Brassic

Brassic

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 5

Release informatie

Brassic S05E01 1080p NOW WEB-DL DDP5 1 H 264-PMP
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 1 Brassic زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2025-11-24
Downloads: 11
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

این برنامه حاوی الفاظ بسیار رکیک است.

از ابتدا تا انتها.

مک‌کن حبس ابد گرفت. (می‌خندد)

دیگه کارش تمومه، مک‌کن؟

حالا دیگه امنه.

بین خودمون، ما اینجا رو می‌چرخونیم، قبوله؟

جوابش نهه.

بگو که با مک‌دوناک‌ها قاطی نمی‌شی.

دو... (آه می‌کشد) یکی از ما کشته میشه.

دیلن؟ آره.

چه اسم قشنگی.

# تو خونه، تو یه ضربان قلب #

به سلامتی روزای آروم‌تر. (آه)(صدای به هم خوردن لیوان‌ها)

تو آدم دیوی هستی؟ آره، هستم.

وین، کمکم کن، رفیق. (ارین نفس‌نفس می‌زند، جیغ می‌کشد)

حرومزاده‌ی عوضی!

دِیوی: اگه می‌خواستی از معامله‌مون بکشی کنار،

همین الان تمومش کنیم.

دلخوری‌ای نباشه.

اصلا دلخوری‌ای نباشه.

یه حس بدی دارم.

نه. نه. کمک! کمک!

# دو پا من حس می‌کنم دارم غرق میشم #

# آره، آها #

# تو هی رویا می‌بینی و نقشه‌های شوم می‌کشی #

# آره، همین کارو می‌کنی #

# تو یه زهرایی #

# و می‌دونم که این حقیقته #

# همه دوستام فکر می‌کنن تو بدجنسی #

# و میگن تو مشکوکی #

# تو هی رویا می‌بینی و نقشه‌های شوم می‌کشی #

# آره، همین کارو می‌کنی #

# حس می‌کنم دارم غرق میشم #

# دارم غرق میشم #

# تو منو داری پایین نگه می‌داری و #

# منو پایین نگه می‌داری #

# تو داری منو آروم آروم می‌کشی #

# خیلی آروم، اوه، نه #

# حس می‌کنم دارم غرق می‌شم #

ریدم توش!

# حس می‌کنم دارم غرق می‌شم

# دارم غرق می‌شم

# داری منو پایین نگه می‌داری و

# پایین نگه می‌داری

# داری آروم آروم منو می‌کُشی

# پس- # ریدم توش!

حرومزاده

# بارت استرانگ: پول #

چون واقعاً اعصاب‌خوردکنه. واسه همینه که دارم حرص می‌خورم

اگه پول داشتم از هر عوضی‌ای که این کارو کرده، حسابی شکایت می‌کردم و بیچاره‌اش می‌کردم. فکر نکنم نیازی به شکایت باشه.

به زور تهمت حساب میشه. نه، یعنی... راستش، خب حقیقت داره، مگه نه؟

خفه شو! اصلاً حقیقت نداره. حقیقت داره. خب!

هـ... همه... همه می‌گن

ک*یرت فوق‌العاده معمولیه، وین.

همه؟ خب، اون کثافتا که دیدنش آره.

منظورم اینه که، قرار نیست هیچ جایزه گهی ببره.

اون آناکوندای لعنتی اونجا نیست، ولی...

همه ما کیر تو رو دیدیم، وین. تو ندیدی؟

یه گروه واتس‌اپی هست. بهش نگو. این دیگه چه گهیه!

کی فکر می‌کنی این کارو می‌کنه؟ خب من... خفه شو، توله سگ!

خب، من که نمی‌دونم، مگه نه؟ اه، بابا!

شاید کارل اسلیتر داره ازت انتقام می‌گیره به خاطر شایعه سگ‌بازی.

نه. نه. نه. نه. نه، اون شایعه نیست، نه، نه.

کارل اسلیتر بیش از یک بار تا دسته تو یه سگ بوده.

آره... حرف من یادت باشه. الیزابت؟

آره؟ پنج تا از بهترین آبجوها رو بده لطفاً، و می‌دونی چیه؟

یه نصفه آبجوی کوچیک هم برای خودت، حالشو ببری.

خیلی ممنون، تامو.

اوه، خوبی عزیزم؟

گوش کن، ما زن‌ها برامون مهم نیست، مگه نه؟ نه.

