De eerste 200 regels.
حالا من نمیخوام از دستت عصبانی بشم. باشه؟
فقط بهم بگو چطوری اینقدر بد خراب شد
فقط بهم بگو چطوری اینقدر بد خراب شد
نمیدونم وینست، نمیدونم لعنتی!
فکر کردم از پسش بر اومدیم. تنها چیزی که میدونم اینه که قرار بود
تو مسابقه ببازم و حدس بزن چی شد، مسابقه رو باختم لعنتی!
فقط یه جورایی متفاوتتر از اونی که پیشبینی کرده بودیم.
فقط یه جورایی متفاوتتر از اونی که پیشبینی کرده بودیم.
ساده بود، نه؟ نقشه سادهای نبود؟
چابکسوار اسب برنده رو میگیری
چابکسوار اسب برنده رو میگیری
با اون کلهخر عوضش میکنی
اون مسابقه رو گند میزنه و میبازه
اسب جری میبره و همهمون پولدار میشیم
اسب جری میبره و همهمون پولدار میشیم
بهم بگو چطور گند زدی بهش
بهت میگم کجا اتفاق افتاد. این کثافت اینجا
و این نگرش تبعیضآمیز ذاتیش نسبت به جثه آدمها
گمشو بابا. اشلی دنینگز؟
گمشو بابا. اشلی دنینگز؟
چی؟ من فقط گفتم که چابکسوارها همهشون شبیه همن.
آها، بله. تبعیض سر و کلهاش پیدا شد!
آها، بله. تبعیض سر و کلهاش پیدا شد!
و اون داره بهم برچسب جثهگرا بودن میزنه
لعنتیا واقعاً همهشون توی اون لباسهای ساتن یک شکلشون عین هم میمونن.
همهشون یکی یکی پشت سر هم راه میرن مثل یه
داستان پریان کینهتوزانه... بیادب!
داستان پریان کینهتوزانه... بیادب!
متاسفم. چابکسوار اشتباهی رو گرفتم لعنتی.
فقط چابکسوار اشتباهی نبود، تو چابکسواری رو گرفتی که ما
میخواستیم مسابقه رو ببره و اسب برنده رو ول کردی تا ببره.
میخواستیم مسابقه رو ببره و اسب برنده رو ول کردی تا ببره.
اون کلهخر روی اسب جری!
یالا تامو!
اون لعنتی کجاست؟ کجاست؟
من هرگز نگفتم که میتونم سوار اسب بشم. این شمایید که...
من هرگز نگفتم که میتونم سوار اسب بشم. این شمایید که...
و فرضیات کوچک مزخرفتون بر اساس
ممنون از شما، جثه کوچیک من.
توی سیرک شامپانزهها رو سوار اسب میکنن.
توی سیرک شامپانزهها رو سوار اسب میکنن.
باید یه شامپانزه میآوردیم. احمق!
هیچ فرقی نمیکرد لعنتی، تو
کاری که کردی این بود که سوار اسب اشتباهی شدی لعنتی، باشه؟!
کاری که کردی این بود که سوار اسب اشتباهی شدی لعنتی، باشه؟!
شونزده هزار تا به جری ضرر زدی. گندش بزنن!
پول زیادیه. لعنتی، حالا ما شونزده هزار تا بهش بدهکاریم.
میدونی چی میگم؟! خودمون خرابش کردیم.
میدونی چی میگم؟! خودمون خرابش کردیم.
دوباره!
فیدلی دی، интересно این کی میتونه باشه؟!
فیدلی دی، интересно این کی میتونه باشه؟!
ارین... این جری لعنتیه کلهخر!
۱۲۱ تماس از دست رفته
پشمام!
پشمام!
وین
متاسفم امروز جا نداریم، اگه میشه برید اون سر
متاسفم امروز جا نداریم، اگه میشه برید اون سر
باشه عزیزم، خودم میگیرمش.
گفتم خودم میگیرمش، پس خودم میگیرمش.
راستش، واسه چی اینقدر استرس داری؟
بهت میگم چرا استرس دارم.
بهت میگم چرا استرس دارم.
قراره بیست و پنج تا هشت ساله پر از قند، اینجا رو به آشوب بکشن.
تا کمتر از چهار ساعت دیگه، همراه با مادرای فوقالعاده از خود راضیشون
مادرای فضولی که از اینکه من این کارو خراب کنم، هیچ چیزی بیشتر نمیخوان.
مادرای فضولی که از اینکه من این کارو خراب کنم، هیچ چیزی بیشتر نمیخوان.
اوه و علاوه بر این، علاوه بر این من قرار بود
یه کلاب رو دوباره راه بندازم و فهمیدم که تراکتها پخش نشدن.
