The first 200 lines.
قسمت اول از فصل سوم «حادثه اي در پاييز»
«مهدي با افتخار تقديم مي کند» Mehdi.S
بله؟
.مسافران رو جمع کنيد و ازشون ليست بگيريد
.برو ببين کسي اونجا هست
.خوب،اسم هر کي رو مي خونم بگه حاضر- لوکاس يوهانسون؟ .حاضر-
.کسي گم نشده
.فکر کنم طرف مست بوده
.و اشتباهي زنگ رو فشار داده
.باشه
،گوش کن،گوش کن،گوش کن .من مطمئنم اون افتاد
.بيا"جاسي"بيا
!موبايـــــــــل
.آها،ولش کن
چقدر ديگه مونده؟
.همش چندتاي ديگه
.بيا،بيا"جاسي"بيا
.هي
.اه،مرسي
.شروع تازه
با اين همه کاري که داري چطوري با صداي موبايل کنار مياي؟
.موبايل خودته
.بله،والاندر
.سلام،استفن
.کورت
.مي دونم که اسباب کشي مي کني- .مشکلي نسيت-
.اونجا- .باشه-
چي فکر مي کني؟
پروانه کِشتي؟
،ما صداي زنگ خطر رو شنيديم
،نهم ژانويه،چهارشنبه قبل .ساعت 21:16
خوب،کي زنگ زده بوده؟
."يه مسافر."سروينسکي
.يکي از مسافرهاي هاي ثابتمونه .توي اکثر سفرها همرامون مياد
.اون موقع مست بود
ليست مسافران رو چک کرديد؟
.طبق دستور العمل ،شيفت ويلسون بود
.تعداد مسافران 63 تا و اکثرا لهستاني .تعداد خدمه هم 78 نفر
.هيچکي گم نشده بود
مسافر قاچاق چي؟
.اين روزا آدم رد و بدل کردن واقعا کار سختيه
چقدر دور شده بوديد؟
.نزديک خونه بوديم،12 مايل دريايي
و اونجايي که اون خودش رو
پرت کرده پايين تقريبا همينجاست،درسته؟
.آره،تقريبا
....اينجا همونجايي که که اون خودش رو
اين بالا دروبين مخفي هم داريد؟
.فيلمها رو نگه نمي داريم .مستقيم نگاه مي کنيم
.فکر کنم گمرک لهستاني اونا رو چند ماه نگه ميداره
.مي تونم براتون گيرش بيارم .ما فردا بر مي گرديم
.خيلي خوب ميشه
.من ترتيب مجوزش رو ميدم
.آره،ممنون
.معذرت مي خوام
.مي دونستم
گفته بودم.پيداش کرديد؟
.آره.پيداش کرديم
.من صداي يه زن رو شنيدم
،يه چيزي
،از اون طرف کشتي پرت شد پايين .درست اونجا
.من اينجا بودم،اونم اون جا بود
.بايد عکس دستبند رو توي جرايد و اينترنت پخش کنيم
.يه نفر بايد دنبالش بگرده- اميد داري؟-
.آره،بعدا مي بينمت
.راستي،خونه جديد رو هم تبريک ميگم- .ممنونم-
حالت خوبه؟
.اره
مطمئني؟
...امروز به يه جسد دختر برخورديم
.که يه دستبند جذاب رو بسته بود
.يه خرس عروسکي روي دستبند بود ...اون فقط
.بي خيال،دارم پيشرفت مي کنم
خيلي وقت ميشد که روي اين صندلي راحتي
،با يه ليوان مشروب ننشسته بودي .من که خوشحالم
بازم بيارم؟- .نه-
.مرسي
.بهتره يه سر به سگ بزني
.باشه
.باشه،باشه،دارم ميام !مي دونم مي دونم.بيا
!جاسي
.جاسي،بيا بريم ساحل
!جاسي
جاسي،چي پيدا کردي؟
.چيه؟بيارش اينجا
.بندازش.بندازش
.جاسي،بيا اينجا
.بيا کنار،بيا کنار
.بريم،پسر
.سگت بعضي چيزا رو بهم ريخته
.اين يه اسکلت کامل نيست
....شايد اين اواخر حيوانات ديگه اي اينجا بودن
.بگو که در عصر برنزي به خاطر طاعون مرده
.اين يه تنفگه.پس شرمنده
فکر کنم دوست نداشتي پلبس بازي هات .به خونه خودت هم کشيده بشه
مي تونيد در مورد مستاجرين سابق برامون بگيد؟
.يه خانواده که از راه"استوني"اومده بودن
.از روسيه زده بودن بيرون
."فردريک"
.کورت
...دست دادن يعني سلام،ولي
چه مدت اينجا موندن؟- .چند سالي ميشد-
.بعدش اجاره ها رفت بالا
.تا اينکه مسافرين تابستوني ديگه موي دماغم نشدن
مي دوني اون کيه؟
.فکر کردم دوست نداشتي کسي موي دماغت بشه- .هنوزم نمي خوام-
.شما زماني معروف شديد که تصميم گرفتيد بيايد اينجا
.باشه
.توي روزنامه ها ديده بودمت از قبل
.به خاطر اين اتفاقات متاسفم
.نه نه من متاسفم
