The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
«معمولاً بینظم است.»
«خیلی نگران میشود.»
«شروعکردن کارها برایش سخت است.»
بستگی به کارش دارد.
در تلاش برای شناخت خودمان،
بعضیها به ستارهها یا کارتها رجوع میکنند،
اما این روزها انتخاب محبوبتر، آزمونهای شخصیت است.
اگر در «ارباب حلقهها» جزو قلمروهای مختلف انسانها بودیم،
ما روهان میشدیم...
– روهان. – و من چه میشدم؟
اوه... ام...
الفها.
– وای خدا. – نه!
میدانیم همه با هم فرق داریم،
و شیوهٔ فکرکردن، احساسکردن و رفتارکردنمان کاملاً مخصوص خودمان است.
از کودکی این پیام را از منابع قابلاعتماد میشنویم،
مثل آقای راجرز.
اما بعد بزرگ میشویم و کلی خاطره
و کلی اشتباه میسازیم،
و میفهمیم ویژهبودن لزوماً یعنی بینقصبودن نیست.
برای همین صنعت خودیاری چندمیلیارددلاری
وعدهٔ نسخهای تازه و بهتر از شما را میفروشد.
باید به کس دیگری تبدیل شویم.
علف هرز را پیدا میکنیم و از ریشه درمیآوریم.
اگر تغییر کنی،
همهچیز برایت تغییر میکند.
اما آیا آدمها واقعاً میتوانند تغییر کنند؟
چقدر روی شخصیت خود کنترل داریم؟
و اصلاً شخصیت از کجا میآید؟
میگویند برای ساختن دنیا همهجور آدمی لازم است.
شاید همینطور باشد.
وقتی از شخصیت حرف میزنیم، منظورمان چیست؟
شخصیت شما چیست؟
بخشهای مختلف شخصیت ما
با سرعتهای متفاوتی رشد میکنند.
بعضیهایمان هیچوقت کاملاً بزرگ نمیشویم.
تعادل روانی، تخیل و شخصیت او چطور است؟
و زندگی چه اثری بر او بهعنوان یک فرد گذاشته؟
سنت دستهبندی تیپهای شخصیتی دستکم
به یونان باستان برمیگردد.
آنها باور داشتند چهار تیپ وجود دارد.
تیپ حساس و هنری،
متفکران آرام،
آدمهای محبوب و خوشگذران،
و تیپی پرشور و تکانشی.
همه بر اساس تعادل چهار خلط یا مایع بدن.
آن تیپهای آرام «بلغمی» بودند.
این یکی واقعاً خیلی بلغمی است.
امروز شاید خندهدار به نظر برسد،
اما خیلی از تیپهای شخصیتی بعدی
چندان علمیتر نبودند.
مثل تیپهایی که در این مستند خوشآبورنگ
دربارهٔ اثرات سیگار بر سلامت مطرح شدند.
مردم را میتوان به الگوی رفتاری نوع A
و الگوی رفتاری نوع B تقسیم کرد.
این نظریه را این مرد، دکتر ری روزنمن، مطرح کرد.
او ارتباط چشمگیری میان تیپ رفتاری و بیماری قلبی پیدا کرده.
نوع A بودن،
یعنی مضطرب، عصبانی و شدیدبودن، خطر را بیشتر میکرد.
و ظاهراً یعنی احتمال سیگاریشدن هم بیشتر بود.
پس در نتیجه، سیگاریها بیشتر دچار مشکلات قلبی میشدند.
در این صورت میان سیگار، شخصیت و بیماری همبستگی میدیدید،
اما سیگار علت بیماری نبود.
عاملهای ژنتیکی هر دو را ایجاد میکردند.
این فیلم بهشدت گمراهکننده را صنعت دخانیات برایتان ساخته بود.
دو آزمون محبوب امروز، مایرز–بریگز و انیاگرام،
که نتیجهشان همهجای شبکههای اجتماعی است،
پردهٔ دود صنعت دخانیات نیستند.
اما آنها هم مشکل دارند،
از جمله این واقعیت که انسانها اصلاً به شکل تیپهای ثابت وجود ندارند.
حتی کارل یونگ، روانکاوی که نظریههایش الهامبخش مایرز–بریگز بود،
پذیرفته بود هر فرد استثنایی بر قاعده است.
