نخستین 200 خط.
.:: زیـرنـویـس از : سـعید پردیـس ::.
.مربوط به آقاست
.طبق گفته یه منبع موثق نزدیکی خونه تو دیده شده
چیه؟ مشکل چیه؟
!گابریلا .ساکت باش
.مثل فشفشه با ماشین از ویرجینیا زدی بیرون
سعی داشتی منو قال بذاری؟
.باید سرم یه هوایی میخورد
تو فکر کردی بدون محافظت ...اینکارو بکنی در حالی که
یه تعقیب همه جانبه برای پیدا کردن آقا اعلام شده؟
لیسی چطوره؟ .اوه، خیلی ترسیده
،ولی شیکر باهاشه متاسفم، خودت حالت چطوره؟
.خیلی خستهام
،فکر نمیکنم این موضوع رو جدی گرفته باشی
.تو که میدونی بیشتر این مشاهدهها ساختگیه
،مردی که تو رو یه سال اسیر خودش کرد
.میتونه همین الان اطراف خونهات باشه
از پلیس دی سی خواستم .برای محافظت بیشتر بیاین اینجا
،داری بیش از اندازه مسئله رو بزرگش میکنی
... آقا حدود 20 ساله که
،ناپدید شده و غیبش زده .بهش فکر کن
چی ممکنه باعث بشه که الان برگرده؟
.یه چیزی هست
.یه چیزی رو باید در مورد آقا بهت بگم
.گوش میدم
،ترنت، داری منو عصبی میکنی
شیکر رو مجبور کردم که یه تعداد ،پرونده هام رو از اداره برام بفرسته
.چون میدونم بدون مدرک حرفمو باور نمیکنی
اف بی آی، پلیس دی سی، اونا رو بررسی کردن .و اطلاعات رو بی اساس اعلام کردن
.به همین دلیله که هرگز بهت هشدار داده نشده
.این خبر تکان دهنده ای نیست
...ولی
...بعد از اینکه من و تو
،باهام آشنا شدیم
.خودم این 13 نقطه رو بررسی کردم
.نقطههای زرد برای آقاست
.و نقطههای قرمز توئی
.هشت تا نقطه در جاهایی با هم همپوشانی دارن
.دقیقا
اون دنبال من بوده؟
برای 20 سال؟
منو تعقیب میکرده؟ .به نظر میرسه که همینطوره
،وقتی تو نیویورک بودم
.آره، یه مایل دورتر دیده شده
.نیواورلئان، اونم اونجا بوده
.میدونم که قبولش سخته
چطور تونستی اینو بهم نگی؟
چون تو این چند سالی که تو رو میشناسم .آقا دیده نشده
...ولی پس از مشاهده امشب
.همه چی رو تغییر میده
چه چیز دیگهای هست؟
از چشمات میخونمش .همه چی رو سریع بهم بگو
حدود هشت سال پیش ،پلیس دی سی آپارتمان موقت آقا رو پیدا کرد
.تو سیرکِل لوگان، میدونم
میدونستی اینا رو هم پیدا کردن؟
روز 102ام، 271 روز مانده به فرار
.هی
از کجا اومدی؟
.صدای مادرت رو میشنوم که داره صدات میکنه
.نگران به نظر میرسه
،طفلکی
.تو صدمه دیدی
ببینیم اینجا چی داریم؟
!چه کوچولوی نازی
اسمش رو چی بذاریم؟
اون مال ما نیست .فکر کنم توسن خوب باشه
نمیتونیم نگهش داریم .اون خانواده داره
.گابریلا .نه
.اون به ما تعلق نداره
.واو .هی، دی، اومده شهر خونه فقرا
فکر منو نکن، مرد .عالیه
اوضاع چطوره؟ .یه جورایی میگذره
سرفه کردنت رو رفتی بررسی کنی؟
هی، دان
هنوز مک رو ندیدی؟ .نه
.چه حیف، خیلی پسر عزیزی بود
اون کیه؟ سامپسون؟ چی شده؟
.هی، مک، رفیق، دان اینجاست
دان، سامپسون رفته کجا؟
...من حالت چطوره، مک؟
.فکر کنم رفته خودشو بکشه
باید پیداش کنیم .باید جلویش رو بگیریم
.من باید یه دوش بگیرم و برم سر کار
،گبی، تا این ماجرا تموم بشه
.بهتره همینجا بمونی
تو اسارت نمیتونم کارمو انجام بدم، ترنت
میفهمم، درک میکنم .نه، درک نمیکنی
.باشه، درک نمیکنم
،ولی هنوزم باید بدونم جات امنه
.و تو جاهای پرجمعیت نمیری
...خطرناکه، بنابراین
الان چه گزینههایی داریم؟
.لازم نیست مدام بهم زنگ بزنی، حالم خوبم
.من یه مرد بیخانمان گمشده پیدا کردم
.این پرونده برام مهمه
.به اندازه کافی گفتی، دارم میام
.گزینههامون زندگی کردنه
.باید برم دفتر، یه گمشده دارم
.اینکه بری سر کار و برگردی خونه، مشکلی ندارم
.فقط همین .باشه
.حالا، میخوام برم دوش بگیرم
.آره
.اوه، افسر پلیس باید به زودی برسه اینجا
میشه کلید خونهات رو داشته باشم؟ .نه
.حریم خصوصی من برام خیلی مهمه، ترنت
میدونی که خونه من امنه .وقتی رفتم قفلش میکنم
