The first 200 lines.
بعضیها میگن
انجیل بهترین داستان دنیاست
نچ
بهترین داستان
پسر دختری رو میبینه
پسر دخترو از دست میده
پسر دخترو به دست میاره
آره
پسر دختری رو میبینه
اون لحظهی اول که هر سلول تو ک...رت
داره قل قل میکنه
البته، همه یه جور تحریک نمیشن
شماها تو اتاق من چه غلطی میکنید؟
ریچی پسر، تمام روز کجا قایم شده بودی، هان؟
از رو تختم بیا پایین
میخوام ک...رمو بخوری
گم شو
تو یه ک...نی هستی
تو ک...ر میخوری. پس مشکل چیه؟
من اون ک...ری رو میخورم که خودم بخوام، پس گمشو
ریچی، ریچی
نباید اینجوری با من حرف بزنی
مشکلی پیش اومده آقایون؟
نه
آخ!
بهتره حواستو جمع کنی، ریچی
بلایی که سر الکساندر وگل اومد
سر تو هم میاد
فردا صبح که بیدار شی
از مچ پاهات آویزونی
تو وگل رو کشتی؟
آره من و شیلینگر
حالا ک...ر لعنتیمو بخور
زندانی شماره ۹۸اچ۴۶۲
ریچارد هنلون
محکومیت: سوم ژوئن ۹۸
حمل و توزیع مواد مخدر
حبس: هشت سال
پنج سال دیگه واجد شرایط آزادی مشروط
هی، ریچی
بله؟
من بعدیام؟
چی؟
داشتم میدیدم چجوری ک...ر مارکی رو میخوردی، نوبت منم هست
گمشو
آه!
اوه، لعنتی! اوه، لعنتی!
کی زدش؟ هنلون
مکمنس، قسم میخورم داشت بهم دستدرازی میکرد
هلش دادم کنار
به اتهام قتل متهم میشی
لعنت!
افسر. لعنتی، لعنتی، صبر کنید
اگه یه اطلاعاتی بهت بدم
در عوض چه معاملهای میتونم بکنم؟
خب، بستگی به اطلاعاتت داره
دربارهی یه قتله
یه قتل واقعی
یه قتل اینجا تو اوز؟
الکساندر وگل
وگل
آره، اگه بهت بگم کی وگل رو کشت
میتونم یه اتهام سبکتر بگیرم؟
خب، بستگی داره اطلاعاتت موثق باشه
بازم اینجا با همیم، شیلینگر
فقط این دفعه من مدرک دارم که تو وگل رو کشتی
مدرک؟
دوستت مَک اعتراف کرده
کسشر
اون به یه زندانی دیگه گفته که تو و اون
با هم اون کارو انجام دادین
اوه، اعتراف تو زندان؟
خواهش میکنم، مک انکار میکنه
و این ماییم، دو نفر
حرف ما، در مقابل هر کی که اون وراج باشه
مک همین الان تو اون یکی اتاق داره همه چیو لو میده
همونطور که گفتم، کسشر
و حتی اگه هم اینطور باشه
فکر میکنی من به تو اعتراف میکنم که این کارو کردم؟
تو دیوانه کنندهترین خوابهای لعنتیت
هرگز این رضایتمندی رو بهت میدم؟
نه
ببرینش بالا
بله؟
خوب گوش کن
بعضی از دوستای من خیلی ناراحتن
که تو سعی کردی یه قتل مشخص رو گردنشون بندازی
به خاطر اون تو یه مرد مردهای
یا مسیح
البته، اونا یه راه حل دیگه بهت پیشنهاد میدن
چون تو خودت همین الان به خاطر یه قتل اینجایی
پیشنهاد میکنن که به قتل الکساندر وگل هم اعتراف کنی
شانستو تو دادگاه امتحان کن
در بهترین حالت، حبس ابد میگیری
در بدترین حالت، اعدام میشی
اگه حبس ابد بگیری
دوستای من بهت اجازه میدن زندگی کنی
اگه نه، تو به هر حال یه مردهای
پس انتخاب کن
به گلین بگو میخوام ببینمش
یه اعترافی دارم.
آفرین پسر.
آگوستوس؟
اوه
تقریباً وقت دادگاهه.
غرق افکار خودم شده بودم، رفیق.
