Первые 200 строк.
آنچه در «دکتر» گذشت
از فراموشیِ من علیه خودم استفاده کردی. واقعاً متاسفم
به احتمال زیاد پروانهات تعلیق میشه
پدر و مادرم هر دو پلیسن
دیگه هیچوقت جلوت کوتاهی نمیکنم
وای، خدای من
خودشه؟ اون بابای هانائه
جرم واقعی اینه که بابای ما مُرده
و تا رسیدن به «چشم در برابر چشم» هنوز خیلی فاصله داریم
ما یه بچه رو کُشتیم
میدونم. یه جای دیگه واسه رفتن پیدا کن
چارلی. چارلی، یالا دیگه
بهم نگاه کن. چیکار کردی؟
آهنگ تنفسش دوباره داره میاد پایین
بهش نارکان زدی؟ ۱۵ دقیقه پیش
شاید مجبور شیم دوباره بهش دوز بدیم
دیگه چی مصرف کرده؟ «اسپیشال کِی»، پودر سفید
مقداری شیشه یا شاید هم کوکائین
مردمکهاش به شدت تنگ شدن، پس حتماً فنتانیله
اثرِ انباشتگیه. کار زیادی از دستمون برنمیآد
تا وقتی برسیم به «ایستساید». اوه، محتویات معدهش داره وارد ریهش میشه
دارم لولهگذاریش میکنم. باشه
مرکز اعزام داره ما رو میفرسته سمت «وستساید»
نه، نه، «ایستساید» کلاً پنج دقیقه راهه
امکانش نیست. اونا پذیرش ندارن
نزدیکترین مرکز ترومای باز «وستساید»ـه. شرمنده
ضربانش بالاست
ایویانآرتی (AVNRT)
میلیگرم آدنوزینِ سریع بهم بده ۶
ضربان قلبت غیرطبیعیه
واسه همینه که درد قفسه سینه داری
مطمئنید این «آمیلودوزیا» نیست؟
منظورت آمیلوئیدوزه؟
درد قفسه سینه، ضربان قلب بالا، تنگی نفس
همهشون نشونههای AVNRT هستن. اما توی آمبولانس
واقعاً میخوای شروع کنی به من بگی اون پاراپزشک چی گفته؟
یه دلیلی داره که بیمارها رو میارن اینجا
و توی یه ماشین باربری درمانشون نمیکنن
ببخشید، قصدم این... راستی، وارد کردی توی
اون دستگاه کوچولویی که دستته
که ولتاژ نوار قلب مادرت طبیعیه؟
نه
دلت میخواد من درمانت کنم
یا دخترت و اینترنت؟
واسه من فرقی نداره. متاسفم
مطمئنم فقط ترسیده و میخواد کمک کنه
من نیازی به کمک ندارم
الان پیششی؟ آره، تو آیسییو بستریه
فقط بهم بگو کی میرسی اینجا، مامان
حالش خوب میشه؟ نمیدونم
نمیدونم حالش خوب میشه یا نه. فقط یه زاناکس بخور
و خودتو برسون اینجا! هانا
شنیدم چی شده. سابقه داره؟
از وقتی پدرم فوت کرد، گهگاهی مصرف میکرد
ولی یه مدتی بود که پاک بود
حتماً بدنش دیگه تحملش رو نداشته
ادم مغزی منتشر داره
من... نمیدونم چند وقت بیهوش بوده
تا ۲۴ یا ۴۸ ساعت آینده تحت داروی آرامبخش نگهش میداریم
تا خطر فتق مغزی رو به حداقل برسونیم
بعدش میتونیم سعی کنیم به هوش بیاریمش
مشخصه که امروز سر کار نمیری
ممنونم
خوشحالم که اینجاست
تو مثل خانوادهمونی، هانا. هواتو داریم
اون میخواست برام پاپوش درست کنه
و یه مریض رو به کشتن داد
تا جایی که ما میدونیم، دکتر کلارک
الان توی آیسییو پیش برادرشه؟
دیشب اوردوز کرده، الان توی کومای مصنوعیه