.قدمت خير باشه
خودت مي فهمي که چطوري بايد باهاش کنار بيا،مگه نه؟
.آره،همه چي خوبه،ممنون
خوب چي داري"کريستينا"؟- .تمام افراد گم شده از سال 1970 به بعد رو آوردم-
.فکر کردم قبل از اون تاريخ چيزي بدردمون نمي خوره
در مورد زمان مرگ چه نظري داري؟
.آناليز استخوان چند روزي وقت مي بريه
.بايد بررسي کنيم ببينيم بوته هاي انگور چند ساله اينجا هستن
.حتما بايد بعد از مرگ اون کاشته شده باشن
.با اين وجود،کسي که اينجا زندگي مي کرده خود قاتل بوده
،مي دونيد که قبلا اجاره اينجا خيلي کم بوده
.به خاطر همين فکر مي کنم مستاجرين زيادي اينجا بودن
.حتما همينطوره
.به خاطر اين اتفاق واقعا متاسفم،کورت .اينجا واقعا خونه خوبيه
.واقعا يه اتفاق تاسف باره
.ليندمن"توي لنگرگاه هست" ...اون خودکشي،پس
.حتما
.هروقت،هروقت حاضر بودي
.باشه،بايد لباسام رو عوض کنم- .درسته-
.اه،متاسفم
.تا چند ساعت ديگه خرت و پرتامون رو مي بريم بيرون
.اره،اره
."خيلي متاسفم"وانيا- .نه،نه،نه عيبي نداره-
...عيبي نداره،من جمعشون مي کنم
حال پيتر خوبه؟
خدايا،شوخي مي کني؟ .اون عاشق همه ايناست
دنبال چي ميگردي؟پيرهنت؟- .آره-
اه،خودشه؟- .آره خود خودشه-
فکر مي کني سرنوشت اينطور مي خواسته؟
.کورت،اين قدر خودت رو ناراحت نکن
.اين فقط يه اتفاقه،همونجور که"لنارت"گفت
.اره،افراد پليس اين اتفاقات رو تصادف نمي دونن
ببخشيد،دفتر کارمندان کجاست؟
.از اون طرف بايد بريد- .ممنون-
.سلام،استفان
.سلام،کورت
،خوب اينم از ايستگاه لهستان
.فکر کنم بايد مسافريني که وارد يا خارج ميشن رو بشماريم
روز نهم ژانويه چه ساعتي حرکت کرديد؟
ساعت 15:45
خوب امکان داره زمان رو ببري به اون ساعت؟
.برگردونش
.يواش کن
.استپ کن،وايسونش
.همون دستبنده
.خودشه
دوربين هاي ديگه هم اونو گرفتن؟
.آره،يکي توي سالن انتظار ولي اسم فايل ها به لهستانيه
.سالن انتظار
.اونجاست
.اه،اون حامله بوده
.اه،نه
،ما اونجا لنگر انداختيم .مسافران ساعت 11:40 از کشتي پياده شدن
.بازم برگشت
.بايد از سوئد همراه ما اومده باشه
پس مياد لهستان،منتظر مي مونه و دوباره بر ميگرده؟
.تا حالا سابقه نداشته کسي اين کارو بکنه
فکر مي کني لهستاني بوده يا سوئدي؟
منتظر کي بوده؟
پدر بچه اش؟
،پدره پيداش نميشه .اونم در راه برگشت مي پره تو آب
آره،تو خودت اگه هفت،هشت ماهه حامله باشي مي پري تو آب؟
يعني خودکشي مي کني؟
اگه سوئدي بوده،پس به بيمارستان زنان و زايمان ،هم سر زده
پس از اونجا شروع مي کنيم،باشه؟- .باشه-
.ممنون
.سلام- .سلام-
سلام.حالتون چطوره؟
.همينطور بايد اعلاميه ها رو هم چک کنيم- .حتما-
.باشه.مي بينمتون .حتما-
مطمئني با اين مشکلي نداري؟- .آره مشکلي نيست-
.باشه،پس بريم سراغش
خوب اين خونه رو از کجا پيدا کردين؟
يه روز يکشنه تصميم گرفتيم پيتر رو ،ببريم پيش پدر و مادر بزرگش
...اينو يادم مياد که
...روزنامه رو ديديم که تبليغ فروش توش چاپ شده و
.هميشه دوست داشت کنار دريا زندگي کنه و يه سگ هم داشته باشه
.يه نژاد آلماني
تنها سگي که دوست داشت داشته باشه يه سگ .آلماني بود
.يه لابرادور سياه
،نمي دونم
...چند ساله که با هم زندگي مي کنيم و
.و مي دوني،اون تازه يکم آروم شده بود
من هنوزم وقتي که
،هوا خراب ميشه و يا زمستون ها
.پيشش مي خوابم
،به چيزايي که من ميگم نيازي نداري
.فکر کنم اين بازجويي مي تونست تيو ماشين هم -صورت بگيره .ممنون-
.بعضي از اين افراد با تاريخ ما جور در نميان
No comments yet. Be the first to leave one.