شیوههای فکر و رفتار آنقدر متنوعاند
که نمیشود شخصیت را مرتب در چند دسته جا داد.
اما این به آن معنا نیست که نمیشود اندازهگیریاش کرد.
پژوهشگران فرهنگ لغت را زیرورو کردند
و تمام واژههایی را بیرون کشیدند که شیوهای از رفتار را توصیف میکردند.
هزاران واژه بود.
مضطرب، تکانشی، خجالتی، جاهطلب، عاطفی، کنجکاو.
بعد شروع کردند آنها را خوشهبندی کنند،
چون کسی که معاشرتی است احتمالاً اجتماعی هم هست.
بعد همان خوشهها را با هم خوشهبندی کردند.
و دوباره و دوباره، تا رسیدند به...
پنج صفت اصلی شخصیت که سرواژهشان میشود OCEAN.
همان «پنج عامل بزرگ».
تعداد ثابتی تیپ وجود ندارد، چون هر صفت روی یک طیف قرار میگیرد.
بیشتر مردم جایی در میانهاند،
اما میلیاردها ترکیب ممکن وجود دارد.
و جالب اینکه بارها و بارها
معلوم شده این صفات واقعاً معنادارند.
کسی که نزدیکتان است تقریباً همان امتیازی را به شما میدهد که خودتان میدهید.
و حتی سالها بعد هم بیشتر امتیازهایتان شبیه امروز خواهد بود.
پس این صفات ظاهراً بخشی پایدار از وجود ما هستند.
یک پژوهش نشان داد
پنج عامل بزرگ در تمام مناطق فرهنگی اصلی جهان هم اعتبار دارند.
هرچند بیرون از کشورهای ثروتمند،
بعضی سؤالهای پرسشنامه انگار در ترجمه معنایشان را از دست داده بودند.
پس این صفات واقعاً چه معنایی دارند؟
اول از همه، گشودگی به تجربه.
کسی که گشودگی بالایی دارد
دوست دارد کارها را به شیوهای متمایز، خلاق و اصیل انجام دهد.
کسانی که امتیاز پایینی میگیرند، روشهای مرسوم را ترجیح میدهند.
یکی از نشانههای گشودگی، لرز زیباییشناختی است.
اگر هنگام تجربهٔ چیزی مثل این پوستتان مورمور میشود...
FILAMINGO-MID
ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو مترجم: ZIMO
احتمالاً گشودگی بیشتری دارید.
بعدی...
آدمهای وظیفهشناس برای تمامکردن کارها ارزش زیادی قائلاند،
سر وقتاند و به وظیفه عمل میکنند،
و قابلاعتماد و قابلاتکا هستند.
از خود بپرسید ترجیح میدهید سفری را
با برنامهای دقیق از دیدنیها و فعالیتها بچینید،
یا فقط بروید و همانجا بگردید؟
حرف E در پنج عامل بزرگ، برونگرایی است.
برونگراها عمدتاً انگیزه دارند محرکهای مثبت پیدا کنند،
بهخصوص محرکهای اجتماعی.
گروههای بزرگ اجتماعی به شما انرژی میدهند؟
یا خستهتان میکنند؟
حرف A به توافقپذیری اشاره دارد،
و توافقپذیری یعنی تمایل به خوشرفتاری
و همراهشدن با دیگران.
فکر کنید معمولاً انگیزههای مردم را زیر سؤال میبرید؟
یا اغلب بهترین نیت را برایشان فرض میکنید؟
و در آخر، روانرنجوری.
فکر میکنم از همان ابتدا باید بپذیریم
که «روانرنجوری» کمی بار منفی دارد.
من اصطلاح «حساسیت» را ترجیح میدهم.
آدمهای روانرنجور حساسترند
به هر چیزی که ممکن است خراب شود.
آنها چیزهای منفی و خطر را میبینند.
هرکداممان واقعاً دنیا را از زاویهای متفاوت میبینیم.
در یک پژوهش، حدود صد داوطلب به دو تصویر نگاه کردند،
یکی جلوی هر چشم.
بیشترشان گفتند هر بار فقط یک تصویر میبینند.
مغزشان یکی را به نفع دیگری سرکوب میکرد.
کسانی که گشودگی بیشتری داشتند، بیشتر نقطهها را میدیدند که در هم ادغام میشوند
و به یک تصویر چندرنگ تبدیل میشوند.