.اونا میتونن مراقب محیط اطراف باشن
.باشه
.حرومزاده مریض، تو اون سالها همش دنبالم بودی
چرا؟ .پس اون پسره پوتین پوش، یه پلیسه
.فقط من سوال می پرسم نه تو
حداقل میشه بهم بگی جریان چیه؟
یه غیرنظامی گزارش داده که .تو رو حدود یه مایل دورتر از اینجا دیده
.خب، معلومه که من نیستم
،تا وقتی که این موضوع منتفی بشه
.قراره پلیس اطراف این محل باشه
.پس صدات درنیاد
.در موردش فکر میکنم
.تو رو میاندازن زندان
.و کسی هم اشکی برات نمیریزه
.مطمئنا، منم با تو میرم زندان
.ولی به دلیل جنون و مشکل روانی تبرئه میشم
.شاید جواب بده شایدم نه
.ولی حاضرم این ریسک رو بپذیرم
تو چی؟
.حالا به این سوال کوفتی جواب بده
چرا تعقیبم میکردی؟
.ما به هم تعلق داریم
پس خودت میخوای اینجا باشی، نه؟
.زنجیر رو باز کن تا بفهمی
.وقتی سامپسون موهاش رو کوتاه میکنه خوشحالتره
عاشق اینه که کاری کنه که مردم نسبت به .خودشون احساس خوبی داشته باشن
مک، میشه عکس رو قرض بگیریم؟
.نه، نه، مال منه
بهم اعتماد داری؟
.پس میتونی به اونا هم اعتماد کنی
آخرین باری که سامپسون رو دیدی کی بود؟
.دیروز
آخه بعد از اصلاح موهاش ،رفت که یه دوش بگیره
.ولی دیگه برنگشت قبلا گفتی که
،سامپسون میخواسته خودشو بکشه
میشه بهمون بگی چرا؟
تنها چیزی که میدونم اینه که
،در نهم نوامبر اتفاق خیلی بدی براش افتاده
،چون هر سال تو این تاریخ خیلی افسرده میشه
،و در این مورد شروع به صحبت میکنه
.که دیگه نمیخواد تو این دنیا باشه
.نهم نوامبر دو روز دیگه اس
،خب، سامپسون گفت اگه بخواد خودشو بکشه
.اینکارو دقیقا تو اون روز انجام میده
قبلاً هم اقدام به خودکشی کرده؟
.نه، ولی این دفعه حس میکنم فرق داره
.سامپسون هیچوقت اینقدر منو تنها نمیذاشت
،حق با خانومه .مک تموم دنیای اونه
اسم فامیلی سامپسون رو میدونی ؟
.اوه
،از سبد خریدهای ماست .زندگیمون رو با اینا حمل میکنیم
،برای یه عده از مردم ارزش احساسی داره
.و برای یه عدهی دیگه، پولشون رو حمل میکنه
.بفرمایید، مک
.هی، هی، اوه .چیزی نیست
.چیزی نیست
.موکلین تو نمیتونن راه بیفتن به مردم حمله کنن
.اون عذرخواهی کرد
.مک، لیسی رو ندید
چون دید محیطیش توسط یه حرومزاده که
.چند سال پیش بهش حمله کرده، آسیب دیده
.جدی میگم ترنت، حالم خوبه
.هیچ خراشی هم برنداشتم
.و شکایت هم ندارم
واضحه که مک قبلاً به اندازه کافی .تو زندگیش سختی کشیده
،من نگران مک هستم ،اون خیلی رنگش پریده
بیحال افتاده و بدنش داره میلرزه .من مراقبت فوری رو پیشنهاد دادم
.ولی میگه نمیره
.شاید نیاز به استراحت داره
.یه پتو بردار و ببرش دفتر من تا استراحت کنه
.زود میام بهش سر بزنم
تموم بیمارستانهای محلی رو چک کردم
.وهیشکی با مشخصات سامپسون پذیرش نشده
.دارم سردخونه ها رو چک میکنم
شیکر هم از طریق سیستم ،پلیس دی سی دنبالش گشته
بینتیجه بوده ،دلم بهم میگه
.سامپسون اسم واقعی این مرد نیست
آره، توی اردوگاه، کاری با اسم یا .اسم فامیلی واقعی ندارن
.این بارهم گیج شدم وکاری ازم برنمیاد
.سامپسون ردپای دیجیتالی نداره
.یعنی درواقع هیچی در مورد این مرد وجود نداره
.نه کارت اعتباری، نه حتی تلفن
.جز اینکه مک میگه تلفن داره
.پس باید یه جایی اون بیرون باشه
.مک گفت اتفاق بدی برای سامپسون افتاده
اینکه قربانی یه اتفاقیه که .به نهم نوامبر مربوط میشه
باید بدونم این مرد قبل از اینکه .سامپسون باشه چه کسی بوده
.دان، داری یه چیزی رو قایم میکنی
اینو از من نشنیده بگیر، خب؟
یه گروه جامعه زیرزمینی برای افراد بیخانمان وجود داره که
یه مکان امن برای بحث در مورد .همه کس و همه چیز به حساب میاد
برخی از افراد تو اونجا .احکام دادگاه معوقه دارن
.زیک، برات یه دعوت نامه فرستادم
.گرفتمش
No comments yet. Be the first to leave one.