منظورم اینه که، شوهر سابق من سه اینچی بود.

و ما دو تا دختر دوست‌داشتنی داشتیم.

البته، من یه رابطه خیلی پرشور هم داشتم...

با عموی شوگر، ولی اون دیگه یه داستان جداست.

آها؟ خانواده‌ها. خانواده‌ها.

کلافه‌م. می‌دونی چیه؟

صولیشن! / تامو: اصلاً کلمه نیست که؟

نه بابا. اگه هم باشه، فقط یه اغراق خیلی جزئیه.

فقط... لعنتی، به خدا قسم، همین الان کیرمو میارم بیرون!

همین الان لعنتی. / همه: نه! / لیز: ببین، اگه به دردت می‌خوره...

ادیان خان دیشب اینجا بود و دستاش رنگ نقره‌ای داشت.

آها. ادیان خانِ لعنتی؟

آره. بگیرینش.

وینی! اون حرومزاده رو بگیر. بگیرینش!

بچسبونش به اون دیوار کوفتی. اوی. اوی، اوی، اوی، اوی!

چرا داری دروغای شاخ‌دار

راجع به اندازه کیرم با رنگ نقره‌ای کوفتی روی پُلا اسپری می‌کنی، مرد؟

چرا فکر می‌کنی من بودم؟

چون تو کثافت... به دستت نگاه کن. احمقِ... (ناله می‌کند)

حتی اونارو لعنتی تمیزم نکردی، کله‌پوک!

دندونام نه، دندونام نه. من تازه دندونامو درست کردم.

ببین! سفیدِ صدفی‌ان! / تامو: یه بار دیگه.

چرا پاشیدی

اَه... می‌خوام بگم دروغای جزئی... رفیق!

درباره مردونگیش تو کل شهر؟

چون می‌خواستم توجهشو جلب کنم. چرا نمی‌تونستی

فقط یه زنگ کوفتی بهم بزنی؟ چون می‌گفتی

"گمشو، کصکش چشم‌کج."

گمشو تو، کتری رو بذار، همین الان.

دندونامو دوست داری؟ خیلی تو چشمن.

کسی بهت نزدیک نمیشه. یه کار برام پیش اومده.

پول درشت، خطر کم.

ولی من اصولاً تک‌نفره‌م، دست و بالم بازه.

دندوناتو دربیار. همه جا تف می‌پاشی.

ما خبر می‌خوایم نه این پرت و پلاها. مصنوعین؟

فهمیدی چی میگم؟ آره، کوفتی، گیره‌این، ببین!

اوه لعنتی! فقط درباره اون کار کوفتی بگو!

کامیون حمل خودرو

شش تا ماشین کاملاً نو، ارزش تخمینی هر کدوم ۷۰ هزار تا.

یه نفوذی دارم، جزئیات مسیر،

چطوری ماشینا رو برداریم، چطوری ردیاب‌ها رو خاموش کنیم،

همه چیز، ولی

این آخر هفته باید انجام بشه. چرا این آخر هفته باید انجام بشه؟

چون اون موقع است که نفوذیم کارشو انجام میده.

نگران نباش، مقاومت نمی‌کنه.

چون اون داداش عمومه.

مثل یه کار عادیه. ماشینا رو از کارخونه می‌برن...

...به انبار. چند تا دختر مظلوم‌نما هم باهامون هستن.

داداش عموم، آدم خوبیه، واسه کمک نگه می‌داره.

تظاهر می‌کنیم می‌گیریمش، یه کم کتکش می‌زنیم.

فقط برای اینکه طبیعی به نظر بیاد. اونم ریموت‌های رمزگذاری شده رو بهمون می‌ده.

که ماشینا رو آزاد کنیم. بعدشم گُم و گور می‌شیم و میریم پی کارمون.

خب، میریم خونه رفیقت جی‌جی دیگه.

داداش عموت؟

اون باباته، احمق عوضی!

آره، وایسا، وایسا. پس سهم اون چقدره؟

ده درصد. بی‌خیال سهم کوفتی اون شو. سهم تو چقدره؟

پنجاه. پنجاه! (می‌خنده)

لعنتی! باشه. قیمتتو بگو.

هفتاد درصد. پنجاه-پنجاه.

ولی داداشه ده درصد برمی‌داره.

باشه، نود درصد رو نصف نصف.

شصت و پنج، سی و پنج و من شوخی ندارم.

