نخستین 200 خط.
.پسرمو فدای یکی دیگه کردی
.تو قهرمان نیستی
.نزدیک پسرم نشو
.صبر کن گبی-
.پدر تونی ازمون متنفره
.اون از من متنفره
.ولی هنوزم باید تلاشمون رو بکنیم
.امکان نداره
.آقای ادواردز، لطفا- .من اینجام تا کمک کنم
کمک؟-
.به پسرم شلیک کردی
.اون بیشتر از یه ماهه که تو کماست
.پسرت درگیر جنایتی وحشتناک بود-
.من یه مامور امنیتی نیاز دارم-
این زن داره ما رو اذیت میکنه .گبی بیا بریم-
،میدونم که تونی بازیچه شده-
ولی پلیس و مردم
.اونو بعنوان یه مجرم میبینن، نه یه قربانی
اگه میدونم که تونی به هوش اومده ،و از اون ور شهر اومدم اینجا
پلیس دی سی هم .نمیتونه خیلی دور باشه
بابا؟-
.اشکالی نداره پسرم
میدونم که ازم متنفری-
ولی اجازه بده شرکت من ،با تو و تونی همکاری کنه
تا هر کسی که اونو قربانی کرده .تحویل قانون بدیم
بهت قول میدم میتونم .نذارم پسرت کارش به زندان بکشه
برو به جهنم.
.متشکرم ...این خانم ها-
.آقا، لطفاً اگه میشه برید عقب-
.نه، برای این خانمها اومدین اینجا-
نه، نه ...تونی ادواردز-
...تو بخاطر ربودن-
.متیو رابینسون بازداشت میشی-
.تو حق داری سکوت کنی
.بابا، یه کاری بکن لطفا- دستبند؟-
.اون هنوز تحت نظر پزشکهاست
.عقبتر وایسین- .ولی اون بچه اس-
.تو حق داری وکیل بگیری
...اگه نتونی هزینه وکیل رو
.یه مشکل هست...
از زندگی تو دنیایی میترسم
که شهروندانی مثل گبی موزلی
.خیلی راحت با قانون بازی میکنن
بررسی پلیس دی سی ،از مجوز کارآگاهی موزلی و شرکا
،بسیار روشنه. بر طبق شنیده ها
کاپیتان مالوری، از روز اول مجوز .رو برای گبی موزلی صادر کرده
خب، ممکنه درست باشه .ولی ملیسا درر مُرده
و کسی واقعاً پیدا میشه که به کار گبی موزلی ایمان داشته باشه؟
بهترین ها را با ترافیک نیم بها از وب سایت مووی زون دانلود کنید @Movie_Zone_co
.سلام پسرم .این یه سورپرایزه
.به کمکت نیاز دارم-
.معمولا اینجور مواقع صدات رو میشنوم
شرکت موزلی و شرکا در معرض خطر
.از دست دادن مجوز کارآگاهیشون هستن
که در نهایت میتونه .شرکتمون رو تعطیل کنه
تو عضو کمیته فرعی سنا هستی
.که به حوزه قضایی کیفری نظارت داره
میتونی بهمون کمک کنی تا این مشکل برطرف بشه؟
فرض رو بر این بذارم که از استعدادت تو زمینه کامپیوتر
برای استفاده غیرقانونی برای کمک به موزلی و شرکا استفاده کردی؟
بابا، میشه... میشه امروز بحث رو بذاریم کنار؟
کامپیوترهام تنها ارتباط واقعی من
.با دنیای خارجه
.ازش خبر دارم، زیک-
ولی ببین، من سعی کردم ...تو رو درک کنم، ولی تو
.تو همیشه درها رو به روی من میبندی
نمیخوام گذشته رو دوباره مرور کنم، باشه؟
.اینکارو نمیکنم
میتونی کمکم کنی یا نه؟
تو با بخشی از صندوق اعتباریت
.به موزلی و شرکا کمک مالی کردی
به اندازه کافی واسهشون مایه نذاشتی؟
خانواده موزلی و شرکا بهم کمک میکنن- .تا روزها رو پشت سر بذارم
،بدون اونا، بدون کاری که انجام میدن
.نمیدونم چه اتفاقی برام میوفته
.بابا، من هرگز ازت چیزی نمیخوام
.چیزی نخواستم
لطفا، فقط ازت میخوام که
.تلاش خودتو بکنی .خواهش میکنم بابا
.باشه، بررسیش میکنم
.فعلا نظر خاصی نداریم-
نمیتونم باور کنم که .داره این اتفاق میوفته
منظورم اینه که اگه مجوزمون رو بخاطر مالوری و تلاش مضحکش
برای مقصر دونستن گبی
،درمورد فوت ملیسا، از دست بدهیم
ایتن، روانپزشکام، نگران میشه که بخاطر
نبود موزلی و شرکا .دچار بیماری عود عاطفی بشم
.هی، شنیدم تونی ادواردز به هوش اومده
.فقط اومدم ببینم چه کمکی میتونم بکنم
تونی حرفی هم زده؟
.پلیس دی سی ظاهرا بازداشتش کرده
خب میدونم، ولی شنیدم که- ،گبی قبلاً اونجا بوده
خب مطمئن نبودم که
.چیزی در مورد حلقه قاچاق گفته یا نه
متاسفم، ولی فکر کردم که تحت تأثیر
،اتفاقی که برای پرداخت باج ملیسا افتاد
.بین تو و گبی، کمی فاصله افتاده
.فاصله شخصی، آره
ولی این در مورد دستگیری اون حرومزاده، قاچاق انسانه که
.اون بلا رو سر تونی آورد
.تونی از صحبت با پلیس امتناع میکنه
.پاتریک هم نمیخواد با ما حرف بزنه
