Brassic

Brassic

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Σεζόν 4

Πληροφορίες έκδοσης

Brassic S04E05 Amy 720p NOW WEB-DL DDP5 1 H 264-MiU
Ένα Σχόλιο από warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 5 Brassic زیرنویس فارسی سریال

Ετικέτες

webdl
Δημοσιεύτηκε στις: 2025-11-24
Λήψεις: 14
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

اینقدر نفس نکش

دهنم مگه گند می‌زنه بهت؟ چرا؟

فقط پیاز و تخم‌مرغه، مگه نه؟ آره.

فقط پیاز و تخم‌مرغه، مگه نه؟ آره.

پیاز و تخم‌مرغ خوردم واسه صبحونه با یه کم گوجه.

مدیترانه‌ایه.

خفه شو. گوش کن. نفست الآن وحشتناک شده.

خفه شو. گوش کن. نفست الآن وحشتناک شده.

ببین کجا هستیم.

تو چقدر نفس‌نفس می‌زنی وقتی حرف می‌زنی. تو یه لعنتی...

سلام به همه، من اشلی هستم.

سلام به همه، من اشلی هستم.

من واسه صبحونه مدیترانه‌ای خوردم.

خب پس من چی بخورم واسه صبحونه؟

گمشو بابا.

یاروت گفت این فکر احمقانه‌ایه.

یاروت گفت این فکر احمقانه‌ایه.

یکی از ماشینای عیاشی تامو... کامیون سکس. پاتوق شهوانی.

یکی از مشتری‌هاش یه تاجر سوئدی خیلی پولداره. درسته؟

یکی از مشتری‌هاش یه تاجر سوئدی خیلی پولداره. درسته؟

و یه کیف پر از پول همیشه با خودشه، هرجا که میره

حتی تو جلساتمون. آخ! ببخشید مادر

خب پس می‌خوای وسط شلاق زدن، اون کوفتی رو بدزدیم؟

خب پس می‌خوای وسط شلاق زدن، اون کوفتی رو بدزدیم؟

آخ جون! آره

قضیه یه خورده پیچیده‌تر از این حرفاست، می‌فهمی؟

پول خیلی سفت و سخت تو خود نقش‌آفرینی گره خورده.

پول خیلی سفت و سخت تو خود نقش‌آفرینی گره خورده.

این... یه جورایی... فرویدیه، می‌دونی؟

اما، فردا صبح...

ازم خواسته تو یه اتاق هتل خدمتی بهش بدم، درسته؟

پس چیزی که من فکر می‌کنم اینه که شماها حواس محافظشو پرت کنید.

نقشه اینه که شماها حواس بادیگاردشو پرت کنین.

Pencil Full Of Lead #

خوبی؟

فکر کنم دارم سکته می‌کنم.

فکر کنم دارم سکته می‌کنم.

یکی از شما سریع میاد و کیف رو می‌زنه عین برق و باد.

sabre skin. Niche reference. Course

کجا منتظر می‌مونید تا بادیگارد از سر راه کنار بره؟

کمد جارو. می‌دونی چی میگم؟

کمد جارو. می‌دونی چی میگم؟

اَش. فوق‌العاده‌ست.

یعنی این یه ایده مسخره‌ست.

در واقع یه ایده محشره. مگه نه؟

آره.

آره.

اوه شت. بزن بریم.

وایسا بابا. وایسا! فقط ۱۲۶ لامصبه.

۱۲۶ـه، دارم بهت میگم. بزن بره.

۱۲۶ـه، دارم بهت میگم. بزن بره.

اوه. نه! مهاجم‌های نقاب‌دار. تامو اینو چرا پوشیدی؟

فاک!

اوه، این لعنتی چقدر گنده‌ست!

نه. نه. نه!

روغن‌های خوشبوی لامصب اینجاست، توماس!

چرا این اینقدر لیزه؟

من تا حالا تو عمرم ندیدمشون.

من تا حالا تو عمرم ندیدمشون.

نظرت چیه؟ نمیتونم که ماساژ خشک بدم، مگه نه وین؟

اوه، ببخشید، رئیس.

رفقا، امم... ادامه بدید.

ممنون!

ممنون!

تفنگ!

تفنگ گنده. بنگ بنگ.

