De eerste 200 regels.
میدونی من چی فکر میکنم؟ چی؟
فکر میکنم میتونم واقعاً خوشبختت کنم
فکر میکنم میتونم واقعاً خوشبختت کنم
عاشقت میشم، مراقبت میکنم ازت
واسه تایلر بابای محشری میشم، میدونی
و همه چی عالی میشه
و همه چی عالی میشه
سی و چهار درصد وقتها
یه سرتیپ؟ یه سرتیپ
یه مدت یه سرهنگ ارتشی هم بود ولی مرد
یه مدت یه سرهنگ ارتشی هم بود ولی مرد
بعدشم یه زن شهردار هست که هفتهای یه بار واسش میبرم
راستش، اصلاً هیچ ضرر کوفتی نداره. عین دارو میمونه
این خانومه اینجا اِماِس داره. پس تو عملاً دکتر محلهای
این خانومه اینجا اِماِس داره. پس تو عملاً دکتر محلهای
من دکتر وینی پیاِچدیزل هستم
پیاِچدی. اون کوفتی یعنی چی، پیاِچدی؟
پیاِچدی. اون کوفتی یعنی چی، پیاِچدی؟
هیچ ایدهای ندارم
فکر کنم دی (D) یعنی دکتر؟ نه، فکر نکنم
صبر کن تا لبخند رو لباشو ببینی. واقعاً
ببین چه قدر شادی میارم واسه لیندا مون. لیندا!
ببین چه قدر شادی میارم واسه لیندا مون. لیندا!
بازه. خوبی گلم؟
قیافهام خوبه؟ این زخم بسترها بلای جونم شدن
قیافهام خوبه؟ این زخم بسترها بلای جونم شدن
یه بالشتک واسم میاری و بذاری زیرم؟
آره، سامی میتونه کمک کنه؟ آره. سلام، گلم
سلام، لیندا. پس تو دوستدختر جدیدی؟
سلام، لیندا. پس تو دوستدختر جدیدی؟
خفه شو، دهنگشاد. توروخدا!
آخرین دوستدخترم گیس خوکچهای مزخرف داشت
کینک. این یکی آدم خوبیه سامی
کینک. این یکی آدم خوبیه سامی
نگهش دار. قلبش از طلاست
میخوای پول علف رو ندی؟ آره. قضیه اینه پس؟
بیاین، رو سه. رو سه. یک، دو، سه. واه!
بیاین، رو سه. رو سه. یک، دو، سه. واه!
باشه، یه بار دیگه. یک، دو، سه
کمکم کن. چه کوفتی دستته اونجا؟
بیخیال اون، پاها رو بگیر. پاها؟
دیلن، میتونیم از بالا استفاده کنیم؟ واسه چی؟
دیلن، میتونیم از بالا استفاده کنیم؟ واسه چی؟
شبیه چه کوفتیه؟ آدوانتی
راستش، اصلاً نمیدونم
راستش، اصلاً نمیدونم
واسه این آمادهاید؟ رفقا این جدیدترین تکنولوژی پیشرفتهس
این تازه واردِ همهچیتمام و پر زرق و برق به محل تفریح شهوانیِ تازه بازسازی شده منه
این تازه واردِ همهچیتمام و پر زرق و برق به محل تفریح شهوانیِ تازه بازسازی شده منه
سیاهچال جنسی. این یه سیاهچال کوفتی نیست، دیلن
زیر زمینه، تومو. این چیزیه که الان گیرم اومده چون اِرین رفته خوابیده
با مککان. یا عیسی مسیح لعنتی. خلاصه، با خودم فکر کردم
با مککان. یا عیسی مسیح لعنتی. خلاصه، با خودم فکر کردم
تومو، رو به جلو و رو به ترقی. چیزای جدید رو بیار تو، و خب، به همین خاطر
رفقا، میخوام بهتون معرفی کنم
رفقا، میخوام بهتون معرفی کنم
آلیسون. واو. اون...