همهٔ صفاتمان هم با هم تعامل دارند.
پس چه گشوده و وظیفهشناس باشید، چه کمتر گشوده و توافقپذیر،
جهان را با رنگوبویی کمی متفاوت خواهید دید.
البته پنج عامل بزرگ بینقص نیست.
مثلاً جنبههای زیادی از شخصیت وجود دارند
که تقریباً هیچ ارتباطی با این صفات ندارند.
از جمله بُعدی که به نظرم خیلی مهم است: شوخطبعی،
که نمیشود آن را به هیچیک از پنج عامل دیگر فروکاست.
میتوانید بامزه و خوشبرخورد باشید،
یا بدجنس،
روانرنجور،
یا نباشید.
صداقت هم آنقدر متمایز و پایدار به نظر میرسد
که خیلی از پژوهشگران فکر میکنند باید عامل بزرگ ششم باشد.
پنج عامل بزرگ هم چندان ظریف نیست.
فرض کنید در توافقپذیری امتیاز متوسط گرفتهاید.
ممکن است در واقع فوقالعاده دلسوز باشید،
اما خیلی هم لجباز؛ و این دو اثر هم را خنثی کردهاند.
پنج عامل بزرگ حتی نمیکوشد سبک شما،
علاقهها و بیزاریها یا ارزشهای زندگیتان را بسنجد.
پس خلاصهای نسبتاً خام و ناقص از شماست.
اما از یک خلاصه هم میشود چیزهای زیادی فهمید.
امتیاز پنج عامل بزرگ تقریباً به همان اندازه بر مسائل مهم اثر دارد،
مثل طول عمر، ازدواج و موفقیت شغلی،
که وضعیت اجتماعی–اقتصادی و توان شناختی اثر دارند.
آدمهای گشوده معمولاً دیرتر ازدواج میکنند و بیشتر دنبال تجربههای عاشقانه میروند.
آدمهای توافقپذیر درآمد کمتری دارند.
و وقتی پژوهشگران صدها هلندی را ۱۶ سال دنبال کردند،
برای افراد روانرنجور اتفاقهای بد بیشتری افتاد،
و همین آنها را روانرنجورتر کرد.
آدمهای وظیفهشناس هم معمولاً بیشتر عمر میکنند.
حتی آزمونهای شخصیتی دوران دبستان
میتوانستند با دقت نزدیک به ۷۰ درصد پیشبینی کنند
آیا فرد در دههٔ پنجاه زندگی بیماری قلبی میگیرد یا نه.
پس طبیعی است خیلیهایمان دوست داشته باشیم چیزی را در خودمان عوض کنیم.
به نظر میرسد بعضی شخصیتها برای زندگی بهتر ساخته شدهاند.
اما تغییر به این آسانی نیست.
در بیشتر چیزها همنظر هستیم، بهخصوص مسائل خیلی مهم.
موسیقی مشابه دوست داریم.
– خیلی از غذاهای مشابه. – بله.
– هر دو عاشق حراج خانگی هستیم. – هر دو.
– آره. – خیلی مهم است.
حدود نیمی از شخصیت شما ارثی است.
در واقع پیش از اینکه بتوانید حرف بزنید خودش را نشان میدهد.
در چند هفتگی اگر صدای بلندی ایجاد کنید،
بعضی نوزادها سرشان را برمیگردانند،
و بعضی به سمت صدا میچرخند.
این واکنشها ظاهراً پیشبینی میکنند بعدها
تفاوتهای فردی برونگرایی و درونگرایی چطور شکل میگیرد.
نوزادان مضطرب معمولاً بزرگسالان مضطرب میشوند،
نوزادان خجالتی بیشتر به بزرگسالان خجالتی تبدیل میشوند،
و نوزادان پرحرف اغلب بزرگسالان پرحرف.
آدام همیشه میخواست حرف بزند.
دربارهٔ این و آن برایم تعریف میکرد.
همهٔ دایناسورهایش را جمع میکرد
و همراه سگ برایشان مهمانی چای میگرفت.
همیشه دنبال این است که با آدمهای دیگر حرف بزند و درگیرشان کند.
– همیشه همینطور بوده. – مواد اولیه عالیاند.
دستور پخت خوبی است.
کاملاً دستور خوبی است.
اما اگر تمام شخصیت از تولد تعیین شده بود،
No comments yet. Be the first to leave one.