به چی فکر میکردی؟
داشتم فکر میکردم که
اگه همه چی خوب پیش بره
شاید واقعاً از اوز برم بیرون.
که قبل از غروب آفتاب
میتونم خونه پیش زنم باشم.
میتونم توی خونهام باشم.
یه آبجو خنک بخورم، بازی یانکیها و اوریولز رو تماشا کنم.
منظورم رو میفهمی؟
میدونی، قبل از غروب آفتاب
میتونم واقعاً یه مرد آزاد باشم.
آره.
هی.
جلسه رسمی رسیدگی به پرونده شماره ۹۶۶۱۳۳.
هیل علیه ایالت.
آقای سعید.
قربان.
قبلاً به صورت عمومی ثبت شده
که ریچارد کیبلر
در حالی که به عنوان قاضی خدمت میکرد،
در دادگاه جنایی ایالت
در ازای پول گرفت
برای دادن احکام ملایمتر
به سه قاتل محکوم شده.
آقای سعید ادعا میکند که علیه موکلش تبعیض صورت گرفته
چون نه رشوه داده و نه از امکانش خبر داشته.
اما این به خودی خود
تبعیض نیست.
متهم باید واقعیت رو نشون بده،
نه فقط ظاهر تبعیض رو.
همزمان با اینکه کیبلر رشوه میگرفت،
موکلم در برابر او حاضر شد.
حالا، موکلم گناهکار شناخته شد
و توسط کیبلر به حبس ابد محکوم شد
با امکان آزادی مشروط بعد از ۲۰ سال.
قربان.
آگوستوس هیل یک افسر پلیس رو با خونسردی به قتل رسونده.
اعتراض.
ماهیت جرمش تأثیر مستقیمی بر حکمش داره.
رد شد.
آقای سعید از دادگاه خواسته که به طور خودکار حکم رو لغو کنه
درباره محکومیت هیل،
به دلیل شرایط محکومیت قاضی کیبلر.
به دلیل شرایط فساد
که حق اساسی موکلم سلب شد
برای محاکمهای عادلانه
که توسط قاضی بیطرف اداره میشه.
و بنابراین آگوستوس هیل
مستحق لغو خودکار محکومیتش است.
اما هیچ سابقهای وجود نداره
که دادگاه چنین حکمی بده.
در واقع، این کار
عملاً یه قانون ایجاد میکنه
که فراتر از صلاحیت دادگاهه.
آقای سعید، اولین شاهدتون رو صدا کنید.
آگوستوس هیل.
قسم میخورید که حقیقت رو بگید، تمام حقیقت رو
و چیزی جز حقیقت رو نگید؟ به کمک خدا.
بله.
اوضاع چطوره؟
هنوز نمیتونم بگم.
این یارو، فورتوناتو، امم... سرسخته.
خوبه.
و سعید؟
زیاد حرفش رو رد میکنن.
نمیدونم. جالبه، رفیق.
الان بیشتر از دادگاه اولم استرس دارم.
منطقیه.
اون موقع داخل زندان رو ندیده بودی.
زندانی شدن فقط یه مفهوم بود.
حالا واقعیت رو میدونی.
میدونی اگه حکم علیهت باشه چه بهایی داره.
آگوستوس.
ما یه مدرک قطعی میخوایم.
باید یه مجرم محکوم شده رو پیدا کنیم
که ازش خواسته شده بود رشوه بده
نداد، و بعد ناعادلانه محکوم شد.
از کجا میدونی همچین کسی وجود داره؟
و اگه داشته باشه،
چطور پیداش میکنی؟
مثل سوزن توی انبار کاهه.
سریعترین راه برای پیدا کردن سوزن
انبار کاه رو آتیش بزن.
این لعنتی یعنی چی؟
بریم، داداش.
یه لیست از اسم تمام قاتلهایی که کیبلر محکومشون کرده.
حالا، اگه یکی از اونا شهادت بده که رشوه نداده
و ما نشون بدیم که ناعادلانه محکوم شده
تبعیض رو ثابت میکنیم.
ما وقت نداریم با همه این آدما تماس بگیریم، رفیق.
ما وسط دادگاهیم.
باید یه هفته پیش به این فکر میکردیم، رفیق.
قبلاً بهت گفتیم
هیچ امتیاز تلفن خاصی نیست.
No comments yet. Be the first to leave one.