The first 193 lines.
این برنامه حاوی الفاظ رکیک است
سلام، به کیوآی خوش اومدین
جایی که امشب قراره یه گشتوگذار پیاده داشته باشیم
بین چیزهای عجیبوغریب و شگفتانگیز
بذارید خوشآمد بگم به ملانی بریسول، که به طرز عجیبی قابلشستشوئه
روژین کوناتیِ ضدباد
پاتریک کیلتیِ حسابی روغنکاری شده
و آقای ویپیِ خودمون، آلن دیویس
زنگهاشون فوقالعادهست
مال ملانی اینجوریه:
مال روژین اینجوریه:
مال پاتریک اینجوریه:
و مال آلن اینجوریه:
عاشقشم
خب، حالا که همگی گرم شدیم
برای سوال اول، بیاید یه چشمک جانانه بزنیم
خب، سوالم اینه که اگه بهتون چشمک بزنم، چه حسی بهتون دست میده؟
وقتی بهم چشمک زدی سندی، کلی چیز تو وجودم حس کردم
خب، بیشتر داشتم فکر میکردم که
شاید اون دوران دانشگاه فقط یه فاز گذرا نبوده، بلکه، اوم
نه، نه، همین اول کار، دو امتیاز. کاملاً قبوله
آره، بستگی داره چشمکه چقدر طول بکشه
یه چشمک سریع باشه با خودت میگی: «اوه، خوشم اومد.»
ولی یه چشمک آروم و طولانی
آره دیگه، یعنی قراره کشته بشی
یه چشمک سریع یه جورایی میگه
یه چیزی مثل «حالت چطوره؟»
مثل یه بوسه روی گونهست در مقایسه با یه بوسهی فرانسوی
بستگی داره کی داره چشمک میزنه. منظورم اینه که
تو داری به من چشمک میزنی
حالا، این یه جورایی بهم این حس رو میده که
شاید واقعاً هم لزبین نباشی
و...
خب، پس دارم در هر دو جبهه خوب پیش میرم
در این مورد یه تحقیق انجام دادن، خب؟
سال ۱۹۹۹، محققها رفتن سراغ غریبههای مختلف
ساعت رو ازشون پرسیدن و بعد با یه چشمک ازشون تشکر کردن
و بعدش باهاشون مصاحبه کردن
غریبهها معمولاً حس مثبتی نسبت به اون فرد چشمکزن داشتن
البته تا وقتی که از جنس مخالف بودن
چیزی که برام جالب بود اینه که ۱۱ درصد فکر کردن محقق ازشون خوشش اومده
درصد هم فکر کردن بنده خدا چشمش مشکلی چیزی داره ۶
من همیشه فکر میکنم مثل وقتیه که تو بازار داری تخفیف میگیری
قیمت کامل رو پرداخت میکنی ولی اونا بهت چشمک میزنن
و حس میکنی حتماً یه سودی بردی، یه معاملهای کردی
فقط معنیش اینه که اون جنس دزدیه
آره
ولی این قضیه با پرسیدن ساعت چطور کار میکنه؟
مثلاً طرف میگه: «ساعت ۳:۳۰ است،»
و تو با خودت فکر میکنی: «ایول، دو دقیقه بیشتر بهم وقت داد!»
نمیدونستم اینقدر توی چشمک زدن واردم
تا اینکه... آخه زیاد برام پیش میاد
هر وقت توی خیابون راه میرم، کلی آدم هستن که
از اون طرف خیابون داد میزنن: «آهای، کیلتیِ...»
«...چشمکزن!»
فکر کنم... فکر کنم منظورشون همین باشه
آره، حتماً. میتونی چشمکت رو بهم نشون بدی؟
خب. معمولاً با چشم راستت چشمک میزنی؟
چشم راستی بیشتر حالتِ
و بعد چپی بیشتر شبیه
«شما ضعیفترین حلقه هستید. خداحافظ.»
