Οι πρώτες 200 γραμμές.
یه پیرزن بود یه مگس رو قورت داد
نمیدونم چرا اون مگس رو قورت داد
نمیدونم چرا اون مگس رو قورت داد
شاید بمیره
یه پیرزن بود یه عنکبوت رو قورت داد
که میجنبید و وول میخورد و قلقلکش میداد
که میجنبید و وول میخورد و قلقلکش میداد
اون
...عنکبوت رو قورت داد تا مگس رو بگیره
نمیدونم چرا اون مگس رو قورت داد.
شاید بمیره...
شاید بمیره...
با آدامسم دارم ریتم درمیارم
آفتاب اومده و منم میخوامش
آفتاب اومده و منم میخوامش
سخت نیست، راه دوری نیست
اووه، اووه!
بیا دیگه، ببینمت
این چرا قایق داره؟ من اصلا نمیدونم چرا قایق داره!
چینی دن اینجوریه دیگه
هیچوقت نمیدونی چی این دور و براش داره. بیا! اینو ببین
یه کلهخر گنده
یه کلهخر گنده
یهو جلوی در ظاهر میشه
سلام. چطوری کالوین؟
یه بار واسه چینی دن اون تو تو ون دارم
رفیقت باهات نیست؟
همون کوچولوهه، با پیرهن گلگلی؟
خب، میبینیش کالوین؟
نه، پس اینجا نیست؟
اینجا نیست. نه، نیست
اینجا نیست. بهش بگو بره چینی دن رو بیاره
اینجا نیست. بهش بگو بره چینی دن رو بیاره
چینی دن رو بیار. برو چینی دن رو بیار!
وایسا همونجا. اوه ما همونجا وایمیستیم
این که کوفتی... قفل هم نیست، یارو
وای خدای من
وای خدای من
ای بابا... ول کن بابا!
اینا آجای خوبی دارن، دن
یا مسیح!
اون چینی نیست
نه. این... این یه لقبه
نه. این... این یه لقبه
اینا قلابین؟
آره، یه جورایی
این قایقه دیگه چیه رفیق؟
چی؟ تو میخواییش؟ نمیتونم این کوفتی رو از اینجا جمش کنم!
حالم از دیدنش به هم میخوره
من که قایق به دردم نمیخوره دن، نه؟
من که قایق به دردم نمیخوره دن، نه؟
پس واسه چی آوردیش اینجا؟!
چون لعنتی کنجکاو بودم!
کنجکاو؟! قیافهام میخوره که وقت واسه کنجکاوی داشته باشم؟!
من مال دزدی نمیخرم، وینی
من مال دزدی نمیخرم، وینی
هیچوقت. من یه کاسبِ شرافتمندم
این دیگه کلا چرته. ولی
به خاطر خودت
اینا رو نصف قیمت ازت برمیدارم
اینا رو نصف قیمت ازت برمیدارم
نصف قیمتِ معمولیش... تو عوضی!
گوش کن چی میگه. بهش بگو یه عوضیه
داره منو لعنتی
سرکیسه میکنه، نه؟
تو یه عوضیای و داری سرکیسهاش میکنی
یه عوضی؟ این درد داره!
یه عوضی؟ این درد داره!
داری دو برابر سرکیسهاش میکنی
چی شده عزیزم؟
مامانمه، وینی!
رفته!
رفته!
مرده وینی
اوه... گندش بزنن! گندش بزنن! هی، هی! تو چرا به من میگی عوضی؟
برو سوار اون ون لعنتی شو. برو سوار ون شو
زیپ شلوارتو ببند! پیرهنت ازش زده بیرون
دفعه دیگه مطمئن شو که رفیقتو میاری
دفعه دیگه مطمئن شو که رفیقتو میاری
میارم. گمشو بابا، کالوین!
اون کیه؟
اون کیه؟
اون رفیقمه صداش مثل اورویل میمونه
اورویل کیه؟
یه اردک سبز، پوشک پوشیده بود، نشسته بود رو زانوی یه پیرمرد
و وقتی من همسن تو بودم
عجیب این بود که اون سرگرمی بود
عجیب این بود که اون سرگرمی بود
گیدی، بیا عزیزم!
اوه وینی، چای کیسهایهام تموم شده
و مامان همیشه میگفت یه کتری چای درست کنم... هی. هی. هی. هی
و مامان همیشه میگفت یه کتری چای درست کنم... هی. هی. هی. هی
و مامان همیشه میگفت یه کتری چای درست کنم... هی. هی. هی. هی
اشکالی نداره، ما برات میگیریم
ما برات چای کیسهای میگیریم
به من گوش کن. اون رفته
هی. کی فوت کرد؟
اوم... حدود پنج دقیقه پیش
اوم... حدود پنج دقیقه پیش
خدایا!
