De eerste 200 regels.
خیلی زرنگ
خب، کار کیه؟!
او'نیل، قربان
او'نیل، قربان
وینسنت؟ به من ربطی نداره، قربان.
اوه، واقعاً؟ پس کارل داره دروغ میگه، آره؟
آره، داره دروغ میگه
و بهتره حرفشو پس بگیره چون این... تهمته.
و بهتره حرفشو پس بگیره چون این... تهمته.
افترا. افترا.
بیا بالا!
دستاتو نشون بده
چی؟ دستات!
چی؟ دستات!
میتونم توضیح بدم... مچمو گرفتی.
تو یه دروغگویی، او'نیل، و دروغگوها باید مجازات بشن.
تو یه دروغگویی، او'نیل، و دروغگوها باید مجازات بشن.
بیا.
از هامفری معذرت خواهی کن.
حقیقتش، آقای بیتس، اون اساساً یه مربیایه.
حقیقتش، آقای بیتس، اون اساساً یه مربیایه.
آره
و اگه ازش معذرتخواهی نشه، فوقالعاده عصبانی میشه!
باشه، متاسفم! از هامفری!
باشه، متاسفم! از هامفری!
ببخشید...مربی.
اسمشو بگو! من اسمشو نمیگم!
باید اسمشو بگه؟ آره!
ممنون، احمقها!
ممنون، احمقها!
بگو، او'نیل! خفه شو، عوضی سگباز!
از کفش معذرتخواهی کن! من از کفش عذرخواهی نمیکنم!
از کفش معذرت میخوام، از کفش معذرت میخوام!
از کفش معذرت میخوام، از کفش معذرت میخوام!
از کفش معذرت میخوام!
از کفش معذرت میخوام!
# بهترین چیزای زندگی مجانیه
# بهترین چیزای زندگی مجانیه
تو یه دزدی، او'نیل، همیشه بودی و همیشه خواهی بود!
# این همونیه که من میخوام
# این همونیه که من میخوام
# این همونیه که من میخوام
# این همونیه که من میخوام
ببخشید، کفش.
# این همونیه که من میخوام
# این همونیه که من میخوام
# این همونیه که من میخوام #
ولی عملاً الان دیگه تو نوچه ترنس نیستی؟
همه کارا رو تو میکنی در حالی که اون همه سودو میبره.
همه کارا رو تو میکنی در حالی که اون همه سودو میبره.
نه، من نوچه ترنس نیستم.
اون یه کارآفرین لعنتیه.
آره، کارآ...کارآفرین.
کارآفرینی که تو شرکت نوپای ما سرمایهگذاری میکنه.
کارآفرینی که تو شرکت نوپای ما سرمایهگذاری میکنه.
که یعنی امکانات بهتر.
علف بهتر.
لعنتی، ما داریم اینجا پیشرفت میکنیم.
صبر کن، عزیزم.
اشتباه برداشت نکن.
عالیه که ما تأمینکننده اصلی ترنسیم.
عالیه که ما تأمینکننده اصلی ترنسیم.
ولی من الان یه تاجرم.
و تاجرا مسئولیتهایی دارن.
مثلاً چه کوفتی؟
مثلاً مرتب کردن اینجا. نگاش کن.
مثلاً مرتب کردن اینجا. نگاش کن.
تو هر درز و سوراخی فیلتر سیگاره.
تو خشککن دست، کاندوم استفادهشده هست.
یه احمقی کنار خروجی اضطراری ناهار سرد خورده.
تو لری فلینت هاولی هستی یا چی؟ هی!
تو لری فلینت هاولی هستی یا چی؟ هی!
احمق، من این کارو واسه خودمون دارم میکنم.
یعنی، حق با شماست، شاید من مدیر عامل باشم.
ولی ما همهمون ذینفع هستیم، آره؟
و موفقیتش به تلاشهای مشترک ما بستگی داره.
و موفقیتش به تلاشهای مشترک ما بستگی داره.
به همین دلیله که...
داشتم امیدوار بودم شاید یه جایی باهام بیای.
یه جایی باهات بیام؟ مثلاً کجا؟
یه سفر کوچولو، اِ...
یه سفر کوچولو، اِ...
مثلاً کجا؟
دارم یه اتاقی رو اون پشت آماده میکنم.
واسه، میدونی... مشتریهای خاص.
یه اتاق آبی، اگه بخوای.
یه اتاق آبی، اگه بخوای.
و من این تصور رو تو ذهنم دارم.
میخوام به یه شکل خیلی خاصی تجهیزش کنم.
کی میخواد شامشو از روی این بخوره؟
عالین.
به جزئیاتش نگاه کن.
مجسمههای کوچیک آلت مردونه همه جای روش.
مجسمههای کوچیک آلت مردونه همه جای روش.
هوم.
هی، میدونی کی از اینا خوشش میاد؟
مککن لعنتی. هی! چشاتو بردار، آفتاب!
مککن لعنتی. هی! چشاتو بردار، آفتاب!
از مغز لعنتیت استفاده کن.
اون عاشق عتیقهجات هرزهنگاریه. این باعث میشه حالش خوب بشه، نه؟
باشه، خب این شورتها رو تو برداری چطوره؟
یه ذره هم تحریککننده نیستن اینا، داداش.
