The first 200 lines.
زیرنویس از نیکی «Nikii»
- اينم از کارانزا کوچولو - ما کوسه دیدیم
گون ، لو ، برای دوربین دست تکون بدید.
دوربينو ببينيد
بچه ها ، یو-هوو! اینجا
- اوه ، تو اینجا هستی. هی دوربین. - یو هو
برای پاپا بوس بفرست
و بهش بگو دوستش داری و دلت براش تنگ شده
دوستت دارم پاپا و کاشکی اینجا بودی.
- من نمیخوام تنها باشم - تو منو داری
تو با من کار داری.
پاپا
دو ماه بعد
وانتخاباتی که تعیین میکنه رئیس جمهور بعدی مکزیک،چه کسی خواهد بود
همه مبارزات انتخاباتی ، سخنرانی ها و تجمعات به پایان رسیده ،
و رای گیری شروع شده.
خورخه لابورد ، رهبر ائتلاف اول مکزیک
خورخه در محله خود دیده شده که رأی میدهد
-... به یک رقابت نزدیک شدیم . -... رقابتی بسیار فشرده.
- آقای لابورد ، چند کلمه؟ - بفرمائید
امروزچه احساسی دارید؟ عصبی هستید؟
همیشه این احساس خوبیه که بخشی
از یک جشن بزرگ دموکراسی باشی .
آیا احساس اعتماد به نفس می کنم؟ بله
من اعتقاد زیادی به مردم مکزیک دارم. به آنها اجازه میدم انتخاب کنن.
من به رای دهندگان اعتماد دارم که تصمیم درستی میگیرن
در مورد اینکه چه کسی این کشور را در آینده اداره کند
درسته ، آدلا.
در این مرحله ، نظرسنجی ها حاکی از اختلاف کمی بین لابورد و اورتگا است
کمتر از 1٪ است.
بنابراین واقعاً یک موقعیت حساس است ،
وهریک از این نامزدها شانس رئیس جمهوری مکزیک را دارند.
موکل من اینجا نیست تا با شما مذاکره کنه.
یکصد میلیون پزو است.
این قیمته سوءاستفاده واقعاً وحشتناکیه که توسط
مقامات مافوقش ،درمورد او انجام شده است.
اشتهای جنسی پیچ خورده آنها ،
همراه با سوء استفاده از قدرت خود ،
سلامتی جسمی و روحی او را به خطر انداخته
- چه چیزی بیشتر... - ده میلیون.
این پیشنهاد منه
همانطور که گفتم ما اینجا نیستیم تا مذاکره کنیم.
اگر آقا و خانم کاررانزا مایل به جبران خسارت
موکل ما به روشی مناسب و عادلانه نیستند ،
پس مجبور خواهیم شد که شکایت کیفری ارائه دهیم.
در طول سال ها،
بسیاری از افراد باهوش و قدرتمند سعی در فریب خانواده من داشتن
و همگی شکست خوردن.
من میدونم که خانواده شما یک خانواده قدرتمنده
ولی حتی با این وجود ، باز هم پسرتون به زندان رفت
خفه شو! حق نداری اسم پسرمون رو ببری
ببینید ، من فقط از او یاد کردم ،چون بعد از اینجا به
مطبوعات میرم و آنچه را که میدونم به آنها میگم ،
حداقل اونا خواهند فهمید که ریشه همه مشکلات پسرتون شما هستید
صفر
پیشنهاد من صفره
تو فقط زور الکی زدی با حرف زدنت ،یک سنت هم از من گیرت نمیاد
خسته نباشی
آندرس
یک دقیقه به من فرصت بده
لطفاً ،باید یک دقیقه با همسرم تنها صحبت کنم.
تو باید یک پیشنهاد واقعی بهشون بدی
ما فقط یک راه برای خروج از این مسئله داریم.
پس وقتی در پورتو والارتا بودیم ، از قبل میدونستی؟
آره.
تو به او گفتی اینکارو بکنه؟
نه،معلومه که نه
تصمیم خودت بوده.
تو گفتی ما همه کارها رو با هم انجام میدیم
تو در تمام این مدت داشتی منو بازی میدادی
زیمنا ، تو کسی هستی که پیمان ما رو شکست.
و ببین مارو به کجا رسونده.
به من دست نزن.
ببین ، ما اینجا برگ برنده داریم
ما یک سلاح داریم و تو تنها کسی هستس که ميتونه ماشه رو بکشه
لحن صدات طوريه که انگار حق انتخابي ندارم
نداري
قربان
خواکین ، چرا تماسهاي منو جواب نميدي؟
ببین تقصیر من نبود
این تنها راه محافظت از تو بود.
او بچه های تو رو تهدید کرد
منو دشمن خودت نکن
از من دور شو ، عوضی
یه بهونه بهم بده
هر دلیلی
گونزالو ، بیا بریم
درست نیست شما بیاید اینجا
بیا دیگه
گونزالو ،ما قرار بچه دار بشیم
او به باباش احتیاج داره
او به ما احتیاج داره
اگه هر اتفاقی بیفته
اوه عزیزم ، نگو
تو باید به من قول بدی
که اجازه نمیدی پدرم هیچ وقت نزدیک پسرمون بشه
به من قول بده
بهت قول میدم
قول میدم
خواهشا بگو چیز مفیدی پیدا کردی
پیدا کردم
اطلاعات جدیدی درمورد آناماریا متوجه شدم ،که فکرکنم شما بخواید بدونید
ماه گذشته یک نفر رو گذاشته بودم که مندیتا رئیس امنیتش رو دنبال کنه.
تونستیم به همه چیز او دسترسی پیدا کنیم ،
همه پیام هایش ، ایمیل هایش ، توییت هایش
و سرانجام ، با یک پیام رمزگذاری شده مواجه شدیم
آنا ماریا مندیتا را مجبور کرده بود این مرد رو استخدام کنه.
