The first 200 lines.
الو - الو -
...مامان، گوش کن
میدونم که ازتون خواستیم یکم بهمون فضا بدین ،و خیلی ممنونم که بهش احترام گذاشتین
ولی ما غذای مناسبی نداریم
و تو فکر بودم میتونین یه چیزی برامون درست کنین؟
آره، البته که میتونیم
پای گوشت و سیبزمینی و کسرول چطوره؟ شاید یکم کیک شرابی هم درست کنیم
آره، عالیه. زحمت که نیست؟ - نه -
خیلی خب - دوستت دارم -
باشه، خیلی خب. ممنون. دوستت دارم. خداحافظ
چه سریع - خب، داشتیم از اینجا رد میشدیم -
این از پای گوشت و سیبزمینی - وای مامان -
،نمیدونستم گیاهخوارن یا نه واسه همین گیاهیش رو هم درست کردم
...صحیح. این - فقط سیبزمینی خالیه، آره -
آخ جون
خوبه
.خیلی ممنون واقعا خیلی زحمت کشیدین
دیگه لازم نیست زحمت بیشتری بکشین - باشه -
جدی میگم، مامان. میدونم چطوری هستی
چند تا کتاب هم براتون آوردیم
.واسه بچهها وقتی کوچیک بودم میخوندمشون
قسمتهای نژادپرستانهاش رو خط زدیم - درسته -
خیلی خب
خیلی خب - خب، همه چی روبراهه؟ -
اولین شبتون چطور بود؟
.آره، عالی بود ولی هنوز نمیدونیم چی قراره بشه
میخواستم یه چیز ویژه بهت بدم
این رو مادر مامانم بهش داد و مادرم به من داد
و حالا میخوام به تو برسه
...این که
وای نه
حتما توی مغازه جاش گذاشتم
خیلی خب
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
.: Arman333 ترجمه از آرمان اسدی :.
اینا دیگه چیه؟
دارم اینجا رو واسه بچهها امن میکنم
جدی؟ خیلی خب
خبری نشده؟
یکی به اسم نوا قراره زنگ بزنه
ظاهرا، مسئولیت این ماجرا رو به اون واگذار کردن
باشه. خیلی خب
جیس؟ - بله؟ -
واقعا دلم میخواد نگهش دارم
نیکی - نه، جدی میگم. کامل بهش فکر کردم -
واقعا؟ فکر کردی؟ - آره -
خیلی خب. نقشه چیه؟
...خب، نگهش میداریم و خب، همه چی روبراه میشه
صحیح، باشه. پس واسه همه چی برنامه ریختی - شاید یادشون بره که اینجاست -
چیه؟ انجمن شهر قراره رسیدگی کنه
،جیس، وقتی بچه بودم یه یخچال توی پارک جا گذاشتن
و چهار سال و نیم طول کشید تا بیان برش دارن
آخرش توی نقشهها هم یخچال رو میکشیدن
این یکی یخچال رو کسی فراموش نمیکنه
سلام - تو روحش -
.یکم طول میکشه به این عادت کنیم مثل فیلم "درخشش" شده
سلام - سلام -
میخواین جلوی تلویزیون بشینین؟ - میخواین تلویزیون ببینین؟ -
شاید بهتر باشه یکم صبحونه درست کنیم - آره -
پلاستیک فر رو باز میکنم - خیلی خب -
نه، خیلی ممنون. باشه، خداحافظ
چه سریع
خب، جای زیادی واسه بحث نبود
میان ببرنش
درسته
ولی بهشون گفتی میخوایم نگهش داریم؟
ظاهرا روال کار اینطوری نیست - براشون دلیل آوردی؟ -
هر چقدر که تونستم - نه، ولی اوضاعمون که خوب بود -
فقط یه شب بود - از اونا که بهتر بودیم -
اونا یه شب داشتنش و گمش کردن، جیس
اونا میخوان پیش هم بمونن - میدونم -
ساعت چند میان؟
موقع ناهار
امیدوارم بهشون گفته باشی توی این خونه
ناهار رو ساعت 10 شب میخوریم
البته پنجشنبهها
یه تخت درست کردم
چی؟ چرا؟ - دو تا بچهان، دو تا تخت لازم دارین -
وایسا ببینم، قبل از ساعت 8 صبح تختخواب درست کردی؟
نه، دو تا درست کردم
ولی اولی رو که نگاه کردم فهمیدم میتونم بهترش رو درست کنم
اصلا چطوری میشه تختخواب درست کرد؟
متوجه سوالت نمیشم
خب، تخت رو میخوای یا نه؟ - آره -
میارمش
کمرت درد میگیره - نه، الانش هم درد داره -
گرفتیش؟ - آره -
مامانت یکم دیگه میاد
رفته پیادهروی برای خیریه و نتونست لغوش کنه
،اگه باهاش حرف زدی بگو بدجور داشتم میلنگیدم. باشه؟
خیلی خب، رفیق. برامون تخت درست کرده. ببین
هشت صبحه - آره. در موردش حرف زدیم -
الان وسط روزه
.خب، بهش نیازی نداریم میان برشون گردونن
چرا؟ - ...خب -
ظاهرا، تجربهی بچهداری نداریم
خب، کاری از دستتون برنمیاد؟
ظاهرا که نه - نه. سلام -
الان چیکار میکنیم؟ - ...میخواین -
میخواین برین لباس بپوشین؟ - باشه -
بعدش میتونیم بریم بیرون - دختر خوب -
خیلی خب، نقشه چیه؟
.خب، فقط سعی میکنیم صبح خوبی براشون رقم بزنیم این تنها کاریه که میتونیم بکنیم، مگه نه؟
جیس، این کجاش تنها کاریه که میتونیم بکنیم؟