سکسیه؟ عجیب غریبه؟
سکسیه؟ عجیب غریبه؟
مثل واقعی. خب، اصلاً هدف همینه، مگه نه؟
صد درصد ترموپلاستیک. واژن ضرباندار داخلی
صد درصد ترموپلاستیک. واژن ضرباندار داخلی
عمق هفت اینچ. همینه، آره؟
اسکلت فلزی. حس واقعی. بوی ناجور هم نداره
عمق مقعدی، ۶.۷ اینچ. عمق دهانی، پنج اینچ
عمق مقعدی، ۶.۷ اینچ. عمق دهانی، پنج اینچ
عمیقه، آره. عمیق
خب سوال من از شما بچهها اینه، کدوم یک از شما خوش شانسها
قراره تستش کنه؟ داری مسخرهام میکنی؟
قراره تستش کنه؟ داری مسخرهام میکنی؟
من تو اون جا نمیشم. جیجی
مثلاً من برم با آلیسون بخوابم پشت سر شوگر؟ کاردی. کاردی. کاردی
بهت پول میدم. چرا خودت انجام نمیدی؟
بهت پول میدم. چرا خودت انجام نمیدی؟
از تیپ من نیست، مگه نه؟ منظورت چیه از تیپت نیست؟
خب، اولاً که آدمیزاد نیست. ولی قضیه همینه دیگه، نه؟
خب، اولاً که آدمیزاد نیست. ولی قضیه همینه دیگه، نه؟
اگه باید بدونی، من دارم این کابوسهای کوفتی رو میبینم
خوابهای کوفتی عجیب. راستش حال و حوصلهام رو ازم گرفتن
خوابهای کوفتی عجیب. راستش حال و حوصلهام رو ازم گرفتن
با یه ترس و وحشت از خواب میپرم
تو خوابا چی میشه؟ من غرق خوابم، تو رویام
تو خوابا چی میشه؟ من غرق خوابم، تو رویام
تو تخت خودم
یا حداقل اینطور به نظر میاد که تخت خودمه
جز اینکه ملافههای ساتن حس میشه، در حالی که من همیشه ترجیح میدادم
جز اینکه ملافههای ساتن حس میشه، در حالی که من همیشه ترجیح میدادم
پنبهی مصری. و متوجه میشم
که دارم به آرامی نوازش میشم، زیر پتو
که دارم به آرامی نوازش میشم، زیر پتو
یعنی، ناخوشایند نیست، اما این حس باعث میشه کم کم به خودم بیام
و چشمامو نیمه باز میکنم همینطور که بیشتر از اطرافم آگاه میشم
پتو رو کنار میزنم تا یادم بیاد با کی تو تختم
پتو رو کنار میزنم تا یادم بیاد با کی تو تختم
و تازه اون موقع میبینم
اِرین؟ راستش رفقا، من خیلی خستهام
سایهای از خودِ قبلیم شدم. شبها میخورم که از حال برم
سایهای از خودِ قبلیم شدم. شبها میخورم که از حال برم
جق زدی؟ معلومه که جق زدم، کوفتی، اَش
تو هر موقعیتی اولین راه حلمه
ولی تو سعی کن راستش کنی وقتی یه ارین لعنتی بیحدقه بالاسرت زل زده.
ولی تو سعی کن راستش کنی وقتی یه ارین لعنتی بیحدقه بالاسرت زل زده.
احتمالاً فقط استرسه.
چون شماها قهر کردین.
چرا فقط آشتی نمیکنین؟ آره.
شاید. ولی من که بهش نیاز ندارم، دارم کاردی؟
شاید. ولی من که بهش نیاز ندارم، دارم کاردی؟
چون من این خانم دوستداشتنی رو دارم، پس سوال اینه:
کی داوطلب میشه؟
من نگفتم واژن تپنده؟
بابام هیچوقت واقعاً کنارم نبود.
مامانم همیشه میگفت رفته سر کار.
مامانم همیشه میگفت رفته سر کار.
معلوم شد در واقع یا زندان بود،
یا دنبال یکی از نقشههای احمقانهش.
وقتی مامانت رفت چند سالت بود؟ هفت.
خیلی کوچیک بودی. اومم.
خدایا، گاهی وقتا فکر میکنم نکنه نصف دلیلش همینه
خدایا، گاهی وقتا فکر میکنم نکنه نصف دلیلش همینه
که من اینی شدم که هستم. یعنی مغزم فقط...
لعنتی، خراب شده. باید قرص بخورم، میدونی.
لعنتی، خراب شده. باید قرص بخورم، میدونی.
واقعاً شرمآوره.
تو تو جنگل خوشتیپی. گمشو بابا. جدی، بهت میاد.
تو تو جنگل خوشتیپی. گمشو بابا. جدی، بهت میاد.
خوشم میاد. شرط میبندم وقتی زندان بودی دلت برای اینجا تنگ شده بود؟
آره، تنگ شده بود. اصلاً برای چی تو بودی؟
آره، تنگ شده بود. اصلاً برای چی تو بودی؟
یه چیزی در مورد خاکسپاری؟
اون یه داستان طولانیه. من که جایی نمیرم.
بهتره بهت نگم، تا تو در امان باشی.
این رفیقمون، ترنس مککان، واقعاً آدم دردسرسازیه.
همون پسره که ارین براش کار میکنه؟
همون پسره که ارین براش کار میکنه؟
اصلاً آدم خوبی نیست. لعنتی به مردم آسیب میزنه، میدونی.
و این آخرین چیزیه که دلم میخواد برای تو اتفاق بیفته، پس...
سلام، آلبی. سلام. فقط یه ساعته.
تا من یه ذره کار کنم. بازی آورده؟ آره، کانکت فور رو آورد.