یه کلاب رو دوباره راه بندازم و فهمیدم که تراکتها پخش نشدن.
پخش شدن، که یعنی هیچ مشتریای نخواهیم داشت لعنتی.
باشه، کجا میخوایم؟ چیکار میتونم بکنم؟
صبر کن
ببخشید، بچهها بیرون، ممنون.
عمراً.
رفیق، این یه مهمونی بچههاست نه یه پارتی مجردی تو آمستردام.
رفیق، این یه مهمونی بچههاست نه یه پارتی مجردی تو آمستردام.
بگو.
اوه، داره بدتر میشه. بگو.
یه لحظه حرف نزن... چون من اینجام
یه لحظه حرف نزن... چون من اینجام
و من الان دارم کیک رو نگاه میکنم. خداوکیلی، فوقالعادن، نه؟
واقعاً؟ آره، کارشون تو این زمینه عالیه. ببین اون رو.
واقعاً؟ آره، کارشون تو این زمینه عالیه. ببین اون رو.
همهچی رو درست هجی کردن؟
خیلی خندهداره لعنتی، میدونی من تو خوندن چیزا بدم.
قرار بود چی روش نوشته باشه؟
روش نوشته "وینی، اگه فکر میکنی من اینقدر احمقم، داری گوه میخوری!"
روش نوشته "وینی، اگه فکر میکنی من اینقدر احمقم، داری گوه میخوری!"
زیاده واسه یه کیک، نه؟
فقط کیک رو سریع بیار اینجا. باشه، ناامیدم نکن وین.
فقط کیک رو سریع بیار اینجا. باشه، ناامیدم نکن وین.
ناامیدت نمیکنم، کِی من تا حالا- رفت.
همین الان رفت.
اوه آره، شت... اینم از این.
اوه آره، شت... اینم از این.
جیجی؟ وینست؟
تو هنوز دنبال یه رولز هستی؟
آره. وضعیتش چطوره؟
عالیه. کلاسیکه. آبی پررنگ.
عالیه. کلاسیکه. آبی پررنگ.
مدل ۹۱... آره. داخلش چطوره؟
چرم کرم.
وای لعنتی، آره آره، بگیرش، بگیرش!
گرفتیش؟ اوه!
گرفتیش؟ اوه!
هی گوش کن. حواست باشه با احتیاط برونی و هیچ کار احمقانهای نکنی مثلاً اینکه...
هیچکدوم از این رفقا رو سوارش کنی. هی کلهخر، رو اسپیکری!
خوبه. خب لعنتی خوب حواستون باشه هیچکدومتون، شما میمونها، به هیچی دست نزنید.
و مخصوصاً تو، تومو، با اون پاهای کوچولوی آویزونت.
و کفشهای کثیف سایز چهارت. اونا سایز شش هستن.
و کفشهای کثیف سایز چهارت. اونا سایز شش هستن.
خطش بندازی خطت میندازم. فهمیدی؟
کا... کا... کاملاً.
کا... کا... کاملاً.
وین، میتونیم برای سیبزمینیسرخکرده وایسیم؟ نه، نمیتونیم برای سیبزمینیسرخکرده وایسیم.
چرا که نه؟ چون باید اینو تحویل بدیم، مگه نه؟
چی؟ اینجا یار- ببخشید، بلوتوث رو چطور روشن کنیم؟
چی؟ اینجا یار- ببخشید، بلوتوث رو چطور روشن کنیم؟
منو، تنظیمات، بلوتوث.
چرا به بلوتوث نیاز داری؟ سیبزمینی سرخکرده بعداً، چطوره؟
ولی خب سر راهمونه... ولش کن اگه سر راهه.
ولی خب سر راهمونه... ولش کن اگه سر راهه.
کجایی... نه! برگردید اینجا شما عوضیها!
کجایی... نه! برگردید اینجا شما عوضیها!
اوه لعنتی. چی شده؟
اوه لعنتی. چی شده؟
دونات خامهای. دونات خامهای، اینو از کجا آوردی؟
همرام بود. چی؟ توی جیبت؟
آره؟ اوه لعنتی. بهت گفتم حواست بهش باشه، یه ماشین شیکه، میدونی؟
آره؟ اوه لعنتی. بهت گفتم حواست بهش باشه، یه ماشین شیکه، میدونی؟
جیجی سالهاست دنبال یکی از اینا بوده لعنتی.
راستش این میتونه کارمونو راه بندازه، میدونی، ما رو با...
جری و اینا. من به اون عوضی زنگ میزنم.
جری و اینا. من به اون عوضی زنگ میزنم.
خب حالا جری جان. تو چقدر رو داری که به من زنگ میزنی، تو کلهکچل احمق.
