین یه گروه از مأمورین قانون و یه باند از قانونشکنها
.هرچند خیلی از همون مأمورین قانون هم خودشون کمی مشکوک بودن
نکته اینجاست که. ۳۰ گلوله شلیک شد
تو اون درگیری ۳۰ ثانیهای. به نظرتون چند نفر مردن؟
.این آدما فقط شش فوت از هم فاصله داشتن، این دو گروه
.همهشون؟ نه، سه نفر. حتماً خیلی تیراندازای افتضاحی بودن
خنده حضار
.شش فوت فاصله. ۳۰ گلوله. ۳۰ ثانیه. ۳ نفر کشته
خیلی خوب به نظر نمیرسه... کی داشت شلیک میکرد؟ بروکر؟
خنده حضار
.تو ۳۰ ثانیه من هنوز داشتم تلاش میکردم از غلاف بیرونش بیارم
«این رو برام در میاری رفیق؟
من نگهش میدارم تو ماشه رو بکش، رفیق.»
خنده حضار
.خب، حالا چند تا از افسانههای غرب وحشی رو ببینید
میتونید بهم بگید چجوری لقبهاشون رو گرفتن؟
خب، این وایلد بیل هیکاکه. اوه، اینجوری تلفظ میشه؟
.فکر میکردی چی بود؟ وایلد بیل های-کاک
.آره. اوه، یعنی، بستگی داره که چپس پوشیده باشه یا نه
خنده حضار
های-کاک مثل یه بیماری به نظر میرسه. آره، مگه نه؟
!گناهکارم
خنده حضار
برادر کوچیکم وقتی حدود شش سالش بود،
.فکر میکرد اسمش وایلد بیل هیکاپس بوده
خنده حضار
.پس اسم واقعیاش جیمز باتلر هیکاک بود
.مطمئن نیستیم، ولی احتمالاً به خاطر کمی اذیت کردن بوده
خب، بعضیها میگفتن بینی بلندی داشت
.و لبهای نسبتاً برجستهای، و کمی شبیه اردک بود
.دِک بیل؟ آره
.لقبش دِک بیل بود، و خودش تصمیم گرفت که دِک بیل رو دوست نداره
.ولی اگه وایلد بیل بود، مشکلی نداشت
No comments yet. Be the first to leave one.