تفنگ گنده. بنگ بنگ.

بوی گندِ اسطوخودوس میده، بابا!

گرفتی؟

وایسا. وایسا. کیسه رو میندازم.

بریم.

بالاخره دیگه!

بالاخره دیگه!

دزدای حرفه‌ای کوفتی!

خب، تو هم که سر بزنگاه رسیدی، عزیزم.

خب، تو هم که سر بزنگاه رسیدی، عزیزم.

بیست ساله که این مرکز رو مدیریت می‌کنم.

و هیچ‌وقت مجبور نبودیم انقدر دست و بالمون رو سفت بگیریم.

من و رونی وقتی کوچیک بودیم اینجا می‌اومدیم.

و همیشه یه کم امم... شکلات داغ و بیسکویت بود.

واسمون خیلی معنی داشت.

واسه همین، به نظرم اومد خوبه که اون خیریه رو راه بندازیم، می‌دونی؟

که جبران کنیم؟ آره.

که جبران کنیم؟ آره.

سلام. سلام.

سلام.

بین خودمون باشه، ارین جان.

ما بیشتر از یه بازارچه خیریه نیاز داریم.

ما بیشتر از یه بازارچه خیریه نیاز داریم.

منظورم اینه که به زور پول داریم که همین جا رو بچرخونیم.

چه برسه به اینکه بخوایم بهش سر و سامون بدیم.

ارین و رونی؟

آره. رونی کرافت برادرته؟

وای خدا. آره.

چرا؟ چی کش رفته؟

چرا؟ چی کش رفته؟

تدِ من چند سال پیش مچشو گرفت که داشت همه رول‌های دستمال توالت رو می‌برد.

خب، تلاش کرد.

خب، تلاش کرد.

آخر هفته تعطیلات رسمی، طفلکی همونجا گیر افتاده بود.

آره، این دیگه کار رونی خودمونه.

آدم که نمی‌تونه خونواده‌اش رو انتخاب کنه.

نه، واقعاً که نمی‌تونه!

یعنی اونجاییه که درخـ... درختا و این چیزا رو نگهداری می‌کنن؟

یعنی اونجاییه که درخـ... درختا و این چیزا رو نگهداری می‌کنن؟

روش نوشته مارش فاکینگ گاردنز؟

مارش گاردنز یه گه دونی لعنتیه.

آره، یه گه دونیه. تازه خطرناکم هست.

آره، یه گه دونیه. تازه خطرناکم هست.

کریسمس پارسال "سمِ ژامبون آب‌پز" رو همونجا به یه نیمکت میخکوب کردن.

"سمِ ژامبون آب‌پز" خودش رو به اون نیمکت لعنتی میخکوب کرد.

چون یه احمقِ به تمام معناست.

می‌دونی چه جوری شد؟

می‌دونی چه جوری شد؟

جی‌جی، شما اتفاقاً یه گربه گاراژی هم دارین؟

نه. گربه گاراژی چیه؟

نه. گربه گاراژی چیه؟

خب، یه گربه‌ست که تو یه گاراژ لعنتی زندگی می‌کنه، مگه نه؟

خب، اون فقط یه گربه‌ست، مگه نه؟

میو

نه

یه سلاح لعنتی بردار، کله‌پوک!

هیس!

نه. اونا قشنگ می‌دونن ما اینجاییم.

نه. اونا قشنگ می‌دونن ما اینجاییم.

خب، حالا گوش کن.

اگه گربه گاراژی هستی، بهتره همین الان یه چیزی بگی.

ببین، هیچ‌کس نمی‌خواد بهت آسیب بزنه. فقط بذارشون زمین.

یکم بذارشون پایین. هیچ‌کس نمی‌خواد بهت آسیب بزنه.

فقط بیا بیرون.

فقط بیا بیرون.

بیا دیگه!

ببخشید، در باز بود و بارون می‌اومد. خب...

خوبی؟

شماها ارین کرافت رو می‌شناسید، درسته؟

شما کی هستین؟

من اِیمی کرافت هستم.

فکر کنم اون خواهرمه.

من یه خواهر دارم؟

من یه خواهر دارم؟

می‌دونم. منم اصلاً نمی‌دونستم.