و مطمئنی که هکر خودش بوده؟
افبیآی صداش رو از یه پست اینستاگرام برداشته
و با ضبطهای هوش مصنوعی مقایسه کرده
کاملاً مطابقت داره. اگه بیهوش نبود
همین الان بازداشتش میکردن
ولی تا الان هیچ مدرکی نیست که نشون بده هانا کلارک هم دست داشته
فکر میکنی اتفاقیه
که همهی اینا از وقتی اون اومده شروع شده؟
اومد توی دفترم و تظاهر کرد که نگرانه
نگرانِ دوز کشندهی لورازپامی که مثلاً
امی تجویز کرده، در حالی که داشت برای اون پاپوش درست میکرد
اما اینا مدرک نمیشه
برادرش دوز دارو رو توی سیستم من تغییر داد
هنوز مدرکی براش نداریم
نه به طور قطعی
خب، بهتره قبل از اینکه عجولانه عمل کنیم، مدرک پیدا کنی
و نمیخوایم با دستبند از توی
بخش داخلی ردش کنن
ببخشید ولی این نگرانیِ اصلی من نیست
افبیآی داره با دوربینهای امنیتی زیر نظرش میگیره
فعلاً ترجیح میدن منتظر بمونن
و تو فکر میکنی همهی اینا به خاطر اینه که باباش رو اخراج کردی
و اونم بعدش خودش رو کشت؟
گزارشهای منابع انسانی نشون میده که خودش استعفا داده
ولی مشخصاً یه جورایی بینمون اختلاف بود
و یادمه که توی دفترم سرم داد میزد
و... و یه عکس رو از روی میزم پرت کرد
متوجه شدیم که اون یه شکایت رسمی تنظیم کرده بود
علیه دکتر لارسن، یه هفته قبل از اینکه استعفا بده
درسته. در این مورد صحبت کردم
اون موقع با دکتر لارسن بود
و اشاره کرد که داشته سعی میکرده بهش کمک کنه
اما نمیگفت مشکل چیه
نمیدونم چرا با شک و تردید به این قضیه نگاه میکنی، ایدی
دکتر لارسن دروغ نمیگه
ولی یادت نمیاد چرا مجبورش کردی استعفا بده؟
یا اینکه کارت قابل توجیه بوده یا نه؟
چی؟
نه
و شما چطور، دکتر حمدا؟
خب، من اون موقع اینجا کار نمیکردم
ولی هنوز همسر دکتر لارسن بودید
صحبتی در موردش نشد
تا جایی که یادمه. شما چی، دکتر ریدلی؟
تا امروز صبح اسم برایان کلارک به گوشم نخورده بود
فکر کنم قضیه دستمون اومد
اگه زحمتی نیست چند لحظه بیرون منتظر بمونید
باید در مورد قدمهای بعدی صحبت کنیم
و، امی
تحت هیچ شرایطی نباید با هانا رو در رو بشی. متوجهی؟
منو فرستادن بیرون، پس لابد نشونهی خوبیه
باشه. مگه دیگه چی میتونن بهت بگن
جز اینکه «خیلی متاسفیم که این اتفاق افتاده
و خودمون بهش رسیدگی میکنیم»؟
داشتن درباره برایان ازم میپرسیدن
که خب طبیعتاً من نمیتونم کمکی بهشون بکنم
تو از اون موقع چیزی یادت هست؟
تنها چیزی که بهم گفتی این بود که باهاش به مشکل خوردی و اونم استعفا داد
و بعدش هم مُرد. هیچوقت حتی نگفتی خودکشی بوده
حتماً نمیخواستم پیشت بهش اعتراف کنم
خب، اون مشکلات جدی داشت
آدمها خودشون رو نمیکشن
فقط به خاطر اینکه کارشون رو از دست دادن
دارن یه تحقیقات داخلی راه میاندازن