چون این واقعیته، مگه نه؟
در حال حاضر، داخل یه شکاف
بین وضعیتی که داریم و وضعیتی که میخوایم داشته باشیم، زندگی میکنیم
،پس در حال حاضر
تنها کاری که میتونیم بکنیم اینه که سعی کنیم این فاصله رو به قشنگترین شکل ممکن تبدیل کنیم
خب، یه نفر باید به بستن این شکاف رسیدگی کنه
،اگه فقط میتونیم یه روز پدر و مادر باشیم پس بیا نهایت استفاده رو ازش ببریم
بیا آمادهاش کنیم، باشه؟
چون با تیشرت رامونز نمیذارم از خونه بره بیرون
اون تیشرت مورد علاقهامه
بس کن
چیزی نیست
بیا فقط سعی کنیم بهترین صبح ممکن رو براش بسازیم
باورم نمیشه
بابا، روبراهی؟
تحملش نمیکنم
بابا؟
چی شده؟ حالت خوبه؟
انجمن لعنتی دیگه من رو به اینجام رسونده
دو بار در هفته میان آشغالها رو میبرن چیزی بهشون نمیگم
بعدش واسه پارک جلوی خونهی خودمون پول گرفتن، چیزی نگفتم
ولی وقتی بیان دنبال اون دیگه ولشون نمیکنم
خب، کاری از دستمون برنمیاد آخه
کلی شرط و شروط دارن
تضمین حفظ امنیت، بهترین روش تربیت و این چیزها - محض رضای خدا -
واسه همینه که توی مسابقات فرمول 1 دیگه کسی از بقیه سبقت نمیگیره
گفتنش سخته، ولی باشه
همونایی که
بهترین روش تربیت و حفظ امنیت رو دارن زندگیشون بهتره؟
هیچکدومشون شادتر از بقیهان؟ هیچکدوم جاشون امنتر از بقیهاس؟
نمیدونم. من که وقتی بچه بودم با جیوهی داخل دماسنج
بازی میکردم - فقط به عنوان جایزه. هر روز که بهت نمیدادمش -
ببین، کار احمقانهای نکن
.اونا انجمن شهر هستن میدونن کجا زندگی میکنی
شاید بتونم به کسایی بگم
که باید بیان سطل آشغالهام رو خالی کنن
ببین
آدم نه میتونه پدر و مادرش رو انتخاب کنه و نه میتونه بچههاش رو انتخاب کنه
ولی یه جورایی تو انتخابش کردی و اونم تو رو انتخاب کرده
،اگه قراره یه روز پدرش باشم
نمیخوام با بحث کردن پشت تلفن هدرش بدم
میخوام صرف این کنم که پدرش باشم
باید نهایت استفاده رو از این اوضاع ببرم
.من که از نهایت استفاده رو بردن خسته شدم از تسلیم شدن خسته شدم
خیلی خب. کار احمقانهای نکن
یادت نره بلنگی
اون یکی پات - آره، خیلی خب -
کلاه شاپوی عیدم رو ندیدی، عشقم؟
نه
و نباید اینقدر کلاه شاپو داشته باشی که روشون اسم هم بذاری
بهترین تعداد واسه کلاه شاپو صفر تاست
سلام. منم، ویک
ویک راس. پدر جیسون
.بله. میدونم کی هستی، ویک چی شده؟
سرت شلوغه؟ کمکت رو لازم دارم
.اینم داخل پرچینهاتون قایم شده بود نمیدونم چرا
خب، بیا تو - ممنون -
خب، کجا قراره بریم؟
.خب، باید یه کاپشن خوب براش بگیریم همینطور یه کیف وسایل حموم
دلم نمیخواد برم خرید، نیک
باشه، میتونی توی غذاخوری بمونی تا من برم
ولی راستش جیس، دیگه باید از این کار دست برداری. دیگه بزرگ شدی
.نه، منظورم اینه نمیخوام الان برم خرید نمیخوام این زمان رو هدر بدم
آره
خب، چیکار کنیم؟
نمیدونم. وقتی بخوای سریع خوش بگذرونی چیکار باید بکنی؟
خیلی سخته، مگه نه؟ چون نمیتونن مشروب بخورن
همینه. بهترین راه خوشگذرونی همینه، نه؟
خیلی خب. درسته. باشه
فقط میخوام بگمش
تا از ذهنم بیرون بره و بتونم بیخیالش بشم
شنا با دلفینها
میدونم اشتباهه
لباس شنا همراهم نیست و توی شمال لندن دلفین نداریم
،هردوشون نکتهی خوبی بودن ...البته ترتیبشون رو اشتباه گفتی، ولی
پس نزدیکترین چیز به شنا با دلفینها چیه؟
اونم توی شمال لندن که بتونیم توی یه ساعت و نیم انجامش بدیم؟
چیه؟
...خیلی خب، پس
،وایسا، زمان زیادی نداریم پس بیاین اولویتبندی کنیم
بیخیال زرافهها میشیم چون میتونیم از بیرون هم ببینیمشون
پس به نظرم بریم فیل و گوریل ببینیم - آره. اردک جنگلی استرالیایی -
چی؟ - دوست دارم اونایی که بازدیدشون کمتر هست رو ببینم -
از دیدنمون خیلی غافلگیر میشن
حیوون مورعلاقهاتون چیه؟
گربه - دایناسور -
خیلی خب. صد پوند رو هدر دادیم. بیاین
خیلی خب، ببین
جیس
آره
شیر رو ببینین. ببینین. مراقب باشین
شیر از همهاشون بزرگتره
چه خوشگله. ببینین - وای خدا -
اونی که اونجاست رو ببینین
یا خدا. چی شده؟
جیلی، کاپشنت رو بردار. باید بریم بیرون - چرا؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.