خب حالا جری جان. تو چقدر رو داری که به من زنگ میزنی، تو کلهکچل احمق.
هوم... صبر کن، بذار بگم.
یه فرصت بده بگم، قراره پولتو ردیف کنم.
میتونم یه تیکهاش رو امروز برات جور کنم گِز.
برای اون خیلی دیره، وینی. چی؟
برای اون خیلی دیره، وینی. چی؟
من بدهی رو فروختم. چی؟
از ضررهام زدم و بدهی رو فروختم.
تو دیگه اون شونزده هزار تا رو به من بدهکار نیستی.
تو دیگه اون شونزده هزار تا رو به من بدهکار نیستی.
لعنتی مرد، پس به کی فروختیش؟
مکدوناهها. اوه گمشو!
لعنتی تو میتونستی بهم یه فرصت بدی!
لعنتی تو میتونستی بهم یه فرصت بدی!
وقت داشتی. کلی وقت.
تمام تماسهامو پیچوندی و هیچ احترامی بهم نذاشتی.
تو مجبورم کردی، وینی. خودت میدونی اونا چه جور آدمایین.
تو مجبورم کردی، وینی. خودت میدونی اونا چه جور آدمایین.
اونا دیوونهان.
نصیحت من بهت اینه که بدهی رو با اون دیوونهها تسویه کنی قبل از اینکه...
سود شروع کنه به زیاد شدن و از کنترل خارج بشه.
سود شروع کنه به زیاد شدن و از کنترل خارج بشه.
لعنت به من. مکدوناهها؟
دِوِن لوئیس شش ماه پیش یه هزار تا بهشون بدهکار بود، الان شده دوازده هزار تا.
دِوِن لوئیس شش ماه پیش یه هزار تا بهشون بدهکار بود، الان شده دوازده هزار تا.
اون یه شیشهشور لعنتیه، چطور میخواد پولشونو پس بده؟ مخصوصاً با دو تا مچ پای شکسته.
مکدوناهها وقتی داشت پنجره طبقه سوم رو تمیز میکرد، نردبونشو کش رفتن. لعنت به من، همین یکی رو کم داشتم، مگه نه؟
مکدوناهها وقتی داشت پنجره طبقه سوم رو تمیز میکرد، نردبونشو کش رفتن. لعنت به من، همین یکی رو کم داشتم، مگه نه؟
حالا چطوری؟
چی؟
چطور؟ سر به سرمون نذار.
چطور؟ سر به سرمون نذار.
عالیه، آره، داریم میایم. داریم میایم.
چی شده؟ دایی فرانسیسمه. میخواد تو رو ببینه.
دایی فرانسیس برای چی میخواد منو ببینه رفیق؟ اون اصلاً از من خوشش نمیاد.
دایی فرانسیس برای چی میخواد منو ببینه رفیق؟ اون اصلاً از من خوشش نمیاد.
اتفاقی برای دولان افتاده. دوباره نامزد نکرده که، کرده؟
ربوده شده.
اون دیروز صبح رفت بیرون، آخرین چیزی که بهم گفت این بود:
«دوستت دارم، مامان.
به زودی میبینمتون.» ولی دیگه برنگشت.
به زودی میبینمتون.» ولی دیگه برنگشت.
نگران نباش کلوداغ. دولان برمیگرده، خیلی زود اونو سالم و سلامت میبینی.
شاید گم شده یا میدونی... یا دوباره نامزد کرده؟
شاید گم شده یا میدونی... یا دوباره نامزد کرده؟
اون نامزد کردن رو دوست داره. درسته.
اون اینجوری رمانتیکه. شونزده تا نامزدی فراتر از رمانتیکه. این دیگه مرضه.
اون اینجوری رمانتیکه. شونزده تا نامزدی فراتر از رمانتیکه. این دیگه مرضه.
در مورد برادر بیچارهات لعنتی بد نگو، نه وقتی که اون...
تو این وضعیت سختیه.
منظورم اینه که میدونیم کی اونو برده؟ سوال لعنتی احمقانهایه.
منظورم اینه که میدونیم کی اونو برده؟ سوال لعنتی احمقانهایه.
لیستش تا دلت بخواد طولانیه.
هر کدوم از شونزده تا نامزد ترک شده رو که خواستی انتخاب کن.
یا پدرهای سرافکندهشون برای شروع.
یا پدرهای سرافکندهشون برای شروع.
اون پسره که سر قضیه راسوها و کاروان باهاش به هم زده بود؟
آره.
اونا یه یادداشت فرستادن.
ممنون.
«بیست هزار تا بهمون بده،
«بیست هزار تا بهمون بده،
یا دولان می...»
No comments yet. Be the first to leave one.