خب. ببینید، آدمها یه چشمِ غالب دارن و یه چشمِ مغلوب
و معمولاً چشم غالب رو باز نگه میدارید
و با اون یکی چشم چشمک میزنید
دو سومِ ما چشم راستمون غالبه
پس با چشم چپ چشمک میزنیم. تو چی؟
من مهارت چشمکزنیم حرف نداره
بچگیها برای اینکه خواهرم رو بترسونم
این شکلی میکردم
واو! اون یکی چشمت اصلاً تکون نمیخوره
آره میتونم... موقع چشمک زدن باید صورتت رو جمع کنی
آره، چشمک باید با جمع کردن صورت باشه، مثل یه
یعنی اینجوری قراره کشته نشی
اون فقط... پدی داشت
پدی داشت یه ذره سرش رو تکون میداد و صورتش رو جمع میکرد
اگه با پشتِ سر انجامش بدی چی؟ اگه اینجوری کنی
واقعاً شبیه سکتهست. آره، آره
و سکته کردن
و چشمک زدن گاهی اوقات میتونن یه معنی داشته باشن
اما چشم غالب و دستِ غالبتون
اینها معمولاً به هم مرتبط هستن. پس اگه با دست چپ مینویسی
احتمالاً با چشم راستت چشمک میزنی
درصد خیلی کمی از آدمها اصلاً نمیتونن چشمک بزنن
کسی بین تماشاچیها هست که نتونه چشمک بزنه؟
اونجا یه نفر هست
وقتی امتحان میکنی چی میشه؟
شبیه احمقها میشم
شبیه احمقها میشی؟ بیا و به اعضای پنل ملحق شو
خب، اگه اصلاً نمیتونید چشمک بزنید
ممکنه ماهیچهی «حلقوی چشم»تون مشکلی داشته باشه
یعنی همون بخشی که به بسته شدن پلکها کمک میکنه
اصلاً هم اهمیتی نداره
خب، این از چشمک زدن در دنیای واقعی
اما فایدهی ایموجیِ چشمک چیه؟
یه جورایی بستگی داره بعد از اون ایموجی چی بیاد
میدونی، چون اگه ایموجی چشمک با لایک باشه
درسته... یعنی یه جورایی «بعداً میبینمت»
آره. منظورم اینه که اگه ایموجی چشمک با
ایموجی بادمجون بعدش بیاد...
من فقط داشتم سعی میکردم بگم که هیجانزدهام
واسه اون «موساکایی» که قراره بعداً بخوریم
فکر کنم یعنی شوخی کردم
آره، در کل دنیا فهمیده میشه
در آمریکای لاتین و چین به معنای کنایه و طعنهست
و ظاهراً چیزیه که جوونها استفاده میکنن
برای نسلهای قدیمیتر، چون وقتی سنِ آدم بالا میره
قدرت تشخیص طعنه و کنایهشون کمتر میشه
یا همون چیزی که بهش میگن رمزگشاییِ زبانِ غیرلفظی
برای همین ایدهی خوبیه که بگیم: «فقط داشتم شوخی میکردم.»
شما دوتا، مل و روژین
میدونید منظورم از «قیافهی ریملزدن» چیه؟
آره، میدونم. چیه؟
آره. دهنت رو باز میکنی. تو دهنت رو باز نمیکنی؟
اوه، آره. آره، آره، آره. بله، دقیقاً همینطوره
چندتا از زنها موقع ریمل زدن دهنشون رو باز میکنن؟
آره. واقعاً چیز عجیبیه
داری... داری ریمل میزنی
صورتت کاملاً عادیه و یهو میشی
این شکلی
خیلیها این کار رو میکنن ولی کسی واقعاً نمیدونه چرا
ممکنه اعصابی که چشمهای ما رو کنترل میکنن
و ماهیچههای فکمون، ریشههاشون توی مغز خیلی به هم نزدیک باشن
واسه همین وقتی یکیشون تحریک میشه، اون یکی هم واکنش نشون میده
من همیشه حس میکردم به خاطر شوکِ
دیدنِ اینه که داری یه چیزی میکنی توی چشمت
دهنت میگه: «داری چیکار میکنی؟!»
یه چیز عجیب دیگه؛ میدونستید مقعدِ ما هم چشمک میزنه؟
هیشکی فکرش رو هم نمیکرد بحث به اینجا بکشه
اگه چند سال پیش بهم میگفتید
«ملانی، تو قراره بیای توی برنامهی کیوآی...»
