نخستین 200 خط.
گابریلا؟ چه خبر شده؟
به کی زنگ زدی؟
.منم-
.ازت میخوام بیای اینجا
.در مورد آقاست
،اگه منو تحویل بدی- .زندگی خودتم تموم میشه
!نمیتونی حقیقتو به کسی بگی
او که از عقیده یا نژاد خود آگاه نیست" "،نمیتواند ببیند
"،و تنها ارزیابی میکند"
سال 2002، روز اول، 6 ساعت قبل از آدم ربایی
"،برای عدالت با چشمان باز"
".ظلم در لباس مبدل ظاهر میشود"
متشکرم،از همهتون متشکرم که در .روز پایانی مدرسه به ما ملحق شدید
:همانطور که "جی آر آر تالکین" یک بار گفت "تنها چیزی که باید تصمیم بگیریم"
اینه که با زمانی که بهمون داده میشه" "چیکار باید بکنیم
و امروز تصمیم گرفتین وقت خودتون رو به بهترین و
،باهوشترین دانش آموز این مدرسه
.اختصاص بدین
.و مطمئناً از این تصمیمشون ناامید نشدن
پس لطفا با غذاها و نوشیدنیها .از خودتون پذیرایی کنین
متاسفم که پدرت .یه ارائه دیگه رو از دست داد
.متوجه شدم
اون سخت داره کار میکنه .مشکلی نیست
.خیلی متاسفم، دختر عزیزم- .سر کار گیر افتادم
!اشکالی نداره، بابا !الان اینجایی-
...آقای موزلی یه ارائه فوق العاده -
.از دخترتون رو از دست دادین-
.هر چه سریعتر خودمو رسوندم -
موضوع آقا چیه؟
.گبی
.گبی، داری می لرزی
کسی چیزی پیدا کرده؟
چیه؟ ...گبی
.تو رو یادمه-
تو همونی هستی .که اون روز تعقیبم میکردی
.تو منو برای گابریلا پیدا کردی
بهترین ها را با ترافیک نیم بها از وب سایت مووی زون دانلود کنید @Movie_Zone_co
چه کوفتیه؟
خب، زودباش، کجایی؟
.تو که اینجایی
!لطفا
!لطفا، خواهش میکنم
!هی- !یه نفر کمک کنه -
هی اگه صدامو میشنوی - !بیا این طرف
!لطفا - !اوه
!هی - !لطفا کمکم کن -
!یکی کمکم کنه، لطفا
!خواهش میکنم! لطفا! کمکم کن .هی، هی -
.نه، نه، نباید اینطوری بهم نگاه کنی
!فعلا نمیتونی حرفی بزنی -
.وقتی پدرت فوت کرد، اومدی پیش من
.دلشکسته و ناامید اومدی سراغم
گفتی باید آقا رو پیدا کنی .تا به سزای اعمالش برسه
تو بهم گفتی ،بخاطر اون آشغالی که اون پایینه
.وقت کافی نداشتی که با پدرت باشی
،گفتی سعی داشتی اونو ردیابی کنی
،و چند باری هم بهش نزدیک شدی
.ولی نتونستی گیرش بندازی
جوابمو بده تا بدونم .هردومون یه جور فکر میکردیم
...دان - .جواب منو بده -
،آره، نه ماه پیش - .برای کمک اومدم پیشت
تو آقا رو پیدا کردی و اونو کشوندی تو خونه مزرعهای تو ویرجینیا
.جایی که منتظرش بودم
ولی هیچ وقت ازم نپرسیدی -
بعد از اینکه پیداش کردی .با آقا چیکار کردم
.فکر کردم میخوای تحویلش بدی -
ولی وقتی اینکارو نکردی، فکر کردم
همون کاری رو میکنی که هر کدوممون
وقتی با شیطان خودمون رودررو میشیم میکنی، فکر کردم اونو کشتی
اینجوری برات خوشایندتر بود؟ -
... شلیک یه گلوله تو سرش بخاطر
همه صدمههایی که بهت وارد کرده رو ،درک میکنم، ولی دزدیدنش
،گذاشتنش تو قفس ،شکنجه کردنش
تبدیل بشی به هیولایی که .ما هر روز شکار میکنیم رو درک نمیکنم
.هر روز
...همینه
...میدونی
منم توی یه قفس .تو زیر زمین نگه داشتن، گبی
،میدونی باهام چیکار کردن
...تو هم داری همون کارو میکنی
،وقتی پدرم فوت کرد -
...چیزی
.چیزی تو درونم شکست
،میدونم اشتباه بود
که زنجیر به پاش ببندم .و اون پایین نگهش دارم
اینم میدونم
.فکرم درست نبود
چرا بهم زنگ زدی؟ -
.میخوام اینکارو تمومش کنم
بهم زنگ زدی
چون ازم میخوای کاری رو ،که تو باید میکردی انجام بدم
.کاری که هنوزم نمیتونی انجامش بدی
.اینکارو نمیکنم
.نمیخوام
.چون همون آدم یه سال پیش نیستم