اون ورش رو ببین.
وای!
نگاه کن!
روش یه ک*ص گنده داره.
روش یه ک*ص گنده داره.
این که... این خودش دیگه پورنوگرافیه!
این حال به هم زنه.
هی، هی، هی!
این خودش یه زیباییه.
این خودش یه زیباییه.
یه اثر هنریه، این ک*ص زن!
تو بقیش رو کمک کن. شورتها مال خودت.
باشه... خب، کِی دارن اینا رو جابجا میکنن؟
موزه از پس هزینهی نگهداری گرون برنمیاد.
واسه همین، بهم خبر دادن که دارن اونا رو تو جعبههای معمولی میذارن.
و میندازنشون تو کانتینرهای حمل بار، تو پارکینگ کارکنان.
و میندازنشون تو کانتینرهای حمل بار، تو پارکینگ کارکنان.
بدون امنیت؟ نه، امنیت دارن.
دوربین مداربسته، نگهبان با سگ.
چه سگی؟ یه لابرادودلِ لعنتی!
چه سگی؟ یه لابرادودلِ لعنتی!
مگه فرقی میکنه چه سگِ لعنتیای باشه؟
اگه یه روتوایلرِ لعنتی باشه، آموزش دیدن که گلو رو بگیرن.
یه کم غذای سگ میاریم.
یه کم غذای سگ میاریم.
یه چیزی هست که میشه تهیه کرد، یه تفنگ بیهوشی. دقیقا!
بزنی تو ک*ن سگه و حله.
خب... میدونی چی میخوام بپرسم.
این ارزشش رو داره؟
این ارزشش رو داره؟
این همه دردسر واسه یه مشت چیزِ داغون واسه اتاقِ هوسبازیش؟
یه بار تو زندگیِ لعنتیت یه کم دید داشته باش، رفیق.
ما میتونیم هاستلر کلابِ بعدی بشیم، آره.
ما میتونیم هاستلر کلابِ بعدی بشیم، آره.
و این شیک بودن و توجه به جزئیاته که ما رو به هدف میرسونه.
وینی؟ من پایهم.
هرچیزی که توش مجبور نباشم قایم بشم یا واسه زندگیِ لعنتیام بترسم.
هرچیزی که توش مجبور نباشم قایم بشم یا واسه زندگیِ لعنتیام بترسم.
عالیه، آره. من نیستم.
آره... منم همینطور. پس فقط سه نفریم.
سه تفنگدار، همه برای یکی و یکی برای همهیِ لعنتی.
سه تفنگدار، همه برای یکی و یکی برای همهیِ لعنتی.
کاردی کجاست؟
کاردی!
کاردی!
کاردی!
سلام. سلام.
این گندکاریا چیه رو صورتت؟
برنزه کردی؟ نه. آره، کردی... هی، هی.
برنزه کردی؟ نه. آره، کردی... هی، هی.
چه خبره؟ این چه وضعشه؟
معلومه زیادی برنزه کردی.
خب، بگو ببینم... یه کم توضیح بده.
من فقط سرم شلوغه، خب.
من فقط سرم شلوغه، خب.
من که همیشه در دسترس نیستم، میدونی.
بعضی وقتا واقعا کارای دیگهای تو زندگیم دارم.
آره؟ مثلا چی؟
آره؟ مثلا چی؟
کاردی... کاردی، یالا. یالا.
باید یه دست دیگه بزنم.
اوه، چطوری وینی؟
اون با همهی پسرا همین کارو میکنه.
ما امروز تو خونه یه روزِ اسپا داریم، مگه نه کاردی؟
ما امروز تو خونه یه روزِ اسپا داریم، مگه نه کاردی؟
اوه، خب، این، اِم...
اوه، امروز همه چی در جریانه.
جکوزی، ماساژ، پاکسازی صورت.
شاید حتی یه ماسک بدنِ خیار هم بعدا انجام بدیم اگه وقت کنیم.
شاید حتی یه ماسک بدنِ خیار هم بعدا انجام بدیم اگه وقت کنیم.
اوه، ماسک بدنِ خیار؟
خب، باشه، گوش کنید... خوش بگذره.
اِم... داری چی کار میکنی؟
تو برگرد به برنزه کردنت. لکه لکه شدی.
تو برگرد به برنزه کردنت. لکه لکه شدی.
خوش بگذره! اوه، حتما!
واسه دندونت چقدر میخوای؟
سی پوند.
سی پوند.
سی پوندِ لعنتی؟
اگه بتونم لمسش کنم، یه پنج پوندی میگیری.
چندش!
بفرمایید. ممنون.
بفرمایید. ممنون.
خوشحالم برگشتی.
آره، خوشحالم برگشتم.
ممنون که آوردیش بیاد منو ببینه.
وقتی تو اون سوراخ گیر کرده بودم.
اون صورت کوچولو منو سر پا نگه داشت.
چرا نمیری بالا یه کم بازی کنی؟
یالا. برو گمشو.
نگرانت بودیم. هوم.
من نگران خودم بودم.
من روزای سیاهی داشتم.
ولی اون...
من واقعا اون پسر رو دوست دارم.
من واقعا اون پسر رو دوست دارم.
میدونم.
No comments yet. Be the first to leave one.