«...و سندی تاکسویگ قراره ازت بپرسه که آیا مقعدت چشمک میزنه یا نه.»
نمیدانم اصلاً باورم میشد یا نه
برای نشون دادنِ کنایهست؟
من دارم انجامش میدم. هیچ اتفاقی نمیافته. خبری نیست
من ده بار پشت سر هم انجامش دادم. بله
ولی این داره باعث میشه فکت تکون بخوره
رو چشمام ریمل ظاهر شد
ظاهراً وقتی دریچهی مقعدیتون
لمس بشه، منقبض میشه
و به این میگن چشمکِ مقعدی
کس دیگهای هم هست که با شنیدن این حقیقت خودش رو منقبض کرده باشه؟
فکر کنم واقعاً میتونم
این همه آدم توی این اتاق هستن
فکر کنم واقعاً میتونم صدای چشمک زدن مقعدها رو بشنوم
یه جوریه که... با خودم میگم: «این دیگه چه صداییه؟»
آها، همهشون دارن همزمان سعی میکنن با مقعدشون چشمک بزنن
ارزشش رو داره که بهش توجه کنید
چون اگه چشمک مقعدیتون ضعیف باشه
ممکنه آسیب نخاعی داشته باشید
فکر کنم اگه کسی آسیب نخاعی داشته باشه
فکر نکنم با نگاه کردن به مقعدش تشخیصش بدن، مگه نه؟
فکر کنم طرف بیشتر اینجوری باشه که...
«آقای دیویس، تازه متوجه شدم که داری با مقعدت چشمک میزنی!»
اگه من و آلن همزمان این کار رو بکنیم، میشه پلکزدنِ مقعدی؟
قبوله. اگه همزمان انجامش بدید، ۱۰ پوند بهتون میدم
داریم انجامش میدیم، هر دوتامون همین الان داریم انجامش میدیم
هر دوتامون همین الان داریم انجامش میدیم
خب، یه سری اشیاء زیر میزتون دارید
چطور میتونن به بقای شما در طبیعت وحشی کمک کنن؟
تو یه شلوار داری. من یه ساعت پیدا کردم
پاتریک، تو چندتا کاندوم داری
ولی اونو ولش کن، وسیلهی اون (آلن) چیه؟
این یکی اصلاً توی لیستِ انتظاراتم از کیوآی نبود
سندی، کاندومهای من همراهم نیست
کلِ عمرم، هیچوقت به هیچ پسری کمک نکردم دنبال کاندوم بگرده
این رو میبینی عزیزم؟
این یه کاندومه. اوه
من یه کاتولیک ایرلندی بار اومدم
این کاندوم با برندِ کیوآییه؟
میدونم. بامزه نیست؟ خیلی هیجانانگیزه
اجازه دارم بازش کنم؟ میخوای بازش کنی؟
آره، حتماً. با خودم گفتم تو که فقط یکی داری
نگهش دار واسه بعد!
این یکی واقعاً چشمگیره که بخوای بکشی بیرون
«مدل کیوآی»
تمامِ این ترفندهایی که میگم، توی راهنماهای بقا در طبیعت هستن، خب؟
حالا که اینقدر سر کاندوم سر و صدا راه افتاد
بیاید با همون شروع کنیم. باشه؟
به نظرتون چطور ممکنه مفید باشه؟
اگه توی طبیعت وحشی گیر افتاده باشید؟ مثلاً توی یه جزیرهی متروکه
وقتی میگی طبیعت وحشی، منظورت یه جنگل دورافتادهست
نه یه شبگردی توی نیوکاسل؟ نه، نه
تنهای تنها، توی یه جای دورافتاده
و میبینی که فقط همین یه دونه کاندوم توی جیبته
چقدر میتونه مفید باشه؟
میشه باهاش آب حمل کرد
این جواب درسته
واو
جالبه. منم معمولاً همین کار رو میکنم
این شبیه حرفِ کسیه که رفته توی طبیعت
خیلی خوشبین بوده و بعدش گفته:
«نه بابا، در واقع این فقط واسه حملِ آبه.»
خب عزیزم، میتونی چهار لیتر آب باهاش حمل کنی
No comments yet. Be the first to leave one.