کی فهمیدی؟

دو هفته پیش.

وقتی مادربزرگم مُرد. به خاطر سرطان.

وقتی مادربزرگم مُرد. به خاطر سرطان.

خب، سرطان داشت ولی بعدش خوب شد.

بعد حالش خیلی بد شد واسه همین یه اسکن دیگه براش گرفتن ولی هرگز نرسید.

پستچی از لای پرده دیدش که همونجا افتاده.

پستچی از لای پرده دیدش که همونجا افتاده.

من خونه‌اش رو برای شهرداری تخلیه کردم، چون خیلی اهل جمع کردن خرت و پرت بود.

و این نامه‌ها رو پیدا کردم که بابام برای مامانم نوشته بود و توشون گفته بود...

چقدر دلش برای دختر کوچیکش اِرین تنگ شده بود و...

چقدر دلش برای دختر کوچیکش اِرین تنگ شده بود و...

دارم وراجی می‌کنم، مگه نه؟ آره؟

وقتی عصبی می‌شم وراجی می‌کنم. شما هم وراجی می‌کنید؟

آره.

آره.

اینجا بودن فقط یه کم غافلگیرکننده‌ست.

باورم نمی‌شه که اون یه خواهر ناتنی داره.

اه بی‌خیال بابا! نیل کرافت که یه زن‌باره‌ی قهار بود.

اه بی‌خیال بابا! نیل کرافت که یه زن‌باره‌ی قهار بود.

تعجب می‌کنم که بچه‌های لعنتیش زودتر از سوراخ‌سنبه‌ها بیرون نیومدن.

امیدوارم فکر نکنی که من یه مزاحم یا چیزی از این قبیل هستم.

فقط... فقط شما رو آنلاین پیدا کردم.

فقط... فقط شما رو آنلاین پیدا کردم.

و شما رو بیرون گاراژ دیدم و...

فقط رفتم اونجا و بعد وقتی پسرا رسیدن...

من فقط از ترس قشنگ ریدم به خودم، نمی‌دونستم چی بگم.

من فقط از ترس قشنگ ریدم به خودم، نمی‌دونستم چی بگم.

در واقع، تو واقعاً منو یاد اون میندازی.

فکر می‌کنی اونا الان دارن درباره چی حرف می‌زنن؟

نمی‌دونم. خب، حتماً مسائل مربوط به باباست، مگه نه؟ یه سری زمینه‌های مشترک.

اونا بابای مشترک دارن؟

آره. یعنی چی! آخه کله‌خر، فکر می‌کنی واسه چی اینجاست؟

آره. یعنی چی! آخه کله‌خر، فکر می‌کنی واسه چی اینجاست؟

اون... اونو می‌دونم، ببخشید.

من، اشتباه... اونا یه پدر مشترک دارن، یعنی...

"اوه خدای من، اونا یه بابای مشترک دارن!"

باور می‌کنی؟ باور می‌کنی اونا یه بابای مشترک دارن؟

لحن گفتارمه! خفه شو!

وقتی کوچیک‌تر بود، همیشه یه خواهر می‌خواست، می‌دونی؟

دوستات خوب به نظر می‌رسن.

آره. عالین.

آره. عالین.

گمشو بابا!

پس از لهجه‌ات می‌فهمم که اهل اینجا نیستی؟

پس از لهجه‌ات می‌فهمم که اهل اینجا نیستی؟

نه. امم... لیورپول.

امم، البته تو یه هاستل تو شهر موندم، اون...

هاولی بک‌پکرز؟

هاولی بک‌پکرز؟

اوه عیسی! اون یه گه دونیه.

می‌دونی، من همونجا به وجود اومدم.

می‌تونی اتاق قدیمی شوگر رو برداری، اوکی؟

می‌تونی اتاق قدیمی شوگر رو برداری، اوکی؟

اون هنوز یه سری وسایلش رو اونجا داره که باید ببره خونه جی‌جی.

پس اگه سر راهت بود، فقط بندازش یه گوشه.

ممنون. خیلی لطف می‌کنید.

ممنون. خیلی لطف می‌کنید.

خب نمی‌تونم بذارم بری به رفیقات بگی خواهرت رو دیدی

More Farsi Persian subtitles for Brassic

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left