کسی که بدون پرسیدن هیچ سوالی .اینکار انجام میداد
من بخاطر تو .آدم متفاوتی شدم، بهتر شدم
.بخاطر موزلی و شرکا
.و حالا، متوجه شدم که همه چی جعلی بود
اجازه نده اشتباهات من - .پیشرفت و رشد تو رو نابود کنه
.حق با توئه
.تو آدم دیگهای شدی
.زیک داره تماس میگیره
.واضحه که وضعیت اضطراری پیش اومده -
تو همین خیابون داشت فرار میکرد؟
.فکر میکنم کسی تعقیبش میکرد
.مشکلی نیست -
.من گبی موزلی هستم
.اینم زیکـه
.حالا دیگه جات امنه، قول میدم
...میشه...میشه
میشه اینو در بیاری، لطفا؟
.باشه
اسمت چیه؟ -
...من -
...یادم نیست
میدونی چه اتفاقی برات افتاده؟
...این شیطان -
...مارمولک
...منو با خودش برد
.تو سفینه فضاییش
یه مارمولک تو رو دزدید -
و توی یه سفینه فضایی زندانی کرد؟
میتونم ازت عکس بگیرم؟ -
.شاید بتونم شناساییت کنم
نوشیدنی چیزی خوردی؟ -
.اون بهم مواد داد -
.اینو یادمه
.باید ببرمت بیمارستان -
.نمیدونیم چی بهت داده
اسمت آیشاست؟ -
.آره -
.آره، آیشاست
آیشا کارتر
.صفحه شبکه اجتماعیت رو پیدا کردم -
.انگار از دو ماه پیش هیچ پستی نذاشتی
.باید زمانی باشه که تو رو دزدیدن
دوستای من پیش اونه .اونا رو گروگان نگه داشته
.اونا رو ول کردم اومدم
.نه آیشا، آروم باش - !نه نه نه -
،اونا رو میکشه !اونا رو میکشه
!اوه - .اوه اوه اوه -
.اومدی منو بکشی -
به همین دلیل .گابریلا باهات تماس گرفت
مگه نه؟
.گابریلا منو دوست داره، جلاد
.برای همین بهت زنگ زد
.چون خودش نمیتونه اینکارو بکنه
.میدونم که به فکرش رسیده
ولی آخرش میفهمه که .چقدر بهم نیاز داره
اون بهم نیاز داره که همکارش باشم ،تا بهش تو حل پروندهها کمک کنم
چون تو و دوستات .به اندازه کافی باهوش نیستین
،اگه بخاطر من نبود
.موکلهای شما هرگز پیدا نمیشدن
این طعنه آمیز نیست، جلاد؟
که اون گرگ بزرگ و بدجنس ...موزلی و شرکا
نجات دهنده اوناست؟
از آیشا یا دوستاش چیزی پیدا کردیم؟ -
.زیک، چند تا چیز آنلاین پیدا کرده
لیسی برگشته داره موارد رو کنار هم میذاره تا پروفایل درست کنه
.و ترنت هم دنبال پروندههای گم شدههاست
پس دان چی؟ -
.اون یه روز مرخصی گرفته -
.زیکـه
ظاهرا آیشا سابقه کیفری داره
.ازمون میخواد بهش زنگ بزنیم
تشنجهای آیشا ناشی از -
.اوردوز مصرف مواد بوده
مقادیر بالای ماده بیحس کننده تیوپنتال سدیم
.تو خونش پیدا شده
.اوه - .علت فراموشیش هم همین بوده
هذیانهای پارانوئید هم - .میتونه عارضه جانبی همین دارو باشه
،دلم میخواد داستان آیشا رو باور کنم
ولی واقعیت امر اینه که غیر معمول نیست
که جوونایی مثل اون بعد از یه شب خوشگذرونی
تبدیل به اوردوز مواد میشه .و کار به اینجا ختم میشه
.آیشا، ایشون مارگارتـه -
بهمون کمک میکنه .افراد گمشده رو پیدا کنیم
اون کجاست؟ -
مردی که نجاتم داد؟
.هی آیشا - حالت چطوره؟
!ایش زارین، ایش زارین -
اون چی داره میگه؟ - .نمیدونم -
.به نظرم هذیان میگه
.یه چیزایی یادمه - .یه کوچولو
اسم دوستام
.اسمشون استرلا و نواست
.و یه زن دیگه هم هست
.نمیدونم چه بلایی سرش اومده
و در مورد آدم ربا چی؟ -
حالا میشه توضیح دقیقتری ازش بدی؟
.بهت که گفتم -
.یه مارمولک با چهار تا دست و پا
...دو تاش مودار بود و دوتای دیگه
.پنجه داشت
.یه سر پر از شعله قرمز
.هرچی که میگه بهش باور داره -
ببین، میدونم که این دیوونگی به نظر میاد، ولی حقیقت داره
.میخوایم دوستات رو پیدا کنیم
خونواده ای داری که - بتونیم باهاش تماس بگیریم؟
No comments yet. Be the first to leave one.