،ما به یه برنامه نیاز داریم
برای فهمیدن اینکه ،چطور میشه به پاتریک نزدیک شد
.تا تونی بهمون اعتماد کنه
گبی، من چیزی رو میخوام .که به صلاح تونی باشه
ولی این بار باید .به خواستههای پدرش احترام بذاریم
موافقم- بعلاوه،
،با وضعیت مجوزمون در حال حاضر
،درگیر شدن با پرونده شاخصی مانند تونی
ممکنه هم برای موزلی و شرکا .و هم تونی خوب نباشه
،پسره که بازداشت شده-
،به معنای واقعی
دستش رو با دستبند به تخت بیمارستان .با اون ملحفههای عهد دایناسور بستن
.این بچهایه که هیشکی ازش محافظت نمیکنه
ما هیولای پشت اون- .حلقه قاچاق رو از بین میبریم
.هیچی نمیتونه مانعمون بشه
.نه پاتریک، نه یه تیکه کاغذ پاره
.من با گبی و دان موافقم-
...عملیات بدون اون کاغذ پاره
.میتونه گبی رو پشت میلههای زندان بندازه
اونوقت به کی کمک کنیم؟
یه کمک کوچیک میکنی، ترنت؟
.لطفا بهشون بگو که حق با منه
.در نهایت تصمیم با شرکت موزلی و شرکاست-
.و من عضوی از این شرکت نیستم
پس وقتی تونی یا پاتریک ،نظرشون رو تغییر دادن
.یکی بهم زنگ بزنه
.ما مدیون تونی و پدرشیم-
.داریم پرونده رو جلو میبریم
چطور بدون رضایت پاتریک- میشه پرونده رو جلو ببریم؟
.اون تو لابی بود-
.من باید باهات صحبت کنم-
با دیدن اون افسرهایی که ،به پسرم دستبند زدن
.طوری ازش سؤال میکنن که انگار یه جنایتکاره
اگه به همون اندازه که میگی ،میخوای جبران کنی
پس تو تنها کسی هستی که ،به اندازه کافی انگیزهاش رو داری
.تا نذاری پسرمو ببرن زندان
...آقای ادواردز، باید بگم
چیزی بیشتر از این نمیخوام که به قولم عمل کنم و
.از پسرت محافظت کنم
.پس تو استخدام شدی
به محض اینکه امروز ،اسکن نهایی تونی انجام بشه
.از بازداشتگاه پلیس ترخیص میشه
قبل از اینکه اتفاقی بیفته، باید تونی رو
.تحت مراقبت خودمون قرار بدیم پس برو بیمارستان و
و از کنارش تکون نخور .تا باهات تماس بگیرم
برای جلوگیری از بروز هر مشکلی .مطمئن میشم که ترنت هم اونجا باشه
.باشه-
،سدان خاکستری که متیو سوارش شده بود
،همون ماشینیه که
.جلوی مسافرخونه "فوندین فادرز" تیراندازی کرد
ما میدونیم که رفتار تونی
نسبت به حدود شش ماه .قبل از اینکه متی رو بدزدن، عوض شده
،پس هر کسی که تونی رو گول زده
احتمالاً همون موقع .باهاش تماس اولیه رو برقرار کرده
.باشه، قبل از اینکه بیشتر بریم جلو-
میشـه اسم ببریم که دنبال کی هستیم؟
"چون گفتنِ "قاچاقچی عوضی بدون اسم
.تلفظش سخته
من از "بنت" بعنوان .یه اسم جانشین استفاده میکردم
.باید برات معنای شخصی داشته باشه
.منو از "بنت لین" دزدیدن
.اسم خیابونمون تو جورجیا بود
خب، پس درمورد بنت چی میدونیم؟
طبق اظهارات شاهد متیو-
تیرانداز مرد بوده ولی به اندازه کافی یادش نمیاد که
.کنار یه طراح بشینه تا عکسش رو بکشه
فقط از هر لطفی که .دادستانی بهم داشت استفاده کردم
اون موافقت کرد که ،در صورت همکاری، تونی به زندان نیوفته
.تا منجر به دستگیری بنت بشه
.بنت-
،وقتی تونی از بیمارستان مرخص شد
اون در حبس خانگی .پیش پدرش میمونـه
.نه در بازداشت پلیس دی سی
.ولی نمیتونن منطقه رو ترک کنن
.میدونم که قبلاً نگرانیهایی وجود داشته
کسی هست که هنوز با این قضیه مشکل داشته باشه؟
. تونی یه بچهاس
اگه بتونیم اونو بیرون از زندان ،و با مجرمین بزرگسال دور نگه داریم
.ارزش ریسک کردن رو داره
این نوع ضربه روحی، میتونه تا آخر عمر
.تحت تاثیر قرارش بده
متاسفم.- ،من میتونم ازش محافظت کنم
...و گرفتار قانون بشم، ولی
نجات یه زندگی
.ارزش هر ریسکی رو داره
. از پنجره بیا کنار
.بخواب رو زمین
.سلام .متاسفم که مزاحم شدم
میشه لطفا از تلفنتون استفاده کنم؟
یه ماشین مزاحمم شده .و گوشیم خاموشه
روز 69ام، 304 روز قبل از فرار
.تونی، میتونی بهشون اعتماد کنی-
،تونی، میتونی در مورد اون شخص بهمون بگی
کسی که تو رو در گیر همه این قضایا کرده؟
هر چیزی که از شب تو مسافرخونه یادته-
.میتونه بهمون کمک کنه-
.اون شب رو یادم نیست
.تو دیگه در امانی، تونی
No comments yet. Be the first to leave one.