درباره رفتنِ برایان کلارک. صبر کن، چی؟
ابعاد این رسوایی خیلی بزرگ خواهد بود
از نظر روابط کار، روابط عمومی و حقوقی
باید ببینن که آیا این میوهی یه درخت سمیه یا نه
خب، این اصلاً یعنی چی؟
اونا نگران گذشتهی امی هستن
وقتی افبیآی هانا رو دستگیر کنه
اولین چیزی که رسانهها میپرسن اینه که چرا این کار رو کرد؟
که مثل بومرنگ برمیگرده سمت بیمارستان
پس دارن میگن اگه امی با اون مَرد بدرفتاری کرده باشه
اونوقت شاید دخترش تحریک شده باشه
اوه، دیگه حالم از این آدمها به هم میخوره
خب، ظاهراً اون باهاشون مشکلی نداره
بیخیال شو، جوآن
اگه بخوام پارتیبازی کنم، دیگه هیچ اعتباری برام نمیمونه
اوه، حتماً! پس بیایم با این بازیِ مقصریابی کنار بیایم
ظاهراً بازرس همین حالا هم
توی ساختمونه. چی؟
امروز کار نمیکنی، ولی باید همینجا بمونی تا ازت سؤال بپرسن
خب، کاملاً معلومه که دست و پاش بسته است
باید بفهمم چه اتفاقی افتاده
خودم به تنهایی
نگران آسیب مغزی ناشی از کمبود اکسیژن
و ناپایداری قلبی هستم
شیشه، کوک، فنتانیل و کتامین؟ - آره
مطمئناً میخواسته به خودش صدمه بزنه
بهش چی گفتی؟
اینکه ما مثل خانوادهایم. اون نباید چیزی بفهمه
فکر میکنی بتونی تو این شرایط احساساتت رو کنترل کنی؟
آره، منظورم اینه که اون الان فقط یه مریضه
باید نجات پیدا کنه. اون هم خواهرشه
خوبه، چون باید اون رو برگردونیم
و تو باید هر چی میتونی از زیر زبونش بکشی بیرون
درباره اینکه چرا پدرشون استعفا داد
اون بهت اعتماد داره. روت حساب میکنه
باشه، ولی چرا... چرا تو
چون هیئت مدیره میخواد امی رو سپر بلا کنه
بابت کل این گندی که بالا اومده
نمیتونیم بذاریم این اتفاق بیفته
دکتر ریدلی گفت که تو رو مأمور کرده پیش ما باشی
اگه اتفاقی براش بیفته، نمیدونم چیکار کنم
ما هواتو داریم، باشه؟ همهمون هستیم
جولی اینجاست؟
نه، همین الان صداش کردن بره بخش اداری
نمیدونم برای چی
راستی از تیجی خبر داری؟ کارش رو شروع کرده؟
نمیدونم
من هر کاری برات میکنم. خودت این رو میدونی
راستش، موضوع تو نیستی
به کمک پدرت نیاز دارم. یه چیزی مثل کارآگاهبازی
بهتره بهت نگم
سلام پسرم
سلام پدر. یادتونه همیشه میگفتین
کاش یه راهی بود که دینتون رو به امی ادا کنید؟
چیزی به ذهنت رسیده؟
آره. آره، انگار امروز همون روزیه که منتظرش بودیم
ممنونم
سلام، رندی. امی هستم
دقت کنید که تمام حرفهایی که امروز اینجا زده میشه
ضبط میشه ولی باید محرمانه بمونه
این یک بازجویی رسمی هست
که توسط هیئت مدیره بیمارستان وستساید
و مدیر پزشکی، مایکل همدا، در رابطه با
هکِ اخیر دکتر امی لارسن تأیید شده
آمادگی دارید به چند تا سؤال جواب بدید؟
بله، هستم
No comments yet. Be the first to leave one.