تا من یه ذره کار کنم. بازی آورده؟ آره، کانکت فور رو آورد.
من کانکت فور رو دوست دارم. میدونم دوست داری و توش هم خوبی.
خوش بگذره، آره. خداحافظ، آلبی. خداحافظ.
خوش بگذره، آره. خداحافظ، آلبی. خداحافظ.
چه خبره؟ اداره محیط زیست.
چه خبره؟ اداره محیط زیست.
این بنایی که توش زندگی میکنی، اینجا غیرقانونیه. چی؟
این زمین فروخته شده، و بنای شما... بابا بیخیال، تو...
این زمین فروخته شده، و بنای شما... بابا بیخیال، تو...
با این بناهات... باید ظرف هفت روز برداشته بشه.
هی، یه لحظه صبر کن... همهش توشه.
کس ننه! من سالهاست اینجام، مرد. آره، غیرقانونی.
کس ننه! من سالهاست اینجام، مرد. آره، غیرقانونی.
این جنگل لعنتیه، مردم مالک جنگل نیستن. الان دیگه هستن.
هفت روز. باشه.
گندش بزنن!
جیمبو؟
جیمبو؟
اوه! شما دو تا کون کهنه چه گوهی میخورین؟
شبیه چیه؟ انگار داری یه اسب بلوطی رو نوازش میکنی.
شبیه چیه؟ انگار داری یه اسب بلوطی رو نوازش میکنی.
خب، اینم از این. ما داریم وارد نمایشگاه ایست لنکز میشیم.
و این دفعه قراره لعنتی برنده بشیم.
و این دفعه قراره لعنتی برنده بشیم.
ما اختلافات قبلیمونو کنار گذاشتیم تا با هم باشیم.
برای یه هدف مشترک. مثل وقتی که بتمن و جوکر با هم کار کردن
برای یه هدف مشترک. مثل وقتی که بتمن و جوکر با هم کار کردن
تا اولمن رو شکست بدن. اولمن بود؟ پنگوئن لعنتی بود.
اولمن. پنگوئن. اولمن. پنگوئن.
هی! لعنتی! کمک میخوام.
هی! لعنتی! کمک میخوام.
شورای لعنتی زمین رو فروخته. میخوان منو بندازن بیرون
از کلبهی لعنتیم. هفت روز وقت دارم رفقا. اونا نمیتونن این کارو کنن.
از کلبهی لعنتیم. هفت روز وقت دارم رفقا. اونا نمیتونن این کارو کنن.
خب، ظاهراً میتونن. اون دقیقاً لب مرز مزرعهی منه.
اونجا یه جنگل قدیمیه. اونجا گلهای زنگولهای لعنتی کمیاب هست.
اونجا یه جنگل قدیمیه. اونجا گلهای زنگولهای لعنتی کمیاب هست.
موشخوابدارای لعنتی کوچولو و پرندههای چیفچف. درسته.
من همین هفتهی پیش یه سسک بید اونجا دیدم. گوش کن!
من همین هفتهی پیش یه سسک بید اونجا دیدم. گوش کن!
لعنتی، این خونهی منه. من نمیتونم تو یه خونهی لعنتی زندگی کنم.
چه گوهی بخورم؟ کمکم کنین، کس ننه!
هی، باشگاه مخفیت چی شد؟ تو که همیشه پز میدادی
هی، باشگاه مخفیت چی شد؟ تو که همیشه پز میدادی
که نمایندههای مجلس و اعضای شورا رو میشناسی. باشه، خب این چیه.
باشگاه مخفی، شرلی؟ رازه. اون فراماسونه.
باشگاه مخفی، شرلی؟ رازه. اون فراماسونه.
ثابتش کن. خب پس، شرلی لعنتی، یه کلمه باهاشون حرف بزن برام، مرد.
ثابتش کن. خب پس، شرلی لعنتی، یه کلمه باهاشون حرف بزن برام، مرد.
نمیشه، ببخشید. ما قوانین خیلی سفت و سختی در مورد این چیزا داریم. لعنت!
در واقع اصلاً فراموش کن که من اینجا بودم.
فراموش کن این مکالمه اصلاً انجام شده.
فراموش کن این مکالمه اصلاً انجام شده.
هی، پاسلوسکی... دوستای مخفیِ کونی تو.
دوستای مخفیِ کونی تو! من هیچ دوست مخفی ندارم.
دوستای مخفیِ کونی تو! من هیچ دوست مخفی ندارم.
ولی اگه داشتی هم، کونی بودن!
سه عملیات غیرقانونی.
کاشت ماریجوانا، گاراژ ماشین رَت و کاتر.
ما همهشونو همزمان زدیم.
ما همهشونو همزمان زدیم.
میخوایم مچشونو موقع انجام کار بگیریم پس زمانبندی خیلی مهمه. سامانتا.
No comments yet. Be the first to leave one.