می‌تونی از هرکدوم از اینا بپرسی، من روی این چیزا کوتاه نمیام.

شصت و دو، سی و هشت.

اوه، حسابش پیچیده‌ست. نمی‌تونم حلش کنم.

اوه، به درک. باشه. فقط... فقط...

راستی، دیلن کجاست؟

رفته تعطیلات.

آدیان خان، وین؟ آره.

اوه، اون چشم‌چپی، جیم!

سوسیس! آره، چشم‌هاشو درست کرده.

خب، سعی کرد درستشون کنه، هنوز داغونن.

مادرت می‌خواد باهاش بخوابه ها. اوه، خدا.

من نمی‌خوام درگیر بشم، چون اگه تو این سن برم زندان...

میشم سگ‌دست یکی.

بیا جلو. من تا اینجا تو زندگی اومدم...

خب، ادامه بده... بدون اینکه از پشت بهم تجاوز کنن.

سریع! قصد ندارم الان شروع کنم.

خب، جیم! دیگه نمی‌تونی از این حرفا بزنی.

اوه، درسته، منو هم لغو کنین.

کار به جایی رسیده که این روزا هیچیِ هیچی نمی‌شه گفت.

این وندیِ بیدارنما و لشکر دونه‌برفیا!

می‌خوان همه‌مون مرطوب‌کننده بزنیم...

...و...و...و...گریه کردن

...پای فیلما.

دوست داشتن سینه جرم نیست!

و اینو رو یه تی‌شرت لعنتی چاپ می‌کنم.

باشه. (خروس می‌خواند)

هی، کونیِ کثافت. گمشو از طویله‌ی من.

ببین کی اینجاست، کله‌کیری.

آخ آخ آخ آخ آخ. خوبی، موطلایی؟

با اون موهای تخمی‌ت. شبا خوک‌ها رو می‌گایی.

و با عروسکای سکسی می‌خوابی. یه خرمغزی، رفیق. گمشو.

دوستت هنوز پیداش نشده؟

نه. مثل اینکه خیلی تو هچل افتاده.

شنیدم مرده. زیر اون ساختمون جدید تو کرینگل کامن دفنش کردن.

چرا اون دهن کثیفتو نمی‌بندی، کله‌پوک موطلایی؟

آره، برو. گمشو از اینجا بیرون.

ببخشید...هورمون‌هاست.

هی، یه کلمه‌ از حرفای کوفتی‌شو گوش نکن.

اون تو یه وضعیت خطرناک بود ولی یه رفیقمون...

به‌موقع رسید اونجا.

مانولیتو: «مک‌دوناها بردنش.»

ممکنه کشته باشنش، وینی. اونا روانین.

و الان حالش خوبه. منظورم اینه که فقط داره دوری می‌کنه...

چون مجبوره، رفیق. آره.

خب، راجع به این سرقت بهمون بگو. ازمون چی می‌خوای؟

# دِ هِوی: چه چیزی یک مرد خوب می‌سازد #

و... پیداش شد. به وینی خبر بده.

ت-ترانسپورتر توی دید - تمام. (صدای کلیک رادیو)

اوه، اون یه دلیجه‌ست، مگه نه؟ دلیجه. آره، همونه. آره.

یه پرنده‌ی خوب!

بزن بریم، بدو!

اوه. خب، خانوما، مشکلی پیش اومده؟

می‌دونی، راستشو بخوای انتظار نداشتم برادر عموت...

یه پیرمرد سفیدپوست باشه. انتظارشو نداشتم. کولویندر؟

اِمم. اون نیست. اوه.

پس، هیوستون، ما یه مشکل داریم. تو چی گفتی لعنتی؟

چی؟ (غرغر می‌کند)

اوه، لعنت به این شانس. شخصیت اشتباهی، تمام.

لعنت به این دماغ، رفیق! وای! اوه!

الان ریموت‌ها رو بهمون میدی؟

این چیه؟ این چیه؟ اوه، محکم بود. آخ، درد داشت.

ریموت‌ها! ریموت‌های رمزگذاری شده. (اِرین می‌خندد)

بازیگر خوبیه، نه؟ این یه دزدیه؟

آره، هست، یه... آره. هی! اون برادر عموی من نیست.

چی میگن؟ چی میگن؟ طرف اشتباهیه.

اون نیست. اون برادر عمویِ لعنتیش نیست.

برادر عموی کی؟ اون نیست.

More Farsi Persian subtitles for Brassic

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left