همین الان بهت زنگ زدم
اون... آره؟
هنوز اون بالاست؟ آره، باشه.
اوه! دوستت خیلی کوچیکه.
اوه! دوستت خیلی کوچیکه.
خب، هفت سالشه مگه نه؟! اوه.
بچهست.
اوه، فکر کردم فقط قدش کوتاهه.
پسرعموم اوشین هم همین قد و قوارست
و ۴۲ سالشه.
و ۴۲ سالشه.
یه اختلال ژنتیکیه.
یه ربطی به ترکیبات خاک داره
تو غرب ایرلند.
وای خدا... میای بریم خونه ترسناکه رو ببینیم؟
وای خدا... میای بریم خونه ترسناکه رو ببینیم؟
آره. بیا تو!
اینا همه کین؟
عزیزم، اینا همهشون مُردهان.
جدی؟ آره.
حتی این یکی؟ اوه. این جدیده!
گیدی، عزیزم.
گیدی، عزیزم.
اون کیه؟ اوه آره، اِم...
پاش تو تعطیلات تو بیورلیک عفونت کرد.
بیورلیک؟!
آره، اونجا که، اِم...
همونجا که مرغ درست میکنن. اسمش چی بود؟
همونجا که مرغ درست میکنن. اسمش چی بود؟
اِه... کنتاکی.
بابا، همچین جایی وجود نداره رفیق.
اصلاً حتی ذرهای.
تایلر؟ بله؟
چی کار میخوای بکنی؟ میخوای همینجا بمونی؟
چی کار میخوای بکنی؟ میخوای همینجا بمونی؟
یا میخوای بریم مامان مُردهی گیدئون رو ببینیم؟
شبیه آدم خوابیده به نظر میاد؟
اوه بله، هنوز گرمه!
این حرف خیلی عجیب غریبیه.
این حرف خیلی عجیب غریبیه.
میخوای همینجا بمونی؟
چی کار میخوای بکنی؟
من میرم تو. آخ!
حالت تهوع و اسهال!
خیلی شجاعی رفیق.
بیا یه نگاهی بهش بندازیم...
اوه، وای خدا!
نشست. اوه، من این کار رو کردم.
چرا یه نوشیدنی تو دستشه؟
آخرین چای مشترکمون.
آخرین چای مشترکمون.
ولی چای کیسهای که نداری، داری؟
خب، نه... توش چایی نیست، وینی.
چه فایده، مُرده!
فقط قوزک پاهاش رو بگیر، باشه؟
فقط قوزک پاهاش رو بگیر، باشه؟
بیا بخوابونیمش.
باشه.
مامان، فقط وینی و تایلرن. یه چای صوری اونجاست.
اشکالی نداره، عزیزم.
نامناسب رفت زیر پتو که...
فقط...
اوه، لعنتی!
وای رفیق!
وای رفیق!
چرا... گربه...؟
آخرین نوازش آقای میتنز.
اونم مُرد؟
خیلی وقت پیش.
خیلی وقت پیش.
میدونی، ما به یه کفن و دفنکننده نیاز داریم؟
یه کفن و دفنکننده میشناسی؟
من هفت سالمه.
فقط یه بار!
این که پینگ پینگ لعنتی پینگ نیست!
این که اسباببازی بچهها نیست!
به خدا قسم، مردم یه زنگ میبینن
و دوباره میشن سه ساله لعنتی! پسرفت میکنن.
میخوای یه بیسکوییت بچهگونهی لعنتی تو دهنت بذارم؟
پوشک آموزشی لعنتی پات کردی؟ نه!
پوشک آموزشی لعنتی پات کردی؟ نه!
تو سه سالگی که بیسکوییت بچهگونه نمیخورن.
خب، من که نمیدونم، چون بچهای ندارم، مگه نه؟
و نه دلم میخواد از اون کلهپوکهای آب دهن ریختهی لعنتی داشته باشم.
چی میخوای؟
وینی فرستادمون. حالا چی؟
وینی فرستادمون. حالا چی؟
خب، یکی یه جورایی مُرده... آره.
آه، لعنتی...
دارم ناهارمو میخورم!
بهش میتونی بگی که من هیچ کاری نمیکنم
تا وقتی رِربیتم رو تموم کنم.
اون که پنیر رو نونه.
اون رِربیت لعنتیه!
پنیر رو نون.
پنیر رو نون.
هرزهها!
اِم، دخترا.
داری ازمون دوری میکنی، تامو؟
اوه، نه، دخترا...
No comments yet. Be the first to leave one.