200 baris pertama.
این برنامه حاوی الفاظ رکیک است.
از ابتدا تا انتها.
# خیلی وقته منتظر بودم
# تا این لحظه برسه
# سرنوشت من... نه!
# واسه هیچی... وایسا!
موسیقی در مغازه ادامه دارد.
یا خدا، کاردی. فقط یه بسته انتخاب کن، باشه؟
این که فکر کردن نداره. مهارتی هم نمیخواد.
ببین
از پنج بلیت طلایی ممکن، سه تا پیدا شده.
یکی تو طعم پنیر و پیاز، یکی تو سس وُرستر
و یکی تو نمک و سرکه.
پس بیکن دودی و طعم نمکی، احتمال زیاد بلیت طلایی دارن.
دقیقاً. آه، مینا.
چه خبر؟ هیچی کوفت.
حوصلهام سر رفته. به اندازه کافی آدم نمیمیره.
پس کار و کاسبی کساده، درسته؟ مثل سردخونه شده.
آه. (خنده) خندهدار نیست.
اوم. میتونی زود باشی، کلهخر؟
مردم منتظرن. ببخشید. میشه گورتو گم کنی، کلهپوک؟
دارم چیپسها رو نگاه میکنم. هر چقدرم لازم باشه طول میکشه.
فهمیدی؟ آره؟ اوکی!
هی، کاردی، آروم باش. بابتش ببخشید.
سلام، کارول؟
آره، اِ... آره، اون الان با منه.
آره، با اون قد شش فوت و دوییش.
اِرم... آره، گوش کن. به نظرت نمکی ساده یا دودی؟
چی؟
نه بابا!
آه! لطفاً صبر کن.
من تو زندگی قبلیم چه گناهی کردم که امروز باید اینجا گیر تو باشم، ها؟
ببخشید، کارول. چی گفتی؟
اوه... نه، نه، مشکلی نیست. اصلاً مشکلی نیست. آره.
اَه. باشه، داریم میایم.
باشه. دوستت دارم، عزیزم. خداحافظ. آره؟
خب، بیکن دودی.
انجامش بدیم. نه. منظورم اینه که قضیه چیه؟
کدوم قضیه؟
اون مکالمه تلفنی، کاردی، که الان داشتی.
آره، آره... ام، کارول گفت که
چی گفت؟
گفت که... یدات کاراوانش رو زدن
چی گفت؟ خودش توش بود؟
بود؟ توش بود؟
از من میپرسی؟ وقتی این اتفاق افتاد توش بود؟
یدا؟ آره!
نپرسیدم. ای بابا!
باید همین الان بریم اونجا. ماشینم هست، اگه میخوای برسونمت.
دمت گرم. من جلو! بزن بریم، کاردی!
لعنتی!
نکردی؟
# بهترین چیزای زندگی مجانیه #
# ولی میتونی بدی به پرندهها و زنبورها #
# من پول میخوام... # این چیزیه که من میخوام... #
راستش، نمیفهمم این اصلاً یه ذره هم لزومی داره؟
باور کن، کلی کار دیگه هست که ترجیح میدم انجام بدم.
ریدم!
خب، چطوری؟ ما اون کارو نمیکنیم!
ما گپ نمیزنیم وقتی تو داری اون پشت سعی میکنی منو بکنی.
اگه یه ذره حرف بزنیم، معمولاً همه رو آروم میکنه.
منظورت از "همه" چیه؟ چرا *تو* باید آروم بگیری؟
اوه!
نگران نباش، اون از تو نبود. هاها.
کصخل عوضی.
خب، فقط میخوام...
نه. فقط نوک انگشتاتو بده به سمت داخل.
رفیق. باید یه چیزی به من بدی.
من... من حس میکنم این سخاوتمندانه است. یه عالمه انگشته.
باشه، یه نفس عمیق.
اوه، گه توش!
خیلی وقته ندیدمت.
شاید دیگه زیاد به من احتیاج نداری، از وقتی که فیونا رو میبینی.
تراپیست جدید؟
آره، اون خی... واقعاً دوستداشتنیه.
داره کمک میکنه. داره کمک میکنه، داره تغییر ایجاد میکنه.
شرط میبندم. (میخندد) به چی داری میخندی لعنتی؟
اوه، نکنه حسادت شغلیه؟
یا همچین چیزی؟ عوضی! ای تو روحم!
اون پشت با دو دست ور میری یا چی؟ چه خبره؟
عالیه، حرف نداره. (صدای چلپ چلوپ)
یه پروستات صاف و صوف و قشنگ.
اوه، چه گندی زدن!
اون پایین چیزی واسه گزارش نیست. خدا رو شکر!
خب، تنها کاری که الان میمونه
اینه که بریم و اون قالب پنیر گنده رو ببُریم
که بخاطرش اون پالتوی کوفتی رو پوشیدی.
ای بابا. چه کوفتی!
خب.
فتاقت... چطوره؟
چی داری میگی بابا؟ فتق چیه دیگه؟
اوه، لعنتی! اوف، خاک تو سرم! چی؟
ای وای، ببخشید. خیلی معذرت میخوام. چی؟
شما "اونیل" هستید، نه؟ آره.
من "وینس اُمَلی" رو دارم. مدارکتون رو میارم.
کلهخر!
منو بیخودی انگشت کردی؟ چه گوهی آخه، بابا!
باور نمیکنی این قضیه چقدر پیش میاد.
چرا باورم نمیشه؟! اتفاقاً خیلی خوبم باورم میشه که چقدر این گندکاریا پیش میاد!
کرول لعنتی. حالت چطوره، عزیزم؟
خوبی؟ اوه، اِه، میناست، درسته؟
موهام چطوره؟ خوبه؟ خوبه.