ما هنوز نمیدونیم دقیقاً برای چه کاری ، اما او سابقه داره
- باید این مرد رو پیدا کنیم -نگران نباشید ،پیداش میکنم
وقتی باهاش صحبت کردم به شما اطلاع میدم
نه
منم باهات میام
زدم تو گوشش ولی او توجهی نکرد.
فکر کردم اگه جیغ بزنم ، ممکنه او بیشتر عصبانی بشه و...
بعدش خودشو انداخت روی من
منم تصمیم گرفتم که...
اجازه بدم منو ببوسه در حالی که
منتظر لحظه ای بودم که بتونم فرار کنم
اما درست زمانی که می خواستم امتحان کنم...
صورتم رو به سمت دیوار چرخوند
و به من تجاوز کرد
هر دوی ما به خوبی میدونیم که توی آسانسور واقعا چه اتفاقی افتاده
آره ،تو به من تجاوز کردی
- خب ، بیایید آروم باشیم... - فکر میکنید اینجوری من میترسم؟
همه کاریکه کردید این بود که توجه رسانه ها رو به خودتون بیشتر کردید
این چیزیه که باید از اون بترسید ،زمینا
بیایید همه یک لحظه آروم باشیم
او دروغ میگه ، او عملا برای اینکار به من التماس میکرد
چون نمیتونست با شوهرش سکس کنه!
- بسه ،دیگه چیزی نگو! - دروغگو!
جوناس ،چیزی که او میگه رو انجام بدی ،به نفع خودته
آقای پرالتا ، لطفاً با من می آیید؟
اسبه حرکت نمیکرد ، بنابراین منم
برگشتم و نگاه کردم ، دیدم داره میرینه!
هیچی دیگه ، همینطوری ، من چند امتیاز از دست دادم
- اوه ، سلام ، اونجا... - به من "خاله" نگو. بی مصرف
ببخشید؟
تو نمیدونی چقدر حالم بد میشه که مجبورم
تورو تحمل کنم ،فقط به این دلیل که خانواده ای
- این واقعاً منصفانه نیست ، خاله... - به خاطر خدا ، دیگه منو اینجوری صدا نکن
من واقعاً برام مهم نیست که فکر میکنی منصفانه است یا نه
منصفانه نیست که تو کاملا بی مصرفی و من گیر تو افتادم
نمیدونم چرا از وقتی من اینجا اومدم با من مثل گه رفتار می کنید...
اگه از رفتار من خوشت نمیاد ،میتونی بری پیش مامانت گریه کنی
چه مزخرفی
برو بیرون!
گفتم برو بیرون ! اخراجی
والدس،به اونا بگو دست نگه دارن
اگه او همکاری کنه ،کارا راحتتره پیش میره
میدونیم آناماریا برای کاری تورو استخدام کرده
کافیه ،دست نگه دارید
من باید بدونم چه کاری انجام دادی؟
خولیو
من برای اجرای یک آدم ربایی ساختگی استخدام شدم.
چیزیکه گفتی تکرار کن
من برای اجرای یک آدم ربایی ساختگی توسط آنا ماریا کاررانزا استخدام شدم.
از کی؟
از شوهرش
درسته لئو نتایج رسیده و الان رسمیه
با 52.6٪ آرا ،
خورخه لابورد رئیس جمهور جدید مکزیک است.
همچنین به ما اطلاع دادن که
پیلار اورتگا ۴۷.۲٪ آراء رو به خودش اختصاص داده
که در تاریخ ملت بزرگ ما تا کنون هیچ زنی
نتوانسته به آن دست پیدا کنه
خانم اورتگا اکنون روی سکو می آید.
بیایید به صحبت های او در این روز تاریخی گوش دهیم
عصر همگی بخیر.
من اینجا هستم چون به دموکراسی اعتقاد دارم
اگرچه درک آن دردناک است
که نتایج امروز آن چیزی نبوده که امیدوار بودیم ،
من به تک تک شما بسیار افتخار می کنم
افراد بسیاری هستند که همه چیز را فدا کردند تا این
کمپین تاریخی به واقعیت تبدیل شود و من از شما ممنونم
همه شما قهرمان هستید ، و تلاش های فداکارانه شما
به کشور ما کمک کرده است که گامی به جلو بردارد
و ناامید نشید چون من قول میدم که مبارزه ادامه خواهد داشت
من میدونم که این نتیجه ای که شما می خواستید
نیست ، اما حداقل دیگه به کشور ریده نمیشه
تو هرگز با هر چیزی که می خواستم موافقت نکردی ، مامان
تو به اونچه که من میخوام اهمیت نمیدی
حالا تو باید از لابورد عذرخواهی کنی ، به او
بگی که اشتباه میکردی و جلوش تعظیم کنی
جدی که نمیگی ، نه؟
تو نمی فهمی که در موقعیت ما ،دشمن داشتن فایده ای نداره
تو به شرکا احتیاج داری
مامان ،یه چیزی رو به من بگو
چرا هرگز به اندازه برادرام منو دوست نداشتی؟
باید جبران می کردم
تقصیر اونا نبود
بخاطر اینکه تو همیشه مورد علاقه پدرت بودی ،آنا ماریا
زندگی در گذشته را بس کن
برای حال و آینده زندگی کن
در غیر این صورت عزیز من ، تو هرگز خوشحال نخواهی بود
خوشحال مثل کی؟
خوشحال مثل شما؟
بله ، دقیقاً مثل من!
و چرا من ؟
چون من سعی نمی کنم شخص دیگری را پیدا کنم که مقصر مشکلات خودم بدونم
مشکلات رو پشت سر میذارم
No comments yet. Be the first to leave one.