جلوی موهام چطور؟ بهترین حالتیه که تا حالا داشته.
خوبی؟ یارو چطوره؟
اون پایین کاروان یودا بود، نه؟
دقیقاً همونجا، آره. یودا کیه؟
مادرجدم.
لقبه چون اسمش رُوداست.
غلط کردی! چون عین یودا میمونه.
من به شماها چی گفتم، تخم سگا؟
مادرجدم اصلاً شبیه یودا نیست، کسخل! درسته؟
نه، فقط میگم، جورج لوکاس میتونه ازش شکایت کنه.
دهنتو ببند، تامو، کسکش.
اون اصلاً شبیه یودا نیست، لعنتی! نه.
نه، نیست. ولی صداش عین خودشه، کسخل، میدونی؟
بیا اینجا! بهت هشدار داده بودم، تامو!
واقعاً؟ آره، جدی میگم.
به جون مادرم قسم! اوه، اینا اومدن!
دار و دسته دست قرمز دنبال کاروان مرموزی که غیب شده.
معمای اصلی اینه که چرا باید کسی اون قراضه داغونو بدزده؟
وقتی این همه کاروان خوب اینجا هست. اصلاً منطقی نیست.
موافقم. فکر کنم... فقط... فففقط... گاییدم!
هی! بیخیال. کسکشا!
اشلی، دولان کجای گوری لعنتی؟
فکر کردم با اون یودای کسخل زندگی میکرد؟
نه! برگشت ایرلند.
بیخیال بابا. قایم شده.
لعنتی... یا...
یا دوباره خودشو دزدیده؟ نه، خودش رفت.
بعد از اینکه مکگینها برای سرش جایزه گذاشتن.
چون نامزدیشو با درولا، دختر بزرگشون، به هم زد.
بابایی، دوباره این کارو کرده!
خب، دولان کیه؟ اِم...
عموی اشلیه.
یه میل بیمارگونه داره.
که با هر زنی که میبینه نامزد کنه.
عجیبه. مشکلت امروز چیه؟
ببین، تقصیر اون نیست که یه جذابیت حیوونی داره، باشه؟
اون یه رمانتیک ناامیده.
اون برای یه سری زنِ کارواننشین، مثل طعمه میمونه.
آره هست. وای.
خیلی خب، به خاطر خدا. فرانسیس لعنتی.
این کسخل از ما چی میخواد؟
آخه ما که هیچی گهی از کاروانهای گمشده نمیدونیم، میدونیم؟
اون فقط داره سعی میکنه هر کسی رو که میتونه پیدا کنه تا پیداش کنه.
حتی جایزه هم گذاشته. (فرانسیس در نزدیکی فریاد میزند)
حالا داره سر یه نفر دیگه منفجر میشه بابت...
شما کصکشا! شما کسخلها!
وقتی اینجوری میشه، سرتونو پایین نگه دارین.
خب، شماها، گمشین بیرون!
زود باشین، گمشین بیرون!
این ایدهآل نیست، نه؟
و شماها... هی، فرانسیس.
هی، فرانسیس. گمشو تو!
خیلی خب.
اون یه چرخ کامل زد. کارول: اوه، باز شروع شد لعنتی!
دیشب، یک زن مسن
در راه برگشت از بینگو
با کمال تعجب دید که کاروانش
به طرز وحشیانهای ازش دزدیده شده.
میتونم بپرسم رودا الان با این وضعیت چطوره؟
مگه نشنیدی کسخل؟!
اون حسابی شوکه شده!
خونه ۲۰ سالهش رو دزدیدن.
خب، اِم، مادربزرگ کجاست؟ میتونیم ببینیمش؟
اون تو دستشوییِ.
و منظورتون چیه که میتونیم ببینیمش؟
نه.
دلیلی نداره.
اوه.
ایناهاش.
خب، رودا، حالت چطوره عزیزم؟
من... من واقعاً متأسفم که اینو شنیدم.
کاروان... سرقت.
کار عجیبیه، نه؟ عجیبه.
کار شوکهکنندهای این هست.
اوه، واقعاً همینه، رودا. هست. کاروان منو دزدیدن، اونا.
آره، میدونیم. تکاندهنده است، مادرجد. واقعاً همینطوره.
شوکه شدیم. همهمون خیلی شوکه شدیم، نه؟
خیلی زیاد. اوه، نه، افتضاحه. بود.
شوکه ازش، ما هستیم. (میخندد) ببخشید.
خب، اِم، هیچ ایدهای داری که چه کسی ممکنه... دزدیدهش باشه؟
خب، فکر من الان اینه که از اون دسته آدمهایی هستن که اِم...
که دوست دارن اِم...
کاروان بدزدن.
"از اون دسته آدمهایی که کاروان دزدیدن رو دوست دارن."
اِم. یعنی کی؟
خب، هر کی که هست باهاش حسابی برخورد میشه.
اما اول از همه.
اون کاروان باید فوراً برگردونده بشه!
خب، اِم... آره، فرنی، فقط اینه که...
نگرانم که پیداش نکنیم. چون هزاران تا از اینا هست.
فقط نمیدونم از کجا شروع کنم. آره.
فرانسیس، راحتتر نیست براش یه نو بخری؟
یه کاروان نو میخوای، رودا؟
فقط اینکه اون قدیمی خیلی داغون و درب و داغون بود.
و خیلی فرسوده. داغون بود.
خیلی داغون بود. من که کر نیستم، لعنتی!
یکی نو هم باشه بد نیست. اون یکی نو نمیخواد!
اون همون قدیمی رو میخواد. سقفش سوراخه، آب میریزه توش.
